۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۱:۵۶

پا تو کفش شاعرها

گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز؟
که ربعِ پهلوی از جیبِ مادرش سرپاست
 
چِل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم
من ربعِ پهلوی، کَنه جیبِ مادرم
 
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
فرح پیر به ربعش نگران خواهد شد
 
یکی روبهی دید بی‌دست و پا
که امید دارد شود شاه ما
 
بخت پیروز که با ما به خصومت می‌بود
روز بیست و دوی بهمن زد و ما را ترکاند
 
ای که پنجاه رفت و در خوابی 
نشدی شاه، هنوز بی‌تابی ؟
 
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نیست شاه وطنم این سس خرسی تپل
 
مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما
غافل از اینکه خودش تیشه به تاجش زد و رفت
 
چو بد کردی مباش ایمن ز آفات
که آتش‌بس برایت شد مکافات

 

ارسال نظر
captcha
پربیننده