۲۵/مرداد/۱۴۰۵
|
۲۳:۴۴
گزارش «وطن امروز» از روش روایت، مونتاژ جملات و تفسیرهای القایی در مستند تازه حسین باستانی

«زبان رمز» یا رمز دروغ‌سازی؟

میلاد جلیل‌زاده: اخیراً بی‌بی‌سی فارسی مستندی منتشر کرده است به نام «زبان رمز خامنه‌ای» به کارگردانی حسین باستانی و در آن ادعا شده که با بررسی بیانات رهبر شهید انقلاب در بخشی ۳۲ ساله از دوره زمامداری ایشان، مشخص شده از میان بیش از ۱۵۰ میلیون کلمه، کدام کلمات بیشترین تکرار را داشته‌اند و در چه بستری و با اشاره به چه محتوایی به کار می‌رفته‌اند. چنین ادعای بزرگی در ابتدا ممکن است به نظر برساند با یک پژوهش عمیق طرف هستیم؛ هرچند از جانب مخالفان جمهوری اسلامی و طبیعتاً روش بررسی و حتی نتایج آن می‌تواند باب بحث‌هایی فنی و عمیق را در مورد سبک‌شناسی از گفتار و ذهنیت حکمرانی رهبر شهید به دست بدهد. در یادداشت کوتاهی که به عنوان معرفی این مستند در بی‌بی‌سی منتشر شده، گفته می‌شود صحبت‌های آیت‌الله خامنه‌ای در دوره 4 رئیس‌جمهور ایران یعنی هاشمی‌رفسنجانی، خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی بررسی شده است و 2 شخص دیگر به دلیل ناتمام بودن دوره‌شان از بررسی‌ها کنار گذاشته می‌شوند؛ چیزی که اتفاقاً در خود مستند نسبت به آن وفاداری کامل دیده نمی‌شود. همین نکته، یعنی انتخاب بازه زمانی ۱۳۶۷ تا ۱۴۰۰ هم می‌تواند بیشتر باعث شود که امیدها به تماشای نتایج یک تحقیق دقیق عمیق همه‌جانبه‌نگر بیشتر شود؛ چون احتمال این را به وجود می‌آورد که آنچه اکنون ارائه شده، بخشی از پژوهش‌های مفصل قدیمی‌تر بوده، نه مستندی واکنشی و مناسبتی. یکی از پروژه‌های اصلی و مهم دستگاه‌های امنیتی، خصوصاً در جهان غرب، جایی که با شخصیت‌های سیاسی مواجه می‌شوند، کار عمیق روانشناختی و روانکاوانه روی آنهاست. نتایج بسیاری از این تحقیقات پس از اینکه برچسب محرمانگی‌شان برداشته شد، به عنوان کتاب منتشر می‌شود و این دلیل دیگری است که می‌تواند قبل از تماشای مستند بی‌بی‌سی باعث شود خیلی‌ها آن را جدی بگیرند. ارتباط بی‌بی‌سی با نهادهای امنیتی بریتانیا را نمی‌توان انکار کرد و قطعاً برای آن نهادها هم شهید خامنه‌ای یکی از مهم‌ترین سوژه‌ها بوده است و چه جالب می‌شود اگر بتوانیم بفهمیم دشمنان ایران و انقلاب در محاسبات‌شان درباره رهبر شهید به چه نتایجی رسیده بودند و ایشان را چطور می‌شناختند. اگر ما با چنین محتوایی مواجه شویم، حتی اگر سر تا پا خطای شناختی هم باشد، باز برای‌مان ارزش بررسی دارد، چون می‌توانیم بفهمیم دشمن، ما را چطور دیده و کلاً روش بررسی‌اش چیست. اما در واقع مستندی که حسین باستانی کار کرده، هیچ کدام از اینها نیست. از همان ثانیه‌های اول مستند، حتی کسی که تنها تجربه و دانش سینمایی دارد و نه سیاسی یا روانشناختی و ...، به راحتی می‌فهمد که با یک کلیپ نیمه‌بلند طرف است که مقصودی را پیگیری نمی‌کند جز نفرت‌پراکنی نسبت به سوژه‌اش. یعنی همان ثانیه‌ها و دقایق ابتدایی کار که هنوز گفتار راوی روی تصاویر نیامده و فیلمساز شروع به ارائه مستنداتش نکرده، سوگیری اثر را به قدری واضح و بی‌پرده عیان می‌کند که توقع مخاطب حرفه‌ای از سطح علمی و پژوهشی کار در جا فرو می‌پاشد. اینجا مخاطب می‌فهمد که سازندگان مستند قصد بررسی سوژه‌شان را نداشتند، بلکه قصد کوبیدن او را دارند و می‌خواستند از یک بررسی آماری برای مستند کردن سوگیری‌های‌شان استفاده کنند. با این حال کافی است چند دقیقه از شروع روایت بگذرد و راوی پس از شرح روش پژوهش خود، آغاز به بیان نتایج آنها کند تا معلوم شود که حتی از یک بررسی آماری برای مستدل کردن سوگیری‌ها هم استفاده نشده است، بلکه سازندگان اثر دنبال بهانه‌ای برای تولید یک کلیپ پروپاگاندا علیه خامنه‌ای شهید بوده‌اند و چون مناسبتی نیافته‌اند، بررسی سبک‌شناختی بیانات او را دستمایه قرار داده‌اند که چنین پژوهشی صرفاً در نام و عنوان‌بندی اثر دیده می‌شود، نه ساختاربندی کلی آن.
راستش از وقتی آیت‌الله خامنه‌ای شهید شد، برای علاقمندانش و حتی کسانی که پس از دیدن شهادت قهرمانانه‌شان، گردش کرده و به این سمت آمده بودند، بهانه‌ای فراهم شد که بتوانند تا ابد رتوریک حماسی و عاطفی درباره‌اش تولید کند؛ حال آنکه برای دشمنان آن امام شهید، بهانه‌ و بستری وجود نداشت که در جهت عکس، به تولید ادبیات بپردازند. به بیان واضح‌تر، تا ابد می‌توان برای رهبری که در دفاع از وطنش قهرمانانه شهید شده شعر گفت، موزیک ساخت، کلیپ ساخت، قصه نوشت و یا حتی فیلم و سریال تولید کرد اما ترور چنین شخصیتی، به لحاظ زیبایی‌شناختی چنین کششی ندارد. به همین دلیل هر چه از ۹ اسفند ۱۴۰۴ فاصله می‌گیریم، بیشتر مشخص می‌شود دشمنان ایران با قتل بزرگ‌ترین رهبر مقاومت جهان، چگونه منابع گفتمانی و زیبایی‌شناختی خودشان را خشکاندند و طرف‌های مقابل را به منبعی بزرگ برای تولید ادبیات حماسی و عاطفی وصل کردند. مستند بی‌بی‌سی در حقیقت واکنشی به همین وضع است نه کاری پژوهشی و سبک‌شناسانه.
یکی از واقعیت‌های به وجود آمده پس از شهادت رهبر انقلاب این است که غیر از خلع سلاح استدلالی از دشمنان و بدگویان، آنها را به لحاظ زیبایی‌شناختی و گفتار عاطفی هم خلع سلاح کرد. به عبارتی، نه‌تنها با این شهادت دست مدافعان انقلاب به لحاظ استدلالی پر شد که مگر نمی‌گفتید رهبر ایران در پناهگاهی زیر زمین است و مخفی شده یا مگر نمی‌گفتید به روسیه یا هر جای دیگری فرار کرده... . از جهت زیبایی‌شناختی هم دست انقلابیون را پر و دست مداف معاندان را خالی کرد؛ چون شهید زیباست و قاتل او زشت. چون مقاومت، سلحشورانه است و قلدری و عهدشکنی و غافل‌کشی همیشه در تمام داستان‌های تاریخ، جزو ویژگی‌های شخصیت‌های منفی بوده است. در این شرایط به ادبیات بزرگی که پس از شهادت رهبر انقلاب تولید شد، توسط بی‌بی‌سی فارسی اینگونه واکنش نشان داده می‌شود؛ اما بهانه آن را نه واکنش به این ادبیات عاطفی عمیق، بلکه بحثی استدلالی عنوان کرده‌اند. ‌در ادامه بعضی مواردی که به آنها اشاره شد، به صورت مصداقی مورد اشاره و بررسی قرار گرفته‌اند تا بهتر روشن شود با چه پدیده‌ای مواجهیم. با این حال مناسب است توجه شود که این چند مورد، تنها بخشی از موارد متعددی هستند که در این مستند به چشم می‌خورند.
 
عقده‌گشایی بازنده‌ها
مستند با یک پیش‌درآمد حدوداً ۲ دقیقه‌ای آغاز می‌شود که بریده‌هایی تقطیع شده از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای شهید را همراه با تصاویری پس‌زمینه‌ای پخش می‌کند. مثلاً آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید: «مگر مسائل گوناگون کشور قابل رفراندوم است؟ مگر همه مردمی که در رفراندوم باید شرکت کنند، امکان تحلیل آن مساله را دارند؟ این چه حرفی است؟» همزمان با بیان این صحبت‌ها، تصاویری از طلبه‌های جوان که خدمت آقا رسیده‌اند دیده می‌شود. بعد این جمله پخش می‌شود: «مردم آزاد هستند. اینها حرف‌شان را می‌زنند. اینها حرف‌شان همان چیزی است که ما داریم می‌زنیم از زبان‌شان». بعد جمله دیگری آمده که آیت‌الله خامنه‌ای در آن می‌گویند: «خب با آزادی‌هایی ما مخالفیم. از متهم شدن به اینکه اینها ضد آزادی هستند نترسیم». همزمان با بیان این جملات، تصویری از گشت ارشاد نمایش داده می‌شود. بعد صدای ایشان در صحبت دیگر می‌آید که می‌گویند: «کشتار چیز بدی است. نامطلوب است اما فتنه از آن بدتر است» و همزمان با این جملات تصاویر پلیس ضدشورش نشان داده می‌شود. بعد جملات دیگری پخش می‌شود که ایشان می‌گویند: «اگر چنانچه دنبال اقامه حکم الهی نباشیم، چرا اینجا هستیم؟ خب رونق اقتصادی دیگران... چرا بنده آخوند باید مشغول این کار بشوم؟» بلافاصله نوبت پخش بریده دیگری از جملات است با این محتوا که «بنده عمداً گفتم من کلمه توسعه را به کار نمی‌برم. توسعه کلمه‌ای غربی است. یک مفهوم غربی دارد».
پخش تصاویر گزینشی و بیانات تقطیع شده به همین منوال ادامه می‌یابد و در انتها این جملات از رهبر شهید می‌آید که گفته بودند «جنگ نمی‌شود و مذاکره هم نخواهیم کرد» که البته روی این صدا، تصاویر حمله اسرائیل به ایران پخش می‌شود و بلافاصله این جمله پخش می‌شود که «حالا چنانچه اگر هم یک وقتی بر فرض محال قرار بود دولت جمهوری اسلامی با رژیم آمریکا مذاکره بکند، با این دولت فعلی آمریکا هرگز مذاکره نمی‌شود». 
کسی که ذره‌ای با آیت‌الله خامنه‌ای شهید آشنایی داشته باشد، به راحتی می‌فهمد که این صحبت‌ها به چه شکل از بستر اصلی‌شان جدا شده‌اند تا به شکل دیگری معنا دهند.
مثلاً به مخالفت ایشان با رفراندوم پرداخته می‌شود تا این را نوعی مقابله روحانیت با دموکراسی جلوه دهند، در حالی که کاملا برعکس است و نهضت امام خمینی که سال ۴۲ در مخالفت با رفراندوم شاه آغاز شد، اتفاقاً برای دفاع از آزادی‌های به دست آمده در جنبش مشروطه به پا خاست. امام در اولین بیاناتش درباره این قضیه که مربوط به قبل از سخنرانی سیزدهم خرداد ۴۲ بود، ‌فرمود این رفراندوم به نوعی دور زدن مجلس مشروطه است و فریب دادن مردمی که از جزئیات چیزی که قرار است به آن رأی بدهند، اطلاع ندارند. طبیعتاً در شرایطی که کشور از قوه مجریه و مقننه تا خبرگان و شوراهای شهر و روستا انتخابات دارد، نهایتاً می‌توان درباره سازوکار آن انتخابات یا آزاد و عادلانه بودن و نبودنش بحث کرد نه اینکه با رفراندوم‌خواهی، به فکر دور زدن این سازوکار نهادینه شده بود. این یک بحث سیاست داخلی مفصل است که دامنه‌ای دراز دارد و شروع مستند بی‌بی‌سی با آن، عملاً بازی در زمین بخشی از بازیگران چنین بازی‌ شناخته‌شده‌ای بود.
 به عنوان نمونه‌ای دیگر، وقتی آیت‌الله خامنه‌ای می‌گویند «مردم آزاد هستند» و بعد می‌گویند «حرف مردم همان چیزی است که ما از زبان‌شان می‌زنیم»، در حقیقت دارند می‌گویند مسوولان جمهوری اسلامی حرف خود را دیکته نمی‌کنند، بلکه سخنگوی مردم ایران در برابر دنیا هستند؛ اما این جملات، هم در پیش‌درآمد مستند و هم در متن آن به شکلی تعبیر می‌شوند که انگار ایشان می‌گویند مردم فقط آزاد هستند حرف‌های ما را تکرار کنند. وقتی امام شهید می‌گفتند ما با آزادی‌هایی مخالفیم، مشخصاً یعنی با آزادی‌های بخصوصی مخالفیم، چیزی فراتر از چارچوب حکمرانی در تمام دنیا نگفته‌اند. در هر جای دنیا چیزهایی آزاد و چیزهایی ممنوع است. اگر در ایران بی‌حجابی داخل مدارس ممنوع است، در فرانسه حجاب داخل مدارس ممنوع است. ممکن است یک نفر بتواند درباره اینکه چرا چنین چیزهایی را ممنوع و چنان چیزهایی را آزاد کرده‌اید، با معمرین جمهوری اسلامی یا هر نظام دیگری بحث داشته باشند اما پخش تقطیع شده این جملات همزمان با تصاویر گشت ارشاد، زمینه و مفهوم آن حرف‌ها را طوری عوض می‌کند که نشان بدهد رهبر شهید با نفس آزادی انسان در یک سخنرانی علنی مخالفت کرده است.
اینکه گفته می‌شود کشتار چیز بدی است اما فتنه از آن بدتر است و تصاویر آن را با نیروی انتظامی در سال ۸۸ پخش می‌کنند، قرار است جا بیندازد که ایشان می‌گویند کشتن مخالفان بد است اما ما انجامش می‌دهیم چون فتنه که از آن بدتر است را مخالفان انجام دادند، این دروغ محض است و چون نمی‌توان آن را با هیچ استدلالی ثابت کرد، مجبورند با کلیپی تقطیع شده اینگونه القا کنند که آیت‌الله خامنه‌ای چنین منظوری داشته و اگر از آنها خواسته شد حرف‌شان را ثابت کنند، بتوانند گردن نگیرند و بگویند ما مستقیماً چنین چیزی نگفتیم. آیت‌الله خامنه‌ای در آن بیان در حال ترجمه آیه ۱۹۱ از سوره بقره هستند که می‌فرماید «الفتنه اشد من القتل» و در حال توضیح این هستند که فتنه چقدر جرم شدیدی دارد. نه اینکه کشتار در مقایسه با آن مجاز باشد، بلکه برای درک اهمیت بالای مجرمانه بودن فتنه، بیان می‌شود که حتی از قتل هم فجیع‌تر است. وقتی آقا می‌گویند «اگر رونق اقتصادی مقصود بود، دیگران بودند و من آخوند برای اقامه احکام اسلام اینجا نشسته‌ام»، رونق اقتصادی را زیر سوال نبردند و چنانکه دیدیم در دهه آخر عمرشان تمام سال‌ها را با عناوین اقتصادی نامگذاری کردند، بلکه می‌گویند این ماموریت لزوماً نمی‌بایست به دست یک روحانی انجام شود و متولیان زیادی خواهد داشت و وظیفه اختصاصی ولی فقیه را در کنار سایر تکالیف الهی‌اش برشمردند. جایی که آقای شهید می‌گویند توسعه کلمه‌ای غربی است به معنای لغت‌نامه‌ای توسعه چنین تفسیری نمی‌بخشند، بلکه به معنای اصطلاحی‌اش در آن بستر زمانی چنین می‌گویند. اصطلاح توسعه در آن دوره زمانی خاص معنای جهانی‌سازی و ادغام در نظمی خاص را می‌داد که اتفاقاً امروز در حال فروپاشیدن است و معلوم می‌شود چه خوب بود که رهبر شهید با گلوبالیست‌ها همسو نشد.
 این قبیل بدجنسی‌های عیان که در پیش‌درآمد ۲ دقیقه‌ای مستند دیده می‌شود، در طول خود روایت که قرار است سبک‌شناسانه و آماری باشد هم با همین غلظت وجود دارد. مثلاً در این پیش‌درآمد صحبت آقای شهید آمده که می‌گویند «جنگ نمی‌شود و مذاکره نخواهیم کرد» و بلافاصله جمله دیگری آمده که ایشان می‌گویند «اگر هم بخواهیم مذاکره کنیم، با این دولت فعلی آمریکا (یعنی دولت اول ترامپ) نخواهیم کرد». باستانی می‌خواسته تناقض این حرف‌ها با واقعیت را نشان بدهد اما سطح استدلال او از دهن‌کجی بالاتر نمی‌رود. مگر قرار نشده بود این مستند دوره‌های 4 رئیس‌جمهور بین سال‌های ۶۷ تا ۱۴۰۰ را بررسی کند؟ این جملات در همان زمان گفته شدند اما تصاویر حمله اسرائیل که روی جمله «جنگ نمی‌شود» گذاشته شده، یا کنایه به مذاکرات ایران و آمریکا، برای دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ هستند که بین آن، هم در ایران و هم آمریکا، رئیس‌جمهورهای دیگری هم سر کار بودند و از آن روز تا به حال اتفاقات متعددی رخ داده که زمینه بحث را عوض کردند. یعنی این صحبت‌ها برای قبل از طوفان‌الاقصی است اما تصاویر رویدادهای پس از طوفان‌الاقصی، به‌رغم چارچوب‌هایی که مستند برای خودش تعریف کرده است، جهت نقض کردن‌شان روی آن قرار داده شده‌اند. در متن خود مستند هم از این دست بدجنسی‌های واضح وجود دارد. مثلاً جایی هست که راوی می‌گوید آقای خامنه‌ای خودش را زبان خدا می‌داند. گذشته از اینکه چنین مساله‌ای جزو ۳۰ کلمه پرتکرار آیت‌الله خامنه‌ای از میان ۱۵۰ میلیون کلمه‌ای که بی‌بی‌سی ادعای بررسی‌اش را دارد نیست، این تعبیر از آن سخنان، اوج شیادی سازنده مستند است. آیت‌الله خامنه‌ای در مقام تواضع وقتی می‌خواهند به یک سخنرانی موثر خودشان اشاره کنند، می‌گویند من کاره‌ای نبودم که این حرف‌های موثر را زدم، بلکه خدا خواست اینها را بگوید و من وسیله شدم. این لحنی است که هر کس در فضای فرهنگی ایران زیست کرده باشد، به راحتی توان درک آن را دارد و برای همین صرفاً با تقطیع آن نمی‌شد معنایی معکوس برایش تراشید که برای همین راوی مستقیماً وارد می‌شود و تفسیر معوج خود را به آن الصاق می‌کند. این سطح از دست و پا زدن برای گفتن جملاتی از خامنه‌ای شهید که با کنار هم قرار دادن‌شان بشود چهره اسطوره‌ای و قهرمان شده‌اش را مخدوش کرد، بیشتر از اینکه علاقمندان آن امام شهید را عصبانی کند، باید باعث اعتماد به نفس‌شان شود. بی‌بی‌سی فارسی نمی‌تواند در شرایطی که ایران‌اینترنشنال سطح استدلالی مخالفت با جمهوری اسلامی را تا این اندازه پایین آورده و سطح خشونت و عصبیت آن را تا این اندازه بالا برده، با همان ژست سابقش که بی‌طرفی و حرفه‌ای‌گری بود راهش را ادامه بدهد. آنها عملاً در فاضلابی افتاده‌اند که اینترنشنال حفر کرده و طرفه اینجاست که در لات‌بازی و فحاشی به گرد پای اینترنشنالی‌ها هم نمی‌رسند، چون این زمین بازی‌شان نیست. همین می‌شود که آنها را در یک دوگانه متناقض می‌بینیم؛ با ژست مستند پژوهشی جلو می‌آیند و می‌گویند ۱۵۰ میلیون کلمه از سخنان یک سیاستمدار مهم را بررسی کردیم اما فحش‌نامه‌ای تحویل می‌دهند که بسیار غلیظ‌ترش را اینترنشنال، ۲۴ ساعته منتشر می‌کند و نهایتاً حتی در تیم شکست‌خورده‌ها هم ته صف می‌مانند.

ارسال نظر
captcha