محسن ردادی: اقدام اخیر وزارت دادگستری آمریکا در درخواست مصادره ۶۱ میلیون دلار رمز ارز «تتر» 2 شرکت چینی - با این ادعا که این داراییها حاصل فروش نفت و محصولات پتروشیمی ایران است - پرده از تقابلی عمیقتر در اقتصاد سیاسی بینالملل برمیدارد. دادستانهای آمریکا مدعیاند این مبالغ که در ماههای می و ژوئن سال گذشته از طریق کیف های پول دیجیتال منتقل شدهاند، تنها بخشی از شبکه ۱,۵ میلیارددلاری تسویه درآمدهای نفتی ایران در چین است. با این حال، پاسخ پکن به این فشارها از جنس انفعال نبوده است. صدور دستور منع حقوقی توسط وزارت بازرگانی چین در نیمه اردیبهشت برای محافظت از 5شرکت پالایشی چینی خریدار نفت ایران و ممنوعیت اجرای تحریمهای آمریکا در خاک چین، در کنار اظهارات صریح «وانگ یی» وزیر خارجه این کشور مبنی بر اینکه پکن «قاطعانه از حقوق و منافع مشروع ایران دفاع میکند»، حاوی یک پیام راهبردی است: پکن بهروشنی دریافته تهاجمات محور آمریکایی صهیونی به تهران، صرفا یک تنش منطقهای نیست، بلکه بخشی از پروژه بزرگ «تغییر نظم جهانی» است و چین نمیتواند در برابر تغییر توازن قوا به نفع هژمونی آمریکا بیتفاوت بماند.
عبور از دوگانه «توهم جنگ» و «تقلیل اقتصادی»
برای درک رفتار پکن در قبال تهران، نیازمند آسیبشناسی نگاههای رایج و بعضا نادرست در محافل تحلیلی هستیم. در بررسی رفتار چین، معمولا 2 نگاه افراطی و تفریطی وجود دارد که هر دو برخاسته از عدم شناخت دقیق نظام حکمرانی چین است.
1- توهم درگیری مستقیم نظامی: گروهی تصور میکنند در صورت بالا گرفتن تنشها، چین به خاطر ایران وارد جنگ با آمریکا خواهد شد. این گزاره کاملا با دکترین نظامی و امنیتی پکن در تضاد است. چین در این مقطع تاریخی هیچ تمایلی به آغاز درگیری نظامی با آمریکا ندارد. خطوط قرمز سخت پکن مشخص و محدود به حریم سرزمینی آن (تایوان و دریای چین جنوبی) است. آمریکا نیز با آگاهی از این حساسیت، تمایلی به عبور از این خطوط قرمز ندارد.
2- تقلیلگرایی اقتصادی: در نقطه مقابل، گروهی دیگر رابطه چین با ایران را صرفا به یک رابطه فرصتطلبانه و اقتصادی تقلیل میدهند. آنها استدلال میکنند چین تا زمانی شریک ایران است که بتواند نفت تخفیفدار دریافت کند و فراتر از آن، حاضر به هیچگونه حمایت استراتژیک نیست. این باور نیز خطایی فاحش و حاصل کماطلاعی از منطق تصمیمگیری در ساختار قدرت چین است.
فروپاشی متحدان تا اثبات تابآوری تهران
برای فهم چرایی حمایت چین از ایران، باید به هراسهای ژئوپلیتیک پکن نگاه کرد. بحرانها و فشارهای همهجانبهای که از سوی آمریکا و متحدانش به دولتهای مستقلی نظیر ونزوئلا و سوریه وارد شد و ثبات و ساختار آنها را با ضربات مهلکی مواجه کرد، یک زنگ خطر و ضربه روانی سخت برای چین بود. پکن که شاهد آسیبپذیری همپیمانان خود در برابر ماشین براندازی غرب بود، بهشدت نگران تکرار این سناریو برای جمهوری اسلامی ایران بود اما تحولات یک سال اخیر، نقطه عطفی در محاسبات استراتژیک چین ایجاد کرد. وقوع یک آشوب سازمانیافته و پیچیده داخلی در ایران در کنار 2 حمله تمامعیار و بیسابقه به خاک کشورمان، به رغم سنگینی و ابعاد بنیانبرافکن نتوانست نظام جمهوری اسلامی را متزلزل کند. این عبور موفقیتآمیز از بحران، به تحلیلگران و سیاستگذاران چینی ثابت کرد تهران، دمشق یا کاراکاس نیست. مطالعه مقالات و تحلیلهای داخلی چین نشان میدهد امروز پکن درباره «بقای قطعی و تابآوری ساختاری جمهوری اسلامی» اطمینان کامل کسب کرده و همین امر، سرمایهگذاری استراتژیک بر تهران را برای آنها توجیهپذیر میکند. علاوه بر این، غرب آسیا نقشی حیاتی در دکترین «ابتکار کمربند و جاده» و امنیت انرژی چین ایفا میکند. پکن بهخوبی میداند بدون اقتدار جمهوری اسلامی، این منطقه در گرداب آشوب و تلاطم غرق خواهد شد و منافع ملی و کریدورهای حیاتی چین مستقیما به خطر میافتد. به همین دلیل میکوشد بدون درگیری مستقیم نظامی با واشنگتن، حمایتی همهجانبه از تهران به عمل آورد. انتشار برخی گزارشهای رسانهای مبنی بر دستیابی ایران به تصاویر ماهوارهای بسیار دقیق و باکیفیت از طریق منابع چینی - تصاویری که گفته میشود در حمله مهلک به پایگاه آمریکایی در اردن و هلاکت نظامیان تروریست ارتش آن کشور مورد استفاده قرار گرفت - نشانهای از همین پشتیبانی عمیق غیرمستقیم است.
منطق حزب در برابر محاسبه دیوانسالاری
اگر رابطه چین با ایران صرفا اقتصادی نیست، پس موتور محرک این پشتیبانی چیست؟ کلید پاسخ به این سؤال، در شناخت ساختار دوگانه نظام حکمرانی چین نهفته است؛ ساختاری که توسط 2 نیروی اصلی اداره میشود: «حزب کمونیست» و «دستگاه دیوانسالاری».
دستگاه دیوانسالاری، نگاهی کاملا تکنوکراتیک، حرفهای و تخصصی دارد. این بخش، سیاستها را صرفا بر اساس چرتکه اقتصادی، منافع ملی کوتاهمدت و محاسبه سود و زیان تجاری انتخاب میکند. در مقابل، حزب کمونیست دارای نگاهی کلان، سیاسی، ایدئولوژیک و مبتنی بر موازنه قدرت جهانی است.
در حال حاضر، تداوم و تعمیق حمایت از ایران، دستوری است که از سوی «حزب» و بر پایه متغیرهای ایدئولوژیک و استراتژیک صادر شده و اساسا فاقد توجیه صرفا اقتصادی است. برای اثبات این مدعا کافی است به آمارها نگاه کنیم. بر اساس گزارشهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا و منابع تجاری، ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران راهی بازارهای چین میشود. این در حالی است که این حجم عظیم برای ایران، تنها تأمینکننده ۱۳ درصد نیاز نفتی چین است. از سوی دیگر، تقریبا یکسوم نیازهای وارداتی ایران توسط پکن تأمین میشود. حفظ این مبادلات برای چین بیهزینه نیست. به دلیل همین ارتباطات، بانکها و غولهای فناوری چین نظیر هوآوی هدف شدیدترین تحریمهای ثانویه آمریکا قرار گرفته و زیانهای اقتصادی هنگفتی متحمل شدند. اگر منطق تصمیمگیری پکن صرفا «اقتصادی» و بر عهده دستگاه دیوانسالاری بود، قطعا نفع آنها در این بود که قید ۱۳ درصد نفت ایران را بزنند، آن را از کشورهای دیگر تأمین کنند و شرکتها و بانکهای خود را از زیر تیغ تحریمهای آمریکا نجات دهند؛ تصمیمی که بیشک با استقبال فروشندگان رقیب نفتی و تجار چینی مواجه میشد اما چین به دلیل اهداف استراتژیک «حزب»، این زیان کلان اقتصادی را به جان میخرد تا شریان انرژی و ارتباط با ایران حفظ شود.
پیشفرضهای سهگانه در فهم استراتژی پکن
با توجه به مؤلفههای بررسی شده، تنظیم یک دیپلماسی کارآمد با چین نیازمند پذیرش 3 گزاره واقعبینانه به عنوان پیشفرضهای تحلیلی است.
الف- چین برای ایران وارد جنگ نظامی نخواهد شد و نباید چنین انتظاری را در افکار عمومی ایران ایجاد کرد.
ب- چین به ثبات، تابآوری و بقای جمهوری اسلامی ایران در برابر تکانههای امنیتی و سیاسی غرب، اطمینان کامل دارد و بر این اساس از ایران حمایت میکند. پ- چین حاضر است با استفاده از ابزارهای قدرتمند سیاسی (حق وتو در شورای امنیت) و اقتصادی (خرید نفت و تأمین نیازهای کالایی ایران)، هزینههای حفظ و حمایت از شریک استراتژیک خود را پرداخت کند.
در نهایت، رابطه با چین نیازمند نگاهی عاری از شیفتگیهای اغراقآمیز و بدبینیهای کمبینانه است. تنها در پرتو یک «واقعگرایی استراتژیک» و درک صحیح از سازوکار حکمرانی در پکن است که میتوان ظرفیتهای عظیم ارتباط میان ایران و چین را به فعلیت درآورد و از آن به عنوان یک سپر ژئوپلیتیک در برابر معماری در حال تغییر نظم جهانی بهره برد.
گزارش «وطن امروز» از کالبدشکافی حمایت استراتژیک چین از ایران در عصر تغییر نظم جهانی
اعتماد پکن به تهران
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها