۰۳/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۳
ایران درباره بازگشت به تفاهمنامه خاتمه جنگ با آمریکا به پاکستانی‌ها چه گفت؛ تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی باز می‌شود

به شرط مدیریت ایران

گروه سیاسی: ۶ ماه پس از آغاز جنگ علیه ایران، یک واقعیت بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد: آمریکا پس از ناکامی در تحقق اهدافی که ابتدای جنگ برای خود ترسیم کرده بود، پس از شکست در اهداف بعد که برای فرار از شکست بابت ناکامی در اهداف اولیه پیش کشیده بود و پس از مجموعه‌ای از تلاش‌ها برای تغییر موازنه در منطقه و گرفتن ابتکار عمل از ایران در تنگه هرمز و بازگشایی این تنگه راهبردی، بار دیگر به همان نقطه‌ای بازگشت که سال‌هاست سیاست خود در قبال جمهوری اسلامی را بر آن بنا کرده است: تحریم و فشار اقتصادی.
این بازگشت از آن جهت قابل توجه است که تحریم در شرایط عادی شاید یکی از ابزارهای فشار یک دولت علیه کشور رقیب تلقی شود اما در شرایط فعلی، واشنگتن پیش از رسیدن به این مرحله، گزینه نظامی را به شکلی تمام‌عیار آزمود. جنگ ۴۰ روزه علیه ایران، تلاش برای نابودی توان دفاعی و نظامی کشور و پس از آن اقدام برای محاصره دریایی ایران و تغییر وضعیت تنگه هرمز، مجموعه‌ای از اقداماتی بود که نشان می‌داد آمریکا صرفا به دنبال اعمال فشار سیاسی یا اقتصادی نیست و قصد دارد با استفاده از مجموعه‌ای از ابزارهای سخت، ایران را وادار به تسلیم کند.
اکنون اما پس از آنکه این مسیر به نتیجه مطلوب واشنگتن نرسیده، تحریم دوباره به عنوان ابزار اصلی روی میز قرار گرفته است؛ گویی آمریکا پس از یک دور طولانی آزمودن گزینه‌های مختلف، دوباره به همان خانه اول برگشته است.
در همین چارچوب، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا شامگاه دوشنبه از آغاز آنچه «عملیات روز پیروزی اقتصادی» علیه ایران خواند و اعمال تحریم‌های بسیار گسترده علیه ایران و شرکای تهران خبر داد. ادبیات استفاده ‌شده از سوی بسنت نشان داد واشنگتن تلاش دارد این اقدام را فراتر از تحریم‌های معمول معرفی و از آن به عنوان یک فشار اقتصادی گسترده و بی سابقه یاد کند.
به عبارت دقیق‌تر، آمریکا تلاش دارد با گسترش دامنه فشار، نه فقط اقتصاد ایران، بلکه محیط اقتصادی پیرامون ایران را نیز تحت تأثیر قرار دهد تا هزینه همکاری با تهران افزایش یابد! اما مساله اصلی آن است که آیا چیزی را که جنگ و فشارهای نظامی نتوانست محقق کند، فشار اقتصادی می‌تواند محقق کند؟! نشانه‌های موجود چنین احتمالی را بسیار کمرنگ نشان می‌دهد.

وقتی جنگ به نتیجه نرسید، تحریم قرار است چه کند؟
پیش از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که واشنگتن در شرایطی دوباره سراغ تحریم و فشار اقتصادی رفته که پیش از آن یک جنگ تمام‌عیار علیه ایران به راه انداخت اما پس از ۴۰ روز نه‌تنها اهداف اعلامی خود را نتوانست محقق کند، بلکه آمریکا را در موقعیتی قرار داد که اکنون برای ادامه فشار، دوباره به ابزارهای اقتصادی متوسل شده است.
این مساله از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد. تحریم زمانی می‌تواند به عنوان یک ابزار مؤثر برای تحمیل اراده عمل کند که طرف مقابل هنوز با بخش مهمی از ظرفیت‌های فشار مواجه نشده باشد اما ایران طی دهه‌ها نه‌تنها با تحریم‌های اقتصادی مواجه بوده، بلکه در مقاطع مختلف تحت شدیدترین انواع فشارهای مالی، بانکی، نفتی و تجاری قرار گرفته است. در این میان، تجربه جنگ اخیر نیز به این مجموعه اضافه شد.
بنابراین واشنگتن اکنون در حال اعمال تحریم علیه کشوری است که سال‌هاست تحت تحریم قرار دارد و ساختار اقتصادی، سیاسی و امنیتی آن تا حد زیادی با فرض استمرار فشار خارجی شکل گرفته است. همین مساله، ادعای اثرگذاری یکباره و تعیین‌کننده تحریم‌های جدید را با تردید جدی مواجه می‌کند.
در واقع، سخن گفتن آمریکایی‌ها از «تحریم‌های جدید و مؤثر» علیه ایران در حالی است که جمهوری اسلامی ایران طی ۴۷ سال گذشته همواره با تحریم‌های ظالمانه آمریکا و غرب مواجه بوده است. ایران اساسا کشوری نیست که تحریم برای نخستین‌بار علیه آن به کار گرفته شده باشد، برعکس، یکی از طولانی‌ترین تجربه‌های فشار اقتصادی خارجی تاریخ را پشت سر گذاشته است.
از سوی دیگر، دونالد ترامپ در دوره قبل ریاست‌جمهوری خود نیز پروژه «فشار حداکثری» را علیه ایران امتحان کرد؛ پروژه‌ای که بنا بود با وارد کردن فشار بی‌سابقه اقتصادی، تهران را به پذیرش توافقی مطابق خواسته‌های واشنگتن وادارد اما آن پروژه نیز در نهایت به نتیجه مطلوب آمریکا نرسید.
اکنون همان سیاست با ادبیاتی جدید و عنوان‌هایی همچون «کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ» در حال بازتولید است؛ با این تفاوت که این بار، این فشار پس از تجربه یک جنگ گسترده اعمال می‌شود.

پاسخ ایران: این بار فقط دفاع نمی‌کنیم
مواضع مقامات ایران درباره تحریم‌های جدید آمریکا نشان می‌دهد تهران این اقدام را صرفا یک فشار اقتصادی معمولی ارزیابی نمی‌کند، بلکه آن را بخشی از همان جنگی می‌داند که میدان‌های مختلفی دارد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی در دیدار عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، ضمن اشاره به بی‌اعتمادی ایران به آمریکا، بر مدیریت امنیتی ایران بر تنگه هرمز تأکید کرد و گفت: آمریکا باید رفتار خود را تغییر دهد و اقدامات عملی درباره اجرای شروط تفاهمنامه اسلام‌آباد انجام دهد. سردار سرلشکر محسن رضایی همچنین در دیدار رئیس شورای عالی قضایی عراق تصریح کرد آمریکا در آینده منطقه جایگاهی نخواهد داشت و کشورهای منطقه درباره آینده خود تصمیم‌گیری خواهند کرد.
در همین راستا، رئیس مجلس شورای اسلامی، در واکنش به تهدیدهای آمریکا تأکید کرد آمریکایی‌ها می‌دانند کسی گنده‌لافی‌های آنها را باور نمی‌کند. محمدباقر قالیباف همچنین با اشاره به شرایط اقتصادی آمریکا گفت: واشنگتن از نظر اقتصادی در وضعیتی نیست که بخواهد روابط خود با دیگر کشورها را محدودتر از این کند.
در همین حال، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در پیامی تصریح کرد اقتصاد، آسایش و رفاه مردم در کنار امنیت، بخشی از «میدان دفاع» ایران است. سردار سیدمجید ابن الرضا تأکید کرد: هر فشاری که معیشت و امنیت مردم را هدف قرار دهد، بخشی از جنگ است و کسانی که میدان فشار را گسترش می‌دهند باید بدانند ایران نیز برای دفاع از مردم، میدان را در چارچوب منافع ملی گسترش خواهد داد.
وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز تأکید کرد: دولت از مدت‌ها قبل برای مقابله با تحریم‌های آمریکا برنامه‌ریزی کرده و برای تحریم‌های جدید آماده است. سیدعلی مدنی‌زاده با بیان اینکه تحریم‌ها برای ایران جدید نیست که بتواند شریان‌های اقتصادی کشور را قطع کند، تصریح کرد: دشمنان به دنبال یک «حمله تروریستی اقتصادی» هستند و ایران نیز ابزارهای خود را دارد و قواعد این بازی را می‌داند.
وزیر امور خارجه هم تهدید به آغاز «عملیات اقتصادی» علیه ایران را تلاشی برای انحراف افکار عمومی آمریکا از بحران‌های مالی داخلی دانست و تأکید کرد: اصرار بر سیاست‌های شکست‌خورده تنها شکست‌های بیشتری به دنبال خواهد داشت و دشمنی ایرانیان را افزایش می‌دهد.
سیدعباس عراقچی همچنین با یادآوری تجربه تحریم‌های گذشته، از «فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ»، «فشار حداکثری» و «تسلیم بی‌قیدوشرط» به عنوان سیاست‌هایی یاد کرد که شکست خورده‌اند و افزود: ادعای «کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ» نیز محکوم به شکست است. وی تأکید کرد: اینکه آمریکا از عملیات نظامی به طرح‌های اقتصادی قبل بازگشته، نشانه استیصال است و آمریکا باید بداند راهی جز صحبت محترمانه با مردم ایران ندارد.
کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه نیز با اشاره به ادعاهای آمریکا درباره نابودی توان نظامی و برنامه هسته‌ای ایران، یک پرسش روشن مطرح کرد: اگر آنطور که مقام آمریکایی مدعی است توان نظامی ایران برچیده و برنامه هسته‌ای آن دفن شده، چرا برای همین ایران به «بزرگ‌ترین تهاجم مالی تاریخ» و بسیج تمام نهادها و اختیارات آمریکا نیاز است؟!

تحریم جدید؛ فشار اقتصادی یا عملیات روانی؟
برآیند این شرایط نشان می‌دهد اقدام جدید آمریکا بیش از آنکه صرفا با هدف فلج کردن اقتصاد ایران طراحی شده باشد، می‌تواند بخشی از یک عملیات روانی بزرگ‌تر برای اثرگذاری بر جامعه ایران باشد.
واقعیت آن است واشنگتن پس از تجربه جنگ، به‌خوبی می‌داند فشار صرفا نظامی برای تغییر رفتار ایران کافی نبوده است. بنابراین طبیعی است در مرحله بعد، تلاش کند فشار اقتصادی را به نقطه‌ای برای ایجاد نارضایتی، بی‌ثباتی و شکاف اجتماعی تبدیل کند. در چنین سناریویی، «تحریم» فقط یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه یک عملیات روانی است که باید دائم از سوی رسانه‌ها تکرار شود: اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است، آمریکا همه راه‌ها را بسته، شرکای ایران عقب‌نشینی کرده‌اند و تهران ناگزیر به تسلیم خواهد شد.
از همین منظر، نحوه روایت رسانه‌های وابسته به کاخ سفید و متحدان منطقه‌ای آمریکا درباره سفر عاصم منیر به تهران نیز معنادار است. تلاش شد این سفر در قالب انتقال پیام تهدیدآمیز ترامپ به ایران روایت شود؛ گویی فرمانده ارتش پاکستان به تهران آمده تا هشدار واشنگتن را منتقل کند و ایران را در برابر یک اولتیماتوم جدید قرار دهد!
اما روایتی که روز گذشته به نقل از یک منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده ایران منتشر شد، تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. این منبع به تسنیم گفت: بر خلاف روایت برخی رسانه‌ها، عاصم منیر حامل پیام تهدید یا پیام مشابهی از سوی آمریکا نبوده و هدف سفر او باز کردن فضای مذاکرات است. به گفته این منبع، در دیدارهای انجام‌شده، مواضع ایران به شکل شفاف برای طرف پاکستانی تشریح و از جمله تأکید شد بازگشت آمریکا به تفاهمنامه اسلام‌آباد و اجرای مفاد آن، از جمله بند 5 مربوط به ترتیبات ایران درباره تنگه هرمز، جزو شروط تهران است.

توافق برای ایجاد کریدور موقت  
همزمان با پایان سفر وزیر خارجه عمان به تهران، وزارتخانه‌های خارجه 2 کشور دیروز بیانیه مشترک مطبوعاتی صادر کردند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
جناب آقای «سید بدر بن حمد بن حمود البوسعیدی» وزیر خارجه عمان، در یک سفر کاری به جمهوری اسلامی ایران با همتای ایرانی خود، جناب آقای دکتر «سیدعباس عراقچی» رایزنی‌های سازنده‌ای انجام داد.
این رایزنی‌ها بر اهمیتی که 2 کشور برای از سرگیری دریانوردی ایمن از طریق تنگه هرمز، با حفظ حاکمیت و حقوق حاکمیتی خود، قائل هستند، متمرکز بود.
2 وزیر با توجه به وضعیت کنونی تنگه که ناشی از جنگ اخیر و پیامدهای فاجعه‌بار آن است، چارچوبی مرحله‌بندی‌شده را مورد بحث قرار دادند که می‌تواند مبنایی عملی و قابل اجرا برای پیشبرد امور فراهم کند.
چارچوب پیشنهادی شامل ایجاد یک کریدور دریانوردی موقت مشترک از طریق تنگه هرمز و توافقی برای اجرای یک پروژه مشترک به منظور پاکسازی هرمز از مین‌ است. مذاکرات فنی میان 2 طرف با هدف توافق بر سر یک کریدور دریانوردی دائم و اداره آینده تنگه، همچنین سازوکاری برای تبادل اطلاعات، مدیریت ترافیک و ارائه خدمات دریانوردی و امنیتی مربوط ادامه خواهد یافت.
در این راستا، 2 طرف بر اهمیت برگزاری گفت‌وگوهای مشترک با کشورهای منطقه هم‌مرز با آب‌های خلیج فارس تأکید کردند. آنها همچنین بر لزوم رعایت حقوق بین‌الملل قابل اعمال و احترام به حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تأکید ورزیدند.

ارسال نظر
captcha
لینکدونی