۲۰/مرداد/۱۴۰۵
|
۰۱:۰۸

شکست شرم‌الشیخ

ابوالفضل ولایتی: ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵، پس از 2 سال کشتار بی‌محابای نزدیک 70 هزار فلسطینی ساکن غزه و در پی فشار افکار عمومی جهان و نیاز مبرم صهیونیست‌ها به آزادی شماری از اسرای صهیونیست دربند حماس، با پرده‌برداری از طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ، زمینه ایجاد آتش‌بس در باریکه غزه مهیا شد. نیکلای ملادینف، دیپلمات ارشد بلغار، مأمور اجرای طرح صلح دونالد ترامپ و از نزدیک‌ترین افراد به لابی صهیونیست‌ها و همکار پیشین مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، در طول یک سال اخیر نقشی بسزا در مجاب کردن طرف فلسطینی به تحقق تعهدات خود ایفا کرده است. حماس نیز در این مدت، با اتخاذ اقدامات لازم و انتشار بیانیه‌ای رسمی مبنی بر اعلام آمادگی برای تحویل سلاح‌های سنگین و واگذاری قدرت در نوار غزه به هیات تکنوکرات فلسطینی مطابق با طرح رئیس‌جمهور آمریکا، حسن نیت خود را به طور کامل نشان داده است.
با این حال، طرف صهیونیست با نقض پی‌درپی آتش‌بس حاکم بر باریکه غزه، تشدید فعالیت جوخه‌های ترور به بهانه حذف عناصر دخیل در عملیات «طوفان‌الاقصی»، پیشروی تدریجی از «خط زرد» ادعایی به درون خاک نوار غزه و تسلط بر بیش از 60 درصد این باریکه، نه‌تنها به هیچ‌یک از مفاد مطرح‌شده در طرح ترامپ وقعی ننهاده، بلکه عامدانه در مسیر به شکست کشاندن آن گام برداشته است. اظهارات و سیاست‌های اعمال‌شده از سوی مقامات صهیونیست، نظیر مواضع بتزالل اسموتریچ، وزیر دارایی اشغالگران مبنی بر ساخت شهرک در داخل نوار غزه یا اظهارات ایتامار بن‌گویر و عمیخای چیکلی، وزرای امنیت و امور دیاسپورای رژیم درباره الحاق این باریکه به سرزمین‌ اشغالی و اخراج ساکنان غزه، به‌روشنی از سیاست غایی تل‌آویو در قبال تحولات غزه و کنار نهادن طرح پیشنهادی ترامپ حکایت دارد.اظهارات صریح روز گذشته نتانیاهو مبنی بر عدم پایبندی به طرح ترامپ و کنار نهادن رسمی آن را می‌توان آخرین میخ بر تابوت پروژه رئیس‌جمهور آمریکا قلمداد کرد؛ پروژه‌ای که ترامپ، به تأسی از توئیت هیلاری کلینتون، آن را «بهترین گزینه ممکن»، همچنین «گامی سرنوشت‌ساز به سوی صلح و امنیت پایدار» توصیف کرده بود. نخست‌وزیر رژیم در رد طرح مذکور صراحتا عنوان کرد «اسرائیل سند ۱۵ ماده‌ای - نسخه تقلیل‌یافته طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ - را رد می‌کند... تا زمانی که حماس به طور واقعی خلع سلاح نشود، هیچ‌گونه عقب‌نشینی‌ای انجام نخواهیم داد و به خنثی کردن تهدیدها علیه نیروها و شهروندان‌مان ادامه می‌دهیم».
متهم کردن حماس به عدم موافقت با خلع سلاح در حالی است که هیات صلح غزه به ریاست ملادینف اخیرا ضمن اذعان به اجرای تعهدات از سوی حماس، اعلام کرده بود به توافقی برای «خلع سلاح کامل» حماس و سایر گروه‌های مسلح در غزه دست یافته است. در چنین بستری، با وجود هزینه‌های سنگین حیثیتی تحمیل‌شده به دولت ترامپ در نتیجه رد طرح پیشنهادی وی از سوی نتانیاهو، کاخ سفید از اتخاذ موضعی شفاف در تأکید بر عملیاتی شدن طرح و تقبیح مواضع نخست‌وزیر رژیم استنکاف کرده است.
به زعم ناظران منطقه‌ای، حتی در صورت طرح اظهارات لفظی احتمالی از سوی آمریکایی‌ها درباره لزوم تعهد تل‌آویو به طرح مذکور، طرف صهیونیست در نهایت به دلایل متعددی از پذیرش آن سر باز خواهد زد؛ امری که بیش از پیش بر دامنه ناامیدی نسبت به وعده‌های آمریکا به رژیم‌های مرتجع عرب درباره آینده تحولات منطقه و مقابله با زیاده‌خواهی‌های رژیم خواهد افزود.
در باب چرایی بی‌اعتنایی رژیم اشغالگر به مفاد طرح پیشنهادی ترامپ، دست‌کم می‌توان به 4 دلیل استناد کرد.

1- پیشینه توسعه‌طلبی ارضی رژیم و بسترسازی برای تحقق پروژه متوهمانه «اسرائیل بزرگ»
از زمان اعلام تشکیل رژیم صهیونیستی در ۱۴ مه ۱۹۴۸ تاکنون، میل به توسعه‌طلبی ارضی، به بهانه‌هایی چون رفع چالش عمق راهبردی رژیم، مقابله با نیروهای مقاومت و ایجاد امنیت برای ساکنان سرزمین‌ اشغالی، به یکی از ارکان کلیدی دکترین نظامی رژیم تبدیل شده؛ امری که در خدمت سیاست کلان تحقق پروژه اسرائیل بزرگ قرار دارد.
اشغال 50 ساله بلندی‌های جولان سوریه و مزارع شبعا در لبنان و نیز پیشروی میدانی در خاک 2 کشور مذکور در تحولات پس از 7 اکتبر 2023، از مصادیق مهم این رویکرد به شمار می‌رود.
نکته حائز اهمیت آن است که پروژه تسلط از نهر تا بحر - یعنی کل سرزمین‌ فلسطین - در قلب پروژه اسرائیل بزرگ قرار گرفته. مقامات اسرائیل در طول یک دهه اخیر، با کنار نهادن وعده‌های لفظی برخی حکمرانان پیشین رژیم، از جمله گلدا مایر، اسحاق رابین، شیمون پرز و ایهود اولمرت مبنی بر پذیرش حقوق ابتدایی فلسطینیان در چارچوب توافقاتی چون اسلو، آناپولیس و نقشه راه، به شکلی عریان بر تسلط کامل بر سراسر سرزمین‌ فلسطین و کوچ اجباری فلسطینیان تأکید کرده‌اند.
در همین راستا، سیاست‌ها و رایزنی‌های گسترده‌ای نیز برای ساخت شهرک‌های متعدد در کرانه باختری و اسکان اجباری فلسطینیان در سودان، سومالی و صحرای سینای مصر در دستور کار قرار گرفته است.
برآیند سیاست‌ورزی در سرزمین‌ اشغالی نشان می‌دهد جامعه صهیونیست طی 8 دهه اخیر، از تمایلات چپ‌گرایانه و مارکسیستی به‌تدریج به سوی گرایش‌های راست افراطی متمایل شده است. همین تحول، نقش بسزایی در میزان آمادگی دولت کنونی برای پذیرش یا رد طرح پیشنهادی ترامپ ایفا می‌کند.

2- همدلی راهبردی آمریکایی‌ها با پروژه‌های جاه‌طلبانه صهیونیست‌ها
از آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین متحد رژیم اشغالگر قدس در طول 6 دهه اخیر یاد می‌شود. رقابت برای پذیرش بیت‌المقدس به عنوان پایتخت صهیونیست‌ها، اعطای امتیازهای گسترده مالی و تسلیحاتی به تل‌آویو، مخالفت با پروژه‌های معطوف به توقف شهرک‌سازی و بازگشت آوارگان به سرزمین مادری و وتوی پی‌درپی قطعنامه‌های ضدصهیونیستی در شورای امنیت از سوی دولت‌های وابسته به هر 2 حزب جمهوری‌خواه و دموکرات، نشان می‌دهد حمایت همه‌جانبه از تل‌آویو یکی از ارکان کلیدی سیاست خارجی واشنگتن به شمار می‌رود.
برآیند مواضع چهره‌های متنفذ دولت ترامپ، از جمله مارکو روبیو و مایک والتز، در کنار اظهارات مایک هاکبی، سفیر آمریکا در سرزمین‌ اشغالی در حمایت از تسلط صهیونیست‌ها بر سراسر «سرزمین مقدس»، همچنین حضور چهره‌های یهودی همچون ویتکاف و کوشنر در فرآیند تصمیم‌گیری کاخ سفید، از همدلی گسترده دولت آمریکا با سیاست‌های توسعه‌طلبانه رژیم در سرزمین‌ اشغالی حکایت دارد.
هاکبی در مصاحبه اخیر خود با تاکر کارلسون، ضمن طرح ادعای تعلق غزه و کرانه باختری به رژیم صهیونیستی، پا را فراتر گذاشت و اظهار داشت «بر اساس متون مقدس، اسرائیل حق دارد بر تمام یا دست‌کم بخش عمده‌ای از خاورمیانه چیره شود». کارلسون نیز در این گفت‌وگو به بخشی از تورات اشاره کرد که در آن وعده‌ای درباره گستره سرزمین اعطاشده به حضرت ابراهیم و نسل او، از نیل در مصر تا رود فرات، مطرح شده است.

3- نبود فشار قابل‌ ملاحظه بر رژیم و اکتفای آمریکا به انتقاد لفظی
نگاهی به 8 دهه مواجهه آمریکا با سیاست‌های تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و حمایت مستمر واشنگتن از تل‌آویو در مجامع بین‌المللی نظیر وتو قطعنامه‌های شورای امنیت که در آن رژیم تروریست صهیونی به دلیل نقض حقوق بین‌الملل و جنایت علیه بشریت محکوم شده، به‌روشنی از خویشتن‌داری دولتمردان آمریکا در مواجهه با سیاست‌های صهیونیسم حکایت دارد. مقامات ارشد کاخ سفید، با آگاهی از نفوذ قابل‌ ملاحظه لابی‌های صهیونیستی در آمریکا، به‌ندرت پا را فراتر از انتقادات لفظی نسبت به تل‌آویو گذاشته و در بسیاری موارد با اغماض و چشم‌پوشی به سیاست‌های تهاجمی و جاه‌طلبانه آن نگریسته‌اند.
نحوه مواجهه گستاخانه برخی مقامات صهیونیست با مقام‌های آمریکا و رد طرح‌های منتسب به ترامپ، چه در جبهه‌های نبرد لبنان و نوار غزه و چه در رویارویی‌های اخیر با ایران، از نوعی مصونیت آهنین برای مقامات اسرائیل و در مقابل، محدودیت‌ها و محذوریت‌های حتی چهره‌ای جاه‌طلب و متفرعنی چون ترامپ در تنبیه آنان حکایت دارد.
از همین رو می‌توان تصور کرد کابینه نتانیاهو نه وقعی به طرح پیشنهادی ترامپ در نوار غزه خواهد گذاشت و نه در نهایت به ایده‌های او درباره لبنان جامه عمل خواهد پوشاند؛ در حالی که احتمالا در این مسیر صرفا با انتقادهای لفظی مقام‌های ارشد آمریکا مواجه خواهد شد.

4- انتخابات پیش‌ روی کنست و بی‌میلی نتانیاهو به عقب‌نشینی در برابر رقبا و متحدان افراطی
برآیند بسیاری از نظرسنجی‌های انجام‌شده در سرزمین‌ اشغالی، از تقویت جایگاه گادی آیزنکوت و دیگر منتقدان نتانیاهو در آستانه انتخابات پیش‌ روی کنست حکایت دارد؛ انتخاباتی که به زعم شماری از ناظران می‌تواند زمینه‌ساز پایان 2 دهه سیاست‌ورزی نتانیاهو و لیکود در رأس هرم قدرت در فلسطین اشغالی باشد.
ناکامی نتانیاهو در دستیابی به اهداف از پیش تعیین‌شده در جنگ‌های ایران، لبنان و غزه، در کنار سرخوردگی جامعه صهیونیست، فرسایش ارتش رژیم پس از 3 سال جنگ‌های طاقت‌فرسا، چالش‌های بین‌المللی پیرامون شخص نتانیاهو و انتقادهای گزنده رقبا - در رأس آنان نفتالی بنت، آویگدور لیبرمن و یائیر لاپید - درباره سقوط جایگاه تل‌آویو در صحنه بین‌المللی و ناکامی در مهار تهران و محور مقاومت، نخست‌وزیر رژیم را در وضعیت بسیار خطیری قرار داده است.
نتانیاهو همزمان با فشارهای بین‌المللی، از سوی همپیمانان افراطی خود، از جمله رهبران شاس، جریان‌های حریدی و احزاب وابسته به بن‌گویر و اسموتریچ نیز برای نادیده گرفتن مطالبات آمریکایی‌ها در غزه، لبنان و جبهه ایران تحت فشار شدیدی قرار دارد.
از همین رو، نتانیاهو روز گذشته با رد طرح ترامپ و تأکید بر عدم پایبندی رژیم به مطالبات مطرح‌شده، صراحتا گفت تشکیل کشور فلسطین در دوران زمامداری او رخ نخواهد داد. او با اشاره به تفاوت دیدگاه با واشنگتن مدعی شد «آنها ایده‌هایی دارند؛ برخی از آنها برای ما پذیرفتنی است و برخی دیگر نه و ما می‌دانیم چگونه در این مسائل بر مواضع خود پافشاری کنیم». شدت تمایلات افراط‌گرایانه در کابینه صهیونیستی تا بدان اندازه است که نتانیاهو با درخواست‌هایی از سوی بخش‌های راست افراطی ائتلاف مواجه شده تا رأی‌گیری جدیدی در کابینه برگزار کرده و به طرح صلح غزه پایان دهد. در چنین بستری، پایبندی تل‌آویو به طرح پیشنهادی ترامپ با واقعیت‌های ملموس سیاسی و میدانی در تعارض آشکار قرار دارد.

نتیجه‌گیری
10 ماه پیش در چنین مقطعی، رئیس‌جمهور آمریکا با همراهی متحدانش نشستی فرمایشی با حضور رهبران بلندپایه منطقه و مقام‌های اروپا در شرم‌الشیخ مصر برگزار کرد؛ نشستی که ترامپ آن را «تاریخی» خواند و طرح صلح پیشنهادی خود را مبنای صلح و ثبات در سراسر منطقه بازنمایی کرد.
وی صراحتا در آن نشست گفت «ما با هم به چیزی که همه می‌گفتند غیرممکن است، دست یافتیم؛ صلح در خاورمیانه. جنگ غزه تمام شده و کمک‌ها شروع به سرازیر شدن کرده‌اند».
اکنون، کمتر از یک سال پس از نشست شرم‌الشیخ، طرح پیشنهادی ترامپ در حالتی از احتضار قرار گرفته و فرصت چندانی تا اعلام شکست رسمی آن باقی نمانده است.
نکته حائز اهمیت آن است که پس از نشست شرم‌الشیخ، آمریکایی‌ها دست‌کم در 3 حوزه مقابله با ایران، جنگ حاکم بر جنوب لبنان و چگونگی حل‌وفصل تنش‌ها در سوریه، پیشنهادهایی برای برون‌رفت از بحران ارائه داده و قدرت آمریکا را ضمانت تحقق طرح‌های مذکور به تصویر کشیده‌اند؛ طرح‌هایی که از قضا هر سه با منافع کلان صهیونیست‌ها گره خورده‌ است.
دست رد نتانیاهو به طرح پیشنهادی ترامپ، حاوی نکاتی پندآموز است. بی‌توجهی دولتمردان لبنانی، مذاکره‌کنندگان ایرانی و دولتمردان سوری به ضرورت ریل‌گذاری مسیری مطمئن برای تحقق منافع ملی، همراه با تضمین‌های اجرایی مشخص و قابل اتکا، می‌تواند طرح‌های مورد حمایت واشنگتن در دیگر پرونده‌های منطقه‌ را نیز به سرنوشتی مشابه طرح پیشنهادی ترامپ در باریکه غزه دچار کند.
از این منظر، مساله صرفا شکست یا موفقیت یک طرح درباره غزه نیست، بلکه پرسش اصلی به اعتبار تضمین‌های آمریکا، میزان توان واشنگتن برای مهار تل‌آویو و ارزش واقعی تعهدات شخص ترامپ در برابر اراده سیاسی رژیم بازمی‌گردد. تجربه غزه بار دیگر این پرسش را پیش روی بازیگران منطقه قرار داد: می‌توان توافقی را که اجرای آن به اراده آمریکا وابسته است، بدون برخورداری از تضمین‌های عینی، الزام‌آور و مستقل، مبنای تصمیمات راهبردی و امنیت ملی قرار داد؟

ارسال نظر
captcha
پربیننده