۳۱/مرداد/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۴

چرا خون‌خواهی؟

جعفر حسن‌خانی: پس از شهادت امام حکیم حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای قدس الله نفسه الزکیه، مساله‌ انتقام و خونخواهی معظم‌له به یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد گفتاری در فضای رسانه‌ای ایران بدل شده است. این موضوع ذیل چند گفتار و اپیستمه متفاوت در حال صورت‌بندی است و هر یک از این گفتارها، مخاطب را به نحوی متفاوت با پدیده‌ خونخواهی مواجه می‌کند. شناخت این گفتارها در فهم صحنه سیاست ایران در شرایط حاضر دارای اهمیت است. این یادداشت می‌کوشد 4 گفتار موجود درباره‌ انتقام را معرفی و گفتار برتر را تبیین کند و ملاحظاتی را که باید در تولید محتوای رسانه‌ای پیرامون خونخواهی مورد توجه قرار گیرد، برشمارد.
در فضای عمومی، دست‌کم 4 گفتار متفاوت درباره‌ معنای انتقام و خونخواهی امام شهید قابل شناسایی است که هر یک، تعریف متفاوتی از انتقام، پیامد گفتاری متفاوت و نقطه‌ضعف خاص خود را دارد.
نخستین گفتار: انتقام به مثابه امر شخصی
این گفتار تأکید می‌کند خون یک فرد بر گردن فرزندان یا پیروان او است. این گفتار هر چند ریشه در باوری عرفی دارد اما اثر جانبی خطرناکی نیز به همراه می‌آورد و آن اینکه خونخواه را، حتی بی‌آنکه به‌صراحت گفته شود، متهم به کینه‌توزی می‌کند. این گفتار بیش از همه در میان اصلاح‌طلبان بیان می‌شود. برخی چهره‌های این جریان مانند فیاض زاهد، شهادت رهبر انقلاب در میانه جنگ 2 کشور را به مناقشه حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای و ترامپ تقلیل می‌دهند. این خوانش تقلیل‌گرایانه دلایلی دارد که محل دقت این یادداشت نیست.
گفتار دوم: انتقام به مثابه امر قدسی
این گفتار، خونخواهی را تکلیفی الهی که مستند به روایات دینی است می‌داند. این گفتار در لایه‌ مذهبی جامعه، به‌ویژه در میان بزرگ‌ترین و مصرترین بخش جامعه یعنی قشر باورمند به ارزش‌های اسلامی، از پذیرش بالایی برخوردار است. با این حال، مخالفان این گفتار با طرح دوگانه‌ «باورمندی در برابر خردمندی»، آن را به مثابه گفتاری صرفا ایمانی و نه عقلانی معرفی می‌کنند تا چنین جلوه دهند که 2 پادشاه مصلحت و باور در یک اقلیم نگنجند، لذا به نفع خرد و مصالح، باید باور و ارزش را فعلا به حالت تعلیق درآورد.
گفتار سوم: انتقام به مثابه امر اجتماعی
این گفتار که به‌ندرت شنیده می‌شود، انتقام را امری اجتماعی معرفی می‌کند؛ ریخته‌ شدن خون امام شهید در این نگاه، منجر به انسجام اجتماعی شد و انتقام در حفظ این اتحاد و انسجام شکل گرفته است.
گفتار چهارم: انتقام به مثابه امر سیاسی
مهم‌ترین و کارآمدترین گفتار، آن است که انتقام را امری سیاسی بخوانیم. در این چارچوب، آنچه در ترور امام شهید رخ داد، منازعه‌ای شخصی میان 2 فرد نبود و نیست، اساسا ماجرا منازعه‌ بر سر 2 دولت، 2 آینده، 2 شکل از سیاست و 2 سرنوشت برای جامعه‌ ایران است. امام شهید، هم رئیس رسمی و هم رئیس اسمی حکومت ایران بودند و حفاظت از توسعه، امنیت و استقلال جامعه ایرانی را نمایندگی می‌کردند. شهادت ایشان، نقطه‌ عطف تلاش برای از بین بردن استقلال، توسعه و امنیت جامعه‌ ایرانی بود. بر این اساس، خونخواهی ورای یک واکنش احساسی است. از این منظر، خونخواهی امکانی برای بازسازی معادله‌ بازدارندگی و تضمین امنیت ملی ایرانیان است.
در این خوانش، انتقام، نقشه‌ راه عبور از ورطه‌ جنگ است، نه دعوت به جنگ‌جویی. هدف خونخواهی، تحمیل هزینه‌ای چنان سنگین به دشمن است که در آینده هر بازیگری پیش از اقدام علیه امنیت و زیرساخت‌های ایران، به آن بیندیشد، به گونه‌ای که مسؤولان و نخبگان کشورهای متخاصم، حاضر به قبول ریسک درگیری مستقیم با ایران نباشند.
در تکمیل این گفتار سیاسی، مفهوم «واقع‌گرایی» نیز اهمیت می‌یابد. واقع‌گرایی 2 گونه دارد. نوع نخست، واقع‌گرایی انفعالی است که صرفا واقعیت موجود قدرت دشمن را می‌پذیرد. نوع دوم، واقع‌گرایی فعال و تهاجمی است که به جای پذیرش صرف واقعیت، در پی آفرینش واقعیتی تازه است؛ واقعیتی که در آن، سیاست انتقام، ایران را به کشوری «پردردسر» برای متجاوزان بدل می‌کند. اگر این گفتار سیاسی برای انتقام، سویه‌های الهیاتی بگیرد و مفهوم قصاص در اسلام که هم حق است و هم حیات، در همین بستر سیاسی توضیح داده شود، آنگاه می‌توان گفتار قدسی و گفتار سیاسی را با یکدیگر ترکیب کرد و به گفتاری با حمایت عمومی گسترده‌تر دست یافت. صیانت از کیان اسلام در این ترکیب، اساسا امری سیاسی و ضامن امنیت ملی تلقی می‌شود. پس انتقام امر سیاسی و قدسی است که اگر در دستور کار قرار گیرد، می‌تواند به یک افق گشوده برای آینده ایران و ایرانی تبدیل شود.

ملاحظات درباره تبیین خونخواهی به مثابه امر سیاسی و قدسی
برای شکل‌ دادن به یک گفتار ترکیبی موثر درباره خونخواهی، 6 ملاحظه باید مورد توجه قرار گیرد تا ابعاد پیچیده خونخواهی و چرایی لزوم آن برای افکار عمومی روشن شود.
اولین موردی که باید تبیین کرد، معنای خون مطهر امام شهید است. خون امام شهید، خون یک تمدن، خون یک مسیر پیشرفت، خون امنیتی تضمین‌شده و خون آگاهی تاریخی ایرانی بود. این معناسازی باید با واقعیت و درک عمومی جامعه هماهنگ باشد تا مردم دریابند چه چیزی را از دست داده‌اند و برای بازستاندن چه چیزی خونخواهی می‌کنند.
دومین مورد مهم، پرهیز از دوگانه‌های راهزن در خونخواهی است. خونخواهی را نباید در دوگانه‌ جنگ و صلح یا دوگانه‌ مذاکره و مبارزه محبوس کرد. خونخواهی انتخاب میان امنیت‌ داشتن و امنیت‌ نداشتن است، نه انتخاب میان جنگ و صلح. خونخواهی تلاشی است در جست‌وجوی پیشرفت.
مورد دیگر در خونخواهی این است که در تبیین این مهم، باید ماهیت جنگ سوم تحمیلی نیز تبیین شود. این جنگ، جنگی وجودی و حمله‌ای به هستی ایران بود، نه مناقشه شخصی خامنه‌ای عزیز شهید با ترامپ جنایتکار. این جنگ علیه امنیت ایران است، نه مداخله بشردوستانه. معنا و ماهیت جنگ اگر درست تبیین نشود، خونخواهی نیز با چالش مواجه می‌شود.
چهارمین مورد که دارای اهمیت است، تبیین جایگاه رهبر و رهبری است. باید برای مردم روشن شود حمله به رهبر، حمله به رئیس کشور و در عین حال حمله به نماینده‌ خرد و آگاهی ایرانیان بود. این حمله، حمله‌ای به یک انباشت دانایی بود که فقدان آن، خسارتی بزرگ برای جامعه است.
مورد پنجم توجه به تصویر قاتل در افکار عمومی است. در گفتار خونخواهی، دشمن نباید صرفا به عنوان بازیگری دیوانه یا محق در نبرد نمایانده شود، بلکه باید توضیح داد آمریکا خواستار فروپاشی ایران و پیگیر راهبرد زمین‌ سوخته در منطقه است؛ راهبردی که می‌خواهد زیرساخت‌های ایران و تمدن ایرانی را نابود کند؛ راهبردی که در 2 دهه‌ گذشته مسیر توسعه‌ ایران را مسدود کرده است. تصویر این قاتل خونخوار و جهانخوار باید بی‌پیرایه به جامعه نمایانده شود.
مورد ششم در تبیین گفتار خونخواهی توجه به تبیین جایگاه جمهوری اسلامی است. در گفتار سیاسی خونخواهی، ماجرا دیگر نزاعی شخصی نیست، ماجرا اساسا ماجرای خونخواهی یک حکومت برای تثبیت آینده و تضمین امنیت خویش است. باید توجه داشت جمهوری اسلامی ابزار دفاعی جامعه ایران از خود و افق آینده‌ ایرانیان است و خونخواهی، تلاشی است برای تثبیت این ابزار و آن افق.

فرجام 
در میان گفتارهای چهارگانه‌ موجود درباره‌ انتقام، گفتار انتقام به مثابه امر سیاسی، بیشترین ظرفیت برای بسیج عمومی و مقبولیت اجتماعی را دارد، به شرط آنکه با گفتار قدسی ترکیب شود و بخش باورمند و مصر جامعه را نیز با خود همراه کند. تولید محتوای رسانه‌ای مؤثر در این حوزه مستلزم آن است 5 عنصر معنابخشی به خون، رهایی از دوگانه‌های راهزن، تبیین جایگاه رهبری، معناسازی برای دشمن و تبیین جایگاه جمهوری اسلامی، در کنار هم و به صورت منسجم روایت شود. قدرت رسانه‌ای، حاصل همراه‌ کردن اراده‌ جمعی بیشتر با اراده‌ خونخواهی است و این همراهی، تنها با گفتاری منسجم، عقلانی و در عین حال دارای عمق معنوی، در سطح جامعه شکل خواهد گرفت.

ارسال نظر
captcha
لینکدونی