۰۱/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۶
گزارش «وطن امروز» از جدید‌ترین ارزیابی‌ها در آمریکا درباره خروج نظامیان این کشور از غرب آسیا

به وقت فرار!

گروه بین‌الملل: پیامدها و آثار 6 ماه جنگ بی‌نتیجه و شکست‌خورده آمریکا علیه ایران اکنون بیش از گذشته در حال نمایان شدن است. پاسخ‌های موشکی و پهپادی ایران طی 6 ماه گذشته علیه متجاوزان، آسیب‌پذیری پایگاه‌های بزرگ و ثابت آمریکا در منطقه را آشکار و در واشنگتن این پرسش را ایجاد کرده است: آیا باید میلیاردها دلار برای بازسازی این پایگاه‌ها هزینه کرد یا اساساً آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه را تغییر داد؟ آرایش نظامی‌ای که شاید بیش از آنکه بر ماندن آمریکا در منطقه تاکید داشته باشد، روی خروج نظامیان آمریکایی از غرب آسیا توجه دارد.
به گزارش «وطن امروز»، روزنامه انگلیسی فایننشال‌تایمز با اشاره به خسارات سنگین واردشده به آمریکا طی 6 ماه پاسخ موشکی و پهپادی ایران نوشت: ایران با استفاده از موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادها توانست تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد و نشان داد پایگاه‌هایی که در فاصله کمی از سواحل ایران قرار دارند، در برابر حملات جدید آسیب‌پذیرند. در نتیجه، آمریکا بخشی از نیروها و هواپیماهای خود را به مناطقی مانند تل‌آویو و اردن و حتی نقاط دورتر منتقل کرده است اما این انتقال شامل همه نیروها نمی‌شود و همچنان بخشی از نظامیان آمریکایی در منطقه حضور دارند و راهبرد آمریکا برای آینده حضور این نیروها در منطقه دچار ابهام است.
«هال برندز» پژوهشگر دانشگاه جان هاپکینز به این روزنامه گفت: پایگاه‌های بزرگ آمریکا در طول جنگ بسیار آسیب‌پذیر شدند و انتظار می‌رود آرایش نظامی واشنگتن از خلیج فارس به سمت مناطقی خارج از برد موشک‌ها و پهپادهای کوتاه‌برد ایران تغییر کند. گزارش همچنین توضیح می‌دهد پنتاگون طی سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده که پایگاه‌های عظیم و ثابت برای جنگ با قدرت‌های نظامی پیشرفته الگوی مناسبی نیست و راهبرد جدید، حرکت به سمت استقرار پراکنده نیروها، پایگاه‌های کوچک‌تر و استفاده از باندهای موقت است.
«دانا استرول» مقام پیشین وزارت جنگ آمریکا که اکنون مدیر تحقیقات در موسسه «واشنگتن برای سیاست خاورمیانه» است هم گفت: واشنگتن می‌تواند به سمت یک مدل «چابک‌تر و انعطاف‌پذیرتر» حرکت کند، چون پایگاه‌های بزرگ خلیج فارس تا حدی محصول یک الگوی قدیمی هستند که برای جنگ‌های مدرن فعلی از جمله جنگ ضد ایران مناسب نیستند و این پایگاه‌ها در جنگ با ایران بسیار آسیب دیدند.

هزینه سنگین حملات ایران
یکی از مسائل مهم گزارش فایننشال‌تایمز، هزینه بازسازی پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه است. برآورد مؤسسه «امریکن اینترپرایز» در ماه آوریل نشان می‌دهد تعمیر خسارات واردشده به ۱۱ پایگاه آمریکا در 7 کشور منطقه حداقل ۵ میلیارد دلار خواهد بود. با این حال پنتاگون این هزینه را در برآوردهای رسمی خود از هزینه جنگ علیه ایران لحاظ نکرده است.
رسانه انگلیسی در ادامه گزارش خود به خسارت‌های واردشده از سوی ایران به آشیانه‌های هواپیماها، زیرساخت‌های تأمین تسلیحات، سامانه‌های راداری و مراکز فرماندهی و کنترل ارتش تروریست آمریکا در منطقه اشاره می‌کند و می‌افزاید: ناوگان پنجم آمریکا که روزگاری در بحرین مستقر بود، حتی مجبور شده برای تأمین پشتیبانی، از دیگو گارسیا در اقیانوس هند به‌عنوان مرکز موقت استفاده کند، زیرا مقر آسیب‌دیده آن در بحرین با مشکل مواجه شده است.
«نیت سوانسون» مدیر پیشین امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا هم با اذعان به خسارات گسترده پایگاه‌های ارتش آمریکا در جنگ علیه ایران، معتقد است بازسازی برخی از این تأسیسات اساساً ممکن است ارزش راهبردی چندانی نداشته باشد و احتمال حرکت نیروهای آمریکایی به سمت مدیترانه افزایش خواهد یافت.

فرار آبرومندانه
بر اساس گزارش فایننشال‌تایمز، یکی از پیامدهای احتمالی خسارات آمریکا در جنگ ضد ایران این است که احتمالا پنتاگون به فکر کاهش تعداد نیروهای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد افتاد، چون تحمل خسارات و تلفات بیشتر در درگیری‌های آتی را نخواهد داشت. به گفته 3 استراتژیست سابق دفاعی آمریکا، شمار نیروهای مستقر در سعودی، امارات، بحرین، قطر و کویت ممکن است بسیار کمتر از میزان فعلی و به پیش از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ برسد.
با این حال فایننشال‌تایمز می‌افزاید خروج یا کاهش نیروهای آمریکایی یک مشکل سیاسی و امنیتی بزرگ برای واشنگتن ایجاد خواهد کرد، چون باید همزمان مراقب قدرت‌گیری بیشتر ایران باشد و متحدان عرب آمریکا نیز نسبت به تعهدات امنیتی آن کشور ناامید و بی‌اعتماد نشوند.
هال برندز، پژوهشگر دانشگاه جان هاپکینز می‌گوید نیازهای نظامی و دیپلماتیک آمریکا در این شرایط در 2 جهت مخالف حرکت می‌کنند؛ واشنگتن از یک طرف باید نیروهایش را از مناطق آسیب‌پذیر خارج کند و از طرف دیگر نباید این تصور را ایجاد کند که آمریکا در حال «فرار» از منطقه است.
اگرچه وی توصیه کرد آمریکا باید به گونه‌ای از غرب آسیا خارج شود که متهم به فرار نشود اما تردیدی نیست که خروج آمریکا در پی آسیب‌دیدگی گسترده پایگاه‌هایش در منطقه چیزی جز همان فرار نیست و در واقع آمریکایی‌ها از ترس هزینه و خسارات بیشتر راهی جز خروج از منطقه ندارند.

فروپاشی دکترین کارتر
یکی از نتایج شکست آمریکا در جنگ علیه ایران، فروپاشی دکترین کارتر بود که در گزارش فایننشال‌تایمز به آن اشاره شده است. دکترین کارتر (Carter Doctrine) سیاستی بود که 23 ژانویه 1980، یعنی در آخرین روزهای ریاست جمهوری جیمی کارتر اعلام شد. این سیاست مقرر می‌کرد آمریکا در صورت لزوم، از نیروی نظامی برای دفاع از منافع ملی خود در خلیج فارس استفاده خواهد کرد. اگرچه کارتر چند روز پس از اعلام دکترینش مقام ریاست جمهوری را تحویل رونالد ریگان داد، ولی ریگان نیز دکترین کارتر را با تغییرات و اضافات اندکی پذیرفت که این اصلاحیه و تکمله، «پی‌آیند ریگان بر دکترین کارتر» نام گرفت. فایننشال‌تایمز نوشت نکته محوری دکترین کارتر حول این محور است: «واشنگتن اجازه نخواهد داد دولتی متخاصم کنترل خلیج فارس را به دست گیرد و در صورت وقوع، آن را با زور عقب خواهد راند».
بر مبنای این گزارش، دکترین کارتر در منطقه در نتیجه پاسخ‌های موشکی و پهپادی ایران فروپاشید. اگرچه پس از جنگ اول خلیج فارس شبکه پایگاه‌های دائم آمریکا در منطقه بر مبنای دکترین کارتر به‌شدت گسترش یافت اما اکنون دیگر دکترین کارتر کارایی خود را از دست داده، چون آمریکا دیگر توان ماندن در منطقه را به دلیل خسارات سنگین متحمل شده از ایران ندارد.
«گرگوری برو» مورخ و تحلیلگر گروه اوراسیا در ارزیابی‌ مهم خود در این باره به فایننشال‌تایمز گفت: دکترین کارتر فروپاشید، زیرا همان انقلاب اسلامی که زمینه‌ساز شکل‌گیری این دکترین شد، در نهایت با جنگ اخیر باعث فروپاشی آن شد.

خاورمیانه را رها کن!
علاوه بر گزارش فایننشال‌تایمز، بسیاری دیگر از کارشناسان در آمریکا نیز خواستار خروج نظامی این کشور از غرب آسیا شده‌اند. «مایکل فوکس» صریح‌ترین موضع برای خروج آمریکا از غرب آسیا را دارد. وی به عنوان معاون سابق دستیار وزیر خارجه آمریکا در امور خاور نزدیک در مقاله‌ای در مجله فارن افرز با عنوان «آمریکا باید خاورمیانه را رها کند»، استدلال کرد جنگ علیه ایران زمینه‌ساز خروج دیرهنگام اما ضروری آمریکا از منطقه می‌شود.
فوکس جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را «فاجعه‌ای عظیم» توصیف و تأکید کرد پاسخ ایران ۱۸ نظامی آمریکایی را کشته و بیش از ۶۰۰ نفر را در پایگاه‌های کشورهای همسایه مجروح کرده است. از نگاه وی، این خسارت‌ها صرفاً یک هزینه عملیاتی نیست، بلکه نتیجه مستقیم سیاست چند دهه‌ای واشنگتن برای حفظ حضور نظامی گسترده در غرب آسیاست.
استدلال اصلی وی این است که حضور نظامی آمریکا نه‌تنها امنیت آن کشور را افزایش نداده، بلکه واشنگتن را به سمت جنگ‌های مکرر و مداخله در درگیری‌های منطقه‌ای سوق داده است. بنابراین از نظر وی، جنگ ضد ایران باید نقطه عطفی برای تغییر این سیاست و خروج نظامی آمریکا از خاورمیانه باشد.
سحر خان، پژوهشگر آمریکایی، عضو سابق برنامه آسیای جنوبی مؤسسه استیمسون و پژوهشگر سابق موسسه کاتو، در تارنمای «ریسپانسیبل استیت کرفت» استدلال کرد جنگ علیه ایران ضرورت بازنگری اساسی در حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را آشکار کرد. وی با اشاره به پایگاه‌هایی مانند العدید در قطر، الظفره در امارات و پایگاه‌های آمریکا در کویت و عربستان نوشت: مدل سنتی استقرار نیروهای نظامی در کشورهای عرب منطقه دیگر کارایی سابق را ندارد.
نکته کلیدی تحلیل خان این است که حضور آمریکا در منطقه لزوماً کشورهای میزبان را امن‌تر نکرده، بلکه در شرایط جنگ علیه ایران، خود پایگاه‌های آمریکا و زیرساخت‌های اطراف آنها به اهداف حمله تبدیل شدند. خان افزوده تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه به نقاط ثابت آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند و حملات ایران نشان داد این شبکه پایگاه‌ها الزاماً نمی‌تواند امنیت کشورهای خلیج فارس را تضمین کند.

پیش‌بینی واکنش ایران
در عین حال برخی کارشناسان تأکید کرده‌اند ایران در برابر تغییر آرایش نظامی آمریکا واکنش نشان خواهد داد و توان پاسخ هم خواهد داشت. «دنی سیتری‌نوویچ» تحلیلگر سابق مسائل ایران در موسسه اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی گفت: در صورت خروج آمریکا از خلیج فارس به شرق مدیترانه، تهران هم به سمت توسعه و گسترش چند برابری موشک‌های میان‌برد و بلندبرد حرکت خواهد کرد تا بتواند اهداف متعدد آمریکا در اردن و اسرائیل را در تیررس قرار دهد. بنابراین، انتقال پایگاه‌های آمریکا به شرق مدیترانه به معنای پایان آسیب‌پذیری آنها نیست، چون ایران همچنان تا زمان احساس تهدید، به آمریکا پاسخ خواهد داد و موشک‌های ایران به شرق مدیترانه نیز می‌رسد.
این ارزیابی نشان می‌دهد انتقال پایگاه‌های آمریکا از خلیج فارس به شرق مدیترانه به معنای خروج آنها از دایره عملیات ایران نیست، بلکه می‌تواند صرفاً موجب جابه‌جایی جغرافیایی میدان آسیب‌پذیری شود، چون تهران با موشک‌های بلندبرد خود فاصله جدید را جبران خواهد کرد.
بر این اساس به نظر می‌رسد بن‌بست واشنگتن در جنگ علیه ایران و پاسخ‌های نظامی تهران به پایگاه‌های آمریکا، باعث شده واشنگتن با یک معمای راهبردی روبه‌رو شود. در حال حاضر در شرایط جنگ علیه ایران، اگر آمریکا نیروهای خود را در خلیج فارس نگه دارد، پایگاه‌های ثابت و نزدیک به ایران در معرض حملات موشکی و پهپادی قرار خواهند داشت و جابه‌جایی آنها به شرق مدیترانه نیز مساله امنیت نظامیان تروریست آمریکایی‌ را حل نخواهد کرد، همانگونه که پاسخ‌های سهمگین موشکی ایران باعث ناامنی و آسیب‌پذیری گسترده صهیونیست‌ها در اراضی اشغالی شد. بنابراین تهران با تغییر دامنه جغرافیایی تهدید می‌تواند هزینه حضور نظامی آمریکا را از یک مساله در خلیج فارس به یک مساله منطقه‌ای تبدیل کند؛ مساله‌ای که از خلیج فارس تا اردن، فلسطین اشغالی و شرق مدیترانه امتداد خواهد یافت و در عمل نظامیان آمریکایی را در یک بن‌بست ناامنی گرفتار خواهد کرد.

ارسال نظر
captcha
لینکدونی