آزاده لرستانی: در جهانی که معیار قدرت را تعداد ناوهای هواپیمابر، جنگندههای «اف ۳۵»، موشکهای دوربرد، تحریمهای اقتصادی و ائتلافهای نظامی تعیین میکند، چرا این روزها میلیونها قدم در جاده نجف ـ کربلا به یکی از مهمترین موضوعات تحلیل رسانهها و مراکز راهبردی تبدیل شده است؟
پاسخ این پرسش را باید در شرایط ویژه منطقه جستوجو کرد. غرب آسیا هنوز از تبعات تجاوز آمریکا و رژیم صهیونی به ایران اسلامی، تحولات جبهه مقاومت، رخدادهای یمن و رقابت فزاینده بر سر گذرگاههای راهبردی مانند تنگههای هرمز و بابالمندب فاصله نگرفته است. در چنین فضایی هر رویداد بزرگ اجتماعی به بخشی از معادلات قدرت تبدیل میشود. پیادهروی اربعین نیز از همین منظر به نمایش ظرفیتی اجتماعی بدل شده که نمیتوان آن را از تحولات منطقه جدا دانست. پیادهروی اربعین از ابتدای دهه ۹۰ با بهبود شرایط امنیتی عراق سالبهسال گستردهتر و به بزرگترین اجتماع مردمی جهان تبدیل شد اما اربعین امسال در فضایی متفاوت برگزار میشود؛ فضایی که هر تصویر، هر روایت و هر حضور میلیونی در کنار ابعاد معنویاش حامل پیامهایی برای افکار عمومی منطقه، اتاقهای فکر غرب و بازیگرانی است که طی ماههای اخیر روی فرسایش اجتماعی جبهه مقاومت حساب باز کردهاند. با این وجود طی هفتههای اخیر چند رخداد اجتماعی بزرگ در جبهه مقاومت رخ داده که معادلات رسانهای را تغییر داده است. تشییع تاریخی امام شهید انقلاب اسلامی در ایران و عراق صحنهای کمنظیر از حضور مردم و تجدید بیعت آنها با پیشوای محبوب و شهید جبهه مقاومت را رقم زد؛ حضوری که بسیاری از تحلیلگران آن را نشانهای از پویایی انسجام اجتماعی جریان مقاومت ارزیابی کردند. در این میان پیادهروی اربعین به عنوان بزرگترین اجتماع مردمی جهان، توجه رسانههای بینالمللی را به خود جلب کرده است. در نگاه نخست شاید این 2 رویداد ماهیتی متفاوت داشته باشند اما در لایههای عمیقتر هر دو از یک منطق مشترک تغذیه میکند: استمرار گفتمان جهاد، ایثار و مقاومت در بطن جامعه. همین اشتراک باعث شده پیادهروی اربعین امسال به موضوعی فراتر از یک مناسبت مذهبی تبدیل شود. البته اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که به فضای رسانهای ماههای اخیر نگاه کنیم. یکی از اصلیترین محورهای جنگ شناختی علیه ایران، القای کاهش سرمایه اجتماعی، فرسایش انسجام داخلی و فاصله گرفتن مردم از آرمانهای انقلاب و مقاومت بوده است.
بیشک پیادهروی اربعین بزنگاه میدان آزمون این ادعاست، زیرا آنچه در این مسیر دیده میشود، نتیجه انتخاب میلیونها انسانی است که با هزینه شخصی و انگیزه اعتقادی در این اجتماع حضور پیدا میکنند.
از همین رو حضور زائرانی از دهها کشور، میزبانی کمنظیر مردم عراق و شکلگیری شبکهای عظیم از همکاریهای داوطلبانه، تصویری از پیوندهای فرهنگی و اجتماعی ملتهای منطقه ارائه میکند که با بسیاری از روایتهای رایج درباره غرب آسیا فاصله دارد. این تصویر نشان میدهد روابط میان ملتهای منطقه بهویژه ایران و عراق، بسیار عمیقتر از فرازونشیبهای سیاسی و فشارهای رسانهای است.
بنابراین وجه تمایز پیادهروی اربعین نیز در همین نقطه نهفته است، زیرا این اجتماع بر شبکهای از اعتماد، مشارکت مردمی، خدمت داوطلبانه و همبستگی اجتماعی استوار است؛ ظرفیتی که از آن با عنوان «قدرت اجتماعی» یاد میشود؛ قدرتی که اگرچه در زرادخانهها دیده نمیشود اما در لحظات حساس تاریخ میتواند بر محاسبات سیاسی اثر بگذارد.
اگر این تصویر در کنار جنگ سوم تحمیلی، تحولات یمن، نقشآفرینی جبهه مقاومت و رقابت قدرتها بر سر مسیرهای راهبردی منطقه قرار گیرد، یک واقعیت بیش از پیش آشکار میشود: نبرد امروز غرب آسیا تنها در میدان نظامی جریان ندارد، بلکه بخش مهمی از آن در عرصه افکار عمومی، روایتها و سرمایه اجتماعی دنبال میشود.
بنابراین پیادهروی اربعین امسال نمادی از ظرفیت اجتماعی جریانی است که همچنان توان بسیج مردمی، بازتولید سرمایه اجتماعی و حفظ پیوندهای فراملی را در اختیار دارد؛ قدرتی که از اراده میلیونها انسان شکل میگیرد، گاهی بیش از قدرتی که از لوله توپ و موشک بیرون میآید، معادلات منطقه را تغییر میدهد.
اربعین؛ قدرت بیجانشین
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها