۰۵/شهريور/۱۴۰۵
|
۰۰:۲۶
به‌مناسبت درگذشت سلیمان منصور، چهره جریان‌ساز هنر تجسمی فلسطین

تاریخ‌نگار بصری مقاومت

میلاد جلیل‌زاده: خبر درگذشت سلیمان منصور، نقاش فلسطینی، نوع خاصی از غم را در دل مخاطبان زنده کرد. منصور وقتی درگذشت ۷۹ ساله بود و بیشتر از اینکه کسی دلش برای خود او بسوزد، این خبر رنج‌هایی را به خاطر آورد که این مرد برای چند دهه تصویرگر آنها بود. او فقط یک نقاش نبود؛ جلوه‌ای بود از غیرقابل باورترین مقاومت جانانه در برابر شدیدترین و بی‌انتهاترین رنج‌ها.
هنر تجسمی فلسطین پس از واقعه «نکبت» در سال ۱۹۴۸ میلادی و تداوم اشغال سرزمین‌های تاریخی در جریان جنگ ۱۹۶۷، دچار یک تحول بنیان‌افکن و معناشناختی شد. در این بازه زمانی، هنر از ابزاری برای بازنمایی زیبایی‌شناختی صرف یا مستندنگاری منفعلانه آوارگی، به ساختاری پویا، هویت‌ساز و مقاومتی تبدیل شد. این جریان که مورخان هنر تجسمی از آن با عنوان «هنر آزادی‌بخش» یاد می‌کنند، بستر شکل‌گیری منسجم‌ترین سیستم نشانه‌شناختی و نمادهای بصری ملی را در تاریخ معاصر جهان عرب فراهم کرد. تحت شرایط سرکوب شدید نظامی، مصادره زمین‌ها و تلاش برای امحای هویت بومی، هنرمندان فلسطینی مسوولیت بازآفرینی وطن بر روی بوم و حفظ حافظه جمعی را بر عهده گرفتند. در این میان، مفهوم «صمود» (Sumud) به معنای پایداری ریشه‌دار و ایستادگی بر سرزمین، به عنصر و مایه اصلی تولیدات هنری بدل شد. هنر مقاومت فلسطین نه‌تنها واکنشی به ساختارهای استعماری بود، بلکه فرآیندی فعالانه برای ملت‌سازی متکی بر تصویر و ایجاد ابزارهای بصری جهت گفتمان خودتعیینی به شمار می‌رفت.
سلیمان منصور، یکی از خروجی‌های درخشان این اراده جمعی، سال ۱۹۴۷ میلادی، یک سال پیش از فاجعه نکبت، در شهرک بیرزیت واقع در شمال رام‌الله متولد شد. دوران کودکی او در میان تپه‌های سرسبز بیرزیت و سپس دوران نوجوانی‌اش در بیت‌لحم و قدس، پیوندی عمیق میان حس زیبایی‌شناختی او و چشم‌اندازهای طبیعی فلسطین ایجاد کرد. این مواجهه زودهنگام با جغرافیا، احساس از دست دادن تدریجی سرزمین پس از اشغال سال ۱۹۶۷ را در روحیه سلیمان تثبیت کرد و منابع اولیه نشانه‌شناختی آثار بعدی‌اش را فراهم ساخت. 
منصور تحصیلات رسمی هنر را در آکادمی هنر و طراحی بتسلئیل (Bezalel Academy of Arts and Design) گذراند و در سال ۱۹۷۰ فارغ‌التحصیل شد. در این آکادمی آموزش‌های غالب بر پایه «اکسپرسیونیسم انتزاعی» غربی استوار بود؛ برنامه‌ای آموزشی که سلیمان منصور آن را از زیست‌ جهان و واقعیت‌های ملموس مردم تحت اشغال فلسطین بیگانه یافت. در نتیجه، او آگاهانه انتزاع را رها و به سمت «رئالیسم فیگوراتیو» حرکت کرد تا زندگی روزمره، رنج‌ها، کار کشاورزی و پایداری مردم بومی فلسطین را به تصویر بکشد.
منصور افزون بر آفرینش هنری، نقشی زیربنایی در نهادسازی فرهنگی فلسطین ایفا کرد. او سال ۱۹۷۳ از بنیان‌گذاران «اتحادیه هنرمندان فلسطینی» بود و بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۰ ریاست آن را بر عهده داشت. منصور همچنین سال ۱۹۹۴ مرکز هنری «الواسطی» را در قدس شرقی برای آرشیو و حفظ هنر فلسطین پایه‌گذاری کرد و از اعضای هیات‌مدیره مؤسس «آکادمی بین‌المللی هنر فلسطین» در سال ۲۰۰۴ بود. او بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ به تدریس در دانشگاه القدس پرداخت و نسل جدیدی از هنرمندان را تربیت کرد. این هنرمند برجسته پس از دهه‌ها تلاش و با وجود تحمل عوارض سکته مغزی سال ۲۰۲۱ که دست چپ او را درگیر کرده بود، سرانجام ۲۴ آگوست ۲۰۲۶ در ۷۹ سالگی در قدس درگذشت. 
جوایز معتبری همچون «جایزه ملی فلسطین برای هنرهای تجسمی» (۱۹۹۸)، «جایزه بزرگ نیل» در بینال قاهره (۱۹۹۸)، «جایزه یونسکو-شارجه برای فرهنگ عربی» (۲۰۱۹) و «جایزه نجیب فاضل» استانبول (۲۰۲۵)، گواهی بر منزلت بین‌المللی این هنرمند در عرصه هنر مقاومت است.

خوانش نشانه‌شناختی و سرنوشت تاریخی شاهکار «جَمَلُ المَحامِل»
نقاشی «جَمَلُ المَحامِل» (The Camel of Hardships / Camel of Burdens)  که در سال ۱۹۷۳ توسط سلیمان منصور خلق شد، مشهورترین و تأثیرگذارترین شاهکار تجسمی در تاریخ هنر معاصر فلسطین به شمار می‌رود.
در این اثر، پیرمردی باربر و سالخورده با جامه‌ای سنتی به تصویر کشیده شده است که باری سنگین و اشک‌مانند (یا صدف‌مانند) را بر دوش می‌کشد. درون این بار، نمای دقیق شهر قدس با گنبد طلایی «قبة الصخره» و معماری تاریخی آن منقوش شده است. نام اثر توسط نویسنده و شاعر برجسته فلسطینی، امیل حبیبی، پیشنهاد شد؛ «جمل» (شتر) در ادبیات عرب نماد صبر، تحمل تشنگی و طاقت در شرایط سخت است. این اثر به زیبایی سنگینی بار تاریخ، آوارگی و مسوولیت فردی و جمعی برای حفظ قدس را بر گرده ملت فلسطین متجلی می‌سازد. 
منصور در سال ۱۹۷۵ نسخه بازچاپ (پوستر) این اثر را منتشر کرد. انتشار این پوستر مرزهای گالری‌های فاخر را شکست و به یک پدیده فراملی تبدیل شد، طوری که نسخه چاپ‌شده آن بر دیوار تقربیاً تمام خانه‌های فلسطینی، اردوگاه‌های آوارگان و منازل مردم در سرتاسر جهان عرب آویخته شد. 
نسخه اصلی سال ۱۹۷۳ توسط سفیر وقت لیبی در لندن خریداری و به معمر قذافی اهدا شد. بر اساس گزارش‌های معتبر تاریخی، این تابلوی اصلی در جریان بمباران طرابلس توسط نیروی هوایی آمریکا در سال ۱۹۸۶ نابود شد. در سال ۲۰۰۵، سلیمان منصور به پیشنهاد برنامه‌ریزان فرهنگی (از جمله ایهاب الشنتی در UNDP) تصمیم به بازآفرینی این اثر تحت عنوان «جمل المحامل ۲» گرفت. منصور در نسخه سال ۲۰۰۵ تغییراتی ظریف اعمال کرد: بر اساس مشورت با باربران واقعی بافت قدیمی قدس، نوع طناب نگهدارنده بار را اصلاح و جزئیات معماری مسیحی از جمله گنبد «کلیسای قیامت» را در کنار قبة الصخره برجسته‌تر کرد تا بر هویت چندصدساله و کثرت‌گرایانه قدس تأکید ورزد.

جنبش «چشم‌اندازهای نو» (New Visions) و سیاست‌ورزی متریال بومی
با آغاز انتفاضه اول فلسطین در سال ۱۹۸۷، هنر تجسمی وارد فاز جدیدی از خودکفایی و مبارزه شد. در آن برهه، سلیمان منصور به همراه 3 هنرمند همفکر دیگر - نبيل عناني، فيرا تماري و تيسير بركات - جنبش «چشم‌اندازهای نو» (New Visions) را تأسیس کردند.
این گروه تحریم کامل ابزارها، رنگ‌ها و بوم‌های شیمیایی ساخت کارخانه‌های اسرائیلی را اعلام کردند. پرسش کلیدی جنبش این بود که چگونه می‌توان هنر مقاومت ساخت، در حالی که ابزار ساخت آن از دشمن خریده می‌شود. پاسخ این هنرمندان، بازگشت به خاک و متریال طبیعی سرزمین فلسطین بود. 
منصور استفاده از رنگ روغن را کنار گذاشت و رو به سوی مواد بومی نظیر گل (خاک فلسطین)، حنا، قهوه، کاه، موم و رنگ‌های گیاهی آورد. انتخاب «گِل» توسط منصور، ریشه در خاطرات کودکی او از مادربزرگش داشت که با گل تنور و کندو می‌ساخت. گل از نظر مفهومی، چند لایه داشت: اول آنکه خودِ جسمانی و مادی خاک فلسطین بود؛ دوم، نمادی از آفرینش انسان در متون کهن بود و سوم، با خشک شدن گل و ترک خوردن آن روی ساختارهای چوبی، منصور ترک‌ها را به عنوان استعاره‌ای تجسمی از «تکه‌تکه شدن جغرافیایی و سیاسی فلسطین» و در عین حال «شکنندگی و پایداری سرنوشت انسانی» به نمایش گذاشت. 

واکاوای سانسور نظامی و پیدایش نمادشناسی هندوانه
یکی از رویدادهای شاخص در تاریخ هنر مقاومت که سلیمان منصور در نقل آن نقش محوری دارد، به سال ۱۹۸۰ میلادی بازمی‌گردد. ارتش اسرائیل گالری «۷۹» در رام‌الله را که نمایشی از آثار منصور، نبيل عنانی و عصام بدر بود، تنها پس از 3 ساعت تعطیل کرد. فرماندار نظامی اسرائیلی هنرمندان را احضار کرد و هشدار داد که کشیدن پرچم فلسطین و همچنین استفاده مجاور از 4 رنگ تشکیل‌دهنده آن (قرمز، سبز، سیاه و سفید) ممنوع است.
وقتی عصام بدر پرسید اگر گلی با این چهار رنگ کشیده شود چه حکمی دارد، افسر اسرائیلی با خشم پاسخ داد که حتی کشیدن یک قاچ هندوانه با این رنگ‌ها مصادره خواهد شد. این اظهارنظر سرکوبگرانه، هندوانه را به نمادی جهانی و استعاری برای دور زدن سانسور و تجسم پرچم فلسطین در هنر تجسمی و فضای مجازی تبدیل کرد.

داده‌نگاری و تحلیل ساختاری آثار شاخص سلیمان منصور
مجموعه آثار سلیمان منصور بازتاب‌دهنده سیر تحول سیاسی فلسطین از دوره پس از ۱۹۶۷ تا انتفاضه و عصر پس از اسلو است. جدول زیر شاخص‌ترین آثار او، متریال به‌ کار رفته و دلالت‌های مفهومی آنها را به شکل خلاصه بیان می‌کند: (جدول 1)
تاریخ‌نگار  بصری مقاومت

اکوسیستم تجسمی جبهه مقاومت فلسطین
هنر مقاومت فلسطین به یک فرد محدود نمی‌شود، بلکه حاصل اکوسیستمی پویاست که پیشگامان مختلفی در داخل سرزمین‌های اشغالی و در تبعید (الشتات) آن را شکل داده‌اند. این جریان را می‌توان به دو جناح اصلی تقسیم کرد: هنر تبعید که بر حافظه تاریخی و حماسه‌نگاری پس از نکبت تمرکز دارد و هنر داخل که بیشتر بر متریال بومی، صمود و مواجهه مستقیم با انتفاضه متکی است.
در مکتب تبعید اسماعیل شموط و تمام الأکحل را به عنوان چهره‌های اصلی می‌توان نام برد. اسماعیل شموط (2006–۱۹۳۱) و همسرش تمام الأکحل  متولد ۱۹۳۵ ستون‌های اصلی هنر تجسمی فلسطین پس از نکبت در محیط تبعید هستند.
شموط که خود از شهر تولدش در جریان عملیات دانی در سال ۱۹۴۸ به اجبار کوچانده شده بود، فاجعه اخراج، تشنگی، پیاده‌روی‌های مرگبار آوارگان در بیابان و زندگی در اردوگاه‌های غزه را در قالب هنر فیگوراتیو و آکادمیک تصویر کرد. سال ۱۹۵۳، شموط نمایشگاهی در شهر غزه برپا کرد که حاوی شاهکارهایی چون «إلى أین؟» (?Where To) و «جرعة ماء» (A Sip of Water) بود. این رویداد به عنوان نخستین نمایشگاه هنر معاصر فلسطینی روی خاک فلسطین پس از نکبت شناخته می‌شود.
شموط و الأکحل بخش هنرهای تجسمی و فرهنگ ملی سازمان آزادی‌بخش فلسطین (PLO) را تأسیس و رهبری کردند. تابلوهای عظیم شموط مانند «مسيرة شعب» در ۱۹۸۰ که تاریخی روایی و پانورامیک از درد و مبارزه ملت فلسطین ارائه می‌دهد، نمونه‌ای عالی از هنر حماسه‌نگاری مقاومت در تبعید است. اما  یاران جنبش «چشم‌اندازهای نو» یعنی نبيل عناني، فيرا تماري و تيسير بركات که همراهان سلیمان منصور در جنبش «چشم‌اندازهای نو» بودند هم هر یک افق‌های جدیدی را در متریال بومی گشودند. 
نبيل عناني (Nabil Anani: متولد ۱۹۴۳) از پیشگامان استفاده از چرم طبیعی (بویژه چرم دباغی‌نشده بز در خلیل)، حنا، صمغ، چوب و مس است. مجموعه معروفش تحت عنوان «الخروج إلى النور» (Exit into the Light) نشان می‌دهد چگونه ماده بومی (حنا و چرم) می‌تواند جایگزین فرم‌های کلاسیک رنگ روغن شود و خود متریال به ذات، پیام مقاومت باشد. 
فيرا تماري (Vera Tamari: متولد ۱۹۴۵) متخصص سرامیک و مجسمه‌سازی با سفال و خاک رُس است. آثارش بر پیوند زن فلسطینی با زمین، باستان‌شناسی بومی و یادبودهای برجا ‌مانده از تمدن روستایی تأکید دارد. 
تيسير بركات (Tayseer Barakat: متولد ۱۹۵۹) بیشتر بر استفاده از چوب سوخته، فلز، شیشه و رنگ‌های تک‌رنگ و تیره تمرکز دارد. آثار او واجد لحنی حزین، عمیق و حکاکی‌گونه است که انزوا، حصر و در عین حال حافظه تاریخی مکتوم را بازنمایی می‌کند.
فرهنگ نشانه‌شناسی کدهای بصری در هنر مقاومت فلسطین
هنرمندان جبهه مقاومت طی 8 دهه، یک سیستم نشانه‌شناختی غنی و رمزگذاری‌شده خلق کرده‌اند که خوانش آثار آنان را بدون درک این واژگان بصری ناممکن می‌کند. جدول زیر تعاریف و دلالت‌های کلیدی این عناصر را تبیین می‌کند: (جدول 2)
تاریخ‌نگار  بصری مقاومت

افق‌های میراث هنری مقاومت
بررسی فشرده و همه‌جانبه حیات و آثار سلیمان منصور و جریان هنر مقاومت فلسطین، چند گزاره کلیدی و ساختاری را روشن می‌کند. تأثیر سلیمان منصور بر هنر مقاومت، بسیار فراتر از آفرینش تابلوی آیکونیک «جمل المحامل» است. الگوی فکری منصور ثابت کرد هنر مقاومت هنگامی به اوج اثرگذاری خود می‌رسد که میان «فرم»، «مفهوم» و «متریال» یگانگی کامل برقرار شود. اقدام منصور و یارانش در جنبش «چشم‌اندازهای نو» برای بومی‌سازی ابزار هنر و استفاده از خاک و گل فلسطین، استقلال زیبایی‌شناختی را به ابزاری برای مبارزه ضد استعماری مبدل کرد. 
هنرمندان مقاومت فلسطین توانستند رنج ناشی از آوارگی و اشغال را از حالت انفعال خارج کرده و آن را به «صمود بصری» متراکم تبدیل کنند. با درگذشت سلیمان منصور در آگوست ۲۰۲۶، پرونده حیات یکی از آخرین چهره‌های نسل بنیان‌گذار هنر ملی فلسطین بسته شد اما میراث او - که شامل کدهای بصری درختان زیتون، متریال گِلی و شانه نهادن بر بار قدس است - همچنان شالوده اصلی هویتی را می‌سازد که نسل‌های جدید هنرمندان فلسطینی برای پایداری و بازآفرینی وطن به آن متکی هستند.

ارسال نظر
captcha
لینکدونی