۰۳/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۳
گزارش «وطن امروز» درباره ماهیت تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران

جنگ تبلیغاتی

گروه اقتصادی: اسکات بسنت پشت تریبون وزارت خزانه‌داری آمریکا ایستاد و با لحنی تبلیغاتی، آغاز گسترده‌ترین و بزرگ‌ترین حمله مالی تاریخ را علیه ایران اعلام کرد. بسنت حتی نام «روز دی اقتصادی» را برای آن انتخاب کرد؛ عبارتی که عمدا یادآور 6 ژوئن ۱۹۴۴ میلادی و پیاده ‌شدن نیرو‌های متفقین در سواحل نرماندی است، همان لحظه‌ای که در حافظه جمعی غرب مترادف با آغاز یک نبرد سرنوشت‌ساز شده است. وزیر خزانه‌داری آمریکا این بسته را «بزرگ‌ترین تهاجم مالی علیه یک دشمن» خواند و رسانه‌های غربی هم با همین ادبیات پرهیجان به سراغش رفتند. اما وقتی صدای طبل‌ها فروکش کرد و پرده تبلیغاتی کنار رفت، پرسش ساده‌ای پس از نشست خبری اسکات بسنت باقی ‌ماند: در پس این نام بزرگ، چه چیز تازه‌ای نشسته و آیا این اقدام واقعا نشانه قدرت است یا آخرین تیر ترکشی است که کمانش دیگر رمقی برای کشیدن ندارد؟

بسته‌ای کهنه با بیانی نو
بسنت در توضیح جزئیات این بسته گفت ترامپ شخصا با رهبران جهان تماس می‌گیرد و از آنها می‌خواهد تعامل خود با ایران را متوقف کنند. گفت دسترسی هر کسی که تلاش کند پول ایران را پولشویی کند، به دلار آمریکا بسته خواهد شد. گفت هر نهادی که این کار را برای ایران تسهیل کند از نظام دلار حذف می‌شود. حتی چین را هم تهدید کرد که وقت آن رسیده رهبران جهان میان آمریکا و ایران یکی را انتخاب کنند. اما اگر کسی این جمله‌ها را با اظهارات سال‌های گذشته وزارت خزانه‌داری آمریکا مرور کند، متوجه می‌شود که هیچ‌کدام تازه نیست. آمریکا از 15 سال پیش، از زمانی که در دوره اوباما تحریم‌های هسته‌ای اوج گرفت، این جمله‌ها را با همین قاطعیت تکرار کرده و همین اقدامات را انجام داده است.
نکته اینجاست که در همین 15 سال، جمهوری اسلامی ایران هم راه‌های جدید را یاد گرفته است؛ شبکه‌ای از شرکت‌های واسط، کشتی‌های بی‌‌نام ‌و نشان، صرافی‌های خارج از دید نهاد‌های ناظر و مسیر‌های تازه تسویه مالی شکل گرفته که بار‌ها از حصار تحریم به سادگی عبور کرده‌اند. وقتی ابزاری 15 سال در برابر یک حریف مقاوم به کار رفته و آن حریف راه دور زدنش را آموخته، تکرار همان ابزار با اسمی تازه، بیشتر شبیه بازآرایی زرادخانه‌ای است که مهماتش تمام شده تا رونمایی از سلاحی نو.

جهانی که دیگر از آمریکا فرمان نمی‌برد
نکته دوم و شاید مهم‌تر، تغییر نقشه منطقه‌ای و حتی جهانی پس از جنگ رمضان است. جنگی که آمریکا علیه ایران آغاز کرد، نتیجه‌ای را که انتظارش داشتند به بار نیاورد و در عوض، آرایش امنیتی و تجاری منطقه را به‌کلی تغییر داد. چین که همواره در برابر تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا محتاط سخن می‌گفت، این بار رسما وارد میدان شد. سخنگوی سفارت چین در واشنگتن، لیو چانگ، اعلام کرد پکن با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران که افراد و نهاد‌های چینی را هم هدف می‌گیرد مخالف است و از حقوق و منافع شرکت‌های چینی حمایت خواهد کرد. وی تأکید کرد این تحریم‌ها هیچ مبنایی در حقوق بین‌الملل ندارند و از مجوز شورای امنیت سازمان ملل برخوردار نیستند.
وقتی قدرتی به بزرگی چین علنا از شرکت‌های خود در برابر تحریم آمریکا دفاع می‌کند، معنایش این است که محاسبه ریسک در پکن پس از نمایان شدن نشانه‌های ضعف آمریکا در جنگ اخیر تغییر کرده است. کشور‌های منطقه هم دیگر مثل گذشته به چتر امنیتی و اقتصادی آمریکا که در جریان همین جنگ اخیر نتوانست حتی امنیت یک تنگه دریایی را برای متحدان خود تضمین کند، اعتماد نمی‌کنند و پیمان‌ها و ائتلاف‌های جدید بدون آمریکا در حال شکل‌گیری است. وقتی اعتبار یک تهدید زیر سؤال می‌رود، تکرار پرطمطراق‌تر همان تهدید، اعتبار را بازنمی‌گرداند.

از سنگر دفاعی تا میدان تهاجم
در این میان تغییر استراتژی اقتصادی ایران هم قابل ‌توجه است. سیدعلی مدنی‌زاده، وزیر امور اقتصاد و دارایی اخیرا با صراحتی تازه گفته است دفاع ایران دیگر پدافندی نیست و دشمنان باید منتظر حمله باشند. وی با اشاره به همین بسته تحریمی اخیر آمریکا گفته است: «دفاع ما دیگر پدافندی نیست و دشمنان منتظر حمله باشند. دشمن قصد یک حمله تروریستی اقتصادی دارد اما ایران هم ابزار‌های خودش را دارد و بازی را بلد است». به گفته وی، 2 کشور بزرگ دنیا این حمله اقتصادی را نپذیرفته‌اند و بسیاری دیگر نیز به‌ صورت رسمی یا غیررسمی از پذیرفتن آن سر باز خواهند زد.
این جمله‌ها اگر در سال‌های ابتدایی تحریم بر زبان یک مقام ایرانی جاری می‌شد، شاید فقط شعار قلمداد می‌شد اما امروز، در کنار مواضع چین و واکنش کشور‌های منطقه، بیشتر شبیه توصیف واقعیتی است که در حال شکل ‌گرفتن است. ایران دیگر تنها در موضع پاسخگویی به تحریم نیست.  ابزار‌های تازه‌ای مانند توقیف کشتی‌ها و کنترل عملی بر مسیر‌های حیاتی انرژی، به آن امکان می‌دهد در برابر فشار، فشار متقابل هم وارد کند. از همین جهت است که اخیرا ایران 45 نفتکش را در لیست سیاه قرار داده است؛ ابزاری که تا پیش از این در دست نبود.
همچنین الیجا مگنیر، تحلیلگر مطرح بلژیکی در مسائل خاورمیانه، در واکنش به همین بسته تحریمی هشدار داده است تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا غیرقانونی و غیرالزام‌آورند و این به عهده هر کشور است که تصمیم بگیرد آنها را اجرا یا رد کند. وی افزود: کشور‌هایی که این تحریم‌ها را اجرا کنند باید عبور کشتی‌ها و محموله‌های خود از جمله نفت و گاز، از تنگه هرمز تحت کنترل ایران را فراموش کنند.

آمریکای ضعیف‌تر از همیشه
نکته سوم و شاید تعیین‌کننده‌ترین نکته، وضعیت داخلی خود آمریکاست. خبرگزاری رویترز در ستون تحلیلی صبحگاهی خود با تیتر «درهم‌آمیختن جنگ‌های اقتصادی، جنگ‌های تجاری و جنگ‌های واقعی» نوشت: چرخش واشنگتن به سمت تحریم‌هایی که ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول می‌کشد تا اثر کنند، این برداشت را ایجاد کرده که کاخ سفید پذیرفته اقدام نظامی‌اش شکست خورده است. به نوشته رویترز، اگر این تحریم‌ها با اقدامی جدی علیه چین یا حتی هند همراه نباشد، اعتبار چندانی نخواهد داشت و می‌تواند دوباره قیمت نفت را بالا ببرد.
شواهد این ضعف را می‌شود در اعداد و ارقام بازار‌های آمریکا هم دید. از آغاز جنگ ایران، بازده اوراق 10‌ ساله خزانه‌داری آمریکا با جهشی بیش از 20 درصد از ۳.۹۶ به ۴.۷۴ درصد رسیده و بازده اوراق 30 ‌ساله به ۵.۳ درصد، بالاترین رقم 2 دهه اخیر صعود کرده، آن‌ هم درست در زمانی که بدهی ملی آمریکا برای نخستین بار مرز 40 هزار میلیارد دلار را رد کرده است. همزمان دلار تضعیف شده و طلا، نقره، مس، نفت و رمزارز‌ها تقویت شده‌اند؛ ترکیبی که به گفته کارشناسان مالی، نشانه قیمت‌گذاری همزمان ریسک تورم، بدهی دولت و ضعف دلار در ذهن سرمایه‌گذاران است. حتی ژاپن، یکی از بزرگ‌ترین دارندگان اوراق آمریکا، برای نخستین بار پس از 28 سال ناچار به دخالت در بازار ارز خود شد تا سقوط ین را مهار کند.
در بازار انرژی هم داستان مشابهی جریان دارد. قیمت بنزین در آمریکا از ۲.۹۸ دلار پیش از جنگ به ۴.۱ دلار و قیمت گازوئیل از ۳.۷ به حدود ۵.۶ دلار در هر گالن رسیده است؛ رشدی به ترتیب ۳۹ و ۵۱ درصدی، درست در تضاد با وعده انتخاباتی ترامپ برای رساندن بنزین به 2 دلار در هر گالن. حاشیه سود پالایش گازوئیل، معیاری که سلامت این صنعت را نشان می‌دهد، برای نخستین بار از مرز 100 دلار عبور کرده و به بیش از ۱۰۲ دلار رسیده است. ذخایر استراتژیک نفت آمریکا در پایین‌ترین سطح 43 سال اخیر قرار دارد و ذخایر گازوئیل این کشور نیز در کمترین میزان 30 سال گذشته است. اروپا هم بی‌نصیب نمانده است. قیمت گاز طبیعی این قاره از فوریه تاکنون ۱۰۶ درصد جهش کرده و ذخیره‌سازی گاز آن به پایین‌ترین سطح فصلی از سال ۲۰۰۹ رسیده است.
این فشار اقتصادی مستقیما به محبوبیت ترامپ هم رسیده است. نظرسنجی‌های اخیر وی را کم ‌محبوب‌ترین رئیس‌جمهور آمریکا در 52 سال اخیر، پس از ریچارد نیکسون در تابستان ۱۹۷۴ نشان می‌دهند، آن‌ هم درست چند ماه پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره. برای کاهش فشار قیمت گوشت که به رکورد ۶.۹ دلار برای هر پوند رسیده، دولت وی ناچار شد بخشی از تعرفه‌های وارداتی خود را کنار بگذارد و واردات 300 هزار تنی گوشت را بدون تعرفه مازاد مجاز کند؛ عقب‌نشینی‌ای که با مخالفت دامداران آمریکایی هم روبه‌رو شده است. وقتی دولتی برای مهار قیمت گوشت در فروشگاه‌های داخلی خود مجبور به عقب‌نشینی از سیاست حمایتی‌اش می‌شود، سخت بتوان تصویر یک ابرقدرت مسلط بر بازی جهانی را از آن ترسیم کرد.

جمع‌بندی
بسته تحریمی جدید آمریکا در ظاهر با نامی حماسی و لحنی قاطع عرضه شد اما در محتوا نه ابزار تازه‌ای معرفی کرد و نه اعتباری فراتر از تحریم‌های پیشین دارد. جهانی که این بسته در آن اعلام شده نیز دیگر همان جهان 15 سال پیش نیست. چین علنا از شرکای خود دفاع می‌کند، کشور‌های منطقه به چتر امنیتی آمریکا بی‌اعتمادند و ایران به‌ جای موضع دفاعی صرف، دست به ابزار‌های فعال و تلافی‌جویانه‌ای برده که وزن هر تهدید تازه را سبک می‌کند. مهم‌تر از همه، خود آمریکا در جریان همین جنگ چنان زخمی برداشته که رویترز از آن با عنوان نشانه شکست اقدام نظامی یاد کرده است.
برای ایران، این تحلیل به معنای بی‌اهمیت‌ شمردن تحریم‌ها نیست. فشار اقتصادی هر بسته‌ای هر چند تکراری، هزینه واقعی برای اقتصاد کشور دارد و باید با دقت و بدون غفلت رصد شود. اما شناخت درست از جایگاه واقعی این تهدید، همان چیزی است که سیاست‌گذار ایرانی به آن نیاز دارد، نه هراسی بی‌جا از نامی تبلیغاتی و نه غفلت از واکنش‌های به‌موقع و مؤثر. آمریکایی که برای کنترل قیمت گوشت در فروشگاه‌های خودش دست‌وپا می‌زند، دیگر آن قدرتی نیست که بتواند تنها با اعلام یک نام تبلیغاتی، معادلات را به نفع خود تغییر دهد.

ارسال نظر
captcha
لینکدونی