گروه بینالملل: جنگ مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران یک نبرد با ابعاد صرفا نظامی نیست، بلکه عدم دستیابی2 رژیم تروریست متجاوز به اهداف اولیه خود و ناکامیشان در سقوط حاکمیت سیاسی ایران، معماری امنیتی و نظم مورد نظر واشنگتن در منطقه را دگرگون و منطقه را وارد مرحلهای جدید کرد؛ مرحلهای که برخی رسانههای مطرح بینالمللی در خود آمریکا آن را پایان «خاورمیانه آمریکایی» توصیف کردهاند.
به گزارش «وطن امروز»، دوماهنامه مطرح آمریکایی «فارن افرز» که به ارائه گزارشها و تحلیلهای معتبر بینالمللی معروف است، در آخرین شماره خود درباره وضعیت غرب آسیا پس از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نوشت: نظم خاورمیانهای تحت رهبری آمریکا اکنون به فروپاشی نزدیک شده، چون ناتوانی آمریکا در حفاظت از متحدان عرب خود و باز نگه داشتن تنگه هرمز، اعتماد کشورهای منطقه به تعهدات امنیتی آمریکا را بهشدت تضعیف کرده است.
نویسنده این تحلیل، «مارک لینچ» استاد علوم سیاسی و امور بینالملل در دانشگاه جرج واشنگتن و نویسنده کتاب «خاورمیانه آمریکا؛ ویرانی یک منطقه»، معتقد است شکست آمریکا و اسرائیل در براندازی حکومت ایران، اعتبار و کارآمدی نظم آمریکا در منطقه را بهشدت تضعیف کرد و این وضعیت صرفا یک بحران موقت نیست، بلکه نقطه عطفی است که بازگشت به نظم گذشته را بسیار دشوار میکند.
در این گزارش آمده است: از زمان پایان جنگ سرد، هدف اصلی آمریکا در خاورمیانه ایجاد نظمی بود که در آن تلآویو، ترکیه و کشورهای عرب متحد آمریکا در یک چارچوب امنیتی مشترک قرار گیرند و در مقابل، ایران، عراق و بعدها گروههای غیردولتی نزدیک به ایران مهار شوند. آمریکا با ایجاد پایگاههای نظامی، فروش تسلیحات و ارائه تضمینهای امنیتی، خود را به قدرتی ضروری در منطقه تبدیل کرد. همزمان، واشنگتن تلاش کرد از طریق روند صلح عربی ـ اسرائیلی و بعدتر عادیسازی روابط در چارچوب توافقهای آبراهام، کشورهای عرب و اسرائیل را به یک ائتلاف منطقهای نزدیک کند اما همه این تلاشها تقریبا نتوانست به نتیجه برسد و جنگ علیه ایران بسیاری از این اهداف از جمله امنیت پایگاههای نظامی آمریکا، فروش تسلیحات و ارائه تضمینهای امنیتی را زیر سوال برد و چنین اهدافی را بیاعتبار کرد.
لینچ تاکید کرد نظم آمریکایی فقط بر تضمینهای امنیتی متکی نبود، بلکه حمایت از حکومتهای اقتدارگرا نیز بخش مهمی از آن بود. آمریکا برای حفظ ثبات و مقابله با تهدیدهای داخلی، از بسیاری از حکومتهای غیردموکرات عرب حمایت کرد، در حالی که این حکومتها سرکوب مخالفان و جلوگیری از اصلاحات سیاسی را ادامه دادند و در نهایت نیز برخی از آنها از جمله در مصر و تونس سرنوشتی جز سقوط نداشتند.
به نوشته فارن افرز، جنگ علیه ایران، ضربه نهایی را به نظم آمریکایی در منطقه وارد کرد. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس از اینکه آمریکا و اسرائیل بدون مشورت با آنها جنگ را آغاز کردند خشمگین شدند، زیرا مستقیما در معرض حملات ایران قرار گرفتند، بدون اینکه در تصمیم آغاز جنگ نقشی داشته باشند. اگرچه سامانههای دفاعی آمریکا توانستند بخشی از حملات ایران را دفع کنند اما موشکها و پهپادها به اهداف خود رسیدند و تاسیسات مهمی آسیب دیدند. حتی مهمتر از خسارتهای فیزیکی، جنگ نشان داد آمریکا قادر نیست امنیت شرکای خود را بهطور کامل تضمین کند.
به باور نویسنده، بسته شدن تنگه هرمز نیز ضربهای جدی به اعتبار واشنگتن وارد کرد: بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، عملا آمریکا را ناتوان کرد و اقتصاد کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را در معرض خطر قرار داد. رهبران این کشورها از بیاعتنایی آمریکا به خواستههایشان و آشکار شدن ناتوانی واشنگتن شوکه شدند. در نهایت، آنها به این نتیجه رسیدند که تضمینهای امنیتی آمریکا که در قلب نظم منطقهای قرار داشت، دیگر قابل اعتماد نیست.
اعتراف به پایان نظم آمریکایی در واشنگتن
گزارشها حاکی از آن است جنگ بینتیجه آمریکا علیه ایران در سطح راهبردی پیامدهایی بسیار فراتر از میدان نبرد ایجاد کرده است. شماری از اندیشکدهها و کارشناسان در خود آمریکا هم معتقدند مهمترین نتیجه جنگ، تغییر محاسبات کشورهای منطقه درباره قابلیت اتکای به آمریکا و آغاز شکلگیری یک نظم امنیتی مستقل از آمریکا در غرب آسیاست. حتی در محافل سیاست خارجی آمریکا نیز این بحث اکنون مطرح است که جنگ، بنیانهایی را که نظم منطقهای تحت رهبری واشنگتن طی دههها بر آنها استوار بود، تضعیف کرده است.
شاید صریحترین ارزیابی در این باره از سوی شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) مطرح شده باشد. «استیون کوک» رئیس و پژوهشگر ارشد این اندیشکده، در تحلیلی که هفته گذشته منتشر شد، عنوانی بسیار معنادار انتخاب کرد: «نظم خاورمیانه تحت رهبری آمریکا به پایان رسید؛ توافق مکه آن را ثابت میکند». از نگاه وی، توافق دفاعی جدید عربستان، ترکیه و پاکستان نشانه آن است که کشورهای منطقه دیگر نمیخواهند امنیت خود را صرفاً به واشنگتن بسپارند و در حال ایجاد ترتیبات امنیتیای هستند که خودشان در شکلدهی آن نقش اصلی را دارند. کوک تأکید کرد پس از 5 دهه دیگر نمیتوان از یک نظم خاورمیانهای تحت رهبری آمریکا سخن گفت.
شورای روابط خارجی آمریکا در عین حال اذعان کرد آنچه اکنون در خاورمیانه در حال شکلگیری است، یک «نظم تکمحور» یا «نظم چینی» نیست، بلکه بیشتر شبیه نظم چندقطبی منطقهای است.
اهمیت این ارزیابی زمانی بیشتر میشود که بدانیم شورای روابط خارجی آمریکا یکی از مهمترین مراکز فکری جریان سیاست خارجی آن کشور به شمار میرود و «استیون کوک» رئیس آن نیز سالها درباره سیاست آمریکا در خاورمیانه مطالعه کرده است. بنابراین، بحث پایان نظم آمریکایی دیگر صرفاً ادعایی از سوی منتقدان واشنگتن نیست، بلکه وارد ادبیات تحلیلی محافل اصلی سیاست خارجی آن کشور از جمله در گزارشهای شورای روابط خارجی آمریکا شده است.
شکست آمریکا از ایران در هرمز
«سایفر بریف» که یک رسانه تخصصی آمریکایی در حوزه امنیت ملی، اطلاعات، دفاع و ژئوپلیتیک است هم درباره پایان نظم آمریکا در غرب آسیا، تحلیل گستردهتری دارد و معتقد است جنگ اخیر علیه ایران نشان داد نظم تحت رهبری آمریکا دیگر قادر نیست ثبات «داراییهای عمومی حیاتی» جهان، از جمله مسیرهای انرژی و تجارت دریایی را تضمین کند. از دید این تحلیلگر، بسته شدن تنگه هرمز و ناتوانی واشنگتن در وادار کردن متحدانش به مشارکت در بازگشایی آن، تصویری از بیاعتباری اتکا به سیستم تحت رهبری واشنگتن ایجاد کرده است.
ژنرال بازنشسته «جیم اسلایف» فرمانده پیشین نیروی هوایی آمریکا هم در گفتوگو با سایفر بریف تصریح کرد «جغرافیا به نفع ایران» است، زیرا تنگه هرمز باریک و کمعمق است و ایران از 3 طرف به آن دسترسی دارد. اسلایف تأکید کرد اگر راهکار مؤثری وجود داشت که قدرت هوایی بتواند هرمز را باز کند، «تاکنون باز شده بود». وی بازگشایی تنگه را برای آمریکا بسیار دشوار توصیف کرد.
سایفر بریف در ارزیابی دیگری حتی صریحتر نوشت ایران اکنون کنترل مؤثر تنگه را در اختیار دارد. این رسانه همچنین نتیجه گرفت حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، به جای حذف توان ایران، این کشور را به استفاده از ابزارهای نامتقارن و اهرم اقتصادی خود علیه جهان سوق داد و نشان داد ایران یک کارت بازی جهانی به نام تنگه هرمز در اختیار دارد که از آمریکا نیز کاری در برابر آن ساخته نیست.
بر مبنای دادههای کشتیرانی دریایی که روزنامه والاستریت ژورنال گزارش کرده، در برخی روزها تنها چند کشتی از هرمز عبور میکنند و در برخی روزها نیز هیچ شناوری از این باریکه به دلیل وضعیت فعلی عبور نمیکند، در حالی که پیش از جنگ آمار عبور از هرمز بیش از ۱۳۰ کشتی در روز بود و حتی مسیر دریایی مورد حمایت آمریکا در امتداد ساحل عمان نیز با استقبال گسترده کشتیها مواجه نشده و بسیاری به اظهارات ترامپ درباره باز بودن هرمز کمترین توجهی نمیکنند.
تغییر رفتار متحدان عرب آمریکا
برخی گزارشها نیز نوشتهاند یکی از مهمترین آثار جنگ علیه ایران، تغییر رفتار کشورهای عرب متحد آمریکاست. اعراب خلیج فارس در دهههای گذشته، حتی در زمان اختلاف با واشنگتن، در نهایت آمریکا را ستون اصلی امنیت خود میدانستند اما جنگ علیه ایران این پرسش را برای آنها مطرح کرده است: حضور نیروهای آمریکایی الزاماً به معنای افزایش امنیت آنهاست یا ممکن است در یک جنگ منطقهای، پایگاههای آمریکا خود به هدف حملات تبدیل شوند و کشورهای میزبان را وارد جنگ کنند؟
اندیشکده «بروکینگز» در تحلیلی با عنوان «پایان شیوه جنگ آمریکایی» نوشت جنگ علیه ایران فرض دیرینهای را که پایگاهها و ناوهای آمریکایی در نزدیکی مناطق جنگی از مصونیت برخوردارند، زیر سؤال برد. نویسندگان این تحلیل، «کایتلین تالمج» و «مارا کارلین» معتقدند تهران نشان داد حتی با منابع محدودتر از واشنگتن میتواند به زیرساختهای حیاتی قدرت نظامی آمریکا در منطقه حمله کند.
پروژه «مطالعات سیاسی خاورمیانه» دانشگاه جرج واشنگتن نیز در ارزیابی خود نوشت آمریکا و تلآویو در جنگ علیه ایران اقدامات نظامی و میدانداری قابل توجهی از خود نشان دادند اما نتوانستند به پیروزی دست یابند، حملات تلافیجویانه ایران را متوقف کنند یا بهسرعت جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. این اندیشکده از همین زاویه مساله مهمی را مطرح میکند و مینویسد: پس از جنگ، متحدان آمریکا درباره قدرت و قابلیت اتکا به واشنگتن دچار تردید شدهاند.
روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال هم در گزارشی با اشاره به حملات ایران به اهداف مورد نظر خود در منطقه و فقدان واکنش نظامی مستقیم آمریکا نوشت: تداوم حملات ایران بدون پاسخ نظامی واشنگتن، نگرانی بسیاری از متحدان عرب آمریکا را برانگیخته است. به نوشته والاستریت ژورنال، این کشورها از آنچه فقدان راهبردی روشن از سوی آمریکا برای پایان دادن به جنگ میدانند ناراضیاند. این گزارش در ادامه میافزاید: جنگی که قرار بود خیلی زود به پایان برسد، حالا وارد ششمین ماه خود شده و حتی بسیاری از حامیان رئیسجمهور آمریکا نیز پایان مشخصی برای آن متصور نیستند. از قراردادهای 7 ساله تولید موشک گرفته تا بازسازی طولانیمدت زیرساختهای نظامی و انرژی، همه نشانهها از وجود بحرانی در میان نظامیان آمریکایی حکایت دارد که در مقیاسی فراتر از پیشبینیهای اولیه سنجیده میشود و این بحران، رفتار متحدان آمریکا در منطقه را نیز دچار دگرگونی کرده، چون بسیاری از آنها اکنون به دنبال شرکایی غیر از آمریکا هستند.
گزارش «وطن امروز» از افول نظم آمریکایی در غرب آسیا پس از شکست واشنگتن در برابر تهران
خاورمیانه بدون آمر یکا
فارن افرز: نظم خاورمیانهای تحت رهبری آمریکا اکنون به فروپاشی نزدیک شده است/ شورای روابط خارجی آمریکا: نظم خاورمیانه تحت رهبری آمریکا به پایان رسیده است
ارسال نظر
پربیننده
لینکدونی