رضا رحمتی: رقابت آمریکا و چین دیگر صرفا اقتصادی و تجاری نیست، اکنون تقریبا تمام ابعاد قدرت، از هوش مصنوعی و نیمههادیها گرفته تا کابلهای زیردریایی، انرژی، حملونقل دریایی و ائتلافهای ژئوپلیتیک را در بر گرفته است. در چنین شرایطی، هر تحول مهم غرب آسیا نیز تنها یک بحران منطقهای تلقی نمیشود، بلکه بخشی از پازل بزرگ رقابت 2 قدرتی است که آینده نظم بینالملل را رقم خواهند زد. تصمیم اخیر دولت واشنگتن برای اختصاص ۱۷۵ میلیون دلار جهت جایگزینی کابلهای مخابراتی زیردریایی در دریای کارائیب و آمریکای مرکزی، صرفا یک پروژه مخابراتی نیست. این اقدام حلقهای دیگر از زنجیره سیاست مهار نفوذ چین در زیرساختهای جهانی محسوب میشود؛ سیاستی که از محدود کردن شرکتهای فناوری چینی آغاز شد، به محدودیت صادرات تراشههای پیشرفته رسید و اکنون به زیرساختهای ارتباطی و انرژی نیز گسترش یافته است. اگر این اقدامات را در کنار فشارهای فزاینده واشنگتن بر شرکتهای هوش مصنوعی چین، محدودیتهای فناوری، جنگ تعرفهای، تقویت ائتلافهای نظامی در شرق آسیا و افزایش حضور نظامی آمریکا در اقیانوس آرام قرار دهیم، تصویر روشنی شکل میگیرد: چین مهمترین رقیب راهبردی آمریکا در قرن 21 است.
ایران در معادله بزرگتر
در این میان، جایگاه ایران نیز از زاویه رقابت آمریکا و چین اهمیت تازهای مییابد. ایران صرفا یک بازیگر منطقهای نیست؛ کشورمان در نقطه اتصال 3 مؤلفه حیاتی برای امنیت ملی چین قرار دارد: انرژی، کریدورهای ترانزیتی و ژئوپلیتیک خلیج فارس. چین بخش قابل توجهی از واردات انرژی خود را از کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین و مسیر اصلی انتقال این انرژی از تنگه هرمز عبور میکند. بنابراین هرگونه تحول امنیتی در این آبراه، مستقیما بر امنیت انرژی دومین اقتصاد بزرگ جهان اثرگذار است. در جریان بحران اخیر خلیج فارس نیز نکته قابل توجه آن بود که بر خلاف بسیاری از بازیگران بینالمللی، پکن موضعی اتخاذ نکرد که بتوان آن را همسو با فشارهای آمریکا علیه ایران دانست. این رفتار از منظر راهبردی قابل فهم است، زیرا چین مایل نیست در رقابت با آمریکا، یکی از مهمترین شرکای خود در غرب آسیا را تضعیف کند.
چرا چین از ایران فاصله نگرفت؟
پس از افزایش تنشها، وزارت خارجه چین ضمن حمایت از ادامه مذاکرات، بر حمایت از حاکمیت، امنیت و کرامت ملی ایران تأکید کرد.
دیدار سیدعباس عراقچی و وانگ یی در حاشیه نشست وزیران خارجه سازمان همکاری شانگهای نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. البته این حمایت را نباید صرفا یک اقدام سیاسی یا ایدئولوژیک تلقی کرد. روابط تهران ـ پکن بیش از هر چیز بر پایه محاسبات ژئوپلیتیک و منافع متقابل استوار است. برای چین، ایران تنها یک صادرکننده انرژی نیست، بلکه حلقهای مهم در «ابتکار کمربند و جاده»، بازیگری تأثیرگذار در امنیت خلیج فارس و کشوری است که میتواند بخشی از فشارهای راهبردی آمریکا را در غرب آسیا متوازن کند. به همین دلیل، پکن همواره کوشیده ضمن حمایت از گفتوگو و کاهش تنش، از تضعیف جایگاه منطقهای ایران نیز جلوگیری کند.
مهار چین؛ از تراشه تا کابل زیردریایی
راهبرد مهار چین اکنون ابعاد گستردهای یافته است. اگر تا چند سال پیش تمرکز واشنگتن بر تعرفههای تجاری بود، امروز میدان رقابت به حوزههای کاملاً متفاوت کشیده شده است. محدودیت صادرات تراشههای پیشرفته، تحریم شرکتهای فناوری، فشار بر متحدان برای کاهش همکاری با شرکتهای چینی، کنترل سرمایهگذاریها، محدودسازی دسترسی چین به فناوریهای نوین، رقابت بر سر هوش مصنوعی و حتی جایگزینی کابلهای مخابراتی زیردریایی، همگی اجزای یک راهبرد واحد هستند. بسیاری از اندیشکدههای آمریکایی نیز در سالهای اخیر تأکید کردهاند رقابت اصلی آمریکا دیگر مبارزه «ادعایی» با تروریسم یا حتی روسیه نیست، بلکه رقابت بلندمدت با چین خواهد بود. اسناد راهبرد امنیت ملی آمریکا نیز چین را تنها رقیبی معرفی کردهاند که هم توان اقتصادی، هم ظرفیت فناوری و هم قابلیت نظامی لازم برای تغییر نظم بینالمللی را در اختیار دارد.
غرب آسیا؛ جبهه پشتی رقابت قدرتهای بزرگ
یکی از مهمترین تغییرات سالهای اخیر آن است که منطقه غرب آسیا دیگر صرفا میدان رقابت بازیگران منطقهای نیست. اکنون این منطقه به پشت صحنه رقابت آمریکا و چین نیز تبدیل شده است. واشنگتن تلاش میکند نفوذ فناوری، مالی و زیرساختی چین را در منطقه محدود کند. در مقابل، پکن میکوشد روابط اقتصادی خود با کشورهای منطقه را توسعه دهد، پروژههای انرژی و ترانزیتی را بیشتر کند و از تبدیل شدن غرب آسیا به اهرم فشار علیه اقتصاد چین جلوگیری کند. از این منظر، هرگونه بیثباتی خلیج فارس میتواند مستقیما بر امنیت انرژی چین اثر بگذارد و هرگونه کاهش نفوذ آمریکا در منطقه نیز فرصتهای تازهای برای گسترش نقش پکن ایجاد کند.
چرا آمریکا بر فناوری تمرکز کرده؟
واکنش اخیر وزارت بازرگانی چین به تهدیدهای آمریکا علیه شرکتهای هوش مصنوعی نشانه دیگری از همین رقابت ساختاری است. واشنگتن معتقد است برتری در فناوریهای نوظهور، تعیینکننده موازنه قدرت در دهههای آینده خواهد بود. از این رو، صادرات تراشه، توسعه هوش مصنوعی، رایانش کوانتومی، شبکههای مخابراتی و حتی کابلهای زیردریایی، همگی به موضوعاتی امنیتی تبدیل شدهاند. در مقابل، چین این اقدامات را مصداق «هژمونی فناوری» میداند و هشدار داده در برابر هر اقدامی که منافع اساسی این کشور را تهدید کند، اقدام متقابل انجام خواهد داد. این ادبیات نشان میدهد رقابت 2 قدرت وارد مرحلهای شده که حتی فناوری نیز دیگر صرفا یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه بخشی از بازدارندگی ملی محسوب میشود.
ایران و چین؛ همکاری بر اساس منافع مشترک
تحلیل روابط تهران و پکن بدون درک منافع مشترک 2 کشور ناقص خواهد بود. ایران برای چین، امنیت انرژی، اتصال زمینی شرق و غرب آسیا، دسترسی به آبراههای راهبردی و ایجاد توازن در برابر فشارهای آمریکا را فراهم میکند. در مقابل، چین برای ایران یک شریک اقتصادی مهم، عضو دائم شورای امنیت و یکی از معدود قدرتهای بزرگی است که از حفظ گفتوگوهای دیپلماتیک و مخالفت با فشارهای یکجانبه حمایت میکند. این بدان معنا نیست که 2 کشور در همه موضوعات دیدگاه کاملا مشترکی دارند، بلکه همکاری آنها عمدتا بر پایه همگرایی منافع در برابر فشارهای ژئوپلیتیک شکل گرفته است.
آینده رقابت؛ از جنگهای منطقهای تا نظم جهانی
واقعیت آن است رقابت آمریکا و چین وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفا یک رقابت تجاری یا فناوری دانست. امروز امنیت انرژی، مسیرهای دریایی، زیرساختهای دیجیتال، هوش مصنوعی، زنجیرههای تأمین و حتی بحرانهای منطقهای نیز در چارچوب این رقابت معنا مییابد. در چنین شرایطی، تحولات مربوط به ایران نیز تنها در سطح منطقه قابل تحلیل نیست. هر رخداد مهم در خلیج فارس میتواند بر معادلات بزرگتر میان واشنگتن و پکن تأثیر بگذارد و به همین دلیل، رفتار هر 2 قدرت نیز بیش از گذشته تحت تأثیر محاسبات جهانی قرار گرفته است. شاید هنوز نتوان با قطعیت گفت هر تحول در غرب آسیا مقدمه رویارویی مستقیم آمریکا و چین است اما شواهد موجود نشان میدهد بسیاری از تصمیمات واشنگتن و پکن دیگر صرفا با نگاه منطقهای اتخاذ نمیشود. غرب آسیا اکنون یکی از میدانهای مهم رقابت قدرتهای بزرگ است؛ رقابتی که سرنوشت آن نه فقط آینده منطقه، بلکه شکل نظم بینالملل را در دهههای آینده نیز تعیین خواهد کرد.
چرا چین تضعیف ایران را به سود خود نمیداند؟
تهران در بازی بزرگ قرن
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها