۲۹/مرداد/۱۴۰۵
|
۰۰:۱۸
گزارش «وطن امروز» از روند بازگشت صنایع آسیب‌دیده در جنگ تحمیلی 40 روزه

روایت بازسازی

گروه اقتصادی: در روزهای نخست پس از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به زیرساخت‌های اقتصادی ایران، یک تصویر نگران‌کننده بر فضای عمومی کشور سایه انداخت. خبرها از اصابت موشک‌ به نیروگاه‌ها، مجتمع‌های پتروشیمی، تأسیسات گازی و کارخانه‌های فولاد حکایت می‌کرد و همزمان اعداد بزرگی درباره خسارت‌های اقتصادی دست‌به‌دست می‌شد. در برخی روایت‌ها، فقط خسارت واردشده به نفت، پتروشیمی، نیروگاه و فولاد تا مرز ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شد؛ عددی که برای افکار عمومی معنایی روشن داشت که بخش بزرگی از اقتصاد ایران باید ماه‌ها یا حتی سال‌ها منتظر بازسازی بماند.
در سوی دیگر، برخی رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی نیز با تکیه بر همین تصاویر و برآوردهای اولیه، از توقف طولانی‌‌مدت تولید، بیکاری گسترده و فرسایش توان صنعتی کشور گفتند. حتی درباره فولاد مبارکه در روزهای ابتدایی روایت‌هایی منتشر شد که بازگشت کامل مجموعه را بسیار طولانی تا چند سال ارزیابی می‌کرد. در همان روزها، گزارش‌هایی از توقف کامل تولید فولاد مبارکه و آسیب‌ دیدن کوره‌ها و مدول‌های فولاد خوزستان منتشر شد و برای بازسازی برخی بخش‌ها زمان‌هایی 2 تا 5 سال مطرح شد.
اما اقتصاد تکیه داده بر اراده و توان ملی را نمی‌توان فقط از روی عکس‌های روز اول قضاوت کرد. این اقتصاد، شبیه شهری است که پس از زلزله باید دوباره در آن چراغ روشن شود. اندازه خرابی مهم است ولی پرسش مهم‌تر این است: چه مقدار از ساختمان واقعا فرو ریخته، چه مقدار قابل تعمیر است و مردم چه زمانی دوباره می‌توانند در آن زندگی کنند. اکنون که چند ماه از آن روزها گذشته، تصویر دقیق‌تری پیش روی ما است. بخشی از واحدهای آسیب‌دیده به تولید برگشته‌اند، بخشی دیگر در مسیر بازسازی قرار دارند و در مواردی سرعت احیا بسیار بیشتر از برآوردهای اولیه بوده است. حتی نخستین کوره آسیب‌دیده فولاد مبارکه پس از ۴۵ روز عملیات فشرده بازسازی به مدار تولید بازگشت. این واقعیت البته به معنای کوچک شمردن خسارت جنگ نیست. هر واحد صنعتی که از کار افتاده، سرمایه‌ای از کشور بوده و هر روز توقف آن، هزینه‌ای برای مردم و اقتصاد دارد. سخن بر سر چیز دیگری است که میان «خسارت وارد شده» و «اقتصادی که از کار افتاده» فاصله بزرگی وجود دارد.

عددهای بزرگ در روزهای اول
یکی از مهم‌ترین درس‌های اقتصادی این جنگ، ضرورت احتیاط در برآورد خسارت است. وقتی یک مجتمع بزرگ صنعتی هدف حمله قرار می‌گیرد، مشاهده دود، ساختمان‌های تخریب‌شده و تجهیزات آسیب‌دیده، به ‌طور طبیعی تصویری بزرگ از خسارت ایجاد می‌کند اما ارزش یک کارخانه برابر با قیمت تمام ساختمان‌ها و تجهیزات آن نیست. ممکن است یک بخش مهم آسیب ببیند اما هزاران جزء دیگر کارخانه سالم بماند. ممکن است یک کوره از مدار خارج شود اما خطوط دیگر همچنان ظرفیت تولید داشته باشند. ممکن است نیروگاه آسیب ببیند ولی بخشی از برق از شبکه یا منابع جایگزین تأمین شود. همین نکته درباره برآوردهای اولیه صنعت فولاد اهمیت دارد. در روزهای نخست، خسارت 3 مجموعه فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و فولاد سفیددشت در برخی برآوردها حدود 5 میلیارد دلار عنوان می‌شد. با روشن‌تر شدن ابعاد فنی آسیب‌ها، برآوردها به ارقامی نزدیک به یک میلیارد دلار کاهش یافت. این تفاوت کوچک نیست، بلکه نشانه آن است که ارزیابی خسارت در ساعات و روزهای نخست بحران، به ‌دلیل نبود اطلاعات کامل می‌تواند خطای قابل توجهی داشته باشد. البته درباره رقم نهایی کل خسارت زیرساخت‌های کشور نیز باید با همین احتیاط سخن گفت. رقم حدود ۱۷ میلیارد دلار که اکنون در برخی برآوردها برای کل زیرساخت‌های آسیب‌دیده مطرح می‌شود، باید «برآورد فعلی» دانسته شود، نه حساب نهایی و قطعی. هزینه بازسازی، خسارت تولید از دست ‌رفته، هزینه تعمیرات، کاهش صادرات و آثار زنجیره‌ای جنگ، هر کدام حساب جداگانه‌ای دارند. بنابراین درست نیست برای رسیدن به یک تصویر امیدوارکننده، خسارت واقعی را کوچک جلوه دهیم. اما به همان اندازه هم نادرست است که برآوردهای اولیه و هیجانی را به‌عنوان واقعیت نهایی جا بزنیم. همین رقم 17 میلیارد دلار که در حال حاضر برای کل خسارات بیان می‌شود، در ابتدا چند برابر برآورد شده بود.

فولادی‌ها زودتر از انتظار برگشتند
صنعت فولاد یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها برای سنجش فاصله میان تصور اولیه و واقعیت امروز است. در جنگ، 3 کارخانه فولاد مبارکه اصفهان، فولاد خوزستان و فولاد سفیددشت بمباران شدند. در فولاد سفیددشت، بخشی از ظرفیت آسیب‌دیده حدود یک ماه تا ۴۵ روز پس از حمله به مدار برگشت و بخش دیگری نیز اوایل مردادماه احیا شد و در حال حاضر به شکل کامل به مدار برگشته است. در فولاد خوزستان نیز بخش عمده ظرفیت تولید تا 90 درصد دوباره فعال شده است یا شاید تا به امروز به شکل کامل نیز به مدار تولید برگشته باشد. در فولاد مبارکه، آسیب سنگین‌تر بود و 8 کوره درگیر حادثه شدند. با این حال روند بازسازی مرحله‌به‌مرحله پیش رفته است. نخستین کوره آسیب‌دیده فولاد مبارکه، کوره شماره ۸، پس از ۴۵ روز عملیات بازسازی دوباره راه‌اندازی شد. وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز هنگام بازدید از مجموعه، بازگشت این کوره را نتیجه تلاش مهندسان، تکنسین‌ها و کارگران کارخانه عنوان کرد. این اتفاق از نظر اقتصادی یک پیام مهم دارد: کارخانه‌ای با چنین اندازه‌ای را نمی‌توان با چند تعمیرکار و چند قطعه آماده دوباره راه انداخت. بازسازی چنین واحدی نیازمند هماهنگی میان برق، مکانیک، ابزار دقیق، تأمین قطعات، طراحی، آزمون و راه‌اندازی است. بخشی از قطعات ممکن است نیازمند ساخت یا بازطراحی باشد و هر ساعت تأخیر در یک حلقه می‌تواند کل زنجیره را متوقف کند.
در حال حاضر از 8 کوره آسیب‌دیده، 2 کوره کامل به مدار برگشته‌اند، 2 کوره دیگر تا آخر تابستان به مدار اضافه می‌شوند و 2 کوره دیگر تا پایان سال احیا خواهند شد. یعنی تا پایان سال، 80 درصد فولاد مبارکه اصفهان به شکل کامل احیا خواهد شد. این مساله بسیار مهمی است. وقتی بازسازی کوره بزرگ در مدت زمان کم به سرانجام می‌رسد، در واقع پویایی شبکه صنعتی کشور به اثبات رسیده است؛ شبکه‌ای که در میانه تحریم و جنگ، مسوولیت مدیریت زنجیره تعمیر و نوسازی را با تکیه بر توان داخلی بر عهده گرفته است.

پتروشیمی آرام آرام جان می‌گیرد
پتروشیمی از این جهت حساس‌تر بود که توقف یک مجتمع، مساله‌ای بسیار فراتر از آن کارخانه است. پتروشیمی خوراک صدها واحد پایین‌دستی را تأمین می‌کند و هر اختلال در آن می‌تواند خود را در بازار پلاستیک، بسته‌بندی، لوله، قطعات خودرو، لوازم خانگی و ده‌ها محصول دیگر نشان دهد. در جریان حملات، برخی مجتمع‌های پتروشیمی، تأسیسات برق و بخار و بخشی از پالایشگاه‌های گازی آسیب دیدند که بخش‌های مهم‌تری محسوب می‌شوند. با این حال، طبق داده‌های ارائه‌شده، حدود ۳۸ درصد ظرفیت‌هایی که بر اثر حملات از مدار خارج شده یا تحت تأثیر قرار گرفته بودند، دوباره به تولید برگشته‌اند و روند احیای سایر ظرفیت‌ها ادامه دارد. در همین مسیر، مجتمع‌هایی مانند نوری، غدیر و سبلان فعالیت خود را از سر گرفتند و شرکت پلیمر آریاساسول نیز بازگشت کامل واحدهای پلی‌اتیلن خود را اعلام کرد.
اهمیت این بازگشت‌ها را باید در بازار دید. در روزهای نخست، نگرانی درباره کمبود مواد اولیه صنایع پایین‌دستی بالا گرفت. برای کنترل بازار، عرضه داخلی مدیریت شد و در برخی مقاطع محدودیت‌هایی بر صادرات بعضی محصولات اعمال شد. با افزایش تولید و عرضه، شرایط آرام‌تر شد و برای محصولاتی که مازاد داشتند، امکان صادرات دوباره فراهم شد. این یعنی اقتصاد در برابر یک ضربه بزرگ، واکنش زنجیره‌ای کامل نشان نداد. بخشی از ظرفیت افت کرد اما ذخایر، مدیریت عرضه و بازگشت تدریجی تولید مانع از آن شد که اختلال در بالادست به تعطیلی گسترده در پایین‌دست تبدیل شود.

بازگشت نبض نیروگاه‌ها به مدار تولید
اگر پتروشیمی و فولاد را بدن اقتصاد بدانیم، برق و بخار حکم گردش خون آن را دارند. هر جا این حلقه از کار بیفتد، کارخانه سالم هم نمی‌تواند تولید کند. نمونه نیروگاه فجر انرژی خلیج فارس اهمیت همین مساله را نشان می‌دهد. عملیات آواربرداری و جداسازی تجهیزات آسیب‌دیده در نیروگاه‌های فجر یک و 2 در حال انجام است و طبق برنامه اعلام‌شده، ۱۱۰۰ مگاوات از ظرفیت ناحیه یک تا پایان سال ۱۴۰۶ به مدار بازخواهد گشت. همزمان طرح احداث ۱۶۲۰ مگاوات ظرفیت سیکل ترکیبی جدید در ناحیه دوم دنبال می‌شود و در صورت تکمیل برنامه، ظرفیت فجر انرژی به ۳۱۰۰ مگاوات برق و ۹۰۰ تن بخار در ساعت خواهد رسید. این بخش از ماجرا البته نکته مهم دیگری دارد؛ بازسازی می‌تواند فرصتی برای نوسازی هم باشد. اگر قرار است تجهیزی دوباره ساخته شود، می‌توان فناوری جدیدتر، مصرف انرژی کمتر و بهره‌وری بالاتر را در طراحی آن وارد کرد. جنگ خسارت است اما در مرحله بازسازی نباید صرفا به بازگرداندن گذشته فکر کرد، بلکه باید بخشی از آینده را نیز ساخت.
نمونه کوچک‌تر اما گویای نیروگاه بیستون هم قابل توجه است. یکی از واحدهای این نیروگاه پس از خروج اضطراری، با عملیات تعمیر، آزمون و راه‌اندازی در ۱۰ ساعت دوباره به شبکه متصل شد. این اتفاق را نمی‌توان به همه آسیب‌های جنگ تعمیم داد اما نشان می‌دهد در بخش‌هایی از صنعت برق، تجربه عملیاتی و توان تعمیراتی کشور برای واکنش سریع وجود دارد.

مبین از دل ضربه به درآمد برگشت
مبین انرژی خلیج فارس تصویر روشن‌تری از پیوند میان بازسازی و عملکرد اقتصادی ارائه می‌دهد. تأسیسات یوتیلیتی متمرکز عسلویه در جریان حمله هدف اصابت ۱۷ موشک قرار گرفت و تقریبا ۱۳۰ روز بعد، نشانه‌های مشخصی از بازگشت تولید در شاخص‌های عملیاتی شرکت دیده شد. تولید تجمعی برق مبین در تیرماه به حدود ۲۴۳ هزار مگاوات‌ساعت رسید که ۳۸ درصد بیشتر از خردادماه بود. تولید بخار نیز از ۳۳۶ هزار تن عبور کرد و رشد ۲۶ درصدی ماهانه داشت. همچنین طبق داده‌های منتشر شده در کدال، درآمد 4 ماه نخست سال ۱۴۰۵ شرکت حدود ۱۵.۷ هزار میلیارد تومان بود و درآمد تیرماه به حدود ۶ هزار میلیارد تومان رسید؛ رقمی که بالاترین درآمد ماهانه شرکت از ابتدای سال اعلام شده و نسبت به تیر سال قبل ۲۸ درصد رشد داشته است. این اعداد به خودی خود به معنای پایان خسارت نیستند اما این واقعیت را نشان می‌دهند که اقتصاد صنعتی ایران توانسته بخشی از ظرفیت ازدست‌رفته را در زمانی نسبتا کوتاه دوباره فعال کند و این بازگشت در صورت‌های مالی نیز خود را نشان دهد. اگر بازسازی فقط روی کاغذ بود، تولید و درآمد با هم رشد نمی‌کردند.

گاز هنوز نقطه حساس است
در میان همه این خبرهای امیدوارکننده، نباید نقطه ضعف بزرگ را پنهان کرد: صنعت گاز. طبق اظهارات معاون اجرایی رئیس‌جمهور، حملات حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید گاز کشور را از مدار خارج کرد؛ رقمی قابل توجه در برابر تولید حدود ۶۵۰ میلیون مترمکعبی کشور. برنامه اعلام‌ شده این است که در چند ماه آینده حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت دوباره وارد مدار شود. بوشهر در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. حدود ۷۰ درصد خوراک صنعت پتروشیمی کشور از منابع گازی این استان تأمین می‌شود و این استان در ۱۱ ماه سال گذشته، با وجود محدودیت صادرات در اسفندماه، حدود ۱۱ میلیارد دلار ارزآوری داشته است. بنابراین اهمیت بازسازی در بوشهر حفظ زنجیره‌ای است که از گاز آغاز می‌شود و به پتروشیمی، صادرات، صنایع پایین‌دستی، اشتغال و درآمد ارزی کشور می‌رسد. این همان نقطه‌ای است که باید میان «خبر خوب» و «آرامش کاذب» تفاوت گذاشت. بازگشت سریع بخشی از ظرفیت‌ها موفقیت مهمی است اما گاز، برق و زیرساخت‌های حیاتی هنوز نیازمند سرمایه‌گذاری، حفاظت و نوسازی جدی هستند.

از بازسازی تا بازدارندگی اقتصادی
ماجرای بازگشت تولید یک نتیجه مهم‌تر هم دارد. جنگ نشان داد حمله به اقتصاد ایران موجب متوقف شدن اقتصاد ایران نخواهد شد. این تفاوت برای سیاست‌گذاری آینده ارزش زیادی دارد. دشمن می‌تواند یک نیروگاه را هدف بگیرد اما اگر شبکه برق چندلایه باشد، مسیرهای جایگزین وجود داشته باشد و گروه‌های تعمیراتی آماده باشند، اثر حمله محدودتر می‌شود. دشمن می‌تواند یک مجتمع پتروشیمی را هدف بگیرد اما اگر ظرفیت‌های متعدد، ذخایر مناسب و امکان جابه‌جایی خوراک وجود داشته باشد، زنجیره اقتصادی دیرتر می‌شکند. پس تجربه جنگ باید به برنامه‌ای برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی تبدیل شود. پراکندگی زیرساخت‌ها، ذخیره قطعات حساس، ساخت داخل تجهیزات کلیدی، شبکه برق پشتیبان، مسیرهای جایگزین تأمین خوراک و آموزش نیروهای تعمیراتی باید بخشی از محاسبات اقتصادی کشور باشد.
در کنار آن، پروژه‌هایی مانند احیای پارسیلون خرم‌آباد نیز نشان می‌دهد بازسازی را می‌توان به احیای ظرفیت‌های قدیمی گره زد. برنامه اعلام‌شده برای پارسیلون، اجرای پروژه در 3 مرحله و ایجاد اشتغال مستقیم برای ۵۰۰ نیروی متخصص بومی است. فاز نخست نیز قرار است با جذب ۷۰ نیروی فنی و تخصصی، کمتر از یک سال پس از آغاز پروژه به تولید برسد. این نگاه اهمیت دارد که اقتصاد مقاوم، اقتصادی نیست که فقط خسارت را جبران کند؛ اقتصادی است که از هر بازسازی برای اصلاح ضعف‌های قدیمی استفاده کند.

صورت‌حساب جنگ را نباید فراموش کرد
اما یک پرسش همچنان باقی است: هزینه‌ای که به ایران تحمیل شد چه می‌شود؟ اینکه بخشی از کارخانه‌ها زودتر از انتظار به مدار برگشته‌اند، به معنای آن نیست که خسارت واردشده بی‌اهمیت بوده است. شهادت کارکنان، توقف تولید، هزینه تعمیرات، از دست رفتن درآمد صادراتی و آسیب به سرمایه‌های ملی، همگی هزینه‌هایی واقعی هستند که دشمن متجاوز باید پرداخت کند. از نگاه منافع ملی، این هزینه‌ها نباید در محاسبات سیاسی و اقتصادی آینده فراموش شوند. هر مذاکره‌ای درباره پایان جنگ یا توافق‌های آینده، باید این واقعیت را در نظر بگیرد که اقتصاد ایران برای جبران خسارت‌های تحمیل‌شده نیازمند منابع و تضمین‌های قابل اتکاست.
اینجا مساله تنگه هرمز نیز از یک بحث صرفا امنیتی جدا می‌شود و وجه اقتصادی پررنگ‌تری پیدا می‌کند. تنگه هرمز یکی از گلوگاه‌های اصلی تجارت انرژی جهان است و هر گونه ناامنی در آن هزینه‌ای برای تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و شرکت‌های حمل‌ونقل در سراسر جهان ایجاد می‌کند. گزارش‌های منتشرشده نیز نشان می‌دهد امنیت انرژی و تردد دریایی در این منطقه برای کشورهای آسیایی و اقتصادهای وابسته به انرژی اهمیت جدی دارد. بنابراین مسوولان در هر محاسبه سیاسی و اقتصادی باید میان «هزینه‌ای که جنگ به کشور تحمیل کرده» و «اهرم‌هایی که کشور برای دفاع از منافع خود در اختیار دارد» رابطه‌ای روشن برقرار کند. این سخن به معنای دعوت به تنش بی‌پایان نیست. برعکس، منطق اقتصادی اقتضا می‌کند قدرت ملی به ابزاری برای کاهش هزینه‌های آینده و گرفتن تضمین‌های واقعی تبدیل شود.

جمع‌بندی
تصویری که امروز از اقتصاد ایران پس از جنگ دیده می‌شود، با تصویر روزهای نخست تفاوت دارد. برآوردهای اولیه در برخی موارد بسیار بزرگ‌تر از برآوردهای بعدی بودند. در صنعت فولاد، رقم اولیه نزدیک به 5 میلیارد دلار برای 3 مجموعه آسیب‌دیده، به برآوردی نزدیک به یک میلیارد دلار کاهش یافت. در پتروشیمی، حدود ۳۸ درصد از ظرفیت آسیب‌دیده یا متأثر دوباره فعال شده و در مجموعه‌هایی مانند مبین انرژی، افزایش تولید و درآمد همزمان با بازسازی مشاهده شده است. در فولاد مبارکه 2 کوره آسیب‌دیده به مدار برگشتند و برنامه بازسازی سایر کوره‌ها نیز ادامه دارد که تا پایان سال به 80 درصد می‌رسد. اینها خبرهای امیدوارکننده‌ای هستند اما دلیل کافی برای خوش‌بینی بی‌حساب نیستند. هنوز بخشی از ظرفیت گاز، برق، پتروشیمی و فولاد نیازمند بازسازی است و آثار اقتصادی جنگ در ماه‌های آینده نیز خود را نشان خواهد داد و همه اعم از مسوولان و مردم به اقتضای خود باید نقش ملی خود را در کاهش کاستی‌ها ایفا کنند. مسوولیت امروز کشور این است که همین توان بازسازی را به توان پیشگیری تبدیل کند. قطعات و فناوری‌های حساس را بومی‌تر کند، شبکه انرژی را مقاوم‌تر سازد، سرمایه‌گذاری صنعتی را از نو سامان دهد و برای هر زیرساخت حیاتی، نقشه جایگزین داشته باشد. در عرصه خارجی نیز نباید یک اصل ساده را فراموش کرد؛ خسارت جنگ، بخشی از صورت‌حساب منافع ملی است. اگر توافقی شکل می‌گیرد، اگر مذاکره‌ای می‌شود و اگر ترتیبات تازه‌ای برای امنیت منطقه طراحی می‌شود، هزینه‌ای که به اقتصاد ایران تحمیل شده باید در آن محاسبات دیده شود.

ارسال نظر
captcha
لینکدونی