گروه اقتصادی: مواجهه با صحنهای کمسابقه برای بازار نفت در طول 5 ماه اخیر، علاوه بر نوسان شدید قیمتها و تهدید امنیت عرضه در خلیج فارس، به فرسودگی و از کار افتادن یکی از کلیدیترین ابزارهای مدیریت بحران انرژی در آمریکا انجامید. ذخایر راهبردی نفت ایالات متحده که در نیمقرن گذشته قرار بود آخرین پشتوانه بزرگترین قدرت جهان در برابر اختلالهای بزرگ عرضه باشد، اکنون در پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ میلادی قرار گرفته است.
بر پایه دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، موجودی این ذخایر در هفته منتهی به ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶ به حدود ۳۱۱.۴ میلیون بشکه رسید. این رقم در پایان فوریه، یعنی پیش از آغاز جنگ، ۴۱۵.۴ میلیون بشکه بود. با این حال طی حدود ۱۳۹ روز، بیش از ۱۰۴ میلیون بشکه معادل تقریبا یکچهارم موجودی ذخایر، از مخازن راهبردی آمریکا خارج شده است.
اهمیت این ارقام در خود عدد ۳۱۱ میلیون بشکه خلاصه نمیشود. پرسش مهمتر این است: اگر بازار جهانی نفت بار دیگر با اختلالی بزرگ و یک شوک جدید روبهرو شود، آمریکا با چه میزان ذخیره، چه سرعتی در برداشت و چه ظرفیت عملیاتی، میتواند به بازار پاسخ دهد؟ پاسخ این پرسش نشان میدهد هرچند آمریکا هنوز ذخایری در اختیار دارد اما حاشیه مانور آن به طور محسوسی کاهش یافته است و از حیث راهبردی در برابر یک شوک جدید، امکان مانور عملیاتی بهشدت پایینی خواهد داشت.
این همان تفاوت مهم میان «داشتن نفت» و «داشتن توان راهبردی» است. ذخیره راهبردی زمانی ارزش امنیتی دارد که هم حجم کافی داشته باشد، هم بخش عمده آن قابل برداشت باشد، هم سازوکار امکان تحویل سریع نفت را حفظ کرده باشد و هم امکان استفاده مجدد از این ابزار پس از یک بحران وجود داشته باشد. در هر 4 مورد، نشانههایی از فشار فزاینده بر ذخایر آمریکا دیده میشود که با گذشته متفاوت است.
کاهش 25 درصدی ذخیره در کمتر از 5 ماه
در پایان فوریه، ذخایر راهبردی آمریکا حدود ۴۱۵.۴ میلیون بشکه نفت داشت که تا ۱۷ ژوئیه این رقم به ۳۱۱.۴ میلیون بشکه رسید. یعنی موجودی ذخایر راهبردی در فاصلهای کمتر از 5 ماه حدود ۲۵ درصد کاهش یافته است. میانگین برداشت نیز نزدیک به ۷۵۰ هزار بشکه در روز بوده است؛ رقمی که اگر به مقیاس ماهانه تبدیل شود، به بیش از ۲۲ میلیون بشکه میرسد.
شتاب کاهش موجودی نیز در مقاطعی افزایشی بوده است. موجودی ذخایر راهبردی ابتدای ژوئن حدود ۳۴۹.۲ میلیون بشکه بود که در ۲۶ ژوئن به ۳۲۵.۷ میلیون بشکه رسید. در هفته منتهی به ۱۷ ژوئیه نیز بیش از 5 میلیون بشکه دیگر از این ذخایر کاسته شد. این روند نشان میدهد روند کاهش موجودی تنها مربوط به برداشت در ماههای اول جنگ نبوده و آزادسازی ذخایر تا پایان ماه گذشته نیز ادامه داشته است.
در نگاه نخست ممکن است گفته شود ۳۱۱ میلیون بشکه هنوز رقم بزرگی است. این برداشت از نظر حسابداری درست است اما از منظر امنیت انرژی کاملا ناقص میماند. ظرفیت اسمی ذخایر راهبردی آمریکا حدود ۷۱۴ میلیون بشکه است. بنابراین موجودی کنونی کمی بیش از ۴۰ درصد ظرفیت کامل آن است. مهمتر اینکه ذخایر آمریکا از دهه ۱۹۹۰ تا سالهای اخیر عمدتا بالای ۵۴۰ میلیون بشکه قرار داشت و در مقاطعی به محدوده ۶۹۰ میلیون بشکه نیز نزدیک شده بود. به بیان ساده، مهمترین بحران امروز آمریکا کوچک شدن «ضریب اطمینان» است.
۱۷۲ میلیون بشکه روی کاغذ
واشنگتن ۱۱ مارس اعلام کرد در چارچوب اقدام هماهنگ ۳۲ عضو آژانس بینالمللی انرژی، ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری کشورها وارد بازار خواهد شد. سهم آمریکا از این برنامه ۱۷۲ میلیون بشکه تعیین شد؛ یعنی بزرگترین سهم در میان اعضای این سازوکار.
اما باید توجه داشت که اعلام آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه نفت لزوما به معنای تخلیه فوری مخازن نیست. محوریت این برنامه بر «قراردادهای مبادله» استوار است؛ سازوکاری که در آن شرکتها با دریافت نفت، موظف به بازگرداندن حجم مازاد در موعد مقرر میشوند. اجرای این سیاست با قراردادهای ماه مارس آغاز شد و در مراحل بعدی نیز استمرار یافت.
تا اواخر ژوئن، قراردادهای مربوط به حدود ۱۳۳ میلیون بشکه از برنامه ۱۷۲ میلیون بشکهای منعقد شده بود. از همین رو، تفاوت میان رقم ۱۷۲ میلیون بشکه اعلامشده و کاهش حدود ۱۰۴ میلیون بشکهای موجودی تا ۱۷ ژوئیه، به معنای وجود یک ذخیره پنهان یا بازگشت گسترده نفت به مخازن نیست. بخش مهمی از حجم وعده دادهشده هنوز در مرحله قرارداد، تحویل یا اجرای زمانبندیشده قرار داشته است.
این سازوکار البته یک مزیت دارد؛ برخلاف فروش قطعی، نفت در قالب مبادله واگذار شده و قرار است در آینده همراه با حق بیمه بازگردد. وزیر انرژی آمریکا گفته است بهطور متوسط در برابر هر بشکه واگذارشده حدود ۱.۲۸ بشکه به ذخایر بازخواهد گشت و دولت انتظار دارد با اجرای این قراردادها، موجودی دوباره از مرز ۴۰۰ میلیون بشکه عبور کند.
اما «بازگشت در آینده» با «توان پاسخگویی امروز» تفاوت دارد. ذخیرهای که قرار است اواخر سال یا سال آینده بازسازی شود، نمیتواند در ماههای پیش رو به عنوان پشتوانه یک شوک تازه محاسبه شود.
فاصله میان 2 بحران
این نقطه مهمترین مساله راهبردی برای ایالات متحده است. آمریکا نخست سال ۲۰۲۲، پس از حمله روسیه به اوکراین، ۱۸۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی خود را آزاد کرد. سپس سال ۲۰۲۶ بار دیگر برای مقابله با اختلال گسترده ناشی از جنگ علیه ایران و بسته شدن مسیرهای انتقال نفت در تنگه هرمز، آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه را در دستور کار قرار داد. دفتر حسابرسی دولت آمریکا در گزارش ماه مه خود تصریح کرده که ذخایر طی سالهای اخیر با برداشتهای بزرگ و مکرر روبهرو شدهاند و حدود ۷۰ درصد کل برداشتهای تاریخی از سال ۲۰۱۴ به بعد رخ داده است.
این تکرار اهمیت دارد. ذخیره راهبردی برای مواجهه با حادثهای استثنایی طراحی شده است اما هنگامی که در فاصلهای کوتاه چند بار مورد استفاده قرار میگیرد، کارکرد آن از «آخرین سنگر» به بخشی از مدیریت روزمره بازار نزدیک میشود.
آمریکا البته نسبت به دهههای گذشته تولید نفت بسیار بیشتری دارد و امروز یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان است. همین واقعیت موجب میشود وضعیت کنونی را با دوران وابستگی شدید آمریکا به واردات نفت مقایسه نکنیم. با این حال، تولید بالا جای ذخیره اضطراری را بهطور کامل نمیگیرد. تولید روزانه نمیتواند در چند ساعت یا چند روز جای نفتی را بگیرد که بر اثر بسته شدن یک گذرگاه راهبردی یا از کار افتادن زیرساختهای منطقهای از بازار حذف شده است. ذخیره راهبردی دقیقا برای همین فاصله زمانی ایجاد شده است؛ برای خریدن زمان.
مشکل فقط مقدار نفت نیست
شاید مهمترین هشدار درباره آینده ذخایر استراتژیک نفت (SPR) در گزارشی آمده باشد که دفتر حسابرسی دولت آمریکا در ماه مه منتشر کرد. بر اساس این گزارش، در دسامبر ۲۰۲۵ بیش از یکچهارم نفت موجود در ذخایر به دلیل محدودیتهای مربوط به تعمیرات، وضعیت چاهها و غارهای ذخیرهسازی، عملا برای برداشت در دسترس نبوده است. این نهاد همچنین هشدار داده که فرسودگی زیرساختهای سطحی و زیرزمینی میتواند توان عملیاتی ذخیره را در آینده محدود کند.
این مساله معنای «۳۱۱ میلیون بشکه» را پیچیدهتر میکند. همه نفت موجود در یک ذخیره راهبردی الزاما به یک اندازه قابل دسترسی نیست. ممکن است بخشی از نفت از نظر فیزیکی در مخازن وجود داشته باشد اما محدودیتهای فنی، تعمیرات یا مشکلات مربوط به چاهها و غارهای نمکی سرعت برداشت آن را کاهش دهد.
گزارش حسابرسی دولت آمریکا حتی درباره ظرفیت انتقال نفت نیز هشدار داده است. زیرساخت تجاری آمریکا امروز با حاشیه ظرفیت بسیار کمتری نسبت به گذشته فعالیت میکند و این مساله میتواند میزان نفتی را که SPR عملا قادر است در مدت کوتاه وارد بازار کند محدود سازد. بنابراین حتی اگر مخزن نفت داشته باشد، سرعت تأثیرگذاری آن بر بازار الزاما برابر با سرعت برداشت نظری نیست.
این همان جایی است که فرسودگی زیرساخت با کاهش موجودی جمع میشود و یک مساله ساده را به مسالهای راهبردی تبدیل میکند: آمریکا هم ذخیره کمتری دارد و هم درباره توان عملیاتی بخشی از ذخیره باقیمانده با محدودیتهایی روبهرو است.
شوک بعدی چه شکلی خواهد داشت
شوک بعدی بازار نفت الزاما جنگی مشابه بحران اخیر نیست. یک حمله به تأسیسات نفتی، اختلال در صادرات یک کشور بزرگ، بسته شدن یک آبراه، حادثه در زیرساختهای انتقال، بحران بیمه کشتیرانی یا حتی یک رخداد غیرنظامی گسترده، میتواند بازار را به شکلی تحت فشار قرار دهد که تا پیش از این تجربه نشده است.
در پی انسداد تنگه هرمز، اهمیت ذخایر اضطراری بهخوبی آشکار شد. آژانس بینالمللی انرژی ماه مارس اعلام کرد حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده در روز، معادل حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان، از تنگه هرمز عبور میکرد که جریان عبوری پس از آغاز درگیریها بهشدت مختل شد. در واکنش، ۳۲ عضو آژانس با بزرگترین آزادسازی هماهنگ ذخایر در تاریخ این نهاد، ۴۰۰ میلیون بشکه را برای بازار در نظر گرفتند.
این اقدام نشان داد ذخایر اضطراری هنوز ابزار قدرتمندی هستند اما همزمان یک حقیقت دیگر را نیز آشکار کرد؛ ذخایر بهتنهایی نمیتوانند جای جریان عادی تجارت نفت را بگیرند. خود آژانس بینالمللی انرژی تأکید کرده بود که بازگشت عبور منظم نفت از تنگه هرمز مهمترین عامل برای بازگشت بازار به ثبات است.
آمریکا همچنان امکان استفاده از ذخایر راهبردی را دارد اما دیگر نمیتواند واکنشی به بزرگی و تأثیرگذاری گذشته نشان دهد. موجودی پایینتر، محدودیتهای فنی و نیاز به آغاز بازسازی ذخایر، همگی دست آمریکا را بستهتر کردهاند.
رقابت بر سر بشکههای بازسازی
مساله دیگری هم در این میان در حال شکلگیری است که معمولا در بحث ذخایر اضطراری کمتر دیده میشود: رقابت کشورها برای خرید دوباره نفت.
گزارش اخیر رویترز بر پایه برآوردهای مؤسسه کپلر نشان میدهد بازسازی ذخایر استراتژیک در آمریکا، اروپا و آسیا میتواند از اواخر ۲۰۲۶ و طی سال ۲۰۲۷ تقاضای قابلتوجهی برای نفت ایجاد کند. برآورد کپلر حاکی از آن است بازسازی ذخایر میتواند در سهماهه چهارم ۲۰۲۶ حدود ۵۰۶ هزار بشکه در روز و تا سهماهه سوم ۲۰۲۷ حدود ۶۶۴ هزار بشکه در روز به تقاضای نفت خام اضافه کند.
چین نیز در این میان بازیگر مهمی است. این کشور سال ۲۰۲۵ حدود ۱۱.۶ میلیون بشکه در روز نفت خام وارد کرد و همزمان ظرفیت ذخیرهسازی خود را توسعه داد. گزارشهای اخیر از ساخت ۱۱ تأسیسات جدید ذخیرهسازی راهبردی در چین حکایت دارد. هند نیز برنامههایی برای افزایش چشمگیر ظرفیت ذخایر اضطراری خود دنبال میکند.
معنای اقتصادی این روند روشن است. نفتی که آمریکا برای بازسازی ذخایر خود میخرد، ممکن است همزمان مورد نیاز چین، هند، ژاپن و سایر مصرفکنندگان بزرگ نیز باشد.
فرصت ایران در بازآرایی بازار
تحولات اخیر در بازار نفت و کاهش توان واکنش سریع آمریکا، فرصتی راهبردی برای ایران است تا جایگاه خود را در ساختار قدرت انرژی بازآرایی کند. ایران با سرمایهگذاری روی تابآوری زیرساختها، متنوعسازی مسیرهای صادراتی و جذب مشتریان جدید، میتواند نفوذ خود را در توازن عرضه و تقاضای جهانی تثبیت کند. در این فضای جدید، هر کشوری که ظرفیت تولید و انتقال خود را هوشمندانهتر مدیریت کند، در بازآرایی نقشهای بازار سهم بزرگتری خواهد داشت.
از سوی دیگر، فرسودگی ابزارهای مدیریت بحران در آمریکا، اهرمهای فشار ایران را در تقابلهای راهبردی تقویت کرده است. با کاهش سطح ذخایر راهبردی آمریکا، حساسیت بازار به امنیت زیرساختهای انرژی و مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز دوچندان میشود. این وضعیت، دست ایران را برای به چالش کشیدن ثبات انرژی و اعمال فشار بر آمریکا از طریق هدف قرار دادن زیرساختهای کلیدی بازتر میکند و قدرت چانهزنی کشور را در بحرانهای احتمالی آینده به شکل معناداری افزایش داده است.
آخرین سپر هم فرسوده میشود
ذخایر راهبردی نفت آمریکا هنوز تمام نشده است و تعبیر «ناتوانی کامل» درباره آن دقیق نیست. حتی با موجودی حدود ۳۱۱ میلیون بشکه، ایالات متحده همچنان یکی از بزرگترین ذخایر اضطراری نفت جهان را در اختیار دارد. دولت آمریکا نیز برنامه بازسازی ذخایر را دنبال میکند و قراردادهای مبادلهشده میتواند در آینده موجودی را افزایش دهد. اما مساله اصلی جای دیگری است؛ یک ذخیره راهبردی باید بتواند در برابر «شوک بعدی» نیز اعتبار خود را حفظ کند. وقتی ذخیره در چند سال پیاپی برای بحرانهای بزرگ مورد استفاده قرار گرفته، موجودی آن به پایینترین سطح چهار دهه اخیر رسیده و همزمان زیرساخت آن با مشکلات فرسایشی روبهرو است، نمیتوان قدرت بازدارندگی آن را با دورهای مقایسه کرد که مخازن به سطوح تاریخی خود نزدیک بودند.
حتی برنامه بازگشت نفت نیز زمان میخواهد. وزیر انرژی آمریکا امیدوار است ذخایر با بازپرداختهای قراردادی دوباره از ۴۰۰ میلیون بشکه عبور کند و حتی در آینده به بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه برسد. اما این هدف متعلق به مرحله بازسازی است، نه موجودی آماده برای بحران امروز.
جمعبندی
آمریکا در بحران اخیر توانست بخشی از شوک وارده به بازار را مهار کند اما هزینه این مداخله، کوچک شدن آخرین سپر نفتی آن بود. اکنون ایالات متحده ناچار است پیش از آنکه بحران بعدی از راه برسد، این سپر را دوباره بسازد.
برای بازار جهانی نفت، این یک تغییر کوچک نیست. کشوری که دههها یکی از مهمترین تکیهگاههای اضطراری بازار بود، اکنون خود در مرحله بازسازی ذخیره قرار دارد. اگر شوک دیگری پیش از تکمیل این بازسازی رخ دهد، دیگر نمیتوان با اطمینان گفت آمریکا همان ظرفیتی را در اختیار دارد که در ابتدای جنگ داشت.
معروف است که در اقتصاد انرژی، گاهی یک مخزن پر از نفت نیست که قدرت میآفریند، بلکه فاصله میان آنچه در مخزن مانده و آنچه در لحظه بحران میتوان از آن برداشت کرد، معیار واقعی قدرت است. این فاصله برای آمریکا در ماههای اخیر بیش از پیش کوچک شده است.
گزارش «وطن امروز» از کاهش ۱۰۴ میلیون بشکهای ذخایر اضطراری آمریکا و تردیدها درباره توان واکنش به شوک بعدی بازار نفت
آخرین بشکهها
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها