۲۵/مرداد/۱۴۰۵
|
۲۳:۴۳
گسترش شبکه‌های جعلی و محتوای دستکاری‌شده، مرز میان جنگ نظامی و جنگ شناختی را بیش از گذشته کمرنگ کرده است

جنگ پنهان در اسرائیل

محمد رستم‌پور: بومرنگ بازگشته؛ ربات‌ها و حساب‌های کاربری و ابزارهایی که روزگاری برای ردیابی دانشمندان هسته‌ای و عناصر قدرت در ایران به کار گرفته می‌شدند، حالا به ابزارهایی برای دستکاری در نظرات صهیونیست‌ها که باید اوایل آبان‌ پای صندوق‌های رأی بروند، تبدیل شده‌اند. هاآرتص که از جریانات چپ‌گرای رژیم صهیونیستی نمایندگی می‌کند، تصریح می‌کند نظارت‌های سیاسی برای افشا و جلوگیری از اینگونه مداخلات بر دیدگاه صهیونیست‌ها کافی نیست؛ چه ربات‌های نظرسنجی و همچنین نظردهی که سوگیری شناختی و تأییدی مخاطبان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند، چه تلفن‌های گویایی که بر اساس نظرات مخاطبان و نه بر اساس مناطق جغرافیایی، بلوک‌بندی می‌شوند و چه حساب‌های کاربری جعلی یا اجاره‌ای که با پروفایل واقعی و در شبکه‌ای از تولید محتوا، نظرات را نسبت به یک جریان یا کاندیدای سیاسی یا واقعه اجتماعی تغییر می‌دهند. این تکنیک‌ها اکنون در خط مقدم نبرد دیجیتال درون‌انتخاباتی در فلسطین اشغالی به‌ویژه در حزب نتانیاهو به کار و پی گرفته می‌شود تا او پس از 5 سال نخست‌وزیری همچنان در قدرت باقی بماند، به‌ویژه که رقیب قدرتمندی به نام گادی آیزنکوت که پسرش در جنگ غزه به هلاکت رسیده، اکنون در نظرسنجی‌ها پیشتاز انتخابات است.
اما خیلی پیش‌تر از اینکه او سوژه دستکاری‌ها شود، جمهوری اسلامی ایران مورد حمله سایبری قرار گرفته بود؛ نه یک بار، بلکه چندین و چند بار. مهرماه سال پیش، آزمایشگاه مجازی سیتیزن‌لب که وابسته به دانشگاه تورنتو کاناداست، از یک شبکه هماهنگ متشکل از بیش از ۵۰ پروفایل جعلی ایکس در حال انجام یک عملیات نفوذ با استفاده از هوش مصنوعی پرده برداشت که در پی آن است با انتشار روایت‌هایی، ایرانیان را به شورش علیه جمهوری اسلامی تحریک کند. همین آزمایشگاه همچنین افشا کرد اولا چنین شبکه‌هایی با تأمین مالی رژیم صهیونیستی کار می‌کنند و ثانیا ارتباطات جدی با سلطنت‌طلبان دارند. انتشار ویدئوهای جعل عمیق به کمک هوش مصنوعی و ترندسازی هشتگ‌های ضدایرانی و همچنین تولید روایت‌های جعلی با هدف مظلوم‌نمایی تروریست‌های موساد که در جنگ 12 روزه زمینه‌ساز حمله رژیم اشغالگر به ایران شدند، از دیگر فعالیت‌هایی بوده که اکنون دامان خود صهیونیست‌ها را گرفته است. 3 سال پیش مؤسسه اینترنت آکسفورد در گزارشی جامع از تیم‌های سایبری فعال در جهان با هدف توسعه جنگ اطلاعاتی سخن گفت که با ظاهر شرکت‌های روابط عمومی سعی دارند کشورها را به جان هم بیندازند. برجسته‌ترین و عجیب‌ترین رخداد این کارزار هم قطع رابطه کشورهای حاشیه خلیج فارس با قطر در خرداد 96 بود که به واسطه انتشار یک سخنرانی جعلی به نام امیر قطر آغاز شد. گزارش مؤسسه اینترنت آکسفورد 2 تکنیک عمده گروه‌های سایبری را «اختلاف‌افکنی» و «اعتبارزدایی» خوانده بود؛ همان چیزی که در مراسم خداحافظی رئیس پیشین موساد یعنی دیوید بارنیا به عنوان دستاورد موساد در 5 سال اخیر نامیده شد. ساخت یک ماشین سمپاشی بزرگ که به جای ترور افراد و چهره‌ها، در پی رسواسازی آنان در افکار عمومی است. نیویورک‌تایمز در گزارشی پس از انتشار پژوهش آزمایشگاه سیتیزن‌لب نوشته بود تغییر مصرف رسانه‌ای ایرانیان سبب شده عملیات اطلاعاتی اسرائیل به گوشی‌های هوشمند ایرانی‌ها کشیده شود. نفوذ بر محور تبلیغات، چیزی نیست که تنها در ایران یا اسرائیل جریان داشته باشد. رقابت چین و آمریکا، رقابت پاکستان و هند، رقابت ارمنستان و ترکیه، رقابت ارمنستان و جمهوری آذربایجان و انواع دیگری از کشاکش‌های دیپلماتیک بر سر افزایش یا تثبیت قدرت در عرصه‌های گوناگون سیاسی، تجاری و اقتصادی، سبب شده جنگ‌های اطلاعاتی امروز، اهمیتی بیش از جنگ‌های اطلاعاتی در جنگ دوم جهانی پیدا کنند. با این همه، نظارت‌ها و سیاست‌ها به اندازه کافی نمی‌تواند این کمپین‌های نفوذ مجازی را سد کند. چه در گزارش مؤسسه اینترنت آکسفورد و چه در گزارش‌های دیگری که به‌ویژه اروپایی‌ها در ضرورت مقابله با نشر اخبار جعلی و ویدئوهای دستکاری‌شده نوشته‌اند، نخستین مانع مهم در برابر کمپین‌های نفوذ، «آگاهی» است و از این جهت است که بازتعریف جهان و بازشناسی روابط میان پدیده‌ها، خود به یک سوژه تسخیر ذهنی تبدیل شده است. بدین معنا که اکنون سخن از خوشی و ناخوشی، رفاه و فقر، جهان اول و جهان سوم و از این دست موضوعات بنیادین که روزی پایه‌های فکر و فلسفه فراتر از مرزهای جغرافیایی و حتی فراتر از دوره‌های زمانی بود، خود در چنگال کمپین‌های نفوذ قرار گرفته است. از این نظر است که تصور و ادراک از جهان به‌ویژه بازنمایی آنچه برای یک شهروند ایرانی در عالم واقع به جهت محدودیت‌های زمانی و مکانی شدنی نیست، اهمیت مضاعف یافته است.
خبر تلخ خرید نسخه‌های خطی کتاب‌های قدیمی از سوی شرکت‌های بزرگ هوش مصنوعی و بعد امحای آنها نشان می‌دهد نبرد فراتر از یک انتخابات و رفت و آمد یک دولت یا حکومت در جریان است و اتفاقا همین شکل جدید نبرد است که استعداد و امکان اعمال اراده را بیشتر و وسیع‌تر می‌کند. آگاهی، مهم‌ترین سنگر مقابله با دستکاری، جعل و تردیدافکنی است. صهیونیست‌ها این را خوب دانسته‌اند و تمرکز بر روایت گذشته و تصویرسازی آینده را در یک نظم مستمر به شکل جدی دنبال می‌کنند. برای ایرانی‌ها، تفاوتی میان نتانیاهو و آیزنکوت نیست، اگر جنگ، وجودی دیده شود و نبرد، فراتر از یک روز و یک ماه و چند سال دیده شود. در جنگ اطلاعاتی، فقط تکنیک و فناوری، تعیین‌کننده نیست، ممارست و تفکر نیز راهگشاست و اینجاست که نبرد از توازن و یک‌سویگی خارج می‌شود و به‌ویژه نسل‌های جدید را درگیر می‌کند. اشکال جدید نبرد در فلسطین اشغالی یا آمریکا، در پهنه دیجیتال، یک جبهه و یک صحنه را تعریف کرده و این عرصه، به کمک آن ذخایر باوری که در ایران پس از انقلاب اسلامی ساخته شده، در اختیار کسی است که اولا نبرد را ببیند و ثانیا توانایی را در خودش شناسایی کند. همان چیزی که 6 خرداد 95 در بیان رهبر شهید انقلاب اسلامی آمد: «هر کسی که در درون خود منهزم شد، در صحنه، قطعا منهزم خواهد شد. اولین شکست هر انسانی، شکست در درون خودش است که احساس کند نمی‌تواند، احساس کند فایده‌ای ندارد، احساس کند طرف خیلی قوی‌تر از او است، احساس کند من که از دستم کاری برنمی‌آید؛ این انهزام روحی است. اگر این انهزام پیدا شد، آن‌ وقت در صحنه، قطعا شکست خواهیم خورد. این نباید به وجود بیاید؛ مراقب باشیم این به وجود نیاید».

ارسال نظر
captcha