۱۲/شهريور/۱۴۰۵
|
۰۰:۴۲
انتخابات ۲۷ اکتبر؛ رقابتی بر سر آینده اسرائیل پس از 3 سال جنگ

کنست در سایه جنگ

ابوالفضل ولایتی: انتخابات ۲۷ اکتبر کنست در سرزمین‌ اشغالی در شرایطی برگزار می‌شود که رقابت سیاسی در رژیم صهیونیستی دیگر صرفا ذیل منازعه میان احزاب برای تصاحب قدرت قابل سنجش نیست و به مناقشه‌ای درباره آینده یک رژیم پس از 3 سال جنگ مداوم مبدل شده است. بنیامین نتانیاهو تلاش دارد این انتخابات را نه یک رقابت معمول سیاسی، بلکه همه‌پرسی درباره «بقای اسرائیل» معرفی کند؛ روایتی که در آن شکست سیاسی او نه یک جابه‌جایی قدرت، بلکه تهدیدی علیه موجودیت رژیم تلقی می‌شود.
نتانیاهو در مواضع اخیر خود مدعی شد: «آیت‌الله‌ها می‌خواهند من انتخابات را ببازم؛ حزب‌الله و حماس هم می‌خواهند من ببازم و ترکیه هم همین‌طور». او همچنین هشدار داد پیروزی مخالفانش می‌تواند به خروج ارتش صهیونی از غزه، لبنان و سوریه و شکل‌گیری کشور مستقل فلسطین منجر شود؛ وضعیتی که آن را «آغاز پایان اسرائیل» توصیف کرد.
جدا از کارکرد تبلیغاتی این مواضع، اهمیت آن در گزاره‌ای نهفته است که نخست‌وزیر رژیم ناخواسته آشکار کرده: «3 سال جنگ گسترده و برخورداری از حمایت بی‌سابقه سیاسی و نظامی غرب هنوز نتوانسته اسرائیل را به نقطه‌ای از امنیت پایدار برساند». رژیمی که پس از 7 اکتبر 2023 وعده داده بود با قدرت نظامی، بازدارندگی ازدست‌رفته خود را بازسازی کند، اکنون تداوم امنیت خود را به ادامه حضور نظامی در چند جبهه گره زده است.

1- برتری نظامی و شکاف میان تخریب و پیروزی
پس از عملیات طوفان‌الاقصی، ارتش صهیونیستی بزرگ‌ترین بسیج نظامی خود در دهه‌های اخیر را در دستور کار قرار داد. غزه زیر شدیدترین حملات هوایی و زمینی قرار گرفت، لبنان به صحنه عملیات گسترده ارتش رژیم تبدیل شد، حضور نظامی در سوریه توسعه یافت، عملیات در کرانه باختری تشدید شد و در نهایت تقابل با جمهوری اسلامی ایران نیز به رویارویی مستقیم کشیده شد. اگرچه تل‌آویو در مسیر این جنگ‌افروزی‌ها توانست در ابعادی ضرباتی به نیروهای مقاومت وارد کند، فرماندهان و رهبران برجسته مقاومت را هدف قرار دهد و بخش‌هایی از زیرساخت‌های نظامی آنها را تخریب کند، با این حال، مساله تعیین‌کننده نه میزان تخریب وارده، بلکه ناتوانی صهیونیست‌ها در تبدیل قدرت نظامی به یک نظم سیاسی پایدار و منطبق با منافع رژیم است؛ مصالحی که نتانیاهو با آغاز کارزار نظامی‌اش در پساهفتم اکتبر، آن را خاورمیانه‌ جدید و همسو با منافع تل‌آویو توصیف کرده بود.
در باریکه غزه، هدف اعلامی تل‌آویو یعنی حذف حماس و خلع سلاح آن همچنان حل‌نشده باقی مانده است. در لبنان نیز با وجود وارد شدن خسارات سنگین به زیرساخت‌های جنوب، مساله خلع سلاح مقاومت همچنان یک پرونده سیاسی و امنیتی باز است. درباره ایران نیز نه برنامه موشکی کناری نهاده شده، نه تهران از حمایت نیروهای همسو در منطقه صرف نظر کرده و نه پرونده هسته‌ای مطابق خواست رژیم پایان یافته، بلکه چالشی جدید با محوریت انسداد تنگه هرمز به بحران‌های پیشین صهیونیست‌ها و متحدان آمریکایی‌شان افزوده شده است. این درست همان نقطه‌ای است که از منظر گفتمان مقاومت، اهمیت راهبردی طوفان‌الاقصی را نشان می‌دهد: تبدیل برتری تاکتیکی رژیم در حوزه نظامی به بحرانی در سطح راهبردی. به واقع ارتش صهیونیستی در خلال 3 سال اخیر عملیات‌های متعددی را در دستور کار قرار داد، مناطق وسیعی را هدف حملات خود گرفت و هزینه‌های سنگینی را به دشمنان خود تحمیل کرد، لکن در دستیابی به محیط منطقه‌ای مطلوب خویش ناکام مانده و بحران‌های پیشین، همچنان به قوت خود پابرجا مانده‌اند.

2- جامعه‌ای که جنگ نتوانست شکاف‌هایش را پنهان کند
7 اکتبر 2023 تنها یک شکست امنیتی برای صهیونیست‌ها نبود، بلکه ضربه‌ای به یکی از بنیادی‌ترین وعده‌های پروژه صهیونیسم وارد کرد: وجود یک پناهگاه امن و پایدار برای یهودیان. 3 سال جنگ نه‌تنها این پرسش را حل نکرده، بلکه آن را عمیق‌تر هم کرده است.
جامعه صهیونیست اکنون با مجموعه‌ای از بحران‌های همزمان مواجه است؛ از اختلاف بر سر مسؤولیت شکست امنیتی 7 اکتبر گرفته تا مناقشه درباره سربازی حریدی‌ها، آینده جنگ غزه، نحوه مواجهه با مساله فلسطین، جایگاه نظام قضایی در عرصه‌ حکمرانی و زوال روزافزون وجهه‌ صهیونیست‌ها در افکار عمومی جهانیان. جنگ نتوانست یک اجماع پایدار ایجاد کند، بلکه بسیاری از شکاف‌های پیشین را به سطحی جدید رساند.
نظرسنجی‌های انتخاباتی به‌روشنی نشان می‌دهد ادامه جنگ نه‌تنها به افزایش محبوبیت نتانیاهو منجر نشده، بلکه موقعیت او را پس از یکه‌تازی در عرصه‌ سیاسی رژیم، بیش از پیش متزلزل کرده است. در اغلب نظرسنجی‌های ماه‌های اخیر، حزب «یشار» به رهبری گادی آیزنکوت از لیکود پیشی گرفته و بلوک حامی نتانیاهو همچنان برای دستیابی به اکثریت پارلمان با دشواری مواجه است. وضعیت مذکور نشان‌دهنده یک تناقض سیاسی آشکار است؛ نخست‌وزیر رژیم در حالی که فهرستی بلندبالا از عملیات نظامی و دستاوردهای میدانی ارائه کرده، نه‌تنها در دستیابی به مشروعیت ناکام مانده، بلکه نسبت به حیات سیاسی خود و بقای رژیم ابراز نگرانی می‌کند. از همین رو، سیاست امنیتی‌ کردن انتخابات و پیوند دادن مخالفان داخلی با دشمنان خارجی به بخش مهمی از راهبرد انتخاباتی او تبدیل شده است.

3- اقتصاد در سایه جنگ دائم
جنگ طولانی‌مدت علاوه بر میدان نظامی، فشارهای اقتصادی قابل توجهی نیز بر ساکنان سرزمین‌ اشغالی تحمیل کرده است. افزایش هزینه‌های دفاعی، بسیج گسترده نیروهای ذخیره، فشار بر بودجه عمومی و کاهش ظرفیت سرمایه‌گذاری، هزینه‌های امنیت دائم را به جامعه صهیونی منتقل کرده است.
رئیس بانک مرکزی رژیم اعلام کرده نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی از ۶۰ درصد پیش از جنگ افزایش یافته و هزینه‌های دفاعی نیز به ۸ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده است. این وضعیت اگرچه به معنای فروپاشی اقتصاد رژیم نیست اما پرسش اصلی در خصوص هزینه/ فرصت یک ساختار امنیتی دائما درگیر جنگ را در اذهان عمومی رژیم مطرح کرده است.
دولت آتی رژیم بدون تردید با این چالش اساسی روبه‌رو خواهد بود که چگونه می‌توان میان تأمین هزینه‌های نظامی فزاینده و نیاز به سرمایه‌گذاری در آموزش، زیرساخت و رفاه اجتماعی تعادل ایجاد کرد؟ وضعیتی نامناسب که تاکنون به مهاجرت ده‌ها هزار یهودی به اروپا و آمریکای شمالی منجر شده و زمینه غلبه تدریجی گفتمان راست افراطی بر جناح لیبرال و میانه‌رو را رقم زده است.

4- فرسایش سرمایه بین‌المللی رژیم 
بی‌تردید بازگشت مساله فلسطین به مرکز توجه جهانی را می‌توان از بزرگ‌ترین پیامدهای سیاست‌های جنگ‌افروزانه نتانیاهو در طول 3 سال اخیر قلمداد کرد. پیش از 7 اکتبر، رژیم تل‌آویو تلاش داشت مساله فلسطین را به حاشیه نظم منطقه‌ای براند و روند عادی‌سازی روابط با کشورهای عرب را بدون حل این مساله پیش برد. جنگ غزه این روند را متحول و بار دیگر فلسطین را به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاسی جهان تبدیل کرد. سوی دیگر ماجرا به خدشه‌دار شدن شدید وجهه صهیونیست‌ها در سطح افکار عمومی غرب بازمی‌گردد. افزایش انتقادهای حقوق بشری، اعتراضات گسترده و فشارهای سیاسی درباره غزه و شهرک‌سازی نشان می‌دهد سرمایه مشروعیت بین‌المللی اسرائیل دیگر مانند گذشته نیست.
اگرچه تحول مذکور به معنای پایان حمایت غرب از رژیم نیست اما نشان می‌دهد جنگ برای تل‌آویو تنها هزینه نظامی نداشته و بخشی از سرمایه سیاسی و اخلاقی آن را نیز فرسوده کرده است. سر برآوردن افرادی همچون ظهران ممدانی و عبدالرحمن السید در جناح دموکرات، بی‌تردید ارتباط مستقیم با انزجار افکار عمومی جهان غرب نسبت به سیاست‌های تهاجمی رژیم در منطقه دارد.

5- «روز بعد»؛ کابوسی که جنگ به تعویق انداخته 
برآیند تحولات حاکم بر سرزمین‌ اشغالی نشان می‌دهد مهم‌ترین مساله پیش روی نتانیاهو نه ادامه جنگ، بلکه لحظه پایان آن است، زیرا پایان جنگ، آغاز حسابرسی است؛ زمانی که جامعه صهیونیست خواهد پرسید اگر هدف نابودی حماس بود، چرا این پرونده همچنان باز است؟ اگر هدف تغییر معادله لبنان بود، چرا حزب‌الله همچنان یک مساله امنیتی باقی مانده؟ اگر هدف مهار ایران بود، چرا تهران همچنان مؤلفه‌های اصلی قدرت خود را حفظ کرده؟
آیت‌الله شهید «سیدحسن نصرالله» فوریه ۲۰۲۴ طوفان‌الاقصی را زلزله‌ای توصیف کرد که آثار آن با گذشت زمان به‌ویژه پس از توقف جنگ آشکار خواهد شد. امروز شاید مهم‌ترین نشانه برای سنجش این تحلیل، نه صرفا بیانات رهبران مقاومت، بلکه ادبیات خود مقامات رژیم است؛ جایی که نخست‌وزیر رژیم، پایان جنگ و تغییر سیاسی را با «آغاز پایان اسرائیل» پیوند می‌زند.
از این منظر، بحران اصلی رژیم دیگر فقط دشمنان پیرامونی نیست، بلکه تناقضی است که درون راهبرد امنیتی آن شکل گرفته؛ رژیمی که برای بازسازی امنیت خود به جنگ متوسل شد، اکنون برای حفظ همان احساس امنیت، به تداوم جنگ نیاز دارد.
انتخابات آینده می‌تواند نخستین میدان بزرگ حسابرسی سیاسی از دوران پساهفتم اکتبر باشد. رژیم صهیونی در 3 سال گذشته جنگ‌های متعددی را به کشورهای پیرامون تحمیل کرده اما همچنان نتوانسته به پرسشی که طوفان‌الاقصی و نبردهای پس از آن پیش روی تل‌آویو گذاشت، پاسخ دهد: چگونه می‌توان امنیتی پایدار ایجاد کرد، وقتی امنیت به جنگ دائم وابسته شده است؟! همین تناقض، شاید مهم‌ترین میراث راهبردی طوفان‌الاقصی برای صهیونیست‌ها باشد؛ بحرانی که جنگ توانسته ظهور کامل آن را به تعویق بیندازد اما هنوز نتوانسته آن را از میان بردارد. سیدالشهدای مقاومت لبنان به‌درستی چندی پس از وقوع طوفان‌الاقصی فرمود: «در طوفان‌الاقصی، پايه‌ها، ستون‌ها و تکيه‌گاه‌هايی که اين موجوديت بر آنها بنا شده است، فاسد شد. اين لرزش و تکان، اثرات فاجعه‌بار، مهم و خطرناکی برجا خواهد گذاشت. نه دولت دشمن و نه احزاب سياسی در اين موجوديت قادر به ترميم اثرات اين زلزله‌ها و تکان‌هايی که اين موجوديت در معرض آن قرار گرفته، نخواهند بود. من گفتم اين زلزله ظاهر خواهد شد و اکنون شروع به ظاهر شدن کرده اما با گذشت زمان، به‌ويژه هنگامی که جنگ متوقف شود، اين نتايج برای همه به وضوح آشکار خواهد شد».

ارسال نظر
captcha
پربیننده
لینکدونی