۲۴/مرداد/۱۴۰۵
|
۰۰:۱۲
گزارش هاآرتص درباره پیامدهای احتمالی تثبیت حکمرانی ایران بر تنگه هرمز

دود شد و به هوا رفت

مهدی حسنی: در حالی که تلاش‌های دیپلماتیک کشور برای تعیین حدود قانونی اعمال حکمرانی ایران بر تنگه هرمز ادامه دارد، رسانه‌های جهان از پیروزی استراتژیک تهران ابراز تعجب می‌کنند. این ابراز تعجب از قدرت ایران، البته در رسانه‌های صهیونیست، بیشتر نوعی ترس نهفته در بین کلمات است. در یکی از آخرین نمونه‌ها، رسانه معروف هاآرتص، چاپ سرزمین اشغالی، در گزارشی به ابراز نگرانی از قدرت ایران پس از جنگ و سرنوشت منطقه با اعمال حکمرانی ایران بر تنگه هرمز پرداخته است.
به نوشته این روزنامه، به نظر می‌رسد برای تعیین تکلیف تنگه هرمز، در مراحل نهایی قرار داشته باشیم که سرنوشت این منطقه را رقم می‌زند: «ظاهرا نگارش فیلمنامه برای آخرین قسمت تریلر اقتصادی «تنگه هرمز؛ چگونه به اینجا رسیدیم و به کجا می‌رویم؟» رو به پایان است. بر اساس جدیدترین گزارش به نقل از یک «منبع ارشد ایرانی» که با رسانه‌های عرب و آمریکایی گفت‌وگو کرده، در حال حاضر یک توافق اصولی بر سر تقسیم کنترل این تنگه به دست آمده است. کشتی‌های ورودی از «کانال ایرانی» استفاده خواهند کرد، در حالی که کشتی‌های خروجی از طریق «کانال عمانی» در جنوب عبور می‌کنند. این امر امتیاز بزرگی برای ایران محسوب می‌شود و ترتیبات ترانزیت دریایی را به طور قابل‌ توجهی دگرگون خواهد کرد. پیش از جنگ، این تنگه بدون هیچ‌گونه محدودیت یا نظارتی به روی تمام کشتی‌ها باز بود. در عمل، هر کشتی‌ای که بخواهد در یکی از بنادر خلیج فارس پهلو بگیرد، باید از سازمان تنگه خلیج فارسِ ایران درخواست مجوز ورود کند. هنوز نمی‌دانیم آیا معیارهایی برای صدور این مجوزها تعیین شده یا خیر؛ اینکه آیا ایران اجازه خواهد داشت کشتی‌های ورودی را بازرسی کند و برای مثال، مانع عبور کشتی حامل تسلیحات یا هر چیزی که آن را «مواد خطرناک» می‌نامد، بشود؟ همچنین نمی‌دانیم آیا ایران مجاز به ممنوعیت عبور کشتی‌های «دشمن» مانند ایالات متحده یا اسرائیل خواهد بود یا آیا راهی برای اعتراض به تصمیمات تهران وجود خواهد داشت؟»
به نوشته رسانه صهیونیست، اگر در رابطه با تنگه هرمز توافقی شکل بگیرد، این در واقع نظمی منطقه‌ای خواهد بود که به دولت ترامپ تحمیل شده است: «توافق هرمز، با فرض اینکه امضا شود، زاییده معماری منطقه‌ای است که به دونالد ترامپ تحمیل شده.
رئیس‌جمهور ایالات متحده خود نیز به این موضوع اذعان کرد؛ آن هم زمانی که بارها و بارها برنامه‌های خود را برای انجام یک حمله گسترده، «گشودن دروازه‌های جهنم» یا نابودی تمدن ایران لغو کرد. این کشورهای حاشیه خلیج فارس، به رهبری عربستان هستند که حد و مرز اقدام نظامی ایالات متحده را تعیین کرده‌اند».
به نوشته هاآرتص، ایران در این جنگ عملا رویای شکل‌گیری یک اتحاد منطقه‌ای علیه خودش را دود کرد و به هوا فرستاد: «رویای ایجاد یک ائتلاف منطقه‌ای در برابر تهدید ایران، حتی پیش از آغاز جنگ نیز غیرواقع‌بینانه به نظر می‌رسید و با تشدید حملات ایران به همسایگانش که با هیچ واکنشی روبه‌رو نشد، قطعات خردشده این رویا بیش از پیش پراکنده شد. ایران زمانی که هزاران موشک و پهپاد را به سوی این کشورها شلیک کرد، نمی‌توانست بداند همسایگانش تا این حد ضعیف پاسخ خواهند داد. تهران با توجه به ارزیابی خود مبنی بر اینکه در جنگی برای بقا قرار دارد، این خطر را به جان خرید».
بر اساس گزارش این رسانه، ایران به صورت عملی، ایده هم‌سرنوشتی با اعراب خلیج فارس را پیاده کرد. بدین معنا که دیگر تنها ایران در این منطقه هزینه نمی‌دهد؛ توسعه برای همه و هزینه هم برای همه. در نتیجه زمانی که تمام جهان منتظر فروپاشی اقتصادی ایران بود، این اعراب بودند که وخیم‌ترین وضع اقتصادی خود را تجربه کردند: «در حالی که جهان منتظر فروپاشی اقتصادی حکومت ایران است، کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز به‌شدت آسیب می‌بینند. در 3 ماه نخست سال، کسری بودجه عربستان ۳۳,۵ میلیارد دلار بود که معادل ۸۰ درصد کل کسری بودجه پیش‌بینی‌شده آن برای تمام سال است. در 3 ماه دوم، افزایش قیمت نفت به کاهش این رقم به ۹ میلیارد دلار کمک کرد اما پیش‌بینی رشد اقتصادی آن اکنون به بین ۱,۷ تا ۳,۲ درصد رسیده، در حالی که این رقم سال گذشته ۴,۵ درصد بود. وضعیت در امارات عربی متحده نیز مشابه است. آن کشور توانسته بودجه خود را تراز کند اما در آنجا نیز انتظار می‌رود رشد اقتصادی بین ۳,۲ تا ۴,۸ درصد کمتر از سال گذشته باشد؛ در دوبی حتی انتظار می‌رود این کاهش تا ۷ درصد هم برسد. خسارات اقتصادی از هم‌اکنون بر سرمایه‌گذاری‌ها و اجرای طرح «چشم‌انداز ۲۰۳۰» سعودی و برنامه‌های مشابه در دیگر کشورهای خلیج فارس تأثیر گذاشته است. سعودی‌ها و اماراتی‌ها جایگزین‌های جزئی برای مسدود شدن تنگه هرمز پیدا کرده‌اند اما ریاض مشتریان خود را در شرق آسیا از دست داده و زمانی که تنگه هرمز پس از امضای یادداشت تفاهم دوباره بازگشایی شد، شرکت سعودی آرامکو مجبور شد برای ترغیب و بازگرداندن مشتریان، تخفیف‌های سنگینی ارائه دهد».
در صورت تثبیت حکمرانی ایران بر تنگه هرمز، اوضاع از این هم برای اعراب متحد آمریکا بدتر خواهد شد: «ترتیبات جدید کشتیرانی از طریق هرمز، مسیرهای دریایی را دوباره باز خواهد کرد اما اگر چنین شود، کشورهای حاشیه خلیج فارس باید با ایرانی رقابت کنند که می‌تواند روزانه ۲ میلیون بشکه نفت بفروشد و این رقم را بسیار سریع به ۳,۵ میلیون بشکه برساند. این امر به معنای میلیاردها دلار درآمد جدید برای ایران خواهد بود؛ در طول آتش‌بس کوتاهی که در ماه ژوئن آغاز شد، ایران ۶ میلیارد دلار نفت فروخت».
به گزارش هاآرتص، حتی اگر وضعیت تنگه هرمز هم تغییر کند، اوضاع سعودی با دریای سرخ بسیار وخیم است: «کنترل ایران بر تنگه هرمز، تهدید دیگری را که متوجه عربستان و بازار جهانی نفت است، از بین نخواهد برد: دریای سرخ. محاصره کشتیرانی عربستان توسط حوثی‌ها از ۲۰ ژوئیه تاکنون به 8 نفتکش آسیب رسانده و ۳۰ نفتکش دیگر را مجاب کرده مسیر خود را تغییر دهند. ظاهرا این یک «اختلاف خصوصی» میان حوثی‌ها و سعودی است؛ کشوری که اکنون قادر نیست نفت خود را از بندر غربی ینبع از طریق تنگه باب‌المندب به آسیا صادر کند».
به گزارش رسانه صهیونیست، سعودی‌ها هم برای مقابله با این وضعیت نه راهی دارند و نه نمایش ائتلاف می‌تواند آنان را نجات دهد: «اواخر ژوئیه، محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی برای راه‌اندازی یک نیروی امنیت دریایی در دریای سرخ را اعلام کرد اما این اقدام نیز مانند ائتلاف‌های قبلی که او تشکیل داده، چیزی بیش از یک نمایش همبستگی میان ۱۴ کشور نیست؛ هنوز مشخص نیست چنین نیرویی چگونه عمل خواهد کرد».
این رسانه در کنایه به رئیس‌جمهور آمریکا، از این می‌نویسد که حالا باید دید با چنین میزانسنی، ترامپ واقعا چطور ادعای پیروزی می‌کند: «پرسش جالب‌ توجه این است که ترامپ «پیروزی مطلق» خود را چگونه تصویر و روایت خواهد کرد».

ارسال نظر
captcha