علی کاکادزفولی: میراث سیاسی و فکری رهبران بزرگ را معمولا با پیروزیها، شکستها یا فهرست دستاوردهای انضمامیشان میسنجند اما آنچه از حضرت آیتاللهالعظمی شهید سیدعلی خامنهای در قامت معمار ایران معاصر باقی مانده، شاید در یک کلام نظریه «ایران قوی» آن حضرت است که در پی بازسازی چیستی انسان ایرانی و پس از آن، بازسازی ایران قوی در تلاطمات قرن است. اگر بخواهیم این میراث را در سطحی نظری صورتبندی کنیم، شاید دال کلیدی آن مساله فاعلیت ملی است. پرسش بنیادین معظمله در تمام این سالها این بود: ایران در نسبت با نظم کنونی جهان چه جایگاهی دارد و انسان ایرانی چه نسبتی با هستی برقرار میکند و چگونه باید ظرف وجودی خویش را در گستره آن پیدا کند.
عصیان بر تقدیر تحمیلی و انقلاب در قلمرو «ممکنها»
مهمترین بخش میراث نظری امام حکیم شهید، تلاشی طولانی برای جابهجا کردن مرزهای امر ممکن در تخیل سیاسی جامعه ایران بود. در طول 2 سده اخیر، ناخودآگاه جمعی ایرانیان بر پایه نوعی استیصال آموختهشده شکل گرفته بود؛ تصویری که در آن ایران، موضوع قدرت دیگران تلقی میشد؛ جغرافیایی که سرنوشتش در جای دیگری رقم میخورد و حداکثر هنرش، چانهزنی برای هزینه کمتر بود. ایشان با تأکید بر توانستن انسان ایرانی، مستقیما علیه این خودتحقیری ملی که برخی از دهههای گذشته سعی در تئوریزه کردنش داشتند، شوریدند و تمامقد علیه آن ایستادند. در منطق آیتالله شهید، قدرت، صورتی از خودآگاهی بود و بر همین مبنا صورتبندی جدیدی ارائه کردند که طبق آن، جامعه ایرانی زمانی به اقتدار واقعی میرسد که ابتدا حق اراده و حق داشتن افق مستقل را برای خود بازیابد. اینجا تلازم دقیقی میان استقلال و عزت شکل میگیرد که در ضمن آن، هم معنای عمیق و تازهای از استقلال زاییده میشود و هم بودن انسان ایرانی از یک واقعیت صرفا جغرافیایی و تاریخی، به نوعی شأن فاعلانه ارتقا مییابد؛ شأن انسانی که حق دارد جهان را از موضع خود معنا کند، آیندهاش را مستقلا صورتبندی کند و به جای انطباق منفعلانه با نظمی که دیگران برای او ساختهاند، خود در تعیین حدود امر ممکن مشارکت داشته باشد. بنابراین واقعیت ایران قوی از نگاه ایشان یک تحول هستیشناختی بود که مصادیق خود را در شکستن انحصار دانشهای راهبردی بهروشنی نشان داد؛ دانشهایی که هدف اصلی از رسیدن به آنها چیزی فراتر از دسترسی به فناوری صرف بود و آن، برای شکستن سقف ذهنی بود که به ملتها از جمله ایرانیان القا میکرد سهم شما از جهان، صرفا مصرفکنندگی مطیعانه است. میراث امام مجاهد شهید در این لایه، تغییر مقیاس خواستن ایرانیان است؛ تبدیل آرزوهای دور و به ظاهر دست نیافتنی به بدیهیترین حقوق در دسترس و مطالبات طبیعی و بدیهی.
هجرت به تراز تمدنی و بازآفرینی شأن ایرانی در نظم نوین
استقلال در منظومه فکری آیتالله شهید، یعنی برخورداری از ظرفیت «نه گفتن» به ارادههای معارض خارجی، بدون آنکه حیات ملی فروپاشد. ایشان بر این باور بودند «نه» گفتن، هزینهمند است و تنها زمانی واقعی و پایدار خواهد بود که پشت آن، زیرساخت علم و فناوری و قدرت بازدارنده نیز وجود داشته باشد. اینجاست که پیوند میان عزت و پیشرفت معنا مییابد. استقلال بدون پیشرفت به انزوا و اضمحلال میانجامد و پیشرفت بدون استقلال به هضم شدن در نظمهایی میرسد که لزوما منافع ملی را به رسمیت نمیشناسند و هیچکدام از این دو شکل، مدنظر ایشان نبود. معظمله بودند که ایران را به سوی نوعی خودکفایی راهبردی هدایت کردند که در نتیجه آن، امروز امنیت از حالت کالای وارداتی (که با یک لبخند تضمین و با یک تشر تهدید میشود) به یک محصول درونی تبدیل شده است. این صورتبندی قدرتمند در لایههای عمیقتر اجتماعی نیز خود را نشان داد. خصیصه منحصربهفرد امام شهید سیدعلی خامنهای، به ودیعه نهادن پرسشهایی راهبردی است که نفس تدبر در آنها، قطبنمای حرکت ملت ایران برای سدههای پیش رو است. میراث ایشان امروز کمال یافتن اراده معطوف به عزت ملی است که کالبد اعتماد به نفس ایرانی را حیاتی دوباره بخشید. اکنون میراث رهبر شهید، به مقام یک الگوی تمدنی ارتقا یافته است. قدرت ملی در دوران ایشان از مرتبه حفظ بقا به تراز تأثیرگذاری جهانی برکشید. اگر روزگاری سخن از دوام آوردن زیر چرخدندههای استکبار بود، امروز سخن از نظمبخشی به هندسه جدید قدرت است. ایران قوی که میراث آن حکیم بی نظیر است، اکنون دژی نفوذناپذیر در برابر بیگانگان است. این قدرت ستبر، برآمده از حقیقتی درونی است: این توانمندی باید چتری باشد که تمام استعدادها، تخصصها و سلایق مؤمن به مام میهن را در ذیل «عظمت ایران» گرد آورد. خلاصه میراث نظری و عملی امام شهید خامنهای را میتوان در یک عبارت بازتعریف کرد: شوریدن علیه تقدیرگرایی حقارتآمیزی که سران سلطه سعی داشتند از قبل آن، ایران را همچون برخی کشورهای دیگر به استثمار بکشند. ایشان به جهان شرق و به ملت بزرگ ایران ثابت کردند ضعف، سرنوشت ابدی ما نیست. معظمله انگاره «ما میتوانیم» را از تریبونها به بطن موشکها، نانو، هستهای و از همه مهمتر به ذهنیت جوان ایرانی بردند. ایرانی که اکنون قطب تسلیمناپذیر عالم است؛ کشوری که دشمن به اعتبار قدرتش و دوست به اتکای شوکتش، ناگزیر از تکریم آن است. قضاوت تاریخ، بزرگی مسیر دشواری را که امام شهیدمان گشود، ستایش خواهد کرد، چرا که ایشان سطح انتظار انسان ایرانی از خودش را تغییر دادند. امروز، سنگ بنای این قصر باشکوه توسط رهبر شهید انقلاب اسلامی گذاشته شده، باقی، رسالت ما و تدبیر آیندگان است تا بر این بنیادهای پولادین از قدرت مادی و معنایی، ایرانی هرچه قویتر بسازیم که چشم جهان را به خود خیره کند.
نگاهی به میراث فکری رهبر شهید پیرامون مفهوم «ایران قوی»
راهبر جاودان
ارسال نظر
پربیننده