۱۴/مرداد/۱۴۰۵
|
۰۲:۵۱

اربعین روی میز اندیشکده‌ها؛ منشأ این قدرت کجاست؟

فاطمه یوسفی: اربعین برای بسیاری از ناظران خارجی هنوز یک معمای بزرگ است؛ معمایی که نه با منطق معمول گردشگری می‌تواند توضیح داده ‌شود و نه با الگوی کلاسیک راهپیمایی‌های سیاسی. میلیون‌ها انسان، از ملیت‌ها و طبقات مختلف، در مسیری طولانی به سوی کربلا حرکت می‌کنند؛ در حالی که بخش مهمی از نیازهای آنان با شبکه‌ای داوطلبانه از میزبانی، بخشش و خدمت تأمین می‌شود و منطق بازار و دولت، موضوعیت خود را به طور مستقیم از دست داده و تقریبا در حاشیه قرار می‌گیرد. این ویژگی کلیدی، اربعین را از حاشیه مطالعات شیعه‌شناسی خارج کرده و روی میز اندیشکده‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی جهان نشانده است. در جهان پژوهش، اگر چه نحیف اما از ابعاد متفاوتی به رویداد اربعین پرداخته شده که البته بخشی از محققان و نویسندگان هم یا ایرانی هستند یا ایرانی‌تبار اما در هر صورت در این نوشتار، پژوهش‌هایی که در بسترهای بین‌المللی انتشار یافته‌اند، از نظر زاویه نگاه به موضوع به اختصار مرور شده‌اند. اندیشکده‌های امنیتی بیشتر در جست‌وجوی «قدرت»اند و مراکز مطالعات منطقه‌ای به «هویت» توجه می‌کنند، جامعه‌شناسان هم از «همبستگی» سخن می‌گویند، پژوهشگران شهری به «فضای عمومی موقت» توجه داشته‌اند و متخصصان سلامت، آن را مساله‌ای عظیم در مدیریت جمعیت تلقی می‌کنند. این تکثر، نشانه بزرگی پدیده‌ای است که در یک قاب پژوهشی ساده جا نمی‌شود.

قدرتی که فراتر از دولت‌ها ساخته می‌شود
نخستین و البته محدودترین نگاه، اربعین را ابزار قدرت نرم ایران می‌بیند. این دسته از تحلیل‌ها، بر سرمایه‌گذاری ایران در حمل‌ونقل، تبلیغات، تسهیل سفر و حضور نهادهای رسمی تمرکز کرده و اربعین را بخشی از رقابت نمادین ایران و عربستان در جهان اسلام دانسته‌اند. این نگاه بیانگر آن است که این رویداد بزرگ، چنان قدرت نمادینی را به وجود آورده که دولت‌ها می‌کوشند از ظرفیت آن برای دیپلماسی عمومی و نفوذ فرهنگی استفاده کنند؛ رویکردی که البته چندان دقیق نیست و خطای آن از جایی آغاز می‌شود که نمی‌تواند درک کند این رخداد و قدرتی که می‌آفریند از کجا آمده است. به همین خاطر میان استفاده از قدرت اربعین و ساختن آن تفاوت نمی‌گذارد.
اربعین پیش از آنکه پروژه دولت‌ها باشد، قیام حافظه‌هاست. ریشه‌های آن در سنت تاریخی شیعیان، مقاومت در برابر ظلم و مقدس بودن مفهوم زیارت و بزرگوار بودن شخص زائر است. 
دولت‌ها شاید بتوانند نقش تسهیلگری در برگزاری آن داشته باشند اما نمی‌توانند فرمان دهند میلیون‌ها نفر با میل خود، دارایی و آسایش خویش را در اختیار غریبه‌ بگذارند. راهپیمایی اربعین قدرتی اجتماعی می‌آفریند که دولت‌ها تنها قادر به بهره‌برداری از آن هستند اما مالک آن نیستند.

وقتی خدمت، معنای قدرت را تغییر می‌دهد
دومین چارچوب، اربعین را نمایش وزن سیاسی شیعیان و عرصه مشروعیت‌سازی احزاب، مرجعیت، عتبات و حشد شعبی می‌داند. در این تحلیل، حضور نیروهای حشد در امنیت، درمان، حمل‌ونقل و خدمات‌رسانی، بخشی از فرآیند تثبیت قدرت آنها در جامعه و ساختن تصویری از حکمرانی در میدان است، زیرا خدمت‌رسانی در آن جامعه می‌تواند همزمان معنای اعتقادی، اجتماعی و سیاسی داشته باشد. این برداشت ضمن آنکه بخشی از واقعیت عراق را نشان می‌دهد، به طور غیرمستقیم روند اجتماعی‌سازی قدرت سخت و شکل‌گیری قدرت نرم را هم نشان می‌دهد؛ روندی که یکی از راهبردهای مهم جریان مقاومت در منطقه و شیوه گسترش این جریان در میان ملت‌ها را می‌توان به‌خوبی با آن توضیح داد.
بخش دیگری از محتواهای تولیدشده، اربعین را صرفا به ابزار تبلیغاتی دولت‌ها فرومی‌کاهند اما روشن است تقلیل این رویداد به مقوله قدرت و چشم‌پوشی از مقوله «خدمت» ما را از فهم وجوه عمیق‌تر آن دور می‌کند. 
در منطق اربعین، خدمت نوعی تربیت نفس و بازسازی نسبت انسان‌های جامعه با یکدیگر است. موکب‌ها و میزبانانی که خدمات ارائه می‌کنند، نه به دنبال رأی هستند و نه به دنبال کسب درآمد، آنها در جهانی زندگی می‌کنند که ارزش را در رفتارهای متفاوتی از دستگاه معرفتی انسان غربی تعریف کرده است. این «زیست معنا»ی متفاوت، ما را به یک قدم عقب‌تر از ساخت قدرت می‌برد و آن ابداع «معنای قدرت» است. در واقع پیش از آنکه بخواهیم به این فکر کنیم که اربعین چگونه قدرت تولید می‌کند، باید به این سوال فکر کنیم: اربعین اساسا چگونه معنا و مفهوم و به دنبال آن، میدان قدرت را تغییر می‌دهد و آن را منحصر به فرد می‌کند؟
در دسته‌ای دیگر از پژوهش‌ها اربعین از منظر بازسازی هویت شیعی شیعیان دور از وطن مورد مطالعه قرار گرفته است. این شیوه مواجهه، ریشه در اتفاقات پس از ظهور داعش دارد که در آن زمان، حضور در کربلا با وجود تهدیدات تروریستی، از یک سفر زیارتی فراتر رفت و به دکترین عمومی مقاومت در برابر ارعاب تبدیل شد. از منظر این دسته پژوهش‌ها، زائران با راهپیمایی خود این حقیقت را اعلام می‌کردند که خشونت، ارعاب و تهدید نمی‌تواند ما را از حافظه، هویت و حضور در فضای عمومی محروم کند.
نکته قابل تامل در این شیوه مواجهه با موضوع آن است که اربعین را از مرزهای جغرافیایی ایران و عراق فراتر می‌برد و آن را خواسته یا ناخواسته رویدادی بین‌المللی معرفی می‌کند. در این تحلیل‌ها افرادی که از شهرهای نامتعارف مثل لندن، تورنتو یا سیدنی به راهپیمایی اربعین می‌روند هم دیده شده‌اند و در مسیر نجف تا کربلا به حافظه‌ای پیوند می‌خورند که از نسل‌ها و دولت‌ها عبور کرده است. البته همچنان تعلق رویداد به شیعیان پررنگ است و به نوعی «وطن سیار شیعیان» نامیده می‌شود.

کربلا؛ شهری بیرون از منطق بازار
یکی از بدیع‌ترین خوانش‌های خارجی از اربعین آن را در برابر ساختار امنیتی شهر در عراق قرار می‌دهد؛ در تقابل با دیوارهای بتنی، ایست‌های بازرسی و فضاهای محصور. در این نگاه، زائران و مواکب در حاشیه نظم رسمی، شهری موقت می‌سازند که در آن غذا، استراحت، درمان و جابه‌جایی تا حد زیادی رایگان است و رابطه انسان‌ها نه بر مبادله پولی، بلکه حول مراقبت متقابل شکل می‌گیرد و بر همکاری استوار می‌شود. شاید مهم‌ترین کشف علوم اجتماعی درباره اربعین این باشد که آن را به مثابه پیشنهادی تمدنی تفسیر می‌کند. برای چند روز، انسان‌ها جهانی را تجربه می‌کنند که در آن همه به معنای واقعی «انسان»اند و غریبه‌ بودن، هیچ‌‌کس را از محبت محروم نمی‌کند. اما واقعا راز اثرگذاری اربعین چیست؟ پاسخ احتمالا در «قابلیت تجربه‌ شدن آن» است. بسیاری از آرمان‌های اخلاقی در کتاب‌ها باقی می‌مانند اما برابری، ایثار و برادری در این رویداد به تمامی قابل لمس می‌شود. زائر می‌بیند صاحبخانه‌ای عراقی بهترین اتاقش را در اختیار او می‌گذارد و خانواده‌ای با زندگی ساده، روزها برای پذیرایی هزینه می‌کند. این تجربه از هزاران سخنرانی درباره همبستگی مؤثرتر است، زیرا فضیلت را از مفهوم به خاطره جمعی زیسته‌شده تبدیل می‌کند. مطالعات خارجی گردشگری دینی و مردم‌شناسی نیز بر همین تجربه زیسته متمرکز شده‌اند و نشان می‌دهند سختی، ناامنی و رنج جسمی نه تنها مانع سفر نیست، بلکه بخشی از معنای آن است. 
زائر، دشواری راه را با رنج حضرت سیدالشهدا(ع) پیوند می‌زند و بدن خود را در فرآیند یادآوری و وفاداری شریک می‌کند. پژوهشی دیگر نیز این رویداد را ترکیبی از امر دینی، امر جسمانی و روح میهمان‌نوازی می‌داند. این دسته مطالعات، مفهومی را برجسته می‌کنند که جامعه‌شناسان آن را همجوشی اجتماعی (Communitas) می‌نامند؛ لحظه‌ای که تمایزهای طبقاتی و منزلتی تضعیف می‌شود و افراد خود را اعضای یک جماعت برابر احساس می‌کنند.
حقیقت آن است که هنوز از نظر علمی، به این رویداد باشکوه آنچنان که باید پرداخته نشده و احتمالا علت مهم آن مسکوت نگه‌ داشته شدن عمدی اش در رسانه‌های غرب است اما به نظر می‌رسد وجه مهمی که اربعین را جهانی می‌کند، روایت کیفیت انسانی آن است؛ روایت این واقعیت که این اجتماع، تمرین جمعی بخشش، مراقبت و ایستادگی در برابر تحقیر انسان است، نه صرفا گردهمایی برای برگزاری یک مراسم سنتی که جنبه یادبود برای رخدادی در 1400 سال پیش دارد. پژوهشگری عنوان می‌کند کربلا اکنون فراملی است و فعالان اربعینی در اروپا، پیام کربلا را با مفاهیمی چون عدالت، آزادی، عشق، فداکاری و مقاومت در برابر ظلم ترجمه می‌کنند و این ترجمه، در واقع کشف زبان مشترک انسان‌ها برای شنیدن پیام عاشوراست.

قدرت اربعین از کجا می‌آید؟
تقریبا همه پژوهش‌ها و روایت‌ها به قدرت اربعین اذعان می‌کنند و اختلاف بر سر منشأ قدرت است؛ اربعین محصول مهندسی دولت‌هاست یا ابزار احزاب و نیروهای سیاسی است یا نیرویی اجتماعی، تاریخی و چندمرکزی که بازیگران مختلف می‌کوشند آن را نمایندگی یا مصادره کنند؟  شواهد میدانی بیش از هر چیز از پاسخ سوم پشتیبانی می‌کند. اربعین آثار ژئوپلیتیک دارد اما سرچشمه آن شبکه‌های فرامرزی معنا و اعتماد است.
جهان اندیشکده‌ها، هر چند گاه با عینک رقابت بر سر قدرت به اربعین می‌نگرد، ناخواسته یک حقیقت را ثبت کرده است: در روزگاری که فردگرایی، بازار و ترس، پیوندهای انسانی را فرسوده‌اند، جاده کربلا هنوز می‌تواند میلیون‌ها نفر را حول بخشش، وفاداری و امید سازمان دهد. اربعین تصویری آزمایشی از آینده‌ای است که در آن، انسان معنای واقعی خود را پیدا می‌کند.

ارسال نظر
captcha