۰۱/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۷
چرا دشمنان رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی را اخراج می‌کنند؟!

ترس از روایت ایران

حنیف غفاری‌*: وزارت امور خارجه فرانسه در اقدامی غیرقابل توجیه، خانم دکتر نیلوفر شادمهری، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پاریس را اخراج کرد. بهانه ظاهری فرانسوی‌ها مواجهه با اقدام دستگاه‌های امنیتی کشورمان در کشف و احراز جاسوسی 2 دیپلمات آن کشور در تهران و انجام فعالیت‌های نامتعارف و براندازانه علیه ایران بوده است. نخستین سوالی که در این خصوص به ذهن متبادر می‌شود، معطوف به چرایی تمرکز خاص دستگاه‌های اطلاعاتی و سیاست خارجی غرب بر فرماندهان خط مقدم جنگ نرم شناختی و فرهنگی ایران در آن سوی مرزهاست. این نخستین‌بار نیست که دولت‌های غرب در مواجهه با هرگونه افشاگری مستندی در خصوص فعالیت‌های جاسوسی دیپلمات‌های خود (از جمله آنچه در قبال 2 عنصر نامطلوب سفارت فرانسه در تهران رخ داد) بلافاصله رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را از خاک خود اخراج می‌کنند. علاوه بر فرانسه، آلمان و کانادا نیز طی سال‌های اخیر چنین اقدامی کرده‌اند.
در عصر ارتباطات شبکه‌ای و جنگ‌های شناختی، ویژند ملی (Nation Brand) به عنوان یکی از مهم‌ترین متغیرهای تأثیرگذار بر امنیت، اقتصاد و جایگاه کشورها شناخته می‌شود. تصویرسازی‌های مخدوش و سیستماتیک، عموما با هدف انزوای راهبردی، مشروعیت‌زدایی از قدرت ملی و تضعیف سرمایه اجتماعی کشور هدف انجام می‌شود. در این میان دیپلماسی فرهنگی کشورمان به عنوان پادزهری ساختارمند در برابر بازنمایی‌های نادرست عمل کرده و مکانیسم‌های بازآفرینی انگاره‌های بین‌المللی را تبیین می‌کند. آنچه طی ماه‌های اخیر از سوی رایزنی‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جریان جنگ رمضان به واسطه توصیف اقناع‌کننده و دقیق جنایات دشمنان و بازخوانی جنایات آنها در حوادثی مانند شهادت فرشته‌های معصوم مدرسه شجره طیبه میناب، انهدام آثار فرهنگی و باستانی کشور و... انجام شده، زخمی کاری و عمیق را بر پیکر لابی‌های صهیونیستی در اروپا وارد کرده است. بنابراین تصمیم اخیر دولت فرانسه در اعلام رایزن فرهنگی ایران به عنوان عنصر نامطلوب را نباید خلق‌الساعه و تصادفی قلمداد کرد. به عبارت بهتر، دستگاه‌های امنیتی در پاریس قبلا تصمیم خود را در این باره اتخاذ کرده بودند و متعاقبا در اولین فرصت ممکن نسبت به اجرایی کردن آن اقدام کردند.
 
ترس از روایت ایران
نظرسنجی‌ها و تحقیقات میدانی در آمریکا و کشورهای اروپا نشان می‌دهد رسانه‌های وابسته به جریان سلطه، قدرت خلق تصاویر مخدوش و انحرافی از ایران قدرتمند را از دست داده‌اند و حمایت آنها از جنگ سوم تحمیلی علیه ایران، ویژند ملی کشورهای متخاصم را نزد شهروندان‌شان نیز متزلزل کرده است. نقش دستگاه دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تحقق این روند غیرقابل انکار است. ابراز همدردی گسترده شهروندان اروپا با ملت مظلوم اما غیورو مقاوم ایران از یک سو و تبلور خشم و نفرت تصاعدی آنها از رویکرد ضد حقوق بشری حکمرانان‌شان، جایی برای «روایت‌سازی وارونه از ایران» برای صاحبان تزویر و سلطه باقی نگذاشته است. بنابراین اخراج از پیش تعیین‌شده رایزن فرهنگی کشورمان در پاریس جای تعجب ندارد! در اینجا قاعده‌ای کلان وجود دارد که باید نسبت به آن توجهی ویژه مبذول داشت. هنگامی که یک کشور در معرض «تصویرسازی منفی هدایت‌شده» یا بازنمایی کلیشه‌ای قرار می‌گیرد، هزینه‌های مبادلات بین‌المللی آن افزایش می‌یابد؛ از کاهش جذب سرمایه‌گذاری خارجی و افت صنعت گردشگری گرفته تا کاهش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات و تسهیل اعمال فشارهای بین‌المللی. در چنین فضایی، دیپلماسی فرهنگی ابزاری حیاتی برای خنثی‌سازی این کلیشه‌ها و بازتعریف چهره واقعی یک تمدن یا ملت محسوب می‌شود. غرب در طول سال‌های گذشته و خصوصا سال‌های اخیر، سعی در خلاصه کردن تاریخ، فرهنگ و پویایی ملت معتقد و مقاوم ایران در چند گزاره خبری محدود، رخدادهای مقطعی یا اخبار بحران‌محور از کشورمان داشته است. روش دیگر غرب در این باره، معطوف به اصل «غیریت‌سازی» بوده است. مفهوم غیریت‌سازی در معادلات فرهنگی دنیا بسیار پیچیده است. در یک تعریف کلی، این مفهوم به معنای ترسیم یک ملت به عنوان هویتی ناسازگار با هنجارهای خودخوانده و مجعول جهانی و توصیف مستمر آن به مثابه یک شخصیت اجتماعی تهدیدآمیز یا فاقد دستاوردهای تمدنی، دینی، اخلاقی و انسانی است. در این میان حاکمیت غول‌های رسانه‌ای دشمن بر جریان اطلاعات، مانع رسیدن صداها و ظرفیت‌های اصیل بومی ایران اسلامی به گوش افکار عمومی جهان می‌شود. در چنین رویکرد ناصوابی، دستاوردهای برجسته علمی، صنعتی و فرهنگی کشور در سایه ابرهای تیره تبلیغاتی عامدانه نادیده انگاشته شده و تصاویر نفرت‌انگیز جایگزین واقعیت می‌شود. دیپلماسی فرهنگی صرفا در برگزاری نمایشگاه هنری یا تبادل تشریفاتی هیات‌ها مصداق نمی‌یابد، بلکه کارآمدترین کانال فعال‌سازی قدرت نرم کشور عزیزمان در آن سوی مرزهاست. این نوع دیپلماسی موانع رسمی و سانسورهای رسانه‌ای را دور می‌زند و تجربه‌ای ملموس و بی‌واسطه به مخاطب خارجی ارائه می‌کند. فرهنگ اصیل ایرانی به جای تحمیل خود (دقیقا مانند آنچه در غرب شاهدیم) احترام و جاذبه ایجاد می‌کند و انگیزه برای تعامل مثبت را برمی‌انگیزد. در نظام بین‌الملل کنونی، قدرت سخت و منابع اقتصادی بدون تکیه بر سرمایه نمادین و تصویر ملی معتبر، کامل نخواهد بود. دیپلماسی فرهنگی نه ابزاری تزیینی، بلکه یک «سپر دفاعی مستحکم در آن سوی مرزها» و «پیشران توسعه ملی کشور» است. این همان رسالت عظیمی است که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان قرارگاه اصلی دیپلماسی فرهنگی بر عهده دارد و با قدرت آن را طی می‌کند. همین گزاره، از خشم دشمنان نسبت به عملکرد رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در نمایندگی‌های خارج از کشور رمزگشایی می‌کند.
*مشاور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

ارسال نظر
captcha
لینکدونی