۱۶/تير/۱۴۰۵
|
۰۱:۰۷

چگونه یک رهبر جان مردم شد

محمد رستم‌پور: آن ساعت تلخ، آن روز سیاه، آن هنگامه بلا، آن لحظه ترس‌آور رسیده است. بی‌آنکه ما که در همه این سال‌ها به این وقت فکر کرده بودیم، برایش آماده باشیم. در آن دلهره خشم‌آلود پس از شهادت سرداری که علمدار قدرت ایران بود، در آن غم بیچاره‌کننده‌ پس از شهادت سیدحسن نصرالله که حافظ عزت ایران بود و در همه لحظه‌هایی که این و آن در ادراک و شناخت و مدیریت و راهبری‌اش درمانده می‌شدند، زیر همه فشارهای خردکننده و رنج‌های ناتوان‌کننده، ما قوی بودیم و زانو نزدیم، چون نگاه‌مان به بیت رهبری بود که کلام مردی متصل به آسمان تسکین می‌دهد، ترمیم می‌کند، تنظیم می‌کند و ترسیم می‌سازد. حالِ امروزِ مردمی که در 47 سال اخیر جمهوری اسلامی ایران، به فکر و فراست و تدبیر و تعلیم آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای تعلق داشتند، همه آن چیزی است که به واسطه وجود ایشان تجربه نکرده بودند؛ ترکیبی از خشم و غم و اندوه و اراده برای مثل خامنه‌ای شدن و مانند او بودن. او پیش و بیش از همه، به ایران یاد داد باید برخاست و باید تا پای جان شمشیر زد و مجاهدت کرد، دشمن و خصم هر که می‌خواهد باشد؛ در زندگی فردی یا اجتماعی. خامنه‌ایِ شهید، به‌روزترین و کامل‌ترین نمونه و مثال اراده انسان در جهان صورت‌های جبرگرایانه‌ای است که ستم را توجیه می‌کند و حتی معقول نشان می‌دهد. رهبر شهید ایران اثبات کردند ایوب بودن، سلیمان بودن، موسی و عیسی بودن، یعقوب و یوسف بودن، خضر و شعیب بودن، شدنی است؛ آن هم در زمانه‌ای که لبالب است از شرور و شایستگی، کناره‌گیری از همه ارتباطات و تعاملات تفسیر می‌شود. ماندن در میدان، مقابله با نظم و ابتنایی که روی خون استوار شده و در و دیوارش را سیاهی کردارهای نفسانی ساخته و به‌ویژه برهم‌زدن سیر و مسیر سقوط انسانی که محتوم خوانده می‌شود، هنر بزرگ 2 ولی فقیهی است که ایران پس از انقلاب را هدایت کردند.‌ 
اگر امام خمینی(ره) به مدد دین انقلاب کرد و ۱۱ سال، امر پیرایه گرفته حکومت به طغیان را در خدمت هدایت انسان ایرانی دلزده از تحقیر تاریخی امرای قاجار و پهلوی قرار داد، آیت‌الله خامنه‌ای نشان داد حتی در شتاب شگفت فناوری می‌توان جهان را در خدمت مستضعفان قرار داد. این جهان در علم، در ادبیات، در فرهنگ، در ورزش، در سیاست و حتی در اقتصاد، باید ایران نوین را به رسمیت بشناسد.
 ایران نوین، ایرانی که آخرالامر، آیت‌الله جان‌شان را نیز در راه ساخت آن تقدیم کردند؛ قبل از هر چیز ساخته خود ایرانیان است. ایرانی که یک روحانی فرهیخته و تاریخ‌شناس و دلسوز و فهیم مانند آیت‌الله خامنه‌ای ساخت، اولاً بهره‌مند از یک استقلال عمیق و زیربنایی و گسترده است. ایشان هر چه را غیرایرانی بود، از فکر تا محصول، از دید تا عمل، نمی‌پسندیدند و البته با اقدامات تحجرستیزانه کوشیدند زمینه‌ای بومی و کارآمد برای تأمین نیازهای زیستی ایرانیان در همه ابعاد را نیز فراهم کنند. ثانیاً آنچه از میراث رهبر شهید پیش روی ماست، در یک نظم تدریجی اما غیرکاهلانه در نزدیک 5 دهه اخیر پدید آمده است. توفیق ایران در علم، عزتمندی ایران در فناوری، پیشرفت ایران در ورزش، دستاورد ایران در دفاع و درخشندگی ایران در تامین نیازهای زیرساختی، همه و همه در یک سیر تدریجی و زمانمند حاصل شده است. 
تمرکز رهبر شهید بر استقلال و عزت ایران و توجه به عنصر زمان، برآمده از کیاست و تدبیرشان بود ولاغیر. ثالثاً این استقلال و قدرتمندی زمان‌بندی‌شده، از خطوط فقهی و اصول دینی حکومت‌داری در عصر غیبت بیرون نزده است. آیت‌الله خامنه‌ای، سیاستمدار زمان‌شناس فقیهی بودند که نشان دادند می‌توان یک ملی‌گرایی دینی پدید آورد.‌ استوارسازی احکام شرع بر مسائل و اقتضائات حکومت به‌ویژه در دوره مدرن که حل مسائل را فراتر از پایبندی به لوازم می‌بیند، کاری بس دشوار و فرساینده است. 
در نتیجه این استقلال فراگیر تثبیت‌شده بومی فقهی، ساختار مستحکم و در عین‌حال انعطاف‌پذیری بر جمهوری اسلامی ایران حاکم شده که زایندگی مستمر و پویایی درون‌زایی دارد که اتفاقاً به نیروی انسانی مبعوث بر مبنای اشارت ولی فقیه متکی است. 
چنین ترسیمی نشان می‌دهد بن‌بست در حکمرانی دینی مدرن وجود ندارد، اگر نیروی انسانی برخاسته از اجتماع صاحب اراده، به لایه‌های بالایی سیاست راه یابد.‌ در نهایت، آنچه اعتبار و محبوبیت آیت‌الله را به همه دسیسه‌ها و توطئه‌های مکارانه دشمن سبب شده، نقش‌دهی آقا به توده‌های مردم است. این نقش‌دهی در پرتو شکلی از تنظیم‌گری اجتماعی است که ایران را برای همه ایرانیان و متعلق به تمام ایشان می‌خواهد و از همین رو است که عزاداری برای رهبر شهید تا این اندازه گسترده است. حتی اگر آیت‌الله خامنه‌ای در جریان یک جنگ نابرابر و به صورت مظلومانه و در کنار افراد و خانواده‌شان به شهادت نرسیده بودند نیز به دلیل آنچه گفته شد، در قلب همه ایرانیان جا داشتند. 
تشییع و بدرقه و وداع با ایشان، قاب‌هایی ساخت که به یک ادراک عمومی و خاطره جمعی تبدیل خواهد شد و نیروی عظیم پیش‌برنده‌ای خواهد شد که دست رهبر رشید انقلاب، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای را پر خواهد کرد؛ به‌ویژه آنکه ایران همچنان در میانه پیچیده‌ترین و دشوارترین تهدید حیات خود است. دشمنی فراگیر قلدرها و زورگوهای جهانی همچنان ادامه دارد و جنگ مستقیم نظامی به خشونت‌بارترین شکل خود به نامحسوس‌ترین وجه یک نبرد ممکن تبدیل شده تا زیربنای مقاومت ایرانیان را در هم بشکند. 
آنچه تشییع تاریخی رهبر شهید را از رویدادهای مشابه متمایز می‌کند، فقط تعداد تشییع‌کنندگان و شخصیت تشییع‌شده یا دیگر عناصر هنری و رسانه‌ای ماجرا نیست.‌ چنین تشییعی در ضمن و بطن خود، اعلام بیعت، ابراز آمادگی و اراده اقدام برای تداوم راهی است که امام خمینی رحمه‌الله علیه ساختند و امام خامنه‌ای شهید آن را تثبیت کردند.
 ایران مستقلی که امام آن را بنیان گذاشتند و به دست و فکر و اندیشه رهبر شهید، قوی شد، جز با حضور مردمی که در همه ۴۷ سال گذشته هدف تحریم و جنگ و فشار اقتصادی و بمباران روانی دشمن بوده‌اند، نمی‌تواند بر ابرقدرت‌ها فائق آید. کار بسیار است و تشییع رهبر شهید پایان کار نیست. غم فراوان است و حماسه تولد یافته. تلخی و سیاهی و ابتلا واقعیت دارد اما همان رهبر شهید دلداده امامی بودند که پس از عاشورا برخاستند و جامعه‌ای ساختند که تمدن‌ساز شد. باید برخاست.

ارسال نظر
captcha