۳۰/تير/۱۴۰۵
|
۱۰:۳۲
نقدی بر حاشیه‌سازی فردوسی‌پور علیه تیم ‌ملی فوتبال ایران

سیاست علیه فوتبال

درباره عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2026، بحث‌های مختلفی مطرح و دیدگاه‌های متنوعی بیان شده است. این بحث‌ها همچنین منجر به ایجاد مجادله‌هایی بین آقایان بیرانوند و علی دایی و همچنین قلعه‌نویی و فردوسی‌پور شده است. 
درباره این بحث‌ها و مجادلات، چند نکته مهم وجود دارد؛ نکاتی که بدون لحاظ آنها، نمی‌توان یک قضاوت عادلانه و واقع‌بینانه درباره عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی داشت.
۱- منتقدان عملکرد تیم ملی فوتبال در جام جهانی، یک مغالطه آشکار می‌کنند و می‌گویند باید فضای انتقاد از عملکرد تیم ملی وجود داشته باشد، در حالی که مطلقا کسی مدعی عدم نقد عملکرد تیم ملی در جام جهانی نشده است. اتفاقا انتقاداتی که از عمکرد این تیم ملی شده نسبت به دوره‌های مشابه بی‌سابقه است. بنابراین انتقادی نسبت به نقدهای صورت ‌گرفته درباره عملکرد تیم ملی وجود ندارد. آنچه محل نقد است تفاوت نقد و تحقیر و یا به عبارت دقیق‌تر خودتحقیری است. متاسفانه در جریان هر ۳ مسابقه تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، یک فضای تخریب، تحقیر و هجو به راه افتاده بود. این موضوع برساخته یک نگرش خودتحقیری ملی است که متاسفانه یکی از مجریان سابق صدا و سیما، کارنامه و سابقه پرانتقادی در این زمینه دارد. قاعدتا وقتی تیم ملی فوتبال یک کشور در یک تورنمنت مهم جهانی آن هم جام‌ جهانی فوتبال حضور پیدا می‌کند، همه تلاش می‌کنند یک فضای حمایتی از این تیم به وجود آورند تا بازیکنان و عوامل کادر فنی تیم ملی با روحیه‌ای مناسب وارد زمین مسابقه شوند اما متاسفانه نه‌تنها این رفتار ملی در برخی برنامه‌های فوتبالی اینترنتی ایجاد و اعمال نشد، بلکه برعکس، در این برنامه‌ها تلاش شد به شیوه‌ها و بهانه‌های مختلف، تیم ملی و کادر فنی آن مورد تحقیر و تمسخر و هجو قرار گیرند. این در حالی است که امثال فردوسی‌پور در جام‌های جهانی پیشین فوتبال نه‌تنها تمام‌قد از تیم ملی و کادر فنی بویژه کارلوس کی‌روش حمایت می‌کردند، بلکه حتی از منتقدان عملکرد تیم کی‌روش نیز انتقاد می‌کردند. بنابراین الان مساله انتقاد نیست، بلکه تضعیف تیم‌ ملی از طریق تحقیر، تمسخر و هجو است که به عنوان یک رفتار ضدملی شناخته می‌شود. 
۲- اما نکته دوم درباره بی‌عدالتی در نقدهای صورت گرفته درباره عملکرد تیم ملی است. در این ویژه‌برنامه‌های اینترنتی به گونه‌ای تیم ملی به صورت تند و بی‌رحمانه نقد و بعضا تخریب شد که گویی تیم ملی فوتبال ایران در شرایط کاملا عادی وارد مسابقات جام جهانی شد.‌ تیم‌ ملی فوتبال ایران در حالی وارد مسابقات جام‌ جهانی شد که شرایط روحی و روانی مساعدی نداشت؛ از یک طرف بواسطه جنگ تحمیلی ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، بازیکنان و کادر فنی تیم ملی روحیه مناسبی نداشتند و از سوی دیگر، فضاسازی‌های رسانه‌های فارسی‌زبان ضدانقلاب در ماه‌ها و هفته‌های منتهی به جام جهانی به گونه‌ای بود که بازیکنان حتی احساس ناامنی نیز می‌کردند. رفتار میزبان نیز در این راستا مزید بر علت شد. حتی برخی معتقد بودند سیاست‌های ضدایرانی دولت ترامپ به گونه‌ای است که بازیکنان تیم ملی امنیت جانی نیز ندارند.
در جریان بازی‌های تیم ملی فوتبال در جام جهانی، شاهد انواع و اقسام قانون‌شکنی‌ها و بی‌عدالتی‌های میزبان بودیم. از آنجا که آمریکا ویزای همه کاروان تیم ملی را صادر نکرده بود، تیم ملی به ناچار مجبور شد در مکزیک اردو بزند و برای هر بازی به آمریکا برود. عوامل ضدانقلاب و رسانه‌های آنان نیز در این مدت یک فضای تخریبی و تهدیدی علیه بازیکنان و کاروان تیم ملی فوتبال ایران ایجاد کرده بودند و برای اینکه تیم ملی در این تورنمنت نتیجه نگیرد، انواع و اقسام اهانت‌ها، تهمت‌ها و حتی تهدیدها را چه در فضای مجازی و چه در استادیوم‌های محل مسابقه به کار بستند. این مسائل دست به دست هم داده بود تا تیم ملی فوتبال ایران برخلاف سایر تیم‌های ملی حاضر در جام جهانی، در یک شرایط ویژه وارد زمین مسابقه شود. حقیقتا کدام تیمی می‌تواند در این شرایط وارد زمین مسابقه شود و بتواند عملکرد قابل قبولی از خود ارائه دهد؟ متاسفانه در نقدهای صورت گرفته درباره عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، مطلقا این مسائل مطرح نشد. در برخی از این برنامه‌ها نه‌تنها به فشارهای غیرقانونی و بی‌عدالتی آمریکا علیه تیم‌ ملی کلمه‌ای اشاره و از این اقدامات میزبان انتقاد نشد - که این رفتار در جای خود عجیب و تاسف‌برانگیز است - بلکه مجری و کارشناسان این برنامه‌ها در انتقادات بی‌رحمانه خود علیه تیم‌ ملی حتی به این موضوعات و تاثیر آن بر عملکرد تیم ملی هم اشاره نکردند. بنابراین جدا از فضای تحقیر و تخریب و هجو تیم ملی، بعضا انتقادات صورت گرفته از تیم ملی نیز ناعادلانه و ناجوانمردانه بود.

تناقضات رفتار تخریب‌چی‌ها
تیم‌ ملی متعلق به همه ایرانیان است و قاعدتا هر کسی این حق را دارد که درباره عملکرد آن اظهارنظر کند اما بررسی سابقه و کارنامه برخی مجریان منتقد که در‌ جریان مسابقات تیم ملی، بعضا اقدام به تحقیر و تخریب تیم ملی نیز کردند، نشان می‌دهد این مواضع آنها با مواضع پیشین‌شان در قبال عملکرد تیم ملی در دوره‌های قبلی جام‌ جهانی کاملا متناقض است. عادل فردوسی‌پور یکی از مجریانی است که در بین کارشناسان و گزارشگران فوتبالی در ایران، می‌توان او را اصلی‌ترین حامی کارلوس کی‌روش دانست. فردوسی‌پور در حمایت از کی‌روش آنقدر زیاده‌روی کرد که برخی در داخل به کنایه، نام او را کی‌روشی‌پور نهاده بودند.
در جریان مسابقات جام جهانی ۲۰۱۴، پس از آنکه تیم ملی ایران با نتیجه یک بر صفر مقابل آرژانتین بازی را واگذار کرد، همین آقای فردوسی‌پور که گزارشگر تلویزیونی آن مسابقه بود روی آنتن زنده تلویزیون به مردم گفت بیرون بیایند و این باخت را جشن بگیرند! فردوسی‌پور معتقد بود عملکرد تیم ملی در این‌ بازی قابل قبول بوده و باخت یک بر صفر مقابل آرژانتین یک دستاورد مهم است و به همین خاطر مردم باید به خیابان بروند و جشن گرفته و پایکوبی کنند. این ماجرا به قدری عجیب و مضحک بود که باعث شد برخی رسانه‌های فوتبالی خارجی، این رفتار مردم ایران را به سخره بگیرند! تصور کنید در دنیا گفته شود مردم ایران به خاطر باخت یک‌ بر صفر مقابل آرژانتین به خیابان رفتند و جشن گرفتند! حالا همین آقای فردوسی‌پور، زمانی‌ که برخی پیشنهاد دادند مردم به فرودگاه امام بروند و یک استقبال خوب از کاروان تیم ملی فوتبال انجام دهند بشدت برآشفت و گفت مگر تیم ملی از گروه خود صعود کرده که به استقبال بازیکنان برویم؟ 
بله! عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ به ‌گونه‌ای نبود که مردم یک استقبال باشکوه از آنها انجام دهند اما بدون شک عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در این مسابقات، به مراتب بهتر از باخت مقابل آرژانتین بود که فردوسی‌پور بابت آن به مردم گفته بود به خیابان بروند و جشن بگیرند. این تناقضات باعث شده برخی معتقد باشند ریشه اننقادات و تخریب‌ها نسبت به تیم ملی، ربطی به عملکرد فنی آنها ندارد و موضع این افراد درباره تیم ملی، به خاطر مناسبات شخصی آنها با شخص امیر قلعه‌نویی است.
بیایید منصف باشیم. عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، نه آنچنان درخشان بود که مردم به خیابان‌ها ریخته و شادی و پایکوبی کنند و نه آنچنان افتضاح که شایسته برخی تخریب‌ها و تحقیرهای داخلی باشد. تیم ملی فوتبال ایران برای اولین بار، جام جهانی را بدون شکست ترک کرد. در هر ۳ بازی تیم‌ ملی، بهترین بازیکن زمین از تیم ایران انتخاب شد. از همه مهم‌تر، بدشانسی تیم ملی در این مسابقات بی‌سابقه بود. تیم ملی آنقدر بدشانس بود که شاید بتوان لقب بدشانس‌ترین تیم این دوره مسابقات را به این تیم داد. در بازی با بلژیک، حرکت فوق‌العاده و تاریخی بازیکنان تیم در به ثمر رساندن گل طارمی که می‌توانست کاندیدای بهترین گل جام هم باشد با بدشانسی محض آفساید اعلام شد، زیرا یک بخش کوچک از بدن طارمی در موقعیت آفساید بود. در بازی با مصر هم همین بدشانسی در گل شجاع خلیل‌زاده تکرار شد. تنها نوک پنجه پای شجاع در موقعیت آفساید بود. این بدشانسی‌ها به قدری عجیب بود که باعث حیرت همه شد. سریال بدشانسی‌های تیم ملی به اینجا محدود نشد؛ تیم ملی با ۳ امتیاز جزو تیم‌های سومی بود که شانس ۹۶ درصدی برای صعود به مرحله بعد داشت اما بدشانسی، همزاد تیم ملی در این مسابقات بود. نتیجه هر ۳ مسابقه غنا - کرواسی، ازبکستان - کنگو و اتریش - الجزایر به ضرر تیم ملی ایران تمام شد. حتی نتیجه بازی اتریش - الجزایر به گونه‌ای بود که تا دقیقه ۹۵، جواز صعود ایران به مرحله بعد را صادر می‌کرد اما در دقایق پایانی اتریش گل زد و آرزوی ایرانی‌ها برای صعود تاریخی به مرحله بعد برآورده نشد. 
ببینید! در تاریخ مسابقات تیم ملی فوتبال ایران در ادوار جام‌ جهانی، این نخستین بار بود که ایران به صعود به مرحله بعد مسابقات تا این اندازه نزدیک بود و صرفا با بدشانسی نتوانست صعود کند. ایران با یک بدشانسی محض، ۳ امتیاز بازی با مصر را با یک امتیاز معاوضه کرد. در بازی با بلژیک هم ایران حتی شانس پیروزی داشت. به هر حال، اگر قرار باشد منصف باشیم باید به این نتایج و همین‌طور بدشانسی اشاره کنیم. اگر نوک انگشت شجاع خلیل‌زاده چند سانتیمتر عقب‌تر بود؛ اگر در بازی اتریش و الجزایر، اتریش در چند ثانیه پایانی گل مساوی را نمی‌زد؛ و چند اگر دیگر، ایران برای اولین بار به مرحله دوم جام‌ جهانی صعود می‌کرد و حالا کسی نمی‌توانست عملکرد تیم ملی فوتبال را به سخره بگیرد.
با این حال، عملکرد تیم ملی نکات منفی هم داشت. برخلاف نمایش‌های‌ خوب برابر بلژیک و بویژه مصر، تیم ملی ایران در بازی با نیوزلند، بازی‌ای ضعیف و ناامیدکننده ارائه داد. قبل از شروع مسابقات، بیشتر کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند ایران به راحتی از سد نیوزلند عبور کند ولی عملکرد تیم ملی در این بازی حقیقتا ناامیدکننده بود. ایران اگر‌ همانطور که مقابل بلژیک و مصر بازی کرد در برابر نیوزلند هم عمل می‌کرد، با یک برد راحت می‌توانست حتی به عنوان تیم اول گروه به مرحله بعد مسابقات صعود کند.
یکی دیگر از نقاط منفی عملکرد تیم ملی، استفاده از بازیکنان مسن و فرصت ندادن به بازیکنان جوان و شایسته بود. حضور بازیکنان جوان در جام جهانی می‌توانست باعث شود آنها تجربه مهم بازی در مهم‌ترین تورنمنت فوتبال را به دست بیاورند و با این تجربه، روحیه و توان مضاعفی برای تورنمنت‌های دیگر کسب کنند اما قلعه‌نویی این فرصت را از آنها گرفت. ضمن اینکه برخی کارشناسان معتقدند اگر به بازیکنان جوان فرصت بازی داده می‌شد شاید نتیجه بهتری برای تیم ملی به دست می‌آمد.
به هر حال، اینها بعضی نقاط منفی عملکرد تیم ملی در بازی‌های جام جهانی است. در نظر گرفتن این نقاط مثبت و منفی باعث می‌شود یک قضاوت منصفانه درباره عملکرد تیم ملی فوتبال در جام جهانی داشته باشیم. 
قطعا تمجید و تخریب صرف، یک قضاوت و برآورد ناعادلانه و غیرمنصفانه است. کما اینکه در نظر نگرفتن شرایط حضور تیم ملی در جام جهانی نیز منجر به برآوردهای نادرست درباره عملکرد تیم ملی در جام جهانی می‌‌شود.

ارسال نظر
captcha
پربیننده