مهدی حسنی: آمریکا دههها به صورتی مغرورانه در شرایطی در دیگر کشورها مداخله میکرد و جنگ به راه میانداخت که بر چند فرض تکیه داشت: قدرت زیاد آمریکا، ضعف دشمن و در نهایت امکان کنترل بر پایان. نیویورکتایمز در گزارشی به قلم «دیوید فرنچ» سیاستمدار، وکیل و کهنهتروریست ارتش آمریکا، این 3 مفروض را زیر سوال برده است. فرنچ از این نقطه آغاز میکند که جمیع شواهد بهخوبی نشان میدهد جنگ علیه ایران واقعا از دست رئیس دولت آمریکا در رفته است: «تنها چیزی که از آغاز یک جنگ غیرقانونی (و خلاف قانون اساسی) توسط ترامپ بدتر است، از دست دادن کنترل آن جنگ توسط اوست. شبکه تلویزیونی «انبیسی» گزارش داد ترامپ بر سر اعضای تیم امنیت ملی خود در مورد جنگ ایران «از کوره در رفته و فریاد کشیده است». بر اساس این گزارش، مشاورانش نمیتوانند بر سر مسیر پیش رو به توافق برسند! اما واقعاً چگونه میتوانند؟ هر مسیری به سوی پیروزی، خطر تشدید خطرناک تنشها را به همراه دارد، در حالی که ادامه مسیر فعلی، خطر یک شکست استراتژیک را در پی خواهد داشت. این امر از ابتدا محتملترین نتیجه به شمار میرفت. ترامپ تصمیم گرفت با کشوری بسیار قدرتمندتر از به طور مثال عراق دوران صدام در سال ۲۰۰۳ درگیر شود». به نوشته فرنچ، ترامپ در رابطه با ایران، جز بمباران و امید به تسلیم، هیچ طرحی نداشت و اکنون استیصال او آشکار شده است: «او انتظار داشت چه اتفاقی بیفتد؟ درست است؛ ما میدانیم! او فکر میکرد میتواند یک نظام سیاسی عمیقا ریشهدار را تنها با چند حمله هوایی هدفمند و رؤیای خام یک قیام مردمی سرنگون کند. همانطور که بارها گفته است، او انتظار داشت نسخهای مشابه نتیجه ونزوئلا را ببیند و وقتی استراتژی ونزوئلا با شکست مواجه شد، البته اگر بتوان نام آن را «استراتژی» گذاشت، هیچ «طرح جایگزین» واقعی وجود نداشت؛ جز اینکه ایران را بیشتر بمباران کند و به تسلیم شدن آن امید ببندد». فرنچ در مقالهاش، به تجربیات خودش هنگام تجاوز به عراق اشاره میکند و مینویسد جنگ با عراق جنگ با دشمنی بود که واقعا توانایی آسیب رساندن به ارتش آمریکا را نداشت اما ایران چنین نیست: «زمانی که در عراق بودم، با اینکه آن جنگ بسیار وحشتناک بود، میدانستیم مهار شده است. ما با دشمنی میجنگیدیم که کمترین توانایی را برای آسیب رساندن به آمریکاییها در خارج از عراق داشت. همین امر درباره افغانستان نیز صادق بود اما نهتنها ایران به حملات موثر خود به پایگاههای نظامی آمریکا ادامه میدهد، بلکه بیامان شرکای آمریکا در سراسر منطقه را نیز مورد حمله قرار داده است. این حملات آسیبهای عظیمی به تاسیسات نفت و گاز وارد میکند و در ترکیب با کنترل مداوم ایران بر تنگه هرمز، اقتصاد دنیا را در معرض خطر قرار داده است. انصارالله وارد درگیری شده و دامنه جنگ را به دریای سرخ کشانده و اکنون گزارشها حاکی از آن است سعودی در حال برنامهریزی برای یک حمله گسترده به قلمرو یمنیهاست که به طور بالقوه شامل استفاده از نیروهای زمینی برای تلاش جهت شکستن محاصره کشتیرانی میشود». به باور فرنچ، 2 واقعیت این جنگ را از دیگر تجربیات آمریکاییها متمایز میکند و آن هم میزان آسیبپذیری ارتش آمریکاست: «همه اینها در پسزمینه 2 واقعیت نظامی تلخ برای آمریکا در حال رخ دادن است؛ اول، ایران نشان داده هواپیماها و پایگاههای آمریکا بسیار آسیبپذیرتر از چیزی هستند که بسیاری از ما تصور میکردیم. این سطح از آسیب رساندن به تاسیسات آمریکا در زمانی که من در عراق بودم کاملا غیرقابل تصور بود. دوم، رهگیرهای ما مانند سیستمهای ضدموشکی پاتریوت و دیگر مهمات پیشرفتهمان در حال اتمام است. اگر شما از یک سلاح ۴ میلیون دلاری که تولید آن بسیار دشوار است برای انهدام یک پهپاد ۳۵ هزار دلاری که بهراحتی در مقیاس انبوه ساخته میشود استفاده کنید، دیر یا زود ظرفیت دفاعیتان تحلیل رفته و آسمانتان به روی حملات دشمن باز خواهد شد. این فقط مساله زمان است». به اعتقاد او، ترامپ دائم دروغ میگوید و جنگ مشغول بلعیدن منطقه است: «دولت مسلما طوری رفتار میکند که گویی ذخایر مهمات ما به شکل خطرناکی رو به پایان است. ما درگیر یک کشمکش متناوب و پرنوسان (جمعه درگیر/شنبه متوقف) هستیم که پر از وقفههای غیرعادی است. بیایید همه اینها را کنار هم بگذاریم: استراتژی اولیه آمریکا شکست خورد، جنگ علیه ایران در حال بلعیدن کل منطقه است، ایران و اوکراین در خطر رویارویی قرار دارند، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد روسیه و چین در حال افزایش تعهدات نظامی خود هستند، ذخایر مهمات آمریکا رو به کاهش است و ترامپ در حال خروش و پرخاشگری است». به باور فرنچ، جهان امروز به دلیل حماقت ترامپ، بیش از همیشه بر لبه پایان جنگ سرد و احتمال وقوع جنگ سوم جهانی قرار دارد: «من فکر نمیکنم جنگ سوم جهانی اجتنابناپذیر باشد و حتی فکر نمیکنم محتمل باشد اما اکنون بیش از هر زمان دیگری از پایان جنگ سرد تا امروز امکانپذیرتر شده است و دولت آمریکا توسط بدترین حاکمان در تاریخ مدرن ایالات متحده رهبری میشود».
در نهایت، او برای پایان این فاجعه، از مردم آمریکا میخواهد به وسیله کنگره و رای دادن، زمام امور را از دست ترامپ بیرون آورند تا جنگ علیه ایران تمام جهان را در بر نگرفته است: «اغلب گفته میشود یک رایدهنده معمولی آمریکایی آنقدرها به سیاست خارجی اهمیت نمیدهد. در کل، این حرف درستی است، البته تا زمانی که یک فاجعه رخ دهد اما وقتی چنین اتفاقی بیفتد، سیاست خارجی دیگر فقط یک موضوع اصلی نیست، بلکه تنها چیزی است که واقعا اهمیت دارد. آینده ما ممکن است تا حدودی به تصمیم رایدهندگان آمریکایی برای بازگرداندن شجاعت از دست رفته کنگره به آن بستگی داشته باشد اما این امر مستلزم آن است که ما کاری را انجام دهیم که دموکراسیها به ندرت -یا شاید هرگز- با موفقیت انجام دادهاند؛ اینکه ببینند فاجعه در راه است و پیش از آنکه یک جنگ وحشتناک جهان را ببلعد، قاطعانه وارد عمل شوند».
هشدار تحلیلگر آمریکایی درباره جنگی که میتواند از کنترل کاخ سفید خارج شود
آتش زیر پای ترامپ
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها