۲۹/تير/۱۴۰۵
|
۱۸:۰۳
بازخوانی 8 مؤلفه‌ای که موازنه قدرت و شیوه تصمیم‌گیری آمریکا در برابر ایران را تغییر داده‌اند

زور زورگو نمی‌رسد

رضا رحمتی: «درس فراموش‌نشدنی» از آن دسته تعابیری است که در ادبیات سیاسی و راهبردی جمهوری اسلامی، صرفاً یک عبارت احساسی یا تبلیغاتی نیست. این تعبیر، ناظر به تغییر در محاسبات طرف مقابل است؛ تغییری که پس از تحمل هزینه‌های غیرمنتظره، تصمیم‌گیران دشمن را وادار می‌کند راهبردهای گذشته خود را بازنگری کنند. به همین دلیل، وقتی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای در پیام‌شان، از «درس‌های فراموش‌نشدنی» سخن می‌گویند، می‌توان این عبارت را فراتر از یک اشاره به یک عملیات نظامی خاص یا یک مقطع زمانی مشخص فهمید. این عبارت در واقع به مجموعه‌ای از تجربه‌ها اشاره دارد که از نگاه جمهوری اسلامی، آمریکا را با واقعیت‌های جدید منطقه و قدرت ایران روبه‌رو کرده است.
در علوم راهبردی، بازدارندگی زمانی موفق تلقی می‌شود که طرف مقابل، نه به دلیل ملاحظات اخلاقی یا حقوقی، بلکه به دلیل افزایش هزینه‌های نظامی یا سایر هزینه‌های متعاقب جنگ، از ادامه یک مسیر منصرف شود. به بیان دیگر، اگر کشوری بتواند به گونه‌ای عمل کند که دشمن پیش از هر اقدام، ناچار شود هزینه‌های آن را چندین بار محاسبه کند، آن کشور به هدف بازدارندگی دست یافته است. بنابراین «درس فراموش‌نشدنی» را باید در همین چارچوب تحلیل کرد؛ یعنی تجربه‌ای که محاسبات آمریکا را تغییر دهد.

1- پایان تصور اقدام بدون هزینه
نخستین درس، پایان تصور «اقدام بدون هزینه» علیه ایران است. طی دهه‌های گذشته، یکی از مفروضات اصلی بخشی از راهبرد آمریکا این بود که می‌توان با اعمال فشارهای اقتصادی، عملیات اطلاعاتی، تهدیدهای نظامی یا حملات محدود، هزینه‌های سنگینی بر ایران تحمیل کرد، بدون آنکه منافع و نیروهای آمریکایی با مخاطره جدی مواجه شود اما تحولات سال‌های اخیر نشان داد این فرض دیگر معتبر نیست. امروز هرگونه اقدام مستقیم علیه ایران، در محاسبات تهران، مستلزم پاسخ متقابل است؛ پاسخی که ممکن است در زمان، مکان یا شکل مورد انتظار طرف مقابل نباشد اما اصل آن به بخشی از معادله تبدیل شده است. این تغییر، مهم‌ترین تحول در بازدارندگی ایران محسوب می‌شود.

2- تغییر مفهوم برتری نظامی
دومین درس، تغییر مفهوم برتری نظامی است. هیچ‌کس تردید ندارد رژیم تروریست آمریکا از حیث بودجه دفاعی، فناوری و توانایی‌های کلاسیک نظامی، یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان را در اختیار دارد اما تجربه جنگ‌های ۲ دهه اخیر نشان داده برتری سخت‌افزاری الزاماً به معنای امنیت مطلق نیست. پایگاه‌های نظامی، ناوها، نیروهای مستقر در منطقه و خطوط تدارکاتی، همگی می‌توانند به نقاط آسیب‌پذیر تبدیل شوند. از منظر ایران، ارزش بازدارندگی دقیقاً در همین نقطه نهفته است؛ اینکه طرف مقابل احساس کند حتی با وجود برخورداری از توان نظامی برتر، از آسیب مصون نیست. زمانی که امنیت نظامیان تروریست آمریکایی به یک دغدغه دائمی تبدیل شود، بخشی از اهداف بازدارندگی تحقق یافته است.

3- هزینه‌های اقتصادی
درس سوم، اقتصادی است. در گذشته، بسیاری از جنگ‌های آمریکا عمدتاً هزینه‌هایی منطقه‌ای ایجاد می‌کرد اما جهان امروز به‌شدت به ثبات بازار انرژی، امنیت مسیرهای کشتیرانی و تجارت جهانی وابسته است. هرگونه تنش گسترده در غرب آسیا، تنها یک مساله نظامی نیست، بلکه می‌تواند به‌سرعت بر قیمت نفت، گاز، هزینه حمل‌ونقل دریایی، بازارهای مالی و حتی زندگی روزمره شهروندان کشورهای غرب اثر بگذارد. از نگاه جمهوری اسلامی، همین وابستگی متقابل، بخشی از قدرت بازدارندگی ایران را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل، تصمیم‌گیران آمریکایی ناچارند علاوه بر پیامدهای نظامی، هزینه‌های اقتصادی هر اقدام خود را نیز در نظر بگیرند. هنگامی که یک بحران منطقه‌ای بتواند بر تورم، قیمت سوخت یا ثبات بازارهای جهانی اثر بگذارد، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک مساله امنیتی دانست. شرایطی که دقیقاً وضعیت داخلی آمریکا را از هم گسیخته است؛ بنزین در آستانه 4 دلاری شدن است، ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به وضعیت قرمز یعنی 400 میلیون بشکه رسیده که در 40 سال گذشته سابقه ندارد، بدهی دولت فدرال به بالاترین سطح یعنی 39 تریلیون دلار رسیده و بدتر از همه -البته برای ترامپ- اوضاع سیاسی در وخیم‌ترین حالت برای جمهوری‌خواهانی است که در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره قرار دارند.

۴- عدم اطمینان به آینده
چهارمین درس، مربوط به ماهیت جنگ‌های جدید است. تجربه افغانستان و عراق به آمریکا آموخت آغاز یک جنگ، بسیار آسان‌تر از پایان دادن به آن است. جنگ‌های قرن ۲۱ دیگر جنگ‌های کوتاه و قابل پیش‌بینی نیستند. هر اقدام نظامی می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها و بحران‌های پیش‌بینی‌ناپذیر ایجاد کند. از نگاه ایران، مهم‌ترین ویژگی قدرت بازدارنده آن است که دشمن را نسبت به آینده نامطمئن کند. اگر طرف مقابل نتواند پایان یک درگیری را پیش‌بینی کند، در آغاز آن نیز محتاط‌تر خواهد شد. همین ابهام، بخشی از بازدارندگی است.

5- فشار به جای تسلیم، مقاومت را افزایش خواهد داد
درس پنجم، اهمیت اراده سیاسی است. در محاسبات کلاسیک، قدرت معمولاً با تعداد جنگنده‌ها، ناوها یا موشک‌ها سنجیده می‌شود اما جمهوری اسلامی همواره بر این نکته تأکید کرده که اراده ملی و آمادگی برای تحمل فشار نیز بخشی از قدرت است. تاریخ نشان داده در بسیاری از جنگ‌ها، طرفی که از نظر تجهیزات ضعیف‌تر بوده اما از انسجام سیاسی و اجتماعی بیشتری برخوردار بوده، توانسته معادلات را تغییر دهد. از این منظر، مفهوم «مقاومت» در ادبیات رسمی ایران صرفاً یک شعار ایدئولوژیک نیست، بلکه بخشی از نظریه بازدارندگی محسوب می‌شود. دشمن زمانی در محاسبات خود تجدیدنظر می‌کند که مطمئن شود فشار، به جای تسلیم، به افزایش مقاومت منجر خواهد شد.

6- بازی در میدان نبرد تعریف‌شده به وسیله ایران
ششمین درس، تغییر قواعد امنیت منطقه است. دهه‌های گذشته، آمریکا خود را بازیگر مسلط بر نظم امنیتی غرب آسیا می‌دانست و تصور می‌کرد می‌تواند دامنه و زمان هر بحران را تعیین کند اما تحولات سال‌های اخیر نشان داد معادلات منطقه پیچیده‌تر از گذشته شده است. امروز هرگونه تنش، تنها میان ۲ دولت محدود نمی‌ماند و می‌تواند پیامدهایی در سراسر منطقه داشته باشد. از نگاه جمهوری اسلامی، این تحول به معنای افزایش هزینه تصمیمات نظامی برای آمریکاست. اگر در گذشته واشنگتن می‌توانست میدان نبرد را به دلخواه خود انتخاب کند، اکنون ناچار است احتمال گسترش بحران به سایر نقاط منطقه را نیز در نظر بگیرد. این همان تغییری است که از آن به عنوان تغییر قواعد بازی یاد می‌شود.

7- توازن قدرت، شرط موفقیت مذاکره است
هفتمین درس، به حوزه سیاست و دیپلماسی بازمی‌گردد. در پیام رهبر انقلاب اسلامی، اشاره به «نقض‌ عهدهای مکرر» آمریکا، در کنار بحث بازدارندگی نظامی، حامل یک پیام سیاسی نیز هست؛ از نگاه جمهوری اسلامی، تجربه‌های گذشته نشان داد اتکای صرف به توافقات و تضمین‌های سیاسی، بدون برخورداری از قدرت بازدارنده، نمی‌تواند امنیت کشور را تضمین کند. در چنین برداشتی، قدرت نظامی و توان دفاعی، نه جایگزین دیپلماسی، بلکه پشتوانه آن است. دیپلماسی زمانی مؤثر خواهد بود که طرف مقابل بداند نقض تعهدات یا توسل به فشار، بدون هزینه نخواهد بود. از این منظر، یکی از مهم‌ترین «درس‌های فراموش‌نشدنی» آن است که توازن قدرت، شرط موفقیت هر مذاکره پایدار است.

8- اختلال در محاسبات ادراکی فرماندهان آمریکایی
در کنار این موارد، شاید مهم‌ترین نکته، تغییر روانشناسی تصمیم‌گیری در واشنگتن باشد. در روابط بین‌الملل، آنچه گاه بیش از واقعیت‌های میدانی اهمیت دارد، برداشت تصمیم‌گیران از آن واقعیت‌هاست. اگر فرماندهان نظامی، سیاستمداران یا برنامه‌ریزان آمریکایی پیش از هر اقدام، ناچار شوند احتمال افزایش هزینه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و منطقه‌ای را در محاسبات خود وارد کنند، بازدارندگی به هدف خود رسیده است. «درس فراموش‌نشدنی» دقیقاً در همین نقطه معنا می‌یابد؛ یعنی ایجاد تردید در ذهن تصمیم‌گیر، پیش از آنکه تصمیم به اقدام بگیرد. همین حالا هم تسویه‌های بسیار زیادی که در ارتش آمریکا توسط رئیس پنتاگون انجام شده نشان‌دهنده عدم همراهی ادراکی بخش‌هایی از بدنه نظامی آمریکا با تصمیمات ترامپ-هگست است. در واقع هم‌اینک هم وضعیت ادراکی و تصمیم‌گیری در ساختار نظامی آمریکا آشفته است، به همین دلیل یک روز صحبت از حمله زمینی، یک روز حمله به زیرساخت‌ها و یک روز حمله به جنوب ایران و... مطرح می‌شود.
از این منظر، این عبارت صرفاً ناظر به گذشته نیست، بلکه درباره آینده نیز سخن می‌گوید و پیام آن این است که هرگونه اقدام علیه ایران، باید با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از پیامدهای متقابل ارزیابی شود. اگر در گذشته برخی تصور می‌کردند فشار بیشتر، به امتیازگیری بیشتر منجر خواهد شد، برداشت جمهوری اسلامی این است که نتیجه معکوس است؛ فشار بیشتر، سرمایه‌گذاری بیشتر بر توان بازدارندگی را به دنبال آورده و هزینه اقدامات خصمانه را افزایش داده است.
در نهایت «درس‌های فراموش‌نشدنی» را باید خلاصه‌ای از یک نظریه بازدارندگی دانست؛ نظریه‌ای که بر این فرض استوار است که امنیت، زمانی پایدار می‌شود که دشمن، هزینه اقدام را بیش از منافع آن ارزیابی کند. از نگاه جمهوری اسلامی، اگر آمریکا به این نتیجه برسد که فشار نظامی، اقتصادی یا سیاسی دیگر نمی‌تواند بدون پرداخت هزینه‌های سنگین دنبال شود، همان تغییر محاسبه‌ای رخ داده است که از آن به عنوان «درس فراموش‌نشدنی» یاد می‌شود. در چنین برداشتی، هدف اصلی نه صرفاً پاسخ به یک اقدام خاص، بلکه تثبیت این واقعیت است که دوران امنیت یک‌جانبه و تصمیم‌گیری بدون هزینه در منطقه به پایان رسیده و هر بازیگری که بخواهد با زبان زور سخن بگوید، باید آماده پذیرش پیامدهای آن نیز باشد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده