۲۹/تير/۱۴۰۵
|
۱۶:۳۸
چرا ایران همزمان با پایگاه‌های آمریکا مواضع گروهک‌های تروریست را در کردستان عراق هدف قرار داده است

شلیک به انبار تجزیه

حسین کیامنش:‌ در نهمین روز دور جدید جنگ رژیم تروریست ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، نیروهای مسلح برای چندین‌بار متوالی در روزهای اخیر، پایگاه‌های نظامی و تأسیسات مرتبط با آمریکا در اردن و کویت را هدف قرار داد.
در همین چارچوب، بندر اصلی اردن در ساحل دریای سرخ که در مجاورت شهر ایلات در جنوب سرزمین‌ اشغالی قرار دارد، هدف حملات موشکی دقیق ایران قرار گرفت. این بندر به عنوان یکی از شریان‌های حیاتی برای انتقال تجهیزات، مهمات و حمایت‌های لجستیکی به رژیم صهیونیستی عمل می‌کند.
در کویت نیز وضعیت مشابهی حاکم بود. برای دومین‌بار در ۲ روز گذشته، یک نیروگاه تولید برق و کارخانه آب‌شیرین‌کن بزرگ در این کشورک هدف قرار گرفت و دچار آتش‌سوزی گسترده شد. این تأسیسات، نقش کلیدی در تأمین انرژی و آب شیرین برای مناطق عملیاتی و پایگاه‌های آمریکایی داشتند.
اما روز گذشته، اهداف حملات محدود به اردن و کویت نبود. گزارش‌های متعدد رسانه‌های محلی و منابع آگاه عراقی حاکی از آن است مواضع گروهک‌های کرد تجزیه‌طلب ضدایرانی مستقر در اقلیم شمال عراق نیز چندین‌بار متوالی مورد حملات پهپادی نیروهای مسلح ایران قرار گرفت. این حملات بخشی از استراتژی دفاعی-تهاجمی ایران برای خنثی کردن تهدیدات مرزی است و تمرکز ویژه‌ای بر جلوگیری از تبدیل خاک عراق به سکوی پرتاب علیه تمامیت ارضی ایران دارد.
به طور خاص، رسانه‌های محلی گزارش دادند حمله دیروز با پهپاد انجام شده و به مواضع گروهک تجزیه‌طلب موسوم به پاک (حزب آزادی کردستان) اصابت کرده است. این عملیات منجر به وارد آمدن خسارات جدی به تجهیزات و نیروهای این گروهک تروریست شد.
این حمله، ادامه زنجیره‌ای از عملیات‌های مشابه است. همان‌طور که اشاره شد، این چندمین حمله نیروهای مسلح ایران به مواضع گروهک‌های تجزیه‌طلب کرد در یک هفته اخیر است. پیش از این نیز پایگاه‌ها و اردوگاه‌های گروهک‌هایی مانند پژاک (حزب حیات آزاد کردستان)، کومله و حزب دموکرات کردستان ایران بارها هدف قرار گرفته بودند. برای نمونه، در یکی از حملات پیشین، یک موج از عملیات منجر به هلاکت دست‌کم ۹ نفر و زخمی شدن تعداد بیشتری از اعضای کومله شد.

اهمیت هدف‌گیری گروهک‌های تجزیه‌طلب
با توجه به اینکه مواضع این گروهک‌ها به اندازه پایگاه‌های آمریکایی در منطقه (و چه بسا بیشتر) مورد توجه و حمله قرار گرفته‌اند، پرسش کلیدی این است: چرا خنثی‌سازی این گروهک‌ها برای امنیت ملی ایران تا این حد حیاتی است؟ پاسخ را نباید در سطح ساده گروهک‌های مخالف جست‌وجو کرد. این گروهک‌ها را باید در چارچوب پروژه کلان و بلندمدت رژیم‌های آمریکا و صهیونیستی برای تغییر نقشه ژئوپلیتیک ایران و منطقه ارزیابی کرد؛ پروژه‌ای که در نهایت به تجزیه سرزمین ایران و ایجاد چندین واحد قومی کوچک، وابسته و درگیر جنگ‌های داخلی منجر می‌شود.
اساساً گروهک‌های تجزیه‌طلب کرد ضدایرانی را نمی‌توان صرفاً نیروهای مخالف جمهوری اسلامی دانست. آنها ابزارهای عملیاتی و نیابتی سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، یعنی سیا و موساد هستند. سابقه طولانی آموزش، تسلیح، تأمین مالی و هدایت این گروهک‌ها در اردوگاه‌های مورد حمایت آمریکایی‌ها و بویژه صهیونیست‌ها، هماهنگی نزدیک با پروژه‌های تروریستی‌ـ‌اطلاعاتی‌ـ‌عملیاتی دشمن و بهره‌برداری از آنها برای ایجاد ناامنی هدفمند در مناطق کردنشین کشورمان، این ارزیابی را کاملا تأیید می‌کند؛ چه، در جریان اغتشاشات دی‌ماه گذشته نیز شاهد فعالیت قابل توجه تجزیه‌طلبان به نفع پروژه کودتا بودیم. با توجه به این موضوع، ادعاهای ظاهری این گروهک‌ها درباره خودمختاری، حقوق بشر یا دموکراسی، در عمل پوششی برای فراهم کردن زمینه دخالت مستقیم خارجی و پیشبرد دستور کار تجزیه جغرافیایی ایران است.
در جریان جنگ ۴۰ روزه آمریکا و صهیونیست‌ها علیه ایران که از ۹ اسفند آغاز شد، طبق طراحی‌های دقیق و اولیه موساد و سیا قرار بود در روزهای نخست پس از حملات هوایی گسترده و پس از ترور رهبر حکیم شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی، گروهک‌های تجزیه‌طلب کرد به طور هماهنگ وارد فاز عملیات زمینی شوند، جبهه جدیدی را از مرزهای غرب و شمال غرب ایران باز کرده و نیروهای مسلح را در چندین جبهه درگیر کنند. هدف اصلی، پراکنده‌سازی منابع نظامی ایران، آغاز جنگ داخلی و قومیتی، تسهیل فشار حداکثری و فراهم کردن بهانه برای دخالت بیشتر آمریکا و رژیم صهیونیستی بود. این سناریو، بخشی کلیدی از دکترین «جنگ ترکیبی» و «جنگ نیابتی» واشنگتن به شمار می‌رفت؛ چه، در جلسه‌ای هم که پیش از آغاز جنگ، با حضور بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در کاخ سفید برگزار شد، نخست‌وزیر رژیم به ظرفیت گروهک‌های تجزیه‌طلب علیه ایران اشاره کرده بود.
رسانه‌های آمریکا بارها این طراحی پنهان را آشکار کرده‌اند. مثلا شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان در گزارش‌هایی که در اولین روزهای پس از آغاز جنگ منتشر کرد، به نقل از منابع آگاه فاش کرد سازمان تروریستی ـ جاسوسی سیا ماه‌ها پیش از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در حال تسلیح، آموزش و حمایت لجستیکی از نیروهای کرد ضدایرانی بوده و هدف نهایی آن نیز ایجاد شورش داخلی و جبهه زمینی بوده است. همان زمان «کلاریسا وارد» خبرنگار ارشد سی‌ان‌ان صراحتاً گزارش داد رهبران گروهک‌های تجزیه‌طلب ضدایرانی، انتظار حمایت مستقیم آمریکا و اسرائیل برای عملیات زمینی در غرب ایران را داشتند و ترامپ نیز با رهبران کرد عراقی تماس‌های متعددی برقرار کرده بود.
در همین رابطه روزنامه نیویورک‌تایمز نیز با انتشار گزارشی در اولین روزهای جنگ، تأیید کرد نیروهای کرد مستقر در عراق، واحدهای مسلح آماده ورود به خاک ایران هستند و سیا سلاح‌های سبک و پشتیبانی اطلاعاتی آنها را تأمین کرده است.
جالب توجه و قابل تأمل آنکه، درست یک روز پیش از آغاز حمله گسترده آمریکا و رژیم به ایران (۸ اسفند)، اندیشکده جینسا که روابط نزدیک با محافل امنیتی صهیونیستی دارد و اغلب گزارش‌هایش مبنای تصمیم‌گیری واشنگتن و تل‌آویو قرار می‌گیرد، گزارش تحلیلی مفصلی مبنی بر «ظهور ائتلاف کُرد ایران» منتشر کرد. این گزارش به تشکیل «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» در ۲۲ بهمن اشاره داشت که ۵ گروهک اصلی پاک، حزب دموکرات کردستان ایران، پژاک، سازمان مبارزه کردستان ایران (خبات) و شاخه‌ای از کومله را پس از ۸ ماه مذاکره فشرده، متحد کرده بود.
جینسا این ائتلاف را «یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین پیشرفت‌های سازمانی در فضای اپوزیسیون پراکنده ایران در سال‌های اخیر» ارزیابی کرد و سپس به نقش فعال گروهک‌های کرد تجزیه‌طلب در اغتشاشات موسوم به زن، زندگی، آزادی و کودتای دی 404 پرداخت.
این اندیشکده یهودی همچنین با تأکید بر طیف ایدئولوژیک گسترده ائتلاف (از ملی‌گرایان سکولار تا چپ‌های وابسته به حزب کارگران کردستان ترکیه)، از موفقیت آنها در ایجاد مرکز فرماندهی مشترک نظامی، کمیته دیپلماتیک مشترک، منشور مشترک برای دموکراسی و برابری جنسیتی و برنامه‌ریزی برای اداره مناطق آزادشده در دوران گذارِ پساجمهوری اسلامی تمجید کرد. جینسا در گزارش مورد اشاره، به صراحت توصیه کرد دولت آمریکا باید این ائتلاف را به عنوان شریک اصلی به رسمیت بشناسد، تعامل سیاسی رسمی و پایدار برقرار کند، برنامه‌های ظرفیت‌سازی سیاسی و رسانه‌ای اجرا کرده و آن را به طور کامل در استراتژی «فروپاشی جمهوری اسلامی» ادغام کند. 
جینسا سیاست‌های گذشته آمریکا (دوران بایدن و اوباما) را به‌شدت نقد و تأکید کرد با تغییر رویکرد ترامپ به تقابل حداکثری با ایران، شرایط برای بهره‌برداری از ظرفیت گروهک‌های تجزیه‌طلب فراهم شده است. زمان‌بندی انتشار این گزارش، دقیقاً پیش از شروع جنگ، به وضوح نشان‌دهنده بخشی از عملیات روانی، آماده‌سازی افکار عمومی و هماهنگی پیشاپیش برای استفاده ابزاری دولت تروریست آمریکا از گروهک‌های تجزیه‌طلب کرد علیه جمهوری اسلامی ایران است. با توجه به تمام این پیش‌زمینه‌های روشن و مستند، حملات اخیر نیروهای مسلح ایران به مواضع گروهک‌های تروریست کرد در اقلیم کردستان عراق را باید به مثابه عملیات‌های پیش‌دستانه هوشمندانه و ضروری برای خنثی‌سازی تهدیدات ارزیابی کرد. این اقدامات، در شرایطی انجام می‌شود که ترامپ در باتلاق تنگه هرمز گرفتار شده‌ و آمریکایی‌ها نتوانسته‌اند به رغم تمام تلاش‌هایی که داشته‌اند، ابتکار عمل در این آبراه راهبردی دنیا را از دست ایران خارج کنند. در چنین فضایی، احتمال تلاش آمریکا برای باز کردن جبهه زمینی از غرب و شمال غرب ایران به طور قابل توجهی افزایش یافته و گروهک‌های تجزیه‌طلب نیز به همه آن دلایلی که اندیشکده یهودی جینسا برشمرده بود، دقیقاً به عنوان نوک پیکان و نیروی پیشرو چنین سناریوی خطرناکی طراحی شده‌اند.

ارسال نظر
captcha
پربیننده