۲۴/مرداد/۱۴۰۵
|
۰۰:۱۰
پس از بروز مشکلات لجستیکی و انسانی در ناو آبراهام لینکلن، جرج واشنگتن جایگزین آن در منطقه خواهد شد

ناوهای خسته

گروه سیاسی: جنگ آمریکا علیه ایران که نزدیک 6 ماه از آغاز آن می‌گذرد، نه‌تنها به هیچ‌یک از اهداف اعلامی ترامپ و کاخ سفید نرسیده، بلکه در لایه‌های مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و حتی سخت‌افزاری، عوارض منفی خود را برای واشنگتن آشکار کرده است. جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی که 9 اسفند آغاز شد و حالا با محاصره بنادر ایران ادامه دارد، قرار بود تهران را وادار به تسلیم در برابر خواسته‌های آمریکا کند اما واقعیت میدان، چیزی جز بن‌بست و فرسایش نظامیان تروریست آن کشور نیست.
ایران توانسته مقاومت خود را حفظ کند، با کنترل تنگه هرمز زنجیره تأمین انرژی جهانی را تحت فشار قرار دهد و هزینه‌های سنگینی بر دوش ماشین جنگی آمریکا بگذارد. این بن‌بست نه‌تنها در سطح راهبردی، بلکه در سطح تاکتیکی، عملیاتی و لجستیکی نیز خود را نشان می‌دهد و یکی از تازه‌ترین، ملموس‌ترین و تأسف‌بارترین مصادیق آن برای آمریکایی‌ها، مشکلات حاد و سیستماتیک حضور ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در آب‌های منطقه است. این ناو که پیش از جنگ، نماد افتخار و قدرت نیروی دریایی آمریکا بود، حالا به نمادی از نقطه ضعف ساختاری و عواقب تصمیم‌گیری‌های ناگهانی و بی‌فکری رئیس‌جمهور تروریست آمریکا تبدیل شده است.
در تازه‌ترین موردی که به فضای رسانه‌های آمریکا راه یافته، گزارش‌های متعددی از شرایط سخت زندگی 5 هزار تروریست آمریکایی حاضر در ناو هواپیمابر لینکلن در دریای عمان منتشر شده است. این ناو که از ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ از پایگاه دریایی سن دیگو عازم شد و ژانویه ۲۰۲۶ به غرب آسیا آمد تا در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ایفای نقش کند، بیش از ۲۵۰ روز (تا اوایل آگوست ۲۰۲۶ بیش از ۲۳۷ روز بدون توقف) در مأموریت بوده و بیش از ۲۰۰ روز متوالی بدون توقف در بندر، در دریا مانده؛ مدت زمانی که حتی از دوره‌های همه‌گیری کرونا نیز فراتر رفته و طولانی‌ترین مدت حضور در دریا برای یک ناو هواپیمابر محسوب می‌شود. در همین رابطه گزارش‌ها حاکی از کمبودهای گسترده مواد غذایی، اختلال جدی در سیستم لوله‌کشی و آب، کمبود اقلام بهداشتی اولیه مانند خمیر دندان، صابون و دئودورانت، مشکلات ایمنی عرشه، اختلال در سیستم پست و بسته‌های حمایتی که بسیاری از آنها در مسیر گم شده‌اند و از همه مهم‌تر، فرسودگی شدید روحی ـ روانی و جسمی خدمه است. برخی منابع نظامی و خانواده‌های ملوانان تروریست از موارد اقدام به پرش از ناو و نگرانی‌های جدی سلامت روان نیز سخن گفته‌اند؛ چه، بنا بر گزارش رسانه‌های آمریکا، سناتور «ریچارد بلومنتال» در نامه‌ای رسمی به پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا و مقامات نیروی دریایی آن کشور، این مشکلات را برشمرده و خواستار رسیدگی فوری شده است. این وضعیت مشخصا نه یک حادثه منفرد، بلکه نشانه فرسایش سیستماتیک نیروی دریایی آمریکا تحت فشار عملیات طولانی‌مدت و بدون برنامه‌ریزی کافی است. خانواده‌ها در شهرهای کوچک مانند سن دیگو و حتی در جلسات خصوصی با مقامات، از خستگی بی‌وقفه، کمبود غذا، آلودگی آب، توالت‌های شکسته، حمام‌های کپک‌زده و حتی حالاتی «مثل صحنه‌ای از داستان‌های ترسناک آمریکایی که در آن همه مرده‌اند اما هنوز زنده هستند»، سخن می‌گویند. در همین رابطه مادر یکی از ملوانان تروریست آمریکایی به شبکه تلویزیونی ان‌بی‌سی گفت پسرش «فکر می‌کند فردا بیدار نمی‌شود»، در حالی که یک عضو دیگر ناو آبراهام لینکلن، ۲۹ کیلوگرم لاغر شده و در پیام‌های واتساپ به خانواده‌اش نوشته «من کاملاً مرده‌ام؛ مرده». گزارش‌های Military Times و Stars & Stripes نیز از موارد متعدد اقدام به پرش ملوانان حاضر در این ناو به دریا و نگرانی‌های خانواده‌های شان حکایت می‌کند.
در روزهای اخیر خبرهایی مبنی بر عزیمت ناو هواپیمابر جرج واشنگتن به منطقه غرب آسیا منتشر شد. رسانه‌های آمریکا از جمله روزنامه وال‌استریت ژورنال در گزارش‌های خود اعلام کردند این ناو که مقر آن ژاپن است و اخیرا در اقیانوس آرام و تنگه مالاکا فعالیت داشته، قرار است جایگزین ناو لینکلن شود. بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال که به نقل از مقامات آمریکایی آشنا با موضوع منتشر شده، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن اکنون به نمادی از هزینه‌های انسانی و عملیاتی جنگ علیه ایران تبدیل شده است. گزارش روزنامه آمریکایی به جزئیات نامه سناتور بلومنتال اشاره می‌کند که از کمبودهای اساسی، آلودگی آب، مشکلات لوله‌کشی، زوال سلامت روان، نگرانی‌های ایمنی و اختلال در سیستم پست سخن می‌گوید. به گزارش وال‌استریت ژورنال، نیروی دریایی آمریکا در پاسخ رسمی، افزایش قابل توجه افکار خودکشی را رد کرده و گفته اولویت با تحویل اقلام حیاتی مأموریتی است اما این پاسخ‌ها نتوانسته نگرانی قانون‌گذاران و خانواده‌ها را برطرف کند. هگست نیز گزارش‌ها را «تحریف ‌شده» خواند و از احترام به ملوانان سخن گفت اما واقعیت حضور طولانی‌مدت بدون توقف در بندر، فشار روانی و لجستیکی را انکارناپذیر کرده است. حالا که جرج واشنگتن قرار است عازم منطقه شود، کارشناسان هشدار می‌دهند این چرخش موقت تنها یک معطلی است، نه حل ریشه‌ای معضل.
ناوهای هواپیمابر آمریکا اکنون به یکی از بزرگ‌ترین دردسرهای نظامی آن کشور تبدیل شده‌اند. سیاست‌های جنگ‌طلبانه ترامپ علیه ایران، بدون توجه به پروتکل‌ها و روتین‌های نظامی آمریکا اتخاذ شده است. ارتش تروریست آمریکا مأموریت‌ها و پروتکل‌های عملیاتی خود را حداقل 2 سال قبل از اجرا، برنامه‌ریزی می‌کند. اگر آمریکا قصد حمله به کشوری را داشته باشد، از سال‌ها قبل برنامه‌ریزی سخت‌افزاری، تسلیحاتی، لجستیکی و نیروی انسانی آغاز می‌شود تا ارتش بتواند خود را تطبیق دهد اما تصمیم‌گیری‌های ناگهانی و غیرمحاسبه‌ شده ترامپ، این فرآیند را مختل کرده است. ارتش آمریکا فرصت کافی برای آماده‌سازی ذخایر، برنامه‌ریزی چرخش ناوها، تعمیرات اساسی (اورهال) و مدیریت خستگی نیروها را نداشته است. نتیجه این رویکرد، بروز مشکلات سخت‌افزاری، تجهیزاتی و تسلیحاتی است که اکنون در قالب بحران ذخایر تسلیحاتی و مأموریت‌های بیش از حد طولانی ناوها خود را نشان می‌دهد.
اگر به سابقه اخیر نگاه کنیم، ناو هواپیمابر جرالد فورد نیز با مشکلات مشابهی روبه‌رو بود. این ناو (با ۱۰۰ هزار تن وزن، به طول 337 متر و ظرفیت بیش از ۶۰۰۰ خدمه)، در جریان جنگ 40 روزه، بیش از حد روی آب ماند (۳۲۶ روز) و خدمه آن فرسوده شدند. تعمیرات اساسی ناو عقب افتاد و در میانه جنگ علیه ایران، مشکلات حاد سیستم فاضلاب و توالت‌ها به یک افتضاح رسانه‌ای برای پنتاگون تبدیل شد. سیستم خلأ فاضلاب فورد بارها دچار گرفتگی شد، تعمیرات مکرر نیاز داشت و شرایط بهداشتی، وضعیت ناو را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. در همان زمان مشخص شد این ناو از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، بیش از ۴۲ بار درخواست کمک برای رفع مشکلات سیستم داشته و فقط سال ۲۰۲۵، ۳۲ مورد گزارش شده است. حالا ناو لینکلن که یکی از بزرگ‌ترین ناوهای کلاس نیمیتز نیروی دریایی آمریکاست (با وزن ۱۰۰ هزار تن، طول بیش از 333 متر، ظرفیت ۹۰ هواپیما و بیش از ۵۶۰۰ خدمه)، با مشکلات مشابهی مواجه شده است. ظاهرا قرار است ناو جرج واشنگتن جایگزین آن شود اما این چرخش نیز نمی‌تواند ریشه‌های ساختاری مشکل را حل کند. فشار عملیاتی بالا، کمبود توقف در بندر، اختلال در زنجیره تأمین و فرسودگی نیروها، همگی محصول سیاست‌هایی است که بدون محاسبه ظرفیت واقعی نیروی دریایی آمریکا برای جنگ علیه ایران اتخاذ شد‌.
معضلات مربوط به ناوها و حتی ذخایر تسلیحاتی و لجستیکی، یکی از تبعات مستقیم سیاست‌های بی‌حساب و کتاب و محاسبه ‌نشده شخص ترامپ علیه ایران است. تبعات و هزینه‌های این سیاست‌های اشتباه تنها در حوزه سیاسی و اقتصادی خلاصه نمی‌شود. اکنون شاهد آن هستیم عوارض سخت‌افزاری نیز به وضوح نمایان شده: فرسودگی ناوها، تأخیر در تعمیرات اساسی، افت روحیه و سلامت روان هزاران تروریست ارتش آمریکا و فشار بر کل سیستم لجستیک نیروی دریایی آن کشور. جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، در عمل کارایی ناوهای هواپیمابر آن برای عملیات طولانی‌مدت را زیر سؤال برده است.
بن‌بست جنگ علیه ایران نشان می‌دهد قدرت نظامی صرف، بدون برنامه‌ریزی، بدون محاسبه واقع‌بینانه و بدون توجه به محدودیت‌های لجستیکی و انسانی، به نقطه ضعف آمریکا در برابر ایران تبدیل شده است.

ارسال نظر
captcha