۱۴/مرداد/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۰
«چهل روز» فقط یک نوحه نیست، روایتی هنری از حزن، ایستادگی و حافظه جمعی ایرانیان است

تاریخ‌نگاری ملودیک

میلاد جلیل‌زاده: «حسینم، حسین به معراج رفته‌‌ام / حسینم، غریب به تاراج رفته‌ا‌م»؛ این بیت آغازین ترانه «چهل روز» از محسن چاوشی است که به مناسبت اربعین حسینی و از زبان زینب سلام‌الله علیها، خطاب به سالار شهیدان بیان می‌شود. این ترانه با یک دوگانگی یا به عبارتی پارادوکس بسیار تأثیرگذار آغاز می‌شود؛ شهادت از منظر مکتبی و الهی، یک «معراج» است اما از نگاه عاطفی و زمینی خواهرانه، از دست دادن برادر و غارت شدن خیمه‌ها، یک «تاراج» هولناک توصیف می‌شود. این اولین بار نیست که محسن چاوشی ترانه‌ای مذهبی می‌خواند و حتی لحن‌اش به مداحان اهل بیت نزدیک می‌شود اما از عید غدیر سال گذشته به این سو که با تهاجم رژیم صهیونیستی و در ادامه آن ایالات متحده به ایران، در کشور ما جنگ آغاز شد و از سلحشوران رزمنده تا مردم عادی، خیلی‌ها شهید شدند، اشارات و تلمیحات مذهبی چاوشی رنگ و بوی دیگری گرفت. وی از آنجا به ‌بعد تبدیل شد به کسی که در حال شکستن مارپیچ سکوت است و حاضر شده برای ایستادن در طرف حق تاریخ، بهای مقابله با لشکر فحاشان سایبری را بدهد. از همین جا به ‌بعد بود که تلمیحات مذهبی محسن چاوشی به نوعی میان اتفاقات روز جامعه ایران با اتفاقات صدر اسلام پیوندی معنایی برقرار می‌کرد. چاوشی مولا علی را خطاب قرار می‌داد که در نبرد خیبر، محاربین جهود را به خاک مذلت نشانده بود و در دوره‌ای دیگر به علت بدسگالی افکار عمومی، در غبار برخاسته از جهل جماعت، نور وجود او به تمام شعاع‌ها نمی‌رسید و پر از بغض و غصه می‌شد؛ چنانچه ناچار می‌شد با چاه درددل کند. به یادآوری نبرد خیبر، مناسب رجزخوانی برای رویارویی با رژیم صهیونیستی بود و به یاد آوردن غربت امیرالمومنین، در زمانه‌ای که براندازان خصوصاً جماعت سلطنت‌طلب، گوش و چشم را بسته‌اند و با لجاجت دهان‌ها را باز کرده‌اند، کنایه می‌زند. حالا و در میانه جنگی که به تمام معنا اجزای آن در ذهن مردم ایران با حادثه عاشورا و وقایع پس از آن پیوند تطبیقی برقرار کرده، اربعین‌خوانی محسن چاوشی به نوعی دست گذاشتن روی دل مردمی است که انگار پس از مشاهده عاشورا به سفری پر از رنج رفتند و از میان مجلس بزم یزیدیان، پیام‌آور مکتب حق بودند؛ مردمی که با ایادی خودفروخته دشمنان، با دنبالچه‌های رضا پهلوی و چاکران نتانیاهوی کودک‌کش و ترامپ کودک‌آزار درافتادند و در میان هلهله‌های آنان فریاد الله‌اکبر سر دادند و پرچم حق را بالا بردند. این مسیر البته بدون رنج و محنت طی نشد؛ اگرچه به جز زیبایی چیزی در آن نبود. حالا وقتی محسن چاوشی می‌گوید «حسینم، حسین به معراج رفته‌‌ام» و بلافاصله می‌خواند «حسینم، غریب به تاراج رفته‌ا‌م»، این دوگانگی رنج و زیبایی، از زبان حضرت زینب طوری بیان می‌شود که انگار زبان حال پیروان امروزی ایشان هم هست. اساساً انتخاب زاویه دید اول شخص، یعنی روایت از زبان حضرت زینب، به ترانه بار عاطفی بسیار سنگینی می‌بخشد. شنونده دیگر با یک راوی بیرونی روبه‌رو نیست، بلکه مستقیماً وارد ذهن و قلب بانویی می‌شود که پس از تحمل مصائب سنگین روز عاشورا و اسارت، حالا پس از گذشت چهل روز به خاک کربلا بازگشته است. لحن ترانه ترکیبی از «حزن عمیق فراق» و «شکوه و اقتدار» است؛ لحنی که همزمان نشان‌دهنده شکسته‌دل بودن از داغ از دست دادن عزیزان و صلابت یک پیام‌آور بزرگ است.
این حرکت محسن چاوشی در امتداد همان ساختارشکنی‌های او است که طی یک سال اخیر بارها دیده شده. شاید سال‌ها پیش چنین حرکت‌هایی نرمال و عادی به نظر می‌رسید و انجام کارهایی برخلاف آن غیرعادی بود. یعنی میهن‌دوستی در هنگامه چالش و ابراز ارادت به اهل بیت، کاری بود که هر هنرمندی گذشته از اینکه چقدر به آن اعتقاد داشت، انجام می‌داد تا مقبول جامعه واقع شود اما جو سنگینی طی سال‌های اخیر ایجاد شد که تصویر جامعه را جعل کرد و برخلاف آنچه در بطن و متن آن وجود داشت، سعی می‌کرد تصویری دین‌گریز یا حتی دین‌ستیز از آن ارائه دهد. در این شرایط، چاوشی به عنوان هنرمندی که اسیر حباب الگوریتم‌های فضای مجازی نشد و واقعیت جامعه را دید، با خلق این آثار و در کنار آن اعلام مواضع صریح خود، برخلاف بسیاری از چهره‌های مشهور حرکت کرد و همین وی را به محبوب‌ترین خواننده ایران در عصر حاضر بدل کرد. 
دشمن ایران در روز اول حمله به ما می‌خواست پیام شوک و وحشت را ارسال کند اما در بستر فرهنگ ایرانی که کهن‌الگوهایی مثل عاشورا، زیرساخت نهاد فرهنگی‌اش را تشکیل می‌دهد، تمام این وقایع، نسخه‌ای امروزین از عاشورا خوانش شد. همین‌ها باعث شد مردم ایران، مقاومتی غافلگیرکننده از خودشان نشان دهند که اخیراً سردسته آدمکش‌ها یعنی دونالد ترامپ هم به آن اعتراف کرد.
نه‌تنها در چنین بستری اشارات محسن چاوشی به اتفاقات صدر اسلام از جمله قیام عاشورا، می‌تواند نوعی اشاره به اتفاقات اخیر ایران، همراه لحنی همدلانه با مردم باشد، بلکه دشمنان فارسی‌زبان ملت ایران هم دقیقاً همین پیام را گرفته‌اند؛ همان‌هایی که به مقدسات شیعه توهین می‌کنند و حتی در وقاحتی آشکار از یزید اعلام حمایت کرده‌اند. این اتفاقاً از خصوصیات عاشوراست که محوطه‌های مرزی خاکستری را از میان برمی‌دارد و انسان‌ها را ناچار می‌کند که در یک سوی مشخص ماجرا بایستند؛ یا طرف حق یا طرف باطل. 
شاید روزی که محسن چاوشی قدم در این راه گذاشت، فکر نمی‌کرد به این درجه از محبوبیت برسد، بلکه داشت اعتبار و شهرت خود را به قماری عاشقانه می‌سپرد اما نهایتاً همین معامله‌ای که سود مادی و دنیایی در آن لحاظ نشده بود، از این جهت هم برکت‌بار شد در پیوند با ترانه‌های اخیر محسن چاوشی مثل «علاج» و «حسبی الله». ترانه «چهل روز» هم با محتوایی مذهبی، احوالات مردم ایران را که مشغول جنگ با صهیونیسم و طبقه اپستین هستند، به موالی مجاهد شیعه پیوند می‌زند و از این جهت می‌توان آن را غیر از قطعه‌ای شنیدنی برای اربعین، بخشی از تاریخ‌نگاری عاطفی این روزهای جامعه ایران دانست.

ارسال نظر
captcha