گروه اقتصادی: در بازار جهانی نفت گاهی مهمترین اتفاق جایی رخ میدهد که کمتر دیده میشود. در هفتههای اخیر، نگاه عمومی همچنان به قیمت نفت خام، مسیر نفتکشها و نمودارهای معاملات آتی دوخته شده است، حال آنکه نشانههای نگرانکنندهتری در بخش دیگری از زنجیره انرژی ظاهر شده که مربوط به بازار فرآوردههای نفتی، بویژه گازوئیل و بنزین است که با تنگنای فزاینده عرضه روبهرو هستند.
این تمایز اهمیت زیادی دارد. نفت خام ماده اولیه است و تا زمانی که در پالایشگاه به سوخت تبدیل نشود، برای کامیون، تراکتور، هواپیما، کارخانه یا خودرو قابل استفاده نیست. از همین رو ممکن است همزمان قیمت نفت خام کاهش یابد اما بهای گازوئیل و بنزین بالا بماند. گزارش ژوئیه آژانس بینالمللی انرژی نیز دقیقا همین گسست را ثبت کرده است. در حالی که چشمانداز بازار نفت خام به سمت مازاد عرضه در اواخر سال متمایل شده اما بازار فرآوردهها بخصوص بنزین و گازوئیل، فشردهتر شده و فاصله ارزش فرآوردهها با بهای نفت خام به بالاترین سطوح 4 سال گذشته رسیده است.
هشدارهای اخیر مدیران ارشد اکسونموبیل، شل و شورون را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. مساله از نگاه آنان کاهش ظرفیت قابل اتکا برای تبدیل نفت به فرآورده و رساندن آن به بازار مصرف است. به بیان ساده، گلوگاه بحران انرژی موقتا از چاه به پالایشگاه منتقل شده است.
این تحول برای اقتصاد جهانی مهم است و برای کشوری مانند ایران، که هم تولیدکننده نفت و گاز است و هم بخش بزرگی از امنیت اقتصادی خود را با زنجیره انرژی گره زده، اهمیت مضاعفی دارد.
چرا فرآورده حساستر است؟
نیل هانسن، مدیر مالی اکسونموبیل اخیرا تاکید کرده است نقطه فشار اصلی نظام انرژی در بخش پالایش قرار دارد؛ هشداری که در سخنان مدیران شل و شورون نیز با ادبیات متفاوت تکرار شده است. مدیرعامل شل، وائل ساوان، با اشاره به علائم قیمتی بازار گفته است نشانهها از کمبود بنزین و گازوئیل حکایت دارد و پالایشگران ناچارند آرایش تولید خود را دوباره تنظیم کنند. مدیر مالی شورون نیز از کاهش تدریجی همان ذخایر ضربهگیری سخن گفته که پیشتر میتوانستند شوکهای عرضه را جذب کنند.
این هشدارها با دادههای مستقل نیز همخوان است. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش ژوئیه خود از فاصله قابل توجه میان بازار نفت خام و بازار فرآوردهها خبر داده و تصریح کرده است که افزایش تولید پالایشگاهها نتوانسته فشار موجود بر بازار گازوئیل و بنزین را برطرف کند.
علت را باید در همزمانی چند اختلال جستوجو کرد؛ درگیریهای خاورمیانه، جنگ روسیه و اوکراین، آسیب به پالایشگاهها و زیرساختهای انرژی، محدودیت صادرات فرآورده در برخی کشورهای بزرگ و اختلال در مسیرهای کشتیرانی، ظرفیت موثر پالایش جهان را پایین آوردهاند. برآوردهای منتشرشده در ماههای اخیر نشان میدهد اختلالهای مرتبط با جنگ ایران و درگیری روسیه و اوکراین، در مقاطعی نزدیک به ۹ درصد ظرفیت پالایش جهان را از مدار خارج کرده است؛ رقمی که برای بازاری با حاشیه ظرفیت محدود، بسیار بزرگ است.
آژانس بینالمللی انرژی همچنین یادآور شده خاورمیانه بیش از یکششم تولید جهانی هیدروژن و بیش از ۱۰ درصد ظرفیت پالایش جهان را در خود جای داده است و توقف یا آسیبدیدگی پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی این منطقه میتواند هفتهها و در برخی موارد ماهها زمان برای بازگشت به سطح عادی نیاز داشته باشد.
بنابراین مساله فقط یک اختلال کوتاهمدت در عرضه نفتکشها نیست، بلکه بخشی از ظرفیت تبدیل نفت به فرآورده، درست در منطقهای از جهان که نقش مهمی در صادرات فرآورده دارد، آسیب دیده یا از دسترس خارج شده است.
در میان فرآوردهها، گازوئیل جایگاه ویژهای دارد. بنزین بیشتر با حملونقل سبک و مصرف خانوار پیوند خورده است اما گازوئیل در قلب اقتصاد تولیدی قرار دارد. کامیونها، ماشینآلات کشاورزی، تجهیزات ساختمانی، بسیاری از ماشینآلات معدنی و بخش بزرگی از شبکه توزیع کالا با این فرآورده کار میکنند.
به همین دلیل افزایش بهای گازوئیل اثر خود را با فاصلهای کوتاه در هزینه حملونقل، قیمت مواد غذایی، هزینه ساختوساز و قیمت تمامشده کالاها نشان میدهد. سخن اخیر جو دلورا، استراتژیست ارشد انرژی رابوبانک، از این منظر قابل توجه است که گازوئیل را سوخت اصلی اقتصاد صنعتی میداند. یعنی اختلال در آن میتواند از بازار انرژی عبور کند و به زنجیره واقعی تولید سرایت کند.
عددهای کوچک با اثرهای بزرگ
یکی از دشواریهای فهم بحران پالایش این است که اعداد آن در نگاه نخست چندان بزرگ به نظر نمیرسند. کاهش چند درصدی ظرفیت پالایش جهان شاید در مقایسه با کل تولید نفت خام رقم محدودی باشد اما بازار فرآوردهها، بازاری با ظرفیت مازاد بسیار اندک است.
در این بازار یک واحد درصد کاهش ظرفیت میتواند اثر بسیار بزرگتری بر قیمت داشته باشد، زیرا پالایشگاههای باقیمانده ناچار میشوند با نرخهای بالاتر کار کنند و جریان تجارت جهانی نیز تغییر مسیر دهد. در ماههای اخیر همین اتفاق رخ داده است؛ پالایشگران آمریکایی در نزدیکی سقف توان عملیاتی خود فعالیت کردهاند و گزارشهای مربوط به سهماهه دوم برای شرکت اکسون حدود ۹۵ درصد، شرکت شورون حدود ۹۷ درصد و شرکت شل حدود ۱۰۲ درصد بهرهبرداری را نشان میدهد.
البته عدد بالاتر از ۱۰۰ درصد به معنای آن نیست که یک پالایشگاه فیزیکی بیش از ظرفیت طراحیشده خود نفت پالایش کرده است. این ارقام معمولا بر مبنای ظرفیتهای اعلامی و تغییرات عملیاتی، ترکیب خوراک و روش محاسبه شرکتها تفسیر میشوند. نکته مهمتر اصل ماجراست که پالایشگاههای بزرگ در حال استفاده فشرده از ظرفیت موجود هستند.
دادههای آماری آمریکا نیز تصویر مشابهی ارائه میکنند و نشان میدهند که پالایشگاهها در سطوح بالای بهرهبرداری قرار دارند. چنین شرایطی از یک سو عرضه را بالا نگه میدارد اما از سوی دیگر انعطاف سیستم را کاهش میدهد. پالایشگاهی که با ظرفیت بسیار بالا کار میکند، برای تعمیرات، خرابی ناگهانی یا شوک جدید، فضای مانور محدودی دارد.
فصل کاهش تولید فرآوردهها
بر اساس گزارش اخیر اویل پرایس، خطر مهمتر آن است که بازار جهانی در آستانه دورهای قرار گرفته که معمولا بخشی از ظرفیت پالایشگاهها برای تعمیرات اساسی از مدار خارج میشود. از سپتامبر تا اکتبر، شماری از پالایشگاهها باید برای تعمیر و بازبینی فعالیت خود را کاهش دهند.
در سالهای گذشته، برخی پالایشگران با هدف استفاده از دورههای پرتقاضا تعمیرات را به تعویق میانداختند اما استمرار چنین روشی در بازاری که ذخایر آن تحت فشار قرار گرفته ریسک بیشتری دارد. هر چه زمان تعمیرات عقب بیفتد، احتمال بروز خرابیهای ناخواسته افزایش مییابد و هزینه اقتصادی یک توقف اضطراری معمولا از تعمیر برنامهریزی شده بیشتر است.
این گزارش تاکید میکند همزمانی چند عامل، اهمیت این فصل را دوچندان کرده است؛ یعنی فصل برداشت محصولات کشاورزی، افزایش تدریجی مصرف سوخت برای گرمایش در برخی مناطق، ادامه جنگ و محدودیت تجارت فرآوردهها. اگر این متغیرها همزمان عمل کنند، فشار گازوئیل میتواند از بازار انرژی به بخش حملونقل، کشاورزی و تولید منتقل شود.
نفت ارزان لزوما بنزین ارزان نمیسازد
یکی از سوءبرداشتهای رایج در چنین دورههایی، فرض رابطه مستقیم میان قیمت نفت خام و قیمت بنزین و گازوئیل است. این رابطه در بلندمدت وجود دارد اما در دورههای اختلال، فاصله میان این دو میتواند بهشدت افزایش یابد.
معیار مهم در اینجا «کرک اسپرد» است. یعنی فاصله قیمت فرآورده با قیمت نفت خامی که برای تولید آن مصرف میشود. افزایش این فاصله نشانه آن است که بازار برای ظرفیت پالایش حاضر است پول بیشتری بپردازد. گزارشهای بازار در تابستان ۲۰۲۶ از رسیدن حاشیههای پالایشی به سطوحی نزدیک به بالاترین میزان 4 سال اخیر حکایت دارد.
از این منظر کاهش قیمت نفت خام بهتنهایی درمان مشکل نیست. ممکن است نفت در بازار فراوانتر شود اما اگر پالایشگاه کافی برای تبدیل آن به گازوئیل، بنزین و سوخت هواپیما وجود نداشته باشد، مصرفکننده کاهش قیمت نفت را در جایگاه سوخت احساس نمیکند.
این همان تفاوت مهم میان بازار مالی و بازار فیزیکی است. معاملات آتی میتوانند تحت تأثیر خبرهای سیاسی، چشمانداز مذاکرات یا احتمال کاهش تنشها در مدت کوتاهی تغییر کنند اما بازگرداندن پالایشگاه آسیبدیده به مدار، تعمیر تجهیزات، احیای مسیرهای صادراتی و پر کردن مخازن ذخیره زمان میبرد. به همین علت، حتی کاهش مقطعی قیمت نفت خام نیز لزوما به معنای پایان فشار بر فرآوردهها نیست.
چین و روسیه معادله را سختتر کردهاند
بازار جهانی فرآوردهها به تجارت میان چند قطب بزرگ متکی است. چین، روسیه، خاورمیانه، آمریکا و اروپا، هر کدام بخشی از این شبکه را تشکیل میدهند. وقتی یکی از این مراکز صادرات خود را محدود میکند، فشار به دیگر نقاط منتقل میشود.
محدود شدن صادرات فرآوردههای چین و ممنوعیتها و محدودیتهای صادرات گازوئیل روسیه در کنار آسیب به پالایشگاههای روسی، انعطاف بازار را کاهش داده است. گزارشهای صنعتی نشان میدهد حملات به زیرساخت پالایشی روسیه نیز در ماههای اخیر بر ظرفیت تولید این کشور اثر گذاشته است. در طرف دیگر، اختلالهای خاورمیانه جریان سنتی صادرات فرآورده از منطقه را مختل کرده است.
این وضعیت نشان میدهد کشوری ممکن است نفت داشته باشد اما اگر پالایشگاه مناسب، شبکه حملونقل امن، مخازن ذخیره کافی یا دسترسی مطمئن به بازار نداشته باشد، در برابر شوکهای انرژی همچنان آسیبپذیر خواهد بود. برای ایران هم این نکته یک درس راهبردی روشن دارد؛ مزیت نفتی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که زنجیره ارزش آن تا محصول نهایی تکمیل شود.
فرصت ایران در دل یک تهدید جهانی
ایران از معدود کشورهایی است که هم ذخایر عظیم هیدروکربوری دارد، هم سابقه طولانی در پالایش نفت و هم بازار داخلی بزرگ برای فرآوردهها. این شرایط میتواند در صورت مدیریت صحیح، فرصت ایجاد کند. افزایش ظرفیت و بهرهوری پالایشگاهها، تکمیل زنجیرههای پالایشی و پتروپالایشی، کاهش تولید فرآوردههای کمارزش و افزایش سهم محصولات دارای ارزش افزوده بالاتر، توسعه مخازن راهبردی و بهبود زیرساخت انتقال و صادرات فرآوردهها، مجموعه اقداماتی است که در دوره تنگنای جهانی اهمیت اقتصادی بیشتری پیدا میکنند.
اما نباید از افزایش حاشیه سود پالایش در جهان نتیجه گرفت که هر سرمایهگذاری در این بخش بهطور خودکار توجیهپذیر است. ساخت پالایشگاه سرمایهبر، زمانبر و وابسته به فناوری، تأمین مالی و بازار پایدار است. تجربه کشور نشان داده است افزایش ظرفیت اسمی، بدون توجه به کیفیت محصول، پیچیدگی پالایشگاه، دسترسی به خوراک، مصرف انرژی و بازار فروش، لزوما به معنای ایجاد ارزش اقتصادی پایدار نیست. بنابراین هدف باید ایجاد ظرفیت انعطافپذیر و اقتصادی باشد که بتواند در زمان بحران، سبد فرآورده خود را متناسب با نیاز بازار تغییر دهد.
درس مهم دیگر بحران کنونی، اهمیت ذخایر راهبردی است. ذخیرهسازی تنها برای زمانی نیست که نفت خام کم باشد. گاهی نفت وجود دارد اما فرآورده مناسب در مکان مناسب موجود نیست. برای ایران، ایجاد سازوکار دقیق ذخیرهسازی و مدیریت ذخایر فرآورده، بویژه گازوئیل، میتواند بخشی از آسیبپذیری اقتصاد را کاهش دهد. چنین ذخایری باید بر پایه الگوی مصرف بخشهای حیاتی طراحی شوند. یعنی کشاورزی، حملونقل کالا، نیروگاههای وابسته به سوخت مایع و صنایع راهبردی در اولویت قرار گیرند.
این سیاست البته نباید به احتکار دولتی یا انباشت پرهزینه منجر شود. ذخیره راهبردی زمانی معنا دارد که حجم، محل، کیفیت، گردش موجودی و زمان آزادسازی آن بر اساس سناریوهای روشن تعیین شده باشد.
اقتصاد انرژی در جهان جدید به سمت شرایطی میرود که «توان واکنش»، خود یک دارایی اقتصادی است. کشوری که بتواند چند هفته یا چند ماه شوک عرضه را مدیریت کند، فرصت بیشتری برای تنظیم بازار و جلوگیری از انتقال شوک به تولید و معیشت خواهد داشت.
جمعبندی
آنچه امروز در بازار جهانی انرژی رخ میدهد یک هشدار درباره «تمام شدن نفت» نیست. جهان همچنان نفت تولید میکند و حتی بر اساس برآورد آژانس بینالمللی انرژی، در صورت بهبود جریانهای حملونقل، امکان حرکت بازار نفت خام به سمت مازاد عرضه در اواخر سال وجود دارد. در حال حاضر مساله توان تبدیل نفت به سوخت قابل مصرف و رساندن آن به نقطه نیاز کاهش یافته است.
جنگهای خاورمیانه و اوکراین، آسیب به پالایشگاهها، محدودیت صادرات چین و روسیه و کاهش انعطاف زنجیره تجارت فرآوردهها، این گلوگاه را تشدید کردهاند. همزمان، پالایشگاههای باقیمانده با نرخهای بالا کار میکنند و فصل تعمیرات نیز در راه است. نتیجه، بازاری است که ممکن است در آن قیمت نفت خام آرامتر شود اما گازوئیل و بنزین همچنان گران و کمیاب بمانند.
هشدار شرکتهای بزرگ نفتی درباره کمبود شدید ذخایر نفت پالایش شده در جهان
فصل بحران سوخت
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها