۰۸/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۲:۴۱

چرا دشمن از «روایت قدرت» می‌هراسد؟

ایلیا داوودی: در منظومه فکری انقلاب اسلامی، قدرت نوری است که از دل ایمان و خودباوری برمی‌خیزد. تأکید رهبر معظم انقلاب بر ضرورت «تبیین و روایت قدرت و قوت ایران» در پیام هفته دولت، راهبردی بنیادین در مراقبت از دستاوردهای عظیم جمهوری اسلامی است. هر قدرتی، پیش از آنکه در میدان‌های سخت و عرصه‌های مادی متجلی شود، باید در ذهن و قلب یک ملت به عنوان یک «امکان قطعی» ریشه بدواند. جمهوری اسلامی یک اراده متجسد است که به نام خدا و با تکیه بر مردم، بن‌بست‌های تحمیلی تاریخ را شکسته است. از این رو، روایت قدرت، جهادی است برای بازخوانی این اراده و ایستادن در برابر فتنه یأس.

هویت انقلاب اسلامی تولد دوباره ملت است
بزرگ‌ترین جنایت رژیم طاغوت در حق ایران، القای حس «ناتوانی» و تبدیل کردن ملت به یک موضوع و ابژه زیردست قدرت‌های جهانی بود. انقلاب اسلامی نقطه آغازین بازگشت ایران به جایگاه فاعل در تاریخ بود. استقلال در منطق نظام ما به معنای بازگشت «حق اراده کردن» به ملت است.
جمهوری اسلامی از همان بدو تأسیس با این پرسش روبه‌رو بود که آیا یک ملت می‌تواند بر مبنای ارزش‌های الهی و بدون اتکا به شرق و غرب، خودش برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد؟ قدرت واقعی جمهوری اسلامی، پاسخ مثبت به همین پرسش است. نظام ما پدید آمد تا ثابت کند «ما می‌توانیم» جوهره هستی‌شناسی نظامی است که فاعلیت خود را از توحید و وحدت کلمه می‌گیرد. از این منظر، قدرت در جمهوری اسلامی یعنی توان ایستادن بر اراده برخاسته از مکتب؛ حتی اگر همه عالم مخالف آن باشند.
دشمن در دهه‌های اخیر، سنگین‌ترین توپخانه خود را علیه «تصویر ملت از خویش» متمرکز کرده است. در این نبرد، «روایت ضعف» تکنولوژی اصلی استعمار نو برای فلج کردن موتورهای حرکت انقلاب است. روایت ضعف به دنبال آن است کاستی‌ها و نارسایی‌های مقطعی را که در هر نظام پویا و در حال رشدی طبیعی است، به عنوان ذات ایران تعریف کند. اما خطر آنجاست که نقد یک سیاست اجرایی یا نارضایتی از عملکرد یک نهاد، به سم نسیان و انکار اصل توانستن تبدیل شود. در روایت ضعف، نقد هوشمندانه جای خود را به نفی تمامیت نظام می‌دهد. وقتی مدیر ناکارآمد بهانه‌ای برای نفی توان مدیریتی نظام می‌شود، در واقع قدرت فاعلیت ملت را نشانه رفته است. روایت قدرت، مأموریت دارد این مرز را روشن کند. 
ما معتقدیم در جمهوری اسلامی، نقص پدیده‌ای است عارضی و قابل حل اما قدرت و توانستن پدیده‌ای است جوهری و ساختاری. روایت قدرت، نه نادیده گرفتن چاله‌ها، بلکه نشان دادن توان نظام در جاده‌سازی است.

میدان روایت قدرت ایران، نبرد در قرارگاه ذهن‌هاست
قدرت جمهوری اسلامی انتزاعی نیست، بلکه در گوشت و پوست این سرزمین جاری است اما به دلیل روایت‌های واژگون، گاهی نادیده گرفته می‌شود. روایت قدرت ما باید نشان دهد هر دستاورد حاصل چیست. این دستاوردها قطعا تصادفی نیست، بلکه محصول مهندسی اراده در ساختار جمهوری اسلامی است.
وقت آن است تبیین شود قدرت دفاعی ما محصول پیوند میان ایثار جوانان مؤمن، دانش بومی دانشمندان تربیت‌شده در دامان انقلاب و مدیریت حکیمانه ولایی است. وقتی این شبکه را روایت کنیم، جامعه درمی‌یابد نظام، واجد یک الگوی موفق در تولید پیشرفت است. اگر در بخشی از فناوری به قله رسیده‌ایم، به این معناست که فرمول پیروزی در دست نظام است؛ پس می‌توان همین منطق را به اقتصاد، فرهنگ و خدمات اجتماعی تسری داد.
تمایز جمهوری اسلامی با قدرت‌های مادی عالم در این است که منبع قدرت ما، قلب‌های مردم و ایمان آنهاست. یکی از خطاهای استراتژیک در تحلیل قدرت ایران، منحصر کردن آن به لایه‌های سخت است، حال آنکه قدرت واقعی نظام در مشارکت جوشان مردم در برهه‌های سرنوشت‌ساز، در حیات طیبه خانواده‌ها و در استعداد نخبگانی نهفته است که در سایه استقلال پرورش یافته‌اند.
روایت قدرت باید این معماری مردمی را آشکار کند. نظام جمهوری اسلامی به دنیا نشان داد قدرت ایران برآیند مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی است. این الگوی جدید قدرت، همان چیزی است که دشمن از آن هراس دارد، لذا تبیین این حضور پرشور در عرصه‌های مختلف، ستون فقرات روایت قدرت است.

راهی که منطق «فتح» گشود هنوز هم ادامه دارد
روایت قدرت در جمهوری اسلامی با تبلیغات به معنای مرسوم غربی آن تفاوت ماهوی دارد. تبلیغ غربی به دنبال خلق تصویر کاذب از قدرت برای استیلا بر دیگران است اما روایت در انقلاب اسلامی بر پایه «صدق» استوار است. روایت ما از قدرت، اعتراف به داشته‌ها برای امیدبخشی است. جامعه انقلابی ما باید آنچنان بالغ باشد که بداند داشتن مساله اقتصادی به معنای بی‌قدرت بودن نیست. همه قدرت‌های بزرگ جهان با بحران‌های بزرگ دست و پنجه نرم می‌کنند اما هیچ‌کدام اجازه نمی‌دهند بحران‌ها، روایت اقتدارشان را ببلعد. روایت قدرت در نظام ما، یعنی حفاظت از ذهنیت برتر ملت؛ ذهنیتی که می‌داند اگر بر سختی‌های دوران جنگ و تحریم‌های کمرشکن غلبه کرده، قطعا می‌تواند از گردنه‌های معیشتی امروز نیز با عزت عبور کند. افق ایران توانا، نیازمند آن است تصویر قدرت نظامی-امنیتی، به یک تصویر جامع کارآمدی ارتقا یابد. منطق قدرت در جمهوری اسلامی که در سال‌های دفاع مقدس و پس از آن در عرصه نفوذ منطقه‌ای به کمال رسید، اکنون باید در عرصه ساختارسازی، مهار تورم، نظام سلامت و اقتصاد دانش‌بنیان بازتولید شود. روایت زنده نظام باید به جامعه ثابت کند اگر توانستیم بر پیچیده‌ترین محاصره‌های تسلیحاتی جهان پیروز شویم، این «توانایی» یک صفت ذاتی برای مدیریت انقلابی است که می‌تواند در حل تراز آبی یا نظام بانکی نیز تکرار شود. ما به جای پمپاژ یأس، به تبیین الگوهای موفق بومی نیازمندیم تا تخیل نخبگان جوان‌مان برای ساختن ایرانی مقتدرتر، فعال شود.
روی سخن روایت قدرت، بیش از همه با نسل جدیدی است که طعم تلخ حقارت دوران طاغوت را نچشیده و شاهد عظمت لحظه تولد نظام نبوده است. نسل نو باید بداند وارث یک پروژه باشکوه و البته نیمه‌تمام است. روایت قدرت باید به آنها بفهماند حضورشان در ایران اسلامی، ایستادن در مرکز ثقل تغییرات بزرگ جهانی است.
نسل جوان باید نبض قدرت را در کارگاه‌ها، مراکز دانش‌بنیان، میادین ورزشی و عرصه‌های دیپلماتیک حس کند. روایت قدرت، تبدیل داده‌های پراکنده به یک تصویر الهام‌بخش ملی است؛ تصویری که در آن، ایران فردا، کشوری است نه‌تنها مقتدر، بلکه مرفه، عادل و تمدن‌ساز.
ایران قوی، نام ملتی است که با اتکا به نیروی ایمان خود را توانا می‌داند. درست است مشکلاتی هست، فشارهایی وجود دارد و کاستی‌هایی رخ می‌نماید اما ما نه‌تنها توانسته‌ایم بمانیم، بلکه توانسته‌ایم قد بکشیم و معادلات جهان را تغییر دهیم. تبیین این مسیر، از فاعلیت ملت تا افق ایران توانا، همان فریضه‌ای است که به ما هویت می‌بخشد. روایت قدرت، دیدبانی از توانستن ملت ایران است که پرچم توحید را در عصر جاهلیت مدرن برافراشته است. آینده، از آن این روایت است، چرا که ریشه در حقیقت و اراده خلل‌ناپذیر مردمی دارد که راهی بزرگ را انتخاب کرده‌اند. ابرقدرت واقعی، ایمان این مردم و درایت نظام ذیل تدابیر حکیمانه ولی فقیه است که هیچ لرزه‌ای نتوانسته بنیانش را سست کند. این همان ایران مقتدری است که باید با افتخار روایت شود.

ارسال نظر
captcha
لینکدونی