۲۵/شهريور/۱۴۰۵
|
۲۳:۳۴
کالبدشکافی ساختاری - روایی و بازتاب‌های سیاسی نمایش مستند «نازا» در فستیوال ونیز

اتوماسیون جنایت

میلاد جلیل‌زاده: مستند سینمایی «نازا» (NAZA) به کارگردانی مشترک «یووال آبراهام» و «راشل سور» روزنامه‌نگاران و فیلمسازان اسرائیلی، اثری ۸۰ دقیقه‌ای، محصول رسانه گاردین به همراه کمپانی JW Films و تهیه‌کنندگی اجرایی «جاناتان گلیزر» است که نمایش آن در جشنواره ونیز ۲۰۲۶ جنجال زیادی به پا کرد. این فیلم مستند، سیستم‌های برنامه‌ریزی، الگوریتم‌های هوش مصنوعی و بروکراسی حملات هوایی ارشدترین لایه‌های نظامی اسرائیل در جریان جنگ غزه را تحلیل می‌کند و با اتکا به شهادت‌های درون‌سازمانی، پرده از سازوکارهایی برمی‌دارد که ابعاد انسانی جنگ را به محاسبات ریاضی و داده‌های دیجیتال تقلیل می‌دهد. ابعاد گوناگون این سند تصویری، شامل پیشینه سازندگان، ساختار روایی مستند، مواجهه مسؤولان و مخاطبان جشنواره ونیز و واکنش‌های تند ارکان سیاسی و حقوقی اسرائیل، بستری پیچیده را برای بررسی نوع مواجهه غرب با مساله فلسطین که از مسائل اصلی جامعه آنها در حال حاضر است، فراهم می‌کند. مساله فلسطین پس از عملیات طوفان‌الاقصی، تبدیل به یکی از بحران‌های اجتماعی جهان غرب شد. نسل‌های جدیدتر در این جوامع که ذهنیت‌شان دستپخت دوران جنگ سرد نیست، به هیچ‌وجه حاضر به حمایت از رژیم صهیونیستی نیستند؛ حال آنکه دولت‌های‌شان بر مبنایی دیگر، روابط و مناسبات خود را چیده‌اند. اینچنین است که حتی جشنواره‌هایی مثل کن و ونیز در فرانسه و ایتالیا ناچار می‌شوند بخشی را به نمایش آثاری اختصاص دهند که جنایات اسرائیل علیه فلسطینی‌ها را روایت می‌کنند و اتفاقا پول این جشنواره‌ها را همان دولت‌هایی می‌دهند که هنوز مناسبات‌شان را با رژیم صهیونیستی تغییر نداده‌اند. چنین پدیده‌ای ممکن است در ذهن ناظران بیرونی یک دوگانگی چالش‌برانگیز باشد اما می‌توان با هوشیاری به آن نگریست و هم فرصت‌های موجود در آن را دید، هم نسبت به انحرافاتی که ممکن است در این مسیر ایجاد شود آگاه بود.
نباید از یاد برد که سال گذشته در فستیوال کن که خواهر دوقلوی ونیز است، مستند «روحت را در دستت بگیر و قدم بزن» درباره یک دختر فلسطینی منتشر شد؛ مستندی که شخصیت اصلی‌اش در جریان فیلمبرداری اثر شهید می‌شود. این مستند را «سپیده فارسی» ساخته که اپوزیسیون جمهوری اسلامی است و تلاش می‌کند ایران و رژیم صهیونیستی را همانندسازی کند. آن دوره از جشنواره کن در حالی برگزار می‌شد که «مهدیه اسفندیاری» زن ایرانی ساکن فرانسه به دلیل انتشار مطلبی در دفاع از فلسطین داخل کانال شخصی و محدود خود در فضای مجازی، در حبس و سلول انفرادی به سر می‌برد. این وضعیت به‌وضوح نشان می‌دهد رژیم‌های اروپایی می‌خواهند لیدری جریان مقابله با اسرائیل را از مدافعان واقعی مقاومت بگیرند و به عناصر دست‌پرورده خودشان بسپارند. امسال هم 2 فیلم ضدایرانی در ونیز حضور داشتند که یکی از آنها به کارگردانی محسن قرایی در بخش افق‌ها جایزه بهترین بازیگر زن را برنده شد. تهیه‌کننده آمریکایی این فیلم سال قبل تهیه‌کننده مستندی بود به نام «صدای هند رجب» که آن هم درباره فلسطین بود و کارگردانش در فهرست داوران بخش اصلی ونیز در امسال قرار گرفت. اینها در مجموع می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که رژیم‌های اروپایی به سبب اینکه جایگاه اسرائیل در افکار عمومی دنیا تخریب شده، ممکن است در تلاش باشند نسخه‌هایی دست‌ساز و تحت کنترل خودشان را توسط منتقدان جنایات اسرائیل بسازند و از طریق جشن‌ها و جشنواره‌های سینمایی معرفی کنند تا جایگزین نسخه‌های اصلی و واقعی شوند. از همین رو به رویکرد فستیوال ونیز در نمایش مستند «نازا» نمی‌توان کاملا خوشبین بود اما می‌توان آن را نشانه‌ای از فراگیر شدن قطعی یک دید منفی گسترده نسبت به اسرائیل در تمام دنیا دانست. با همه این اوصاف، توجه به این مستند، سوای نیت سازندگانش و نیز نیت کسانی که آن را در جشنواره نمایش دادند، می‌تواند برای پی بردن به بخشی از آنچه در این صحنه نبرد می‌گذرد مفید باشد. به طور مثال اشاره «نازا» به نوع تشکیل بانک اهداف رژیم صهیونیستی در ترورها که توسط هوش مصنوعی تنظیم می‌شود، ممکن است آگاهی‌هایی در بعضی افراد نسبت به این موضوع ایجاد کند. البته پیش از این در مورد حمله رژیم به ایران هم به چنین نکاتی اشاره شده بود اما رسانه‌های معاند با تمسخر این ادعاها سعی داشتند آن را منکر شوند. در ادامه به معرفی مستند «نازا»، سازندگان آن، نوع حضور آن در فستیوال ونیز و برخوردهایی که داخل اسرائیل با آن شد پرداخته شده؛ مستندی که رکورد تشویق ایستاده حاضران را پس از اکران در فستیوال ونیز شکست.

پشت‌بام‌های تل‌آویو
یووال آبراهام و راشل سور پیش از ساخت مستند «نازا»، به عنوان 2 روزنامه‌نگار تحقیقاتی و فعال رسانه‌ای در اسرائیل شناخته می‌شدند. نقطه اوج فعالیت قبلی این دو فیلمساز، مشارکت در ساخت مستند بلند «سرزمین دیگری نیست» (No Other Land) در سال ۲۰۲۴ بود. آن اثر که موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین مستند در سال ۲۰۲۵ شد، بر مستندسازی میدانی خشونت‌های شهرک‌نشینان و تخریب جوامع فلسطینی در کرانه باختری تمرکز داشت. در آن مستند، روش‌شناسی فیلمسازان مبتنی بر حضور مستقیم در محل وقوع حادثه، تصویربرداری در روز روشن و مواجهه چهره‌به‌چهره با قربانیان و مجریان خشونت بود.
با این حال، آبراهام و سور در مستند «نازا» یک تغییر پارادایم روش‌شناختی ایجاد کردند. آنها به جای ثبت معلول‌ها و پیامدهای عینی جنگ روی زمین، تصمیم گرفتند به کالبدشکافی علت‌ها، ساختارها و الگوریتم‌های تصمیم‌گیری بپردازند. این دو روزنامه‌نگار، در قالب ژورنالیسم تحقیقی، پیش‌تر با همکاری رسانه‌هایی چون مجله «۹۷۲»، پایگاه خبری عبری‌زبان «لوکال کال» و روزنامه گاردین، گزارش‌های متعددی را درباره سامانه‌های هوش مصنوعی ارتش اسرائیل منتشر کرده بودند. حالا عنوان می‌شود مستند «نازا» حاصل 3 سال تحقیق، جمع‌آوری شهادت‌ها و تبدیل داده‌های تحقیقاتی متنی به یک سند دیداری و شنیداری پیچیده است.
عنوان مستند، برگرفته از سرواژه عبارت عبری «نِزِک آگاویNezek Agavi / » است که در اصطلاح‌شناسی نظامی ارتش اسرائیل به معنای «آسیب جانبی یا سهمیه پیش‌بینی‌شده برای تلفات غیرنظامیان در یک حمله هوایی» به کار می‌رود. این اثر ۸۰ دقیقه‌ای، بر اساس شهادت افشاگرانه ۲۴ نفر از افسران اطلاعاتی، اپراتورهای پهپاد و برنامه‌ریزان نظامی ارتش اسرائیل شکل گرفته است. چنین عنوان شده که به دلیل خطرات حیاتی و پیگردهای حقوقی سنگین، تمام گفت‌وگوها در طول 3 سال و به صورت کاملا مخفیانه در تاریکی شب روی پشت‌بام‌های تل‌آویو ضبط شده است. سازندگان با استفاده از الگوریتم‌های دیجیتالی، صدا و ویژگی‌های ظاهری تمام شهود را تغییر داده‌اند تا هویت آنها غیرقابل شناسایی باقی بماند.
ساختار روایی فیلم بر افشای زنجیره‌ای از سامانه‌های هوشمند و پروتکل‌های اداری استوار است که فرآیند هدف‌گیری را از حالت انسانی خارج می‌کنند. افشاگران در این مستند تشریح می‌کنند که چگونه سامانه‌های هوش مصنوعی، مانند سیستم موسوم به «اسطوخودوس» (Lavender)، با پردازش داده‌های مخابراتی و ردگیری سیگنال تلفن‌های همراه، هزاران خانه مسکونی را در نوار غزه به عنوان اهداف احتمالی مشخص می‌کنند. شهادت‌های ارائه‌شده نشان می‌دهد ارتش رژیم ترجیح می‌دهد اهداف شناسایی‌شده را شب‌هنگام و در منازل شخصی‌شان مورد حمله قرار دهد؛ برای رسیدن به حسی که ناشی از اطمینان از حضور هدف در خانه است، حتی اگر این امر به قیمت کشته شدن تمام اعضای خانواده و همسایگان تمام شود. شهروندان ایرانی در 2 جنگ اخیر با رژیم صهیونیستی هم چنین الگویی را در ترور بسیاری از فرماندهان نظامی و امنیتی و دانشمندان‌شان مشاهده کردند.
یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های مستند، افشای شناور بودن سهمیه «نازا» یا تلفات جانبی مجاز است. شهود نظامی توضیح می‌دهند که سقف تلفات غیرنظامی پذیرفته‌شده برای فرماندهان ارشد یا نیروهای رده‌پایین کاملا الاستیک است؛ در حالی که برای یک نیروی عادی حماس کشته شدن تا ۲۰ غیرنظامی مجاز شمرده می‌شود، در مورد فرماندهان برجسته‌تر، دستورات رسمی اجازه صدور مجوز برای حملاتی را داده‌اند که ممکن است به قیمت جان ۲۰۰ تا ۵۰۰ غیرنظامی در یک حمله یکباره تمام شود.
فیلمسازان با هوشمندی، بستر بصری گفت‌وگوها را در تل‌آویو و در فاصله‌ای حدود ۴۴ مایلی از نوار غزه قرار داده‌اند. کنتراست میان زندگی آرام، ترافیک خیابان‌ها و فعالیت مراکز فرهنگی در تل‌آویو با ویرانی‌های غزه که به صورت کوتاه در فیلم نمایش داده می‌شود، حس گسست اخلاقی و بی‌حسی روانی جوامع مدرن در برابر فاجعه را القا می‌کند. افسران اطلاعاتی حاضر در فیلم که خود در تل‌آویو مستقرند، حملات را از طریق مانیتورها مدیریت کرده و خود را تنها پیچ‌ومهره‌های فنی یک سیستم فاقد مسؤولیت اخلاقی تلقی می‌کنند. آبراهام و سور تصریح کرده‌اند هدف‌شان پرداختن به خطاهای فردی یا جنایات خودسرانه سربازان نبوده، بلکه قصد داشته‌اند ساختار، منطق حاکم و بروکراسی کشتار را عریان کنند.

جنجال در جشنواره فیلم ونیز
هشتاد و سومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز در سپتامبر ۲۰۲۶، بستر نخستین اکران جهانی مستند «نازا» بود. این اثر به عنوان تنها مستندی که به بخش مسابقه اصلی هم راه یافت، برای کسب جایزه شیر طلایی به رقابت پرداخت.
مدیریت جشنواره ونیز و در رأس آن «آلبرتو باربرا» مدیر هنری فستیوال، تدابیر امنیتی و رسانه‌ای ویژه‌ای را برای نمایش این اثر اتخاذ کردند یا لااقل چنین وانمود شد. خبر اضافه شدن این مستند به جدول مسابقه اصلی تا ۲۴ آگوست ۲۰۲۶ مخفی نگه داشته شد. عنوان شد این افزودن دیرهنگام به درخواست مستقیم تهیه‌کنندگان انجام شده تا مراحل پیچیده گمنام‌سازی شهود به پایان رسیده و ارزیابی‌های امنیتی لازم برای اکران بین‌المللی انجام شود. باربرا پیش از اکران اثر، طی اظهاراتی رسمی، «نازا» را اثری «ساختارشکنانه»، «از نظر سیاسی متلاطم‌کننده» و «به‌شدت ارزشمند» از نظر سینمایی توصیف و تأکید کرد شهادت‌های ارائه‌شده در فیلم تکان‌دهنده بوده و حاصل 3 سال تلاش صبورانه فیلمسازان است.
اکران رسمی اثر در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ با واکنش پرشور تماشاگران و منتقدان جشنواره همراه شد. پس از پایان نمایش فیلم، حاضران در سالن به مدت ۲۵ دقیقه به صورت ایستاده فیلمسازان را تشویق کردند که این میزان تشویق، رکورد طولانی‌ترین تشویق ایستاده در تاریخ جشنواره فیلم ونیز را به نام این اثر ثبت کرد. فضای بیرون از سالن اکران و فرش قرمز هم تحت تاثیر شعارهایی نظیر «فلسطین را آزاد کنید» توسط حاضران بود.
نهایتا جایزه ویژه هیات داوران بخش مسابقه اصلی، جایزه ادیپو رِه (Edipo Re Award) از سوی نهادهای مستقل جانبی جشنواره با مفهوم تقدیر از رویکرد انسانی و حقوق بشری اثر و جایزه قطره سبز (Green Drop Award) از جانب سازمان‌های زیست‌محیطی و بشردوستانه با مفهوم توجه به ابعاد زیست‌محیطی و انسانی تخریب‌های نظامی، همچنین تقدیر ویژه یونیسف با تمرکز بر پیامدهای جنگ روی کودکان و خانواده‌ها به این اثر تعلق گرفت و میزان رضایت منتقدان هم در جدول‌های منتشر شده بالا بود.

واکنش رسمی رژیم صهیونیستی
موفقیت جشنواره‌ای مستند «نازا» و افشای مکانیزم‌های درونی ارتش صهیونیستی، موجی از خشم و واکنش‌های تند را در میان مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی رژیم ایجاد کرد. تنها یک روز پس از اختتامیه جشنواره ونیز، «میکی زوهر» وزیر فرهنگ رژیم طی بیانیه‌ای شدیدالحن در شبکه اجتماعیX ، فیلمسازان را به «خیانت علیه کشور» متهم کرد و متعهد شد روند سلب تابعیت اسرائیلی آنها را پیگیری کند. زوهر ادعا کرد «این فیلمسازان حاضر شده‌اند برای جلب تشویق جوامع بین‌المللی به کشور خود آسیب بزنند و این رفتار مصداق کامل خیانت است».
سایر وزرا و چهره‌های برجسته سیاسی رژیم نیز به این هجمه پیوستند؛ ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت داخلی، فیلمسازان را مایه ننگ خواند و خروج آنها از سرزمین اشغالی را خواستار شد. آویگدور لیبرمن، وزیر سابق جنگ، سازندگان را «دشمنان اسرائیل» نامید و نفتالی بنت، نخست‌وزیر سابق، محتوای مستند را «افترا و بهتان خونین هولناک» توصیف کرد.
بررسی قوانین تابعیت رژیم نشان می‌دهد تهدید وزیر فرهنگ با موانع قانونی و حقوقی پیچیده‌ای روبه‌رو است. اگرچه طبق رویه تاییدشده دیوان عالی اسرائیل در سال ۲۰۲۲، دولت می‌تواند تابعیت افرادی را که مرتکب خیانت، جاسوسی یا عدم وفاداری شدید شده‌اند لغو کند و در سال ۲۰۲۳ نیز این قانون برای محکومان به تروریسم گسترش یافت اما اجرای آن مستلزم یک روند 3 مرحله‌ای است. این روند نیازمند ارائه درخواست رسمی توسط وزیر امور داخلی، تایید کتبی وزیر دادگستری و در نهایت صدور حکم قطعی توسط قضات دیوان عالی است؛ از این رو، وزیر فرهنگ به تنهایی اختیار قانونی برای سلب شهروندی ندارد.
ارتش اسرائیل (IDF) نیز در نخستین واکنش رسمی خود، اتهامات مطرح‌شده در مستند را به طور کامل رد کرد و اتکا به شهود ناشناس را که هویت و موقعیت نظامی آنها قابل راستی‌آزمایی مستقل نیست، مورد انتقاد قرار داد. ارتش صهیونیستی ادعا کرد تمام تصمیمات مربوط به حملات هوایی توسط نیروهای انسانی و طبق ضوابط حقوقی گرفته می‌شود و نه سامانه‌های هوشمند. با این حال، در بیانیه تکمیلی که بعدا منتشر شد، لحن ارتش تا حدی تغییر یافت و اذعان شد ادعاهای مفصل مطرح‌شده در فیلم، نیازمند بررسی دقیق و پاسخ مبتنی بر مدرک است و نمی‌توان آن را با تکذیب ساده کنار گذاشت.
در این میان، فضای رسانه‌ای و سیاسی داخلی اسرائیل دچار دوپارگی شد. برخی شخصیت‌های چپ‌گرا مانند «یوسف جبارین» نماینده سابق پارلمان و رئیس حزب حدش، با تبریک این جایزه به سازندگان، از افشای واقعیت‌های تلخ غزه تقدیر کردند. روزنامه هاآرتص هم در سرمقاله خود نوشت فیلمسازان با نمایش این اثر، جامعه اسرائیل را با لکه سیاهی که در نحوه اداره جنگ وجود دارد روبه‌رو کرده‌اند و مواجهه با این حقیقت، غیرقابل اجتناب است. نگاه به پاره‌ای از همین مواضع است که می‌تواند بسیاری از مخاطبان را درباره ماهیت واقعی مستند «نازا» به تردید بیندازد. دفاع تمام‌قد بخشی از شخصیت‌های سیاسی یا رسانه‌های رسمی داخل رژیم از این اثر نشان می‌دهد به رغم لحن ظاهرا ساختارشکنی که این مستند دارد اما همچنان می‌توان آن را در چارچوب سیاسی و اجتماعی داخل رژیم صهیونیستی فهم کرد، نه چیزی که کاملا علیه آن است.

پیامدهای رسانه‌ای، حقوقی و ژئوپلیتیک
تحلیل نهایی مستند «نازا» نشان‌دهنده تعمیق شکاف میان تکنولوژی‌های مدرن نظامی و مسؤولیت اخلاقی فردی است. این اثر بر این باور تاکید می‌کند که اتوماسیون فرآیند هدف‌گیری، چگونه خشونت ساختاری را از احساس گناه فردی مجزا می‌کند. وقتی برنامه‌ریزان نظامی با الگوریتم‌ها و کلمات اختصاری مانند «نازا» کار می‌کنند، انسان‌ها به متغیرهای عددی در معادلات نظامی تقلیل می‌یابند.
از سوی دیگر، واکنش تند بخشی از حاکمیت اسرائیل و تهدید به سلب تابعیت فیلمسازان، نشان‌دهنده تغییر ابزارهای سرکوب دولتی از سانسور سنتی به سلب حقوق بنیادین شهروندی ارزیابی شد. جریان منتقدان متصل به فستیوال ونیز در مجموع چنین گفتند که این رویکرد ساختاری، با هدف ارعاب سایر افشاگران و جلوگیری از خروج اطلاعات از درون نهادهای نظامی طراحی شده است. عده‌ای دیگر هم موفقیت مستند «نازا» را الگوی تازه‌ای از سینمای افشاگر دانستند که در آن، داده‌های صحه‌گذاری‌شده تحقیقاتی به اسناد دیداری تبدیل می‌شود تا راه را برای پیگیری‌های حقوقی و قضایی بین‌المللی هموار کند.
البته باید توجه داشت هر چند ترورهایی که طبق این روش و توسط الگوسازی‌های هوش مصنوعی انجام می‌شود، ممکن است به خودی خود نوعی خشونت ساختاریافته و انسان‌زدایی از قربانیان قلمداد شود اما این را هم نباید از نظر دور داشت که کشتار مردم غیرنظامی در بسیاری موارد کاملا آگاهانه و به قصد ایجاد رعب و وحشت در حامیان مقاومت انجام می‌شود و در آن موارد حتی پای هوش مصنوعی هم در میان نیست.

ارسال نظر
captcha