۱۶/تير/۱۴۰۵
|
۲۳:۴۸
دیدگاه

شهادت پایان راه نیست

محمد ملک‌زاده:‌ تشییع باشکوه پیکر مطهر قائد شهید انقلاب اسلامی در بستر تفکر شیعی و انقلابی، فراتر از یک آیین سوگواری عرفی، یک کلان‌رویداد الهیاتی-اجتماعی است. این پدیده واجد منطق معرفتی منحصربه‌فردی است که پیوندی وثیق میان مفاهیم توحیدی، جامعه‌شناختی و حماسی برقرار می‌سازد. در الهیات سیاسی- اسلامی، مرگ مادی انسان برجسته‌ای همچون رهبر نظام اسلامی، پایان ماموریت این جهانی او نیست، بلکه نقطه عزیمت بازآفرینی هویت جمعی جامعه مؤمنان است. تشییع باشکوه پیکر مطهر قائد شهید، تجسد بیرونی عقیده و باور امت اسلامی است؛ تصویری زنده از حضور همزمان توده‌ها که در آن، عواطف قلبی به یک خشم انقلابی تبدیل و موضع سیاسی-اعتقادی، مصمم به ادامه راه می‌شود. این آیین، بستری برای فهم رابطه متقابل «امامت و امت» و استمرار رهبری جامعه اسلامی است. منطق حاکم بر این پدیده را می‌توان در چند گزاره بنیادین الهیاتی خلاصه کرد:
۱- منطق عاشورایی پیروزی خون بر شمشیر
در اندیشه سیاسی شیعه، شهادت قائد شهید انقلاب را می‌توان به نقطه‌ای برای بازتولید معنویت، تقویت ایمان جمعی و استمرار پیروزمندانه اهداف او تبدیل کرد. 
از این منظر، شهادت رهبران نه پایان حرکت آنان، بلکه آزمونی برای زنده ‌بودن تفکر ایشان در میان مردم است. اگر دشمن می‌کوشد با از میان برداشتن یک چهره محوری، مسیر یک جریان را متوقف کند، فرهنگ شیعی شهادت را به عاملی برای بیداری، همبستگی و ادامه مسیر تبدیل می‌کند. منطق کربلا نیز بر همین اساس فهم می‌شود. در واقعه عاشورا، شهادت امام حسین علیه‌السلام در حقیقت آغاز یک جریان تاریخی و معنوی شد؛ جریانی که وجدان جامعه را بیدار کرد، مرز حق و باطل را روشن ساخت و الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شد. در این منطق، خون امام شهید هرگز خاموش نمی‌شود، بلکه به زبان تاریخ سخن می‌گوید و نسل‌های بعدی را به مسؤولیت، آگاهی و ایستادگی فرامی‌خواند.
بر این اساس تشییع باشکوه پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز صحنه ظهور وفاداری عمومی، بازخوانی آرمان‌های شهید و اعلام تداوم راه اوست. حضور گسترده مردم در آیین تشییع، نوعی بیعت دوباره با ارزش‌هایی است که این شهید والامقام برای آنها زیسته و جان داده است. به همین دلیل، پیکر و جسم رهبر شهید اگرچه از میان مردم می‌رود اما اندیشه و پیام او در میان آنان گسترده‌تر می‌شود.

2- امتداد مفهوم «ولایت» و «بیعت دوباره»
مردم با حضور گسترده در تشییع پیکر رهبر شهید خود، در واقع با آرمان‌ها و جانشین او تجدید بیعت می‌کنند. حضور فیزیکی در تشییع، نوعی رأی آری مجدد به مشروعیت مسیر و مکتبی است که آن قائد جان خود را در راه آن فدا کرده است. این به معنای اعتقاد به حیات شهید و استمرار رهبری اوست. بر اساس این رویکرد الهیاتی، شخصیت حقوقی و معنوی رهبری در رگ‌های جامعه جاری شده و به عنوان یک نیروی محرک جدید عمل می‌کند.

3- تجلی عینی «تَولّی و تَبَرّی»
در فرهنگ شیعی، تولّی و تبرّی ۲ اصل مهم در جهت‌گیری ایمانی و اجتماعی مؤمنان‌اند. تولّی یعنی محبت، پیوند قلبی و عملی با اولیای الهی، رهبران حق‌طلب و کسانی که در مسیر عدالت، توحید و کرامت انسان حرکت می‌کنند. تبرّی نیز به معنای مرزبندی آگاهانه با باطل، ظلم، استکبار، فساد و جریان‌هایی است که در برابر حق و عدالت می‌ایستند. بر این اساس حضور گسترده مردم در تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، عالی‌ترین سطح ابراز دوستی با اولیای الهی (تولی) و اعلام انزجار و دشمنی با جبهه باطل و مستکبران (تبری) است. مردم با حضور خود نشان می‌دهند که رابطه آنان با امام شهید، پیوندی اعتقادی، هویتی و آرمانی است. آنان در واقع اعلام می‌کنند که راه، فکر و آرمان رهبر شهید را ادامه‌دار می‌دانند و شهادت ایشان را پایان یک مسیر تلقی نمی‌کنند.
از سوی دیگر چنین تشییعی می‌تواند جلوه‌ای از تبرّی نیز باشد، زیرا جمعیت حاضر به‌صورت عملی اعلام می‌کند با جبهه‌ای که عامل ظلم، تجاوز و مقابله با حق است، مرزبندی دارد. در این معنا، تشییع فقط وداع با پیکر شهید نیست، بلکه صحنه‌ای برای آشکار شدن دوستی‌ها و دشمنی‌ها است؛ دوستی با جبهه حق و عدالت و بیزاری از جبهه باطل و استکبار. اهمیت چنین مناسکی در این است که مفاهیم اعتقادی را از سطح ذهن و گفتار به سطح کنش عمومی منتقل می‌کند. تولّی و تبرّی در اینجا تنها شعار یا باور فردی نیستند، بلکه در قالب حضور میلیونی، اشک، شعار، همبستگی و همراهی اجتماعی ظاهر می‌شوند. به همین دلیل تشییع پیکر شهید به یک رسانه زنده و جهانی تبدیل می‌شود؛ رسانه‌ای که پیام آن با تصویر، جمعیت و عاطفه جمعی منتقل می‌شود. این مناسک، یک پیام روشن به جهان مخابره می‌کند مبنی بر اینکه ملت ایران، در برابر مصیبت فقدان رهبری شهید، دچار فروپاشی و سکوت نشده، بلکه با انسجام بیشتر، هویت و جهت‌گیری خود را آشکار کرده است. این حضور جمعی می‌تواند نشان دهد که رهبر شهید تنها یک فرد نبوده، بلکه نماینده یک گفتمان، یک آرمان و یک جبهه فکری بوده است.
علاوه بر این، در دنیایی که محاسبات مادی و فناوری‌های نظامی حرف اول را می‌زنند، حضور میلیونی مردم در تشییع قائد شهید، فرمول قدرت را نیز تغییر می‌دهد. این رویداد نشان می‌دهد «قدرت نرمِ حاصل از ایمان و شهادت» توان غلبه بر ابزارهای سخت استکبار را دارد.

4- تقویت انسجام ملی و همبستگی اجتماعی
هدف دشمن آمریکایی- صهیونی از به شهادت رساندن رهبر نظام اسلامی، ایجاد تشتت و اختلاف در جامعه بوده است اما در الهیات اسلامی، شهادت قائد انقلاب به عاملی برای وحدت قلوب و همگرایی ملی تبدیل می‌شود. تشییع باشکوه رهبر انقلاب، گسست‌های اجتماعی، مذهبی و حتی سیاسی را ترمیم کرده و جامعه را ذیل یک پرچم واحد گرد هم می‌آورد. آیین تشییع، حس رخوت، ناامیدی و ترس را از بدنه جامعه می‌زداید و به جای آن، شجاعت، ایستادگی و تمایل به فداکاری در راه ارزش‌ها را تزریق می‌کند. این رویداد، پتانسیل عظیمی از نیروی انسانی آماده به رزم و انتقام خلق می‌کند.

5- پیام بازدارندگی به دشمنان
دشمن تصور می‌کرد با ترور رهبر انقلاب می‌تواند انقلاب اسلامی را دچار خلأ، اضطراب، اختلاف یا فروپاشی کند اما حضور گسترده مردم، این محاسبه را باطل نشان می‌دهد؛ زیرا جامعه به جای پراکندگی، با اجتماع پرشور خود پیام می‌دهد که پیوندش با گفتمان رهبر خویش عمیق‌تر از تصور دشمن است. به بیان دیگر، حضور میلیونی و پرشور مردم در تشییع پیکر مطهر رهبر انقلاب، پیامی قاطع به اتاق‌های فکر دشمن صادر می‌کند مبنی بر اینکه ترور یا حذف فیزیکی رهبران نه‌تنها باعث فروپاشی نظام فکری و ساختاری انقلاب نمی‌شود، بلکه پایگاه مردمی آن را مستحکم‌تر و انگیزه جامعه را برای ادامه مسیر دوچندان می‌کند. در مجموع الهیات تشییع قائد شهید انقلاب نشان می‌دهد شهادت مجاهدان راه خدا، امتداد طبیعی جهاد آنهاست. این آیین مذهبی-سیاسی، بن‌بست‌های ظاهری را به گشایش‌های تاریخی تبدیل کرده و تضمین‌کننده بقای حرکت‌های اصیل انقلابی است. منطق اصیل این تشییع باشکوه اثبات می‌کند که خون شهید، محرک تاریخ و بیدارکننده وجدان‌های خفته است و تا زمانی که این منطق الهیاتی در دل توده‌ها زنده باشد، درخت انقلاب ریشه‌دارتر و ثمرات آن پایدارتر خواهد بود.

ارسال نظر
captcha