۳۱/تير/۱۴۰۵
|
۰۲:۵۰

بن‌بست ترامپی

مهدی حسنی: رئیس‌جمهور آمریکا با انتخاب زیر پا گذاشتن آتش‌بس، عملاً در ابتدای راهی ایستاده که بسیار دشوار می‌توان انتها یا ادامه مسیر آن را دید. حالا پرسش بزرگ برای رسانه‌ها و تحلیلگران جهان این است: آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی، در این شرایط چه گزینه‌ها و چه محدودیت‌هایی دارد؟ ماهنامه «آتلانتیک» به این پرسش پاسخ داده است.
گزارش آتلانتیک با یک اعتراف آغاز می‌شود: «متأسفانه برای شکستن بن‌بست بر سر تنگه هرمز، گزینه‌های بسیار اندکی برای ایالات متحده باقی مانده است؛ همان گزینه‌های محدود نیز نه جذابند و نه احتمال چندانی دارد به نتیجه برسند». به باور این مجله، ایران به این درک رسیده که بهترین راه برای پایان جنگ و امتیازگیری از آمریکا، کنترل تنگه هرمز به هر قیمتی است و ایران سال‌ها اقتصاد و مردمی تاب‌آور داشته که می‌توانند این شرایط دشوار را هم از سر بگذرانند: «ایرانی‌ها معتقدند بهترین گزینه‌شان این است که به مسیر فعلی ادامه دهند و بر خواسته‌های حداکثری خود پافشاری کنند. برای آنکه عملاً تنگه را ببندند، لازم نیست به شمار زیادی از کشتی‌ها آسیب بزنند؛ صرفِ تهدید حمله کافی است تا بیشتر مالکان کشتی‌ها را از تلاش برای عبور منصرف کند؛ حتی اگر امکان تهیه بیمه وجود داشته باشد. بنابراین ایران برای بستن تنگه تنها به تعداد اندکی موشک، پهپاد یا مین نیاز دارد. این کشور همچنین می‌تواند محاصره آمریکا را تحمل کند. اقتصادش نسبتاً باثبات به نظر می‌رسد، زیرا در سراسر جنگ به صادرات نفت در حدی ادامه داده که نیازهایش را تأمین کند. افزون بر این، جمعیتی را در اختیار دارد که به تحریم و فشار اقتصادی خو گرفته‌اند».
در چنین شرایطی آمریکا تنها ۴ گزینه پیش‌رو دارد: «در عمل، ۴ گزینه پیش روی آمریکا باقی مانده و هر یک به شیوه خاص خود فاجعه‌بار است. آمریکا می‌تواند مسیر فعلی را ادامه دهد، می‌تواند زندگی در ایران را ناممکن کند، می‌تواند اعلام پیروزی کند و به خانه بازگردد، می‌تواند حمله‌ای زمینی را آغاز کند».
مسیر اول بی‌چشم‌انداز است و تدریجاً توان باقیمانده مهمات راهبردی آمریکا را هم فرسوده می‌کند: «ادامه مسیر فعلی به معنای تداوم اتکا به حملات هوایی علیه نیروهای نظامی، مقامات و زیرساخت‌های ایران است؛ حملاتی که قرار است به عنوان ابزاری تنبیهی، تهران را به دادن امتیاز پای میز مذاکره وادار کند. دولت آمریکا چند ماه است این راهبرد را دنبال می‌کند اما خواسته‌های ایران هیچ تغییری نکرده. 
رویکردی مشابه در جنگ ویتنام به تشدید تدریجی کارزار بمباران آمریکا انجامید؛ کارزاری که آن نیز نتوانست به هدف خود دست یابد. این مسیر همچنین ممکن است به معنای ادامه مصرف مهمات، با این امید باشد که توانایی ایران برای حمله به اهداف مرتبط با کشتیرانی به طور کامل از میان برود. این کاری سیزیف‌وار و پایان‌ناپذیر است. بدتر آنکه ذخایر تسلیحاتی آمریکا را تحلیل می‌برد و آن را برای درگیری دیگری به‌شدت ناآماده می‌کند. مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی به این نتیجه رسیده جایگزین‌ کردن برخی از حیاتی‌ترین سلاح‌هایی که در این جنگ مصرف شده‌اند، به دست‌کم ۳ سال تولید نیاز دارد».
مسیر دوم جنایت علیه بشریت است و تهران حتماً شدیداً واکنش نشان خواهد داد: «گزینه دوم، گسترش کارزار بمباران تا حدی است که زندگی در ایران عملاً ناممکن شود. ایالات متحده در پایان جنگ دوم جهانی، با توسل همزمان به بمباران و محاصره دریایی، همین رویکرد را در قبال ژاپن در پیش گرفت. اگر جنگ تا سال ۱۹۴۶ ادامه می‌یافت، میلیون‌ها ژاپنی بر اثر گرسنگی جان می‌باختند. حملات هماهنگ و گسترده به زیرساخت‌های برق و آب ایران، از جمله سدها و تأسیسات آب‌شیرین‌کن می‌تواند فاجعه انسانی مشابهی به بار آورد. مقامات ایران می‌دانند آب یکی از بزرگ‌ترین نقاط آسیب‌پذیر کشورشان است. آنان به‌روشنی گفته‌اند اگر آمریکا زیرساخت‌های ضروری برای زنده‌ ماندن مردم ایران را هدف قرار دهد، به همان شیوه علیه کشورهای حوزه خلیج فارس دست به تلافی خواهند زد. دفاع از این کشورها در برابر چنین حمله‌ای برای آمریکا دشوار خواهد بود».
گزینه ورود زمینی به ایران هم چشم‌انداز نامشخص و ترسناکی دارد: «در نهایت، ایالات متحده می‌تواند تصمیم بگیرد نیروی زمینی وارد میدان کند. با این حال، نه نیروی انسانی کافی دارد و نه پشتیبانی لجستیکی لازم برای آغاز یک کارزار زمینی در داخل ایران. حتی تصرف جزیره کوچک خارک نیز اقدامی فوق‌العاده پرخطر خواهد بود که حتی در صورت موفقیت، ممکن است اثر مورد انتظار را نداشته باشد. ایران به عنوان طرف مدافع، از مزیت «میزبانی» برخوردار است». به نوشته آتلانتیک، بهترین راه برای ترامپ در این شرایط، آن است که خواسته‌های تهران را در قالب تفاهم بپذیرد و راه خانه را در پیش گیرد: «گزینه دیگر این است که ترامپ به‌سادگی خواسته‌های ایران را بپذیرد، اعلام کند مشکل را حل کرده و بهترین توافق ممکن را به دست آورده و سپس کنار بکشد. تفاهمنامه ظاهراً همین گزینه را عملی می‌کرد اما ایران به حداکثری‌ترین تفسیر ممکن از توافق چسبید، به حمله به کشتیرانی ادامه داد و از انتقام رهبر خود گفت. در این مرحله، تصور مسیری برای بازگشت به یک تفاهمنامه دیگر دشوار است؛ با این حال، آمریکا ممکن است به این نتیجه برسد که این کم‌هزینه‌ترین گزینه است و امیدوار باشد بتواند آن را به عنوان یک پیروزی عرضه کند».
توصیه آتلانتیک آن است که دولت ناتوان ترامپ، واقعیت میدان را ببیند و دست از لجاجت در فهم حقیقت بردارد و در نهایت به حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز تن دهد: «آمریکا مهمات لازم برای ادامه نامحدود کارزار بمباران کنونی را در اختیار ندارد. به نظر می‌رسد ترامپ با انتخابی ناخوشایند روبه‌رو است: یا سلطه ایران بر تنگه را بپذیرد، یا وارد چرخه‌هایی از تشدید تنش شود که نمی‌تواند پایان خوبی داشته باشد».

ارسال نظر
captcha