پس از امضای تفاهمنامه خاتمه جنگ میان ایران و آمریکا توسط ترامپ، بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقد بودند او یا مطلقاً دیگر سراغ گزینه نظامی علیه ایران نخواهد رفت، یا لااقل به این زودیها مجدداً به ایران حمله نخواهد کرد. این کارشناسان بر این باور بودند نتیجه جنگ ۴۰ روزه نشان داد در مقابل ایران، گزینه نظامی یک انتخاب کاملاً اشتباه و پرهزینه است. به همین خاطر وی نسبت به اثرگذاری این گزینه تجدید نظر کرده است.
پس از آنکه ترامپ، بر خلاف این برآوردها، در حالی که تنها ۳ هفته از امضای این تفاهمنامه گذشته بود، آن را کنار گذاشت و مجدداً حمله به ایران را در دستور کار قرار داد، موجی از حیرت و تعجب در بین این صاحبنظران ایجاد شد. اکنون مهمترین سوال آنها این است: چرا ترامپ تفاهمنامه و در کل، مسیر دیپلماسی را کنار گذاشت؟ در حالی که ترامپ پس از امضای تفاهمنامه، بهشدت از آن دفاع میکرد، چه اتفاق یا اتفاقاتی افتاد که باعث شد او نسبت به توافق تجدید نظر کرده و مجدداً سراغ گزینه شکستخورده جنگ علیه ایران برود؟
واقعیت این است که روی کاغذ، نمیتوان استدلال قابل قبولی برای این تغییر رفتار ترامپ اقامه کرد. وی در مواجهه با ایران یک بار گزینه جنگ را امتحان کرد و متوجه شد این گزینه نهتنها منجر به تحقق اهداف تعیینشده نخواهد شد، بلکه باعث میشود خسارات و هزینههای هنگفتی نیز متحمل شود. اکنون که او به مسیر جنگ بازگشته، قاعدتاً دنبال اجرای سناریوهایی است که در جنگ ۴۰ روزه، متوجه ناکارآمدی آنها شده و به همین خاطر آنها را از روی میز کنار گذاشته. ترامپ به احتمال زیاد اکنون دنبال اقداماتی است که در جنگ ۴۰ روزه متوجه ناکارآمدی آنها شد. بنابراین نمیتوان دلیل منطقی و عاقلانهای برای این تغییر رفتار ترامپ مطرح و ارائه کرد.
تنها احتمال و فرضیهای که برای این تغییر رفتار ترامپ و تجدید نظرش نسبت به توافق با ایران میتوان تصور کرد، این است که او در قبال این موضوع، تصمیمگیرنده نیست. به تعبیر دقیقتر، افراد دیگری تصمیم گرفتهاند آمریکا مجدداً به جنگ ایران برود و ترامپ صرفاً کسی است که آن را اعلام کرده و مسؤولیت آن را بر عهده گرفته است.
اکنون تقریباً همه به این نتیجه رسیدهاند که ماجرای اخاذی نتانیاهو از ترامپ بر سر پرونده فساد اپستین، صرفاً یک فرضیه محتمل نیست. در جریان جنگ ۴۰ روزه، بسیاری از کارشناسان و حتی حامیان سابق ترامپ در جنبش ماگا، مانند تاکر کارلسون، بارها تصریح کردند دلیل همراهی عجیب ترامپ با سیاستهای جنگطلبانه نتانیاهو، این است که موساد اسناد فساد ترامپ در پرونده جفری اپستین را در اختیار دارد و از طریق این اسناد، وی را مجبور به همراهی با خود کرده است. این ادعا البته در ادامه توسط مقامات سابق دولت آمریکا نیز مطرح شد. آنتونی بلینکن، وزیر سابق خارجه آمریکا چندی پیش تصریح کرد موساد نوارهای فساد ترامپ را در اختیار دارد و با این نوارها، ترامپ را مجبور به لشکرکشی علیه ایران کرد. اوج این افشاگریها روز پنجشنبه توسط جیدی ونس، معاون ترامپ مطرح شد. ونس طی مصاحبهای، ابتدا فاش کرد اسرائیل عامل اصلی فشار برای از بین بردن تفاهمنامه خاتمه جنگ با ایران است. او گفت اسرائیل با پولپاشی، باعث شد این تفاهمنامه تخریب و تضعیف شود. اما اوج اظهارات معاون رئیسجمهور آمریکا آنجایی بود که تلویحاً پشت پرده همراهی ترامپ با این سیاست رژیم صهیونیستی را فاش کرد. ونس گفت جفری اپستین با سیا، موساد و دولت پنهان آمریکا ارتباط داشت. معنی این اظهارات وی کاملاً مشخص است. در واقع، ونس با اشاره به ارتباطات اپستین با موساد و دولت پنهان (که بخش مهمی از آن را لابیهای صهیونیستی تشکیل میدهند) ذهنها را به سمت پشت پرده همکاری و همراهی ترامپ با سیاستهای نتانیاهو علیه ایران سوق داد. بنابراین وقتی معاون ترامپ چنین اظهاراتی را مطرح میکند، کاملاً مشخص است ماجرای اخاذی نتانیاهو از ترامپ بر سر اسناد فساد اپستین، نه یک فرضیه، بلکه یک واقعیت تکاندهنده در تاریخ سیاسی آمریکا است.
تنها از این زاویه است که تجدید نظر ترامپ نسبت به تفاهمنامه خاتمه جنگ علیه ایران و بازگشت او به جنگ، توجیهپذیر است. اگر فرض را بر این موضوع بگذاریم، آن وقت، نه درباره تصمیم ترامپ برای از سرگیری جنگ علیه ایران باید دنبال استدلال منطقی بود و نه درباره تضاد سناریوهای جنگی احتمالی ترامپ با منافع آمریکا میشود حیرتزده شد. جنگ علیه ایران قرار نیست منافع آمریکا را تامین کند، زیرا ترامپ آن را در راستای پیگیری و تحقق اهداف ایالات متحده آمریکا اتخاذ نکرده است.
چرا ترامپ به جنگ بازگشت؟
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها