مهدی طاهرخانی: قرار بود فوتبال، زبان مشترک ملتها باشد؛ ورزشی که جدا از مرز و سیاست، مردم را کنار هم قرار دهد. سالهاست فیفا نیز با همین شعار اداره میشود؛ «فوتبال برای همه» و «دوری از سیاست». اما امروز شاید هیچکس به اندازه رئیس فدراسیون جهانی فوتبال، این شعارها را زیر سؤال نبرده باشد.
اتفاقات چند هفته اخیر نشان میدهد فوتبال بیش از هر زمان دیگری رنگ و بوی سیاست گرفته است؛ از ماجرای جنجالی لغو محرومیت فولارین بالوگان در جام جهانی ۲۰۲۶ گرفته تا گزارشهایی درباره تلاش جیانی اینفانتینو برای جلب حمایت دونالد ترامپ جهت حفظ صندلی ریاست فیفا، همه و همه تصویری متفاوت از نهادی ارائه میکند که همواره مدعی استقلال از سیاست است.
البته فیفا گزارش اخیر درباره تماس اینفانتینو با ترامپ را تکذیب کرده، اما اصل ماجرا بسیار فراتر از یک تکذیب رسانهای است. واقعیت آن است که طی سالهای اخیر رابطه شخصی رئیس فیفا با رئیسجمهور آمریکا آنقدر آشکار شده که دیگر کمتر کسی میتواند ادعا کند میان فوتبال و سیاست دیواری وجود دارد.
نماد این نزدیکی را میتوان در پرونده بالوگان مشاهده کرد؛ پروندهای که به یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمات تاریخ جام جهانی تبدیل شد. پس از اخراج مهاجم تیم ملی آمریکا، ترامپ شخصاً با اینفانتینو تماس گرفت و خواستار بررسی مجدد تصمیم شد. چندی بعد نیز محرومیت این بازیکن لغو شد؛ تصمیمی که هرچند فیفا آن را نتیجه روند قضایی مستقل(!) معرفی کرد اما موجی از تردید درباره استقلال واقعی نهادهای تصمیمگیر این سازمان به وجود آورد.
در فوتبال حرفهای، مهمتر از خود عدالت، باور عمومی به اجرای عدالت است. وقتی رئیسجمهور کشور میزبان مستقیماً وارد یک پرونده انضباطی میشود و سپس همان پرونده به سود تیم کشورش تغییر میکند، طبیعی است افکار عمومی نسبت به سلامت تصمیمگیریها دچار تردید شود.
همین اتفاق باعث شد بسیاری از فدراسیونهای عضو، رسانههای معتبر و حتی برخی سیاستمداران غرب، نسبت به عملکرد اینفانتینو موضع انتقادی بگیرند. امروز دیگر انتقادها تنها محدود به شیوه مدیریت او نیست، بلکه اصل استقلال فیفا زیر سؤال رفته است.
در کنار این حواشی، طرح فروش بخشی از منافع اقتصادی جام جهانی به سرمایهگذاران خصوصی نیز فشارها را دوچندان کرد. منتقدان معتقدند جام جهانی میراث فوتبال است، نه کالایی برای معاملههای تجاری پشت درهای بسته. وقتی نام نزدیکان خانواده ترامپ نیز در میان سرمایهگذاران احتمالی مطرح شد، حساسیتها چند برابر شد و بسیاری این پروژه را نمونهای دیگر از درهمآمیختگی سیاست، اقتصاد و فوتبال دانستند.
اینفانتینو سالها درباره استقلال فوتبال سخن گفت اما عملکردش تصویری متفاوت ساخته است. او بیش از هر رئیس دیگری در کنار سیاستمداران دیده شده، بیش از هر زمان دیگری روابط شخصی خود را به نمایش گذاشته و اکنون نیز بخش مهمی از انتقادها متوجه همین نزدیکیهاست.
فوتبال محبوب شد چون مردم باور داشتند نتیجه مسابقه را بازیکنان داخل زمین تعیین میکنند، نه سیاستمداران پشت درهای بسته. اگر این اعتماد از بین برود، بزرگترین سرمایه فوتبال نیز از بین خواهد رفت.
شاید فیفا امروز بتواند با انتشار بیانیه یا تکذیب رسانهای از کنار این حواشی عبور کند اما سؤال اصلی همچنان پابرجاست: نهادی که سالها شعار «دوری از سیاست» سر میداد، هنوز میتواند مدعی بیطرفی باشد؟
اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، آنگاه باید پذیرفت دوران جیانی اینفانتینو، بیش از هر مقطع دیگری، فوتبال را به سیاست گره زده است؛ اتفاقی که شاید بزرگترین شکست مدیریتی تاریخ فیفا باشد.
تلاش عجیب اینفانتینو برای چنگ انداختن به ریسمان ترامپ برای ماندن
بله! فوتبال با سیاست
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها