محمد رستمپور: کمتر از یک ماه پس از صدور پیام کوتاه، گویا و صریح رهبر رشید انقلاب که به پیام «علیالاصول» مشهور شد و موجی از تحلیلها و ترسیمهایی از نیروهای سیاسی و کنشهای اجتماعیِ دوره پس از جنگ سوم تحمیلی به راه انداخت، پیام دیگری از ولی فقیه رسید که باز هم به وحدت دستور میدهد و در عین حال، همچنان از مردم میخواهد در میادین بمانند و از منافع ملی ایران صیانت کنند.
مضمون پربسامد و شاهبیت تمام مکتوبهای رهبر انقلاب، اتکا بر وحدت است اما این بار شکلی از وحدت که با نظارت اجتماعی و نقد مسؤولانه شرایط کشور در وضعیت جنگ جمع شود، توضیح داده شده است.
رهبر انقلاب، نقض تفاهمنامه را تجربه تاریک جنایت و بدعهدی و سند محکم دیگری از دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا میشناسند و البته وعده میدهند این رفتار خصمانه بدون پاسخ نمیماند. در واقع، ایشان اولاً در مقام معلم جامعه در پی آنند چنین تجربهای را مانند برجام، به ذخیره فکری کشور اضافه کنند و ثانیاً در مقام راهبر جامعه و به اتکای توان دفاعی شگفتآور کشور و مقاومت بیمثال ملت در برابر پیامدهای خسارتبار جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران تحمیل کردهاند، تصریح میکنند درسهای فراموشنشدنی برای دشمن در راه است.
اما آنچه این پیام را متمایز از توصیههای پیشین به وحدت میکند، چیز دیگری است و آن تأکید بر این مبناست که حفظ وحدت برای کسب عزت، حیاتی است؛ بهویژه در برابر «دشمن حیلهگر آمریکایی». این تعبیر نشان میدهد اگر نقدی هست، نباید به شماتت خودی تبدیل شود و روزنهای برای برتریجویی دشمن باز کند، بهویژه آنکه دشمن، حیلهگر است و حیلهگر در پی آن است از روزنه اختلاف، وارد شود و خود را وجیهتر و وزینتر از خودی نشان دهد.
در نتیجه، پیشفرض نخست مواجهه با مسؤولان کشور، باید «اعتماد» باشد، حتی اگر این اعتماد از سوی برخی و به شکل هیجانی، به سکوت و سازش تعبیر شود. نقد و ناقد در نگاه رهبر انقلاب، سرمایه ارزشمندی است که رونق و شکوفایی امور را در پی خواهد داشت اما به ۲ شرط مهم که میتوان گفت نظارت اجتماعی دقیق اما مسؤولانه مردم بر مسؤولان را رقم میزند: اولاً نقد نباید به ظلم بینجامد. اتهامزنی، تخریب شخصیت، دوگانهسازی، القای اختلاف میان سطوح اداره کشور، نومیدسازی و بهویژه اشتباه در اصلی/ فرعیسازی مسائل و مرز انتقاد و تخریب را برداشتن و سوی انتقاد را از دشمن غدار و خصم کینهجو به داخل بازگرداندن، حتماً اشتباه است و قطعاً غیر از معصیت فردی، ستمکاری در حق نظام و بنیادی است که مقاومت و صلابت خیرهکننده در برابر ۲ قدرت نظامی جهان از خود نشان داده و اذعان دوست و دشمن به قدرتمندی را موجب شده است.
مسأله اساسی این است که دلسوزان و وفاداران از روی ادای تکلیف و به اشارت رهبر انقلاب برای مطالبهگری در پی فریادزنی برای بیدارسازی اذهان هستند اما این خشم مقدس نباید امر مقدس را خدشهدار کند؛ امر مقدسِ احترام به حقوق فردی مسلمان و امر مقدسِ انجام وظیفه شرعی در تبعیت از ولی فقیه. از سوی دیگر، عدهای نباید خود را از تخاطب این پیام خارج و تصور کنند این پیام برای آنها نیست، بهویژه مسؤولان و مقاماتی که هر عمل و بیان آنها در مقایسه با فعالان سیاسی و چهرههای رسانهای اثر عمیقتری بر جامعه دارد.
نباید وحدت را به هم زد و بعد توقع وحدت داشت. نباید مردم را عصبانی کرد و بعد به پیام رهبر انقلاب در لزوم مراعات اخلاق در نقد توجه داد. بر این اساس، میتوان هم وحدت کرد و هم مطالبه داشت. فکر و فریاد متضاد هم نیستند. فریادی به تقویت جبهه حق میانجامد که از روی فکر باشد و بر سر دشمن باشد.
نباید در مواجهه با دشمن، آداب اخلاقی گرفت و در برابر خودی، از هر حزب و جناحی، ناگهان تیغ تیز کرد.
علیالاصولِ رهبر انقلاب در مورد تفاهم یا مذاکرات، دربردارنده هر نظر یا دیدگاهی باشد، بر همگان بهویژه بر خواص فرض است آن را کشف کنند و بدان عمل کنند اما علیالاصولِ رهبر انقلاب در مورد نسبت سیاست و اجتماع یا رابطه مسؤولان و مردم این است که در جنگ پیچیده و چندوجهی امروز، مردم همچنان باید در میدان بمانند و در مورد اجرای آن تفاهمنامه مطالبه کنند و توضیح بخواهند اما برخی اقدامات همچون متلکگویی، حرف زدن بدون استناد، افشای محرمانهها، توجهطلبی و شهرتسازی رسانهای، هزینهکرد امر ملی پای دعواهای جناحی و بهویژه بیتوجهی به حماسه پیشآمده و سعی در تضعیف و تحقیر آن، حتماً سود و بهره دشمن از تبیین و مطالبه و روشنگری و بصیرتافزایی را زیاد خواهد کرد و در سوی مقابل، ابراز ضعف و ناتوانی، بنبستنمایی، اظهار خستگی، مردم را نامحرم دیدن و سادهسازی مسائل و بیپناه گذاشتن مردم در نبرد پرهزینهای که همه ارکان زندگی آنها را هدف گرفته، قطعاً پر کردن جدول همان دشمنی است که به دنبال فرسایش تابآوری مردم است.
بهویژه آنکه مطابق وعده امام شهید انقلاب، جمعیت مبعوث در پی ساخت مرحله نوینی از جامعهسازی متمدنانه است، آن هم در میانه جنگی که دشمن ایران میخواست این مرزوبوم را به عصر حجر بازگرداند.
چگونه میتوان هم مطالبهگر بود و هم سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را حفظ کرد؟
۳ رکن نظارت اجتماعی وحدتساز
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها