۲۷/مرداد/۱۴۰۵
|
۰۰:۴۹
هشدار مقام‌های آمریکایی درباره تداوم بحران هرمز و پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن برای واشنگتن

واماندگان!

مهدی حسنی: اوضاع مدیریت جنگ برای آمریکایی‌ها چنان شده که تقریبا اجماعی همگانی در میان نخبگان آن کشور در تایید بی‌برنامگی و سردرگمی کاخ سفید شکل گرفته است. بسیاری ماجرای جنگ علیه ایران را با عراق و بسیاری دیگر با ویتنام مقایسه می‌کنند. روزنامه پلیتیکو برای نشان دادن وخامت اوضاع میان نخبگان آمریکا، گزارش مفصلی در مصاحبه با مقامات فعلی و سابق کاخ سفید تهیه کرده است. به گزارش رسانه آمریکایی، اوضاع یادآور روزهای عراق است، با این تفاوت که ضربه‌ای که ایران به اقتصاد جهان وارد کرده، با عراق قابل مقایسه نیست: «به نظر می‌رسد هیچ‌کس راهبرد محکمی برای پیروزی در جنگ علیه ایران ندارد. اوضاع یادآور تاریک‌ترین روزهای جنگ عراق در میانه دهه ۲۰۰۰ است؛ زمانی که به نظر می‌رسید آمریکا قادر نیست آن کشور را از ورطه شورش و جنگ داخلی بیرون بکشد. حالا هم مقام‌های کنونی و پیشین آمریکا می‌گویند با اینکه میزان تلفات در درگیری با ایران تا اینجا کمتر بوده، مخاطرات و پیامدهای آن به‌مراتب بزرگ‌تر است. نبرد ایران در مقایسه با خون‌ریزی عظیم عراق، تأثیری جهانی‌تر بر جا گذاشته است. کافی است به فشار اقتصادی ناشی از به دست گرفتن کنترل تنگه هرمز از سوی تهران نگاه کنید. در دهه ۲۰۰۰، آمریکا برای حفظ نفوذ جهانی خود با چالش‌های کمتری روبه‌رو بود و می‌توانست از پس یک شکست بزرگ برآید اما اکنون، اعتبار آمریکا به دلیل لغزش‌هایش در خاورمیانه رو به افول است، در حالی که نفوذ چین پیوسته در حال افزایش است». اولین مساله به باور افراد درون بدنه دولت آمریکا، سردرگمی و ندانم‌کاری ترامپ است: «افرادی از هر 2 حزب می‌گویند دونالد ترامپ با تردید و تغییر موضع مداوم درباره اینکه در ایران چه باید کرد و نیز با تضعیف ائتلاف‌های آمریکا با کشورهایی که می‌توانند به آن کمک کنند، بیش از پیش به اعتبار این کشور لطمه می‌زند. الیوت آبرامز، از چهره‌های دیرپای جریان تندرو در سیاست خاورمیانه که در دوره نخست ریاست‌‌جمهوری ترامپ برای او کار کرده، می‌گوید: «این لحظه به‌شدت خطرناک است و دولت ترامپ از خود سردرگمی و بی‌کفایتی نشان می‌دهد». دن شاپیرو که در دولت بایدن از مقام‌های ارشد پنتاگون بود نیز با این نظر موافق است و می‌گوید: «مواجهه با بده‌بستان‌های دشوار امری معمول است اما به ندرت پیش می‌آید خودمان را در بن‌بستی که ساخته دست خودمان است ببینیم؛ آن هم در شرایطی که واقعا هیچ گزینه‌ای جز گزینه‌های بد وجود ندارد».
بر مبنای گزارش، زمانی که کار جنگ در عراق بسیار گره خورد، آمریکایی‌ها طرح‌هایی برای بدتر نشدن وضعیت و کمی بازتر کردن گره داشتند اما هیچ‌کدام از آن طرح‌ها هم حتی به کار جنگ علیه ایران نمی‌آید، چون ساختار سیاسی ایران اصلا قابل مقایسه با رژیم پوسیده عراق نبوده و نیست: «در عراق میانه دهه ۲۰۰۰ نیز در حالی که شمار کشته‌ها مدام بالا می‌رفت، واشنگتن برای یافتن راهی رو به جلو تقلا می‌کرد. پیشنهادها از خارج کردن نیروهای آمریکایی از مراکز جمعیتی تا تقسیم عراق به 3 منطقه را در بر می‌گرفت. در نهایت، افزایش گسترده شمار نیروهای آمریکایی در کنار اقدامات دیگری مانند متقاعد کردن رهبران قبایل سنی به پیوستن به آمریکا در نبرد علیه القاعده، به تغییر روند جنگ کمک کرد. ایران چالش متفاوتی پیش روی آمریکا می‌گذارد. این کشور بزرگ‌تر است، آمریکا در آن نیروی زمینی ندارد، نظام سیاسی همچنان بر سر کار است و اقدامات تلافی‌جویانه‌اش متحدان آمریکا را در سراسر خاورمیانه تحت تأثیر قرار می‌دهد. افزون بر این، هیچ تضمینی وجود ندارد که اقدامات نظامی بیشتر به سقوط جمهوری اسلامی منجر شود. جمهوری اسلامی به شکلی در سراسر ایران ریشه دوانده که دیکتاتوری شخص‌محور صدام در عراق هرگز چنین جایگاهی نداشت. افزون بر این، حس ملی‌گرایی ایرانیان ممکن است بر تلاش‌ها برای ایجاد شکاف قومی میان آنها غلبه کند».
مساله دیگر به نوشته پلیتیکو، ناامیدی در میان آمریکایی‌هاست: «در میان برخی مقام‌های رده‌های پایین‌تر دولت، نوعی احساس نومیدی به چشم می‌خورد. یکی از مقام‌های آمریکایی آشنا با راهبرد خاورمیانه‌ای دولت می‌گوید «من هیچ راهی برای خروج از این وضعیت نمی‌بینم». به گفته این مقام، تیم ترامپ حاکمان ایران را «اساسا بد فهمیده است». ترامپ و دستیارانش همیشه تصور کرده‌اند کافی است فشار و درد را بیشتر و بیشتر کنند تا ایران فروبپاشد اما نظام ایران قرار نیست فروبپاشد. ترامپ جنگ را با عزم پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی بخش بزرگی از توانمندی‌های نظامی این کشور و اشاراتی به تغییر رژیم آغاز کرد اما اکنون به نظر می‌رسد بیش از هر چیز در پی رها کردن تنگه هرمز از کنترل ایران است».
پلیتیکو آمریکایی‌های دولتی را در رابطه با ایران، به 3 دسته تقسیم می‌کند؛ یکی از این دسته‌ها صداهایی است که تصور می‌کنند با ادامه فشار بر اقتصاد ایران، در نهایت روزی ایران فروخواهد پاشید ولی حتی اینان هم مشغول آرزوفروشی‌اند: «محاسبه نقطه شکست ایران بسیار دشوارتر از چیزی است که بسیاری در این اردوگاه تصور می‌کنند. همان مقام آمریکایی آشنا با راهبرد خاورمیانه‌ای دولت، با لحنی آکنده از سرخوردگی، خاطرنشان کرد دولت آمریکا دهه‌هاست همیشه ارزیابی کرده اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است. افزون بر این، اگر آمریکا محاصره کشتی‌های ایرانی را ادامه دهد، احتمالا ایران نیز محاصره خود بر کشتیرانی جهانی در تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد. در نتیجه، اقتصاد جهان - از قیمت سوخت گرفته تا تأمین مواد غذایی - همراه با ایران آسیب خواهد دید. از نظر سیاسی، این وضعیت برای ترامپ خطرناک است، چرا که حزب او (جمهوری‌خواه) در ماه نوامبر با انتخابات میان‌دوره‌ای روبه‌رو است».
به باور این نشریه، پرونده جنگ علیه ایران هم بدل به مخمصه‌ای شده که آمریکایی‌ها خود برای خود آفریده‌اند و باید راهی برای خروج پیدا کنند: «سوزان مالونی، تحلیلگر مسائل ایران در مؤسسه بروکینگز در واشنگتن می‌گوید مانند عراق، این هم مخمصه‌ای است که خودمان به وجود آورده‌ایم؛ وضعیتی که قابل پیش‌بینی می‌بود و با برنامه‌ریزی آگاهانه‌تر می‌شد پیامدهایش را کاهش داد».

ارسال نظر
captcha