حنیف غفاری: میانگین آخرین نظرسنجیها در آمریکا نشاندهنده افت محبوبیت رئیسجمهور تروریست، متوحش و منفور آن کشور است. 65درصد رایدهندگان آمریکایی نارضایتی مطلق یا نسبی خود را از سیاست خارجی و رویکرد اقتصادی دولت کنونی کشورشان اعلام کردهاند. به عبارت بهتر، پیادهنظام انتخاباتی ـ سیاسی ترامپ به حدود 35 درصد کاهش یافته که کمترین میزان ممکن از انتخابات ریاستجمهوری سال 2024 محسوب میشود. رمزگشایی از این آمار چندان دشوار نیست: برخی رایدهندگان جمهوریخواه نیز در کنار دموکراتها و افراد مستقل، نسبت به ترامپ و دولت وی ناامید شدهاند. در مقابل، دموکراتها بدون آنکه کمترین تلاشی کنند، چشم به روند تصاعدی افت آرای جمهوریخواهان دوختهاند. رقبای سیاسی ترامپ در صددند پیروزی بدون دردسری را در انتخابات میان دورهای کنگره و متعاقبا ریاستجمهوری سال 2028 کسب کنند. قدر متیقن تحولات سیاسی - انتخاباتی جاری در آمریکا محرز است: جدال 2 حزب ضعیف و ضدمردمی در آمریکا بر سر تصاحب قدرت ادامه دارد، بنابراین سیکل شکلگیری «دولتهای ضعیف» در واشنگتن کماکان ادامه خواهد داشت. صورتبندی آنچه درباره حلول دولتهای ضعیف، متوحش، ناکارآمد و ضدمردمی در آمریکا رخ میدهد، چندان دشوار نیست. پیروزیِ یک حزب در انتخابات لزوما به معنای قدرت ذاتی یا اکتسابی آن نیست، بلکه فقط به معنای ضعیفتر بودن طرف مقابل است. در چنین وضعیتی، انتخابات نه به زایش یک اراده نیرومند ملی، بلکه به تولید یک دولت کمجان و شکننده میانجامد؛ دولتی که از همان لحظه شکلگیری، زیر بار انتظارات بزرگ و منابع کوچک خم میشود. وقتی 2 جریان سیاسی ضعیف در یک انتخابات سراسری روبهروی هم قرار میگیرند، نتیجه محتمل نه یک دولت مقتدر، بلکه یک نظم سیاسی فرسوده، کوتاهدست و پرمساله است. دولت ترامپ مصداق عینی یک دولت ضعیف و حداقلی محسوب میشود. دولتی که امروز تبدیل به سیبل مشترک دموکراتها، رایدهندگان مستقل و حتی برخی جمهوریخواهان پشیمان و ناراضی شده است. در ظاهر، رقابت انتخاباتی باید صحنه عرضه برنامه، ایده و توان مدیریتی باشد؛ یعنی دقیقا همان چیزی که آمریکا از آن بیبهره است.
اگر هر 2 قطب اصلی صحنه رقابت انتخاباتی از ضعف ساختاری و کارکردی رنج ببرند، انتخابات به جای آنکه «تعیینکننده آینده» باشد، به «ثبتکننده ناتوانیهای گذشته» تبدیل میشود. در این حالت، جامعه نه از میان 2 پروژه روشن حکمرانی، بلکه میان کمبودها انتخاب میکند: کمبود پایگاه اجتماعی، کمبود انسجام تشکیلاتی، کمبود نیروی انسانی و مهمتر از همه، کمبود سرمایه سیاسی برای اداره یک کشور. در انتخابات ریاستجمهوری سال 2024 میلادی، عملکرد دموکراتها به اندازهای افتضاح بود که کاملا هریس رقابت را در همه ایالات تعیینکننده (آریزونا، جورجیا، میشیگان، پنسیلوانیا، نوادا و ویسکانسین) به ترامپ واگذار کرد. شهروندان آمریکایی از شر دولت ناتوان دموکراتها ترجیح دادند به سیاستمداری متوحشتر و دیوانهتر پناه بیاورند. اکنون با گذشت 20 ماه، خروجی این انتخاب تبدیل به یک کابوس سهمگین برای شهروندان آمریکایی شده است.
آمریکا در دور باطل «ظهور دولتهای ضعیف» گرفتار شده است. تثبیت حضور دولتهای ناتوان در راس معادلات سیاسی ـ اجرایی واشنگتن سبب شده تابآوری شهروندان در قبال 2 حزب سنتی و سلطهگر دموکرات و جمهوریخواه نیز کاهش یابد. اکثر شهروندان آمریکایی خواستار ظهور و بروز جریان سوم (غیردموکرات و غیرجمهوریخواه) در قدرت هستند اما 2 حزب سنتی ایالات متحده و صاحبان آشکار و پنهان قدرت، اجازه شکلگیری جریان مستقل سوم را نمیدهند! دولتی که از دل رقابت 2 جریان ضعیف بیرون میآید، معمولا 3 ویژگی اصلی دارد: نخست، مشروعیت انتخاباتیاش هرچند ممکن است از نظر حقوقی معتبر باشد اما از نظر اجتماعی «اقناعکننده» نیست. بخش بزرگی از جامعه به برنده رأی داده اما نه از سر امید، بلکه از سر دفع رقیب. دوم، این دولت از همان ابتدا مجبور است انرژی زیادی را صرف مدیریت شکافهای درونی اردوگاه خود کند، زیرا ائتلاف پیروز، ائتلاف قدرتمند نیست، بلکه مجموعهای از گروههای موقت و ناهمگون است که فقط در برابر رقیب کنار هم ایستادهاند. سوم، دولت برآمده از چنین فضایی، در برابر بحرانهای اقتصادی، امنیتی و اجتماعی، حاشیه مانور بسیار محدودی دارد.
اینجا مساله فقط ضعف دولت و کنگره در آمریکا نیست، مساله ضعیف شدن «منطق حکمرانی لیبرال» است. دولت ضعیف نمیتواند افق بسازد، فقط میتواند زمان بخرد؛ نمیتواند اعتماد تولید کند، فقط میتواند بحران را عقب بیندازد (که حتی حداقل همین قاعده هم در خصوص دولت ترامپ صادق نیست). یکی از نشانههای اصلی ضعف 2 حزب دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا آن است که رقابتشان نه بر سر آینده، بلکه بر سر دفع متقابل شکل میگیرد. در چنین شرایطی، 2 طرف بیش از آنکه از برنامههای خود حرف بزنند، درباره خطر پیروزی دیگری هشدار میدهند. این نوع رقابت، کیفیت سیاست را پایین آورده است. نتیجه، دولتی است که از ابتدا به جای تکیه بر اجماع ایجابی، بر رای سلبی بنا شده است. این دولت در روز انتخابات ژست پیروز بازی را به خود میگیرد اما در روزهای اداره کشور تنها و منزوی باقی خواهد ماند!
منطق حکمرانی لیبرال در آمریکا وارد مرحله فرسایش مزمن شده است
سیاست ضعیف، دولت ضعیف
ارسال نظر
تازه ها