۱۹/تير/۱۴۰۵
|
۰۴:۲۰
با حضور میلیونی و حماسی مردم مشهد، پیکر مطهر رهبر مجاهد شهید انقلاب در بارگاه ملکوتی امام هشتم (ع) تشییع و تدفین شد

امین رضا

حسین کیامنش: هر سفری، هر قدر هم طولانی باشد، سرانجام به آخرین منزل می‌رسد. برای حضرت آیت‌الله‌العظمی امام شهید سیدعلی حسینی‌خامنه‌ای نیز، پس از روزهایی که پیکر مطهرشان بر دستان میلیون‌ها انسان در تهران، قم، نجف اشرف و کربلای معلا بدرقه شد، سرانجام نوبت به آخرین ایستگاه این سفر رسید؛ مشهدالرضا(ع)، شهری که سال‌ها مأمن دل آن حضرت بود و اکنون قرار بود برای همیشه، آرامگاه ابدی‌شان شود.
از همان ساعاتی که کاروان تشییع در کربلای معلا هنوز در میان خیل عظیم عزاداران در حرکت بود و میلیون‌ها عاشق در بین‌الحرمین آخرین وداع خود را به جا می‌آوردند، مشهد نیز آرام‌آرام رنگ و بوی دیگری به خود گرفته بود. هنوز آیین بدرقه در سرزمین سیدالشهدا(ع) به پایان نرسیده بود که هزاران نفر از مردم خراسان و زائرانی که از اقصی نقاط کشور خود را به مشهد رسانده بودند، راهی مسیر تشییع شدند. گویی هیچ‌کس نمی‌خواست حتی یک لحظه از آخرین دیدار با امام شهید انقلاب اسلامی را از دست بدهد.
از شامگاه پیش از مراسم، ترمینال مسافربری مشهد، خیابان امام رضا(ع)، میدان بیت‌المقدس، خیابان‌های منتهی به حرم مطهر و حتی کوچه‌های اطراف، میزبان مردمی شد که آمده بودند تا در آخرین سفر رهبرشان، خود را همراه کنند. بسیاری شب را در همان حوالی سپری کردند؛ برخی روی زیراندازهایی که در کنار خیابان پهن کرده بودند، گروهی در مساجد و حسینیه‌های اطراف و عده‌ای نیز تا صبح، ایستاده یا نشسته، چشم‌‌انتظار آغاز مراسم ماندند. هرچه بامداد پنج‌شنبه نزدیک‌تر می‌شد، بر شمار جمعیت افزوده می‌شد و خیابان امام رضا(ع)، پیش از طلوع آفتاب، دیگر شباهتی به روزهای عادی نداشت.
در نخستین ساعات صبح، سیل جمعیت از هر سو به سمت مسیر تشییع روان شد. از ترمینال مشهد که نقطه آغاز آیین بدرقه بود تا صحن‌های حرم مطهر امام رضا(ع)، همه مسیر در اختیار میلیون‌ها عزاداری قرار گرفت که از شهرهای مختلف ایران خود را به مشهد رسانده بودند. خیابان امام رضا(ع) به رودخانه‌ای از انسان تبدیل شده بود؛ رودخانه‌ای که در تمام طول مسیر، بی‌وقفه به سوی حرم حضرت ثامن‌الحجج جریان داشت. خیابان‌های فرعی، گذرگاه‌ها، میدان‌ها و معابر اطراف نیز لبریز از جمعیتی بود که دیگر در مسیر اصلی جا نمی‌شدند و هرکدام از نقطه‌ای، خود را به کاروان تشییع نزدیک می‌کردند.
در میان دریای خروشان جمعیت، همه نسل‌ها حضور داشتند. پیرمردانی که سال‌ها خاطرات خود را از دوران نهضت اسلامی و دفاع مقدس با خود حمل می‌کردند، جوانانی که حضرت ایشان را تنها در قامت رهبر انقلاب اسلامی شناخته بودند، کودکانی که بر دوش پدران‌شان ایستاده بودند و خانواده‌هایی که چند نسل از آنان در کنار یکدیگر آمده بودند تا در آخرین بدرقه حضور داشته باشند. برخی پرچم جمهوری اسلامی ایران در دست داشتند، گروهی بیرق‌های سیاه عزاداری، تعدادی پرچم های سرخ خونخواهی و انتقام و بسیاری نیز تصاویر رهبر شهید انقلاب اسلامی را در دستان خود حمل می‌کردند. صدای الله اکبر، نوحه، مرثیه و زمزمه زیارت امام رضا(ع) در هم آمیخته بود و فضای مسیر را سرشار از اندوه و معنویت کرده بود.
آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کرد، وسعت جمعیتی بود که در این مراسم حضور یافته بود. نه تنها خیابان امام رضا(ع) بلکه تمام خیابان‌های منشعب از آن، از میدان ۱۷ شهریور تا میدان بیت‌المقدس و معابر منتهی به حرم مطهر، مملو از عزادارانی بود که ساعت‌ها پیش از آغاز رسمی مراسم در محل حضور یافته بودند. بسیاری از آنان، راهی طولانی را از شهرهای دور پیموده بودند تا رهبر شهید انقلاب اسلامی را در آخرین منزل سفرشان تنها نگذارند؛ سفری که از تهران آغاز شده بود، از قم، نجف و کربلا گذشته بود و اکنون در جوار بارگاه ملکوتی ثامن‌الحجج(ع)، به واپسین ایستگاه رسیده بود.
با آغاز رسمی مراسم در عصر پنجشنبه، حرکت کاروان حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی از ترمینال مشهد به سمت حرم مطهر امام رضا(ع) آغاز شد؛ اما از همان نخستین لحظات، روشن بود این مسیر، یک تشییع معمولی نخواهد بود. انبوه جمعیتی که از ساعت‌ها و حتی از شب قبل در طول مسیر مستقر شده بودند، با مشاهده خودرو حامل پیکر پاک امام شهید، یکپارچه به فریاد الله اکبر، اشک و نوحه‌خوانی روی آوردند. حرکت کاروان، نه با سرعت یک خودرو، بلکه با آهنگ گام‌های میلیون‌ها سوگواری پیش می‌رفت که می‌خواستند آخرین همراهی خود را با رهبر شهید انقلاب اسلامی تا آستان قدس رضوی به انجام برسانند.
در بسیاری از نقاط مسیر، حرکت کاروان بارها کند و گاه متوقف شد.
مردم می‌کوشیدند تنها برای چند لحظه، نگاه‌شان به تابوت حامل پیکر مطهر رهبرشان بیفتد؛ رهبری که نزدیک به ۴ دهه، هدایت ایران را بر عهده داشت و اکنون آخرین مسیر زمینی خود را در میان اشک و دلدادگی ملت طی می‌کرد. در جای‌‌جای مسیر، صدای گریه با نوای مرثیه درهم می‌آمیخت و خیابان امام رضا را به روضه‌ای بزرگ تبدیل کرده بود. آنچه در مشهد بیش از هر چیز جلوه داشت، پیوند میان سوگ و زیارت بود. بسیاری از عزاداران، این بدرقه را تنها وداع با قائد شهید انقلاب اسلامی نمی‌دانستند؛ آنان باور داشتند رهبرشان را تا آستان کسی بدرقه می‌کنند که سال‌ها دل در گرو محبتش داشت. از همین رو، در کنار نوحه‌ها و مرثیه‌ها، بارها نوای «السلام علیک یا علی بن موسی‌الرضا المرتضی» در طول مسیر طنین‌انداز می‌شد؛ گویی مردم، رهبر شهید انقلاب اسلامی را به صاحب این بارگاه می‌سپردند.
در طول مسیر، صحنه‌هایی شکل گرفت که روایتگر عمق این دلدادگی بود. خانواده‌هایی که کودکان خردسال خود را بر دوش گرفته بودند تا آنان نیز شاهد این لحظه تاریخی باشند؛ سالمندانی که با وجود دشواری حرکت، خود را به مسیر رسانده بودند؛ جانبازان و خانواده‌های شهدا که با تصاویر عزیزان‌ شهیدشان در میان جمعیت ایستاده بودند؛ طلاب، دانشجویان، کسبه، زائران و مجاوران حرم رضوی که در کنار یکدیگر، تصویری کم‌‌نظیر از همدلی و انسجام را رقم زده بودند. هیچ قشر و گروهی را نمی‌شد یافت که سهمی در این بدرقه نداشته باشد.
ازدحام جمعیت به اندازه‌ای بود که تنها با حضور در مسیر می‌شد عظمت آن را درک کرد. خیابان امام رضا(ع)، از ابتدای مسیر تا میدان بیت‌المقدس، لبریز از انسان بود و خیابان‌های اطراف نیز به همان اندازه مملو از عزاداران شده بودند. بسیاری از مردم که امکان حضور در مسیر اصلی را پیدا نکرده بودند، در معابر فرعی، پشت‌بام ساختمان‌ها و پنجره‌ها ایستاده بودند تا از همان فاصله نیز کاروان حامل پیکر مطهر را بدرقه کنند. مشهد، روز پنج‌شنبه، تنها میزبان مردم خود نبود، میزبان میلیون‌ها ایرانی بود که از استان‌های مختلف کشور، آخرین ایستگاه سفر رهبر شهید انقلاب اسلامی را برای حضور انتخاب کرده بودند.
در تمام طول مراسم، هیچ نشانه‌ای از خستگی در چهره مردم دیده نمی‌شد؛ مردمی که بسیاری از آنان، روزهای گذشته را نیز در تهران، قم یا دیگر شهرها همراه کاروان تشییع بودند و اکنون خود را به مشهد رسانده بودند تا مسافر شهید را تا آخرین گام همراهی کنند. اکنون همه نگاه‌ها به گنبد طلایی امام رضا(ع) دوخته شده بود؛ گنبدی که هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد و قرار بود آخرین مقصد این بدرقه تاریخی باشد.
هرچه کاروان تشییع به حرم مطهر امام رضا(ع) نزدیک‌تر می‌شد، بر شور و اندوه جمعیت افزوده می‌شد. گنبد طلایی حضرت ثامن‌الحجج(ع) که از دوردست بر فراز شهر می‌درخشید، برای میلیون‌ها عزادار، تنها نشانه رسیدن به مقصد نبود؛ نشانه پایان سفری بود که از تهران آغاز شده، در قم ادامه یافته، در نجف و کربلا با حضور میلیون‌ها عاشق امتداد پیدا کرده و اکنون در مشهد، به واپسین منزل خود رسیده بود. در این لحظات، بسیاری دیگر توان پنهان کردن اشک‌های خود را نداشتند. صلوات‌ها بلندتر، مرثیه‌ها سوزناک‌تر و شعارها، آمیخته با بغضی بود که گویی در این نقطه، راهی برای فروخوردن آن باقی نمانده بود.
تراکم جمعیت بیش از آن بود که بشود خودرو حمل پیکر پیشوای شهید امت و خانواده ایشان طبق برنامه خود را به حرم امام رضا(ع) برساند. به همین دلیل نیز از چهارراه دانش به آن سو، مجبور شدند پیکر مطهر را با بالگرد به حرم مطهر رضوی برسانند.
با ورود پیکر مطهر به محدوده حرم رضوی، فضای مراسم رنگ و بویی دیگر یافت. گویی همه آمده بودند تا رهبر شهید انقلاب اسلامی را به صاحب این بارگاه بسپارند. زمزمه زیارت امام رضا(ع)، صلوات خاصه و نوای «السلام علیک یا علی بن موسی‌الرضا(ع)» از گوشه و کنار صحن‌ها و رواق‌ها به گوش می‌رسید و میلیون‌ها عزادار، در میان اشک و دعا، آخرین لحظات همراهی خود با آقای‌شان را سپری می‌کردند. این تنها یک مراسم تدفین نبود؛ تحقق آرزویی بود که بارها درباره آن سخن گفته می‌شد؛ اینکه مردی که عمر خود را در مسیر خدمت به اسلام، انقلاب و ملت ایران گذراند، سرانجام در جوار امام رئوف آرام بگیرد.
روز پنج‌شنبه مشهد تنها میزبان یک آیین خاکسپاری نبود، شاهد یکی از کم‌نظیرترین جلوه‌های همبستگی ملی ایرانیان در طول تاریخ نیز بود. میلیون‌ها نفر از سراسر ایران، از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، خود را به این شهر رسانده بودند تا حلقه پایانی بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامی را کامل کنند. همان‌گونه که تهران، قم، نجف و کربلا، هر یک برگ مهمی از این روایت تاریخی بودند، مشهد مقدس نیز با حضور کم‌نظیر مردم، آخرین فصل این حماسه را به نگارش درآورد.
بدین ترتیب، سفری که با وداع میلیون‌ها ایرانی در تهران آغاز شده بود، پس از عبور از قم، نجف اشرف و کربلای معلا، در حریم ملکوتی امام رضا(ع) به پایان رسید. رهبر شهید انقلاب اسلامی، پس از روزها بدرقه بر دوش ملت ایران و امت اسلام، سرانجام در جوار امامی آرام گرفتند که سال‌ها به آن حضرت عشق می‌ورزیدند و بارها از ارادت‌شان به ساحت مقدس‌شان سخن گفته بودند.
پیکر مطهر امام شهید انقلاب اسلامی، در پناه گنبد زرین حضرت علی بن موسی‌ الرضا المرتضی، در حریم امن رضوی آرام گرفت؛ اما آنچه در روزهای تشییع حضرت معظم‌له رقم خورد، تنها به خاک سپردن یک پیکر نبود. این روزها، روایت همراهی ملتی بود که از نخستین ساعات شهادت تا واپسین لحظه خاکسپاری، رهبر خود را تنها نگذاشت؛ روایتی که از تهران تا قم، از نجف تا کربلا و از کربلا تا مشهد امتداد یافت و در حافظه تاریخی ایران و جهان تشیع، به عنوان عظیم‌ترین و ماندگارترینِ آیین‌های بدرقه تاریخ، برای همیشه ثبت شد.

ارسال نظر
captcha