محمد رستمپور: هفته پیش 2 برنامه تلویزیونی «ماجرای جنگ 2» و «مناظره» که اولی گفتوگوی جواد موگویی و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه و دومی، گفتوگوی محمدمهدی شهریاری و امیرحسین ثابتی، 2 تن از نمایندگان مجلس بود، به سوژه اصلی دعواها و مجادلات سیاسی و رسانهای تبدیل شد. بریدههایی از هر دو برنامه در فضای مجازی چرخید و تفسیرها و تحلیلهای پرشماری را تولید کرد و حتی بخشهایی از جملات رد و بدل شده به دستنوشته در میدانها و خیابانها تبدیل شد. در حالی که فارن پالیسی تیتر میزند «ایران دست برتر را در جنگ دارد»، نشنال اینترست مینویسد «آمریکا هیچ راهحل خوبی برای خروج از مخمصه ایران ندارد» و اندیشکده شورای روابط خارجی گزارشی منتشر میکند از معادلاتی که تنگه هرمز را به یک ابزار استراتژیک برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده، تولیدات و تفسیرهایی که برای مخاطب ایرانی و در بستر درگاهها و برنامههای کاملا بومی منتشر میشود، فقط تداعیکننده شکست ایران در میدان نبرد است! در میانه یک جنگ تمامعیار هیبریدی که هر کنش یا سخن، صدها پیام تولید میکند و محاسبه و ادراک میسازد، خواص سیاسی ترجیح میدهند همچنان مسائل را از دریچه جناحی ببینند و با تکرار دوگانهسازیهای قدیمی و عمدتا سیاسی، فضا را مبهمتر و پیچیدهتر از آنچه هست، کنند. با وجود تذکرات چندباره رهبر انقلاب اسلامی در مورد حفظ وحدت، بهویژه تأکید بر کنار گذاشتن اختلافات موجه و حتی غیرموجه و آشکار نکردن تفاوتهای اجتماعی، همچنین تصریح به حفظ اخلاقیات در گفتوگوها؛ شخصیسازیها، اتهامزنیها و برچسبزنیها همچنان ادامه دارد. تردیدی نیست چنین مشی و روشی، صرفا زمینه بروز اختلافات و فرسایش تابآوری مردم را فراهم میکند. خلاف آنچه چنین برنامههایی و هواداران طرفین بحث اصرار دارند، مقصود و هدف از تمام این تدارک رسانهای، گرهگشایی از ذهنها و کمک به تحلیل بهتر مسائل با هدف افزایش مقاومت اقتصادی در جنگی است که صف نخست آن در خانهها برپا میشود اما آنچه بروز و ظهور مییابد و صدالبته در جامعه منتشر میشود، نمایی سیاه از دعواها و کشمکشهایی است که تحمل را میبرد و تردیدها را افزون میکند. اینجا اتفاقا تقطیع و برش و تدوین مقصر نیست، اقدام غیرعمدی برای بازنمایی چیزی است که دشمن اصرار دارد آن را بزرگ کند. اصرار بر بیان جزئیات غیرضروری مانند اخبار مرتبط با تونلها یا نقاط هدف گرفته شده یا تلاش برای انتشار اخباری که صرفاً در پی اثبات دسترسی راوی به منابع پنهان است ...
... در برنامه «ماجرای جنگ» و شخصیسازی بحث، اتهامزنی، پرخاش، تهدید، توهین و دعوا بر سر مسائلی که اساسا پرسش مردم نیست؛ در برنامه «مناظره»، اتفاقاتی نیست که برای نخستینبار در 5 ماه گذشته رخ داده باشد. آنچه سبب میشود چنین رخدادهای تلخی تکرار شود و در نظر برخی، امتیاز مثبت بگیرد، حاکم شدن فضای استادیومی بر عرصه سیاسی کشور است. هیجانزدگی، جناحزدگی، پرخاشگری، افشاگری، شلوغکاری و انحراف سویه انتقاد از بیرون به داخل و کوشش برای متهمسازی طرف مقابل به خیانت یا سازش، همچنین مقصرسازی او در پیامدهایی که آمریکا و رژیم صهیونیستی در تحمیل آن به کشور نقش داشتهاند، همگی تاکتیکهایی است که پیش از این در رخدادها یا التهابات بروز یافتهاند. آنچه موضوع را داغ میکند و احتمالا تمایزاتی میسازد، وضعیت ویژه افکار عمومی در شرایطی است که فشار معیشتی به مرز فرسایندهای رسیده است. تردیدی نیست وحدت به معنی بستن دهانها نیست اما از دهان پرخاشگر یا افشاگر هم تبیین و روشنگری و آگاهسازی بیرون نمیآید. میتوان هم وحدت داشت و هم اخلاق را رعایت کرد و هم آب به آسیاب دشمن نریخت و به سوژه حسابها و صفحات مجازی رژیم اشغالگر به فارسی تبدیل نشد.
میتوان بسیاری از حرفها را حتی با احتمال اینکه ممکن است دلسردی یا نومیدی ایجاد کند، نگفت و نقد و ارزیابی سیستم یا آسیبشناسی ایران در جنگ را به روز و ساعتی موکول کرد که امکان حداقلی سوءاستفاده دشمن کمتر از اکنون باشد. در شرایط فعلی، گویی مسابقهای برپاست تا عدهای را خائن بنامیم و دست برخی را به نشانه قهرمانی بالا ببریم. هر 2 برنامه و البته بسیاری برنامههای دیگر، بخشهای تبیینی و توضیحی و مستدل شایستهای نیز داشتهاند اما یک یا چند جمله و پس از آن، تداوم همان حاشیهها در فضای مجازی کافی است تا کار به ضد خود تبدیل شود و ابعاد تخریبکنندهای پیدا کند. علاوه بر این، نباید از یاد برد برخی، از این حواشی سود میبرند و برای خود خرقه حقانیت میبافند و ضعف و ناکارآمدی خود را پشت آن پنهان میکنند.
مدیر یا مقامی که وظیفه تنظیم بازار را بر عهده دارد، استاد یا تحلیلگری که باید شکوه و شگفتی کار منحصربهفرد ایرانیان را تثبیت کند و رسانهای که باید سویه مطالبه را از داخل به خارج بکشاند، همه و همه در شرایطی که فحش و دعوا، رونق مییابد و با استقبال روبهرو میشود، میآموزند میتوان ناکارآمد بود و جنگ را بهانه کرد و در عمل به فریضه وحدت و حفظ اخلاق عمومی جامعه مرتبا رقیب را جلو انداخت. در چنین فضایی، صبر و سکوت و متانت و از خود گذشتگی و حلم و سعه صدر، رنگ میبازد و اتفاقا کسی وزن مییابد که قلدری رسانهای کند و در پاسخ به منتقدان، دائم آنان را همردیف دشمن خارجی بنشاند. فاجعه آنجاست که چنین تاریکاندیشیهایی در رسانه تصویر شود و آنچه بدان معترضیم، یعنی راه و روش زشت ترامپ در کنشهای رسانهای، در عمل خود ما دیده شود. نقد افکار و افعال به جای افراد، سخن رو به جلو گفتن، پرهیز از اعتبار دادنها به شخص و جناح خود و کوشش برای اصلی/ فرعی کردن مسائل میتواند گفتوگو یا مناظره و حتی دعوا را هم به یک امر مفید تبدیل کند و البته ادامه چنین وضعیت تلخی، ورود قوه قضائیه را به عنوان حافظ عملیات روانی که بخشی از حقوق عامه جامعه است، ضروری میکند. حفظ وحدت بهویژه در شرایط جنگ، چیزی نیست که با توصیههای رسانهای و الزامات اخلاقی قابل تحقق باشد؛ آن هم در وضعیتی که در هر پیام رهبر انقلاب اسلامی بدان توصیه میشود و اکنون فراتر از یک فریضه اجتماعی، به یک واجب سیاسی تبدیل شده است.
چرا برخی برنامههای سیاسی به جای روشنگری، به فرسایش انسجام اجتماعی دامن میزنند؟
خودزنی در میدان روایت
ارسال نظر
پربیننده