سوریه چگونه تجزیه میشود؟
سمیرا کریمشاهی: با تسلط تروریستهای تحریرالشام بر دمشق از آذرماه گذشته، طراحی نقشه راه حفظ و تثبیت قدرت به مهمترین دغدغه جولانی و یارانش تبدیل شده است. همانگونه که پیشبینی میشد با گذشت زمان، بر بلند شدن صداهای مخالف با حاکمان جدید دمشق افزوده میشود. جولانی دولت انتقالی ۳ ماهه را به ریاستجمهوری موقتی خود به مدت قابل توجه ۴ سال تبدیل کرد تا با بهانه آمادهسازی زیرساختهای برگزاری انتخابات و روندهای دموکراتیک بتواند زمام امور را به منظور سرکوب مخالفان در دست خود داشته باشد. دولت انتقالی جولانی سهشنبه گذشته نشستی موسوم به گفتوگوهای ملی در دمشق برگزار کرد تا مدعی به رسمیت شناختن جریانها و سلایق متفاوت سیاسی در سوریه شود اما واقعیت موجود در صحنه سوریه و بازیگران غایب نشان میدهد فراتر از ادعا نمیتوان چندان چنین روندی در دمشق را جدی گرفت یا امیدوار به مشارکت چندجانبه در ساختار آتی سوریه شد.
بزرگترین غایب نشست دمشق، احزاب کردی بودند. منطقه شرق فرات به عنوان بزرگترین بخش خاک سوریه پس از حکومت دمشق، تحت سیطره گروههای کردی قرار دارد و نادیده گرفتن آنها در آینده سوریه به معنای امتداد بحران یکپارچگی این کشور است. پس از سقوط نظام اسد، چند دور مذاکره کردی - کردی و کردها با طرف جولانی شکل گرفته و حتی طرفین از به رسمیت شناختن یکدیگر استقبال کردند اما همچنان از اقدام ملموس خبری نیست. سرنوشت شاخه نظامی احزاب کردی و تمایل دمشق به خلع سلاح تمام گروههای مسلح و ادغام در ارتش تحت هدایت دولت جولانی مهمترین ابهام و نقطه بنبست پرونده آینده رابطه و تعامل طرفین است.
از طرفی حساسیت ترکیه بر کردهای مستقر در شمالشرقی سوریه و مرزهای جنوبیاش و چشمانداز چگونگی ایفای نقش دولت ترامپ مزید بر علت پیچیدگی سرنوشت کرده است. نیروهای ارتش اشغالگر آمریکا به بهانه حمایت از کردها به حضور اشغالگرانه خود ادامه میدهند و دولت جولانی هیچگونه ارادهای حتی در سطح اعتراض اعلامی از خود نشان نداده است.
نوار شمالی این کشور هم همچنان تحت سلطه ارتش ترکیه و نظامیان تحت حمایتش در قالب ارتش آزاد قرار دارد و آنها هم به بهانه مبارزه با گروهکهای تروریستی کردی قصد خارج شدن از خاک سوریه را ندارند. با وجود اینکه جولانی اعلام کرده تمام نظامیان سوری باید به نیروهای رسمی و دولتی بپیوندند اما پیشینه اختلافات نیروهای ارتش آزاد تحت حمایت ترکیه با نیروهای تحریرالشام، پیوستن بدون اما و اگر ارتش آزاد به جولانی را دور از انتظار کرده است، بویژه اینکه بعید به نظر میرسد ترکیه به چنین اهرم فشاری که میتواند در صورت نیاز علیه جولانی به کار بگیرد در تصمیم نهایی استقلال عمل بدهد. اما بحران اقتدار مرکزی در سوریه به ماجرای شرق فرات و نوار شمالی محدود نیست، جنوب و غرب این کشور هم هرکدام مستعد بحرانی هستند که میتواند کنترل وضعیت را از دستان دمشق خارج کند.
* تشدید اشغالگری صهیونیستها
در مدت چندماهه که از تسلط جولانی بر دمشق میگذرد، پررنگتر از هر اقدام و برنامههای سفیدشویی گذشته، بازسازی چهره و جلب تایید و پذیرش توسط دیگری در دستور کار تحریرالشامیها قرار داشته است به طوری که در برابر اشغال خاک از زمین و خلع سلاح از هوا توسط اسرائیل، کوچکترین واکنشی نداشتهاند تا بهانهای در مسیر عادی شدنشان و پذیرش توسط بازیگران ساختار بینالملل خلق نشود اما برخلاف خوشباوری سازشکاران دمشق و طبق تجربه تاریخی خاورمیانه این عقبنشینیهای گام به گام جولانی در برابر رژیم نه تنها سبب ایجاد موضع مثبت در رهبران صهیونیست نشده که به صراحت اعلام کردند در مناطقی تازه اشغال شده خاک سوریه در پسااسد، حداقل ۷ پایگاه نظامی مستقر خواهند کرد.
اقدامات رژیم اسرائیل نشان میدهد مبارزه با حکومت اسد به بهانه تهدیدزایی دولت پیشین دمشق صرفا یک بهانه بود و اراده اسرائیل مبنی بر عدم وجود یک قدرت مرکزی در مرزهای اشغالی با تغییر نظام سوریه و مواجهه آنها با دولت کاملا خنثای جولانی، تغییر نخواهد کرد. بنیامین نتانیاهو در تازهترین اظهارات خود در توجیه اشغال خاک سوریه مدعی شده نمیتوانند حضور نیروهای نظامی دولت جدید دمشق را در جنوب این کشور تحمل کنند. در حالی نتانیاهو چنین سخنانی را به منظور القای امنیتیسازی مرزهای اشغالی به زبان آورده که در روزهایی نه چندان دور حاکمان جدید سوریه وقتی عنوان مخالفان حکومت اسد را داشتند، تحت حمایت آشکار و پنهان اسرائیل قرار گرفتند و با تغییر وضعیتشان به صاحب قدرت حتی با اتخاذ راهبرد بیعملی در برابر تجاوزات اسرائیل اما مورد پذیرش رژیم قرار نگرفتهاند و هزینه سازش با افزایش اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل در سوریه بر دمشق و ملت سوریه تحمیل میشود.
در آخرین اقدام، بامداد روز گذشته جنگندههای اسرائیلی مناطقی در جنوب دمشق را بمباران کردند. رسانههای حامی جولانی سعی دارند با تاکید بر اینکه نقاط هدف حمله «پایگاه نظامی رژیم سابق» بوده، از دامنه حساسیتها و اعتراضات نسبت به سکوت در برابر اسرائیل بکاهند اما در نتیجهای عکس، انتقاداتی در شبکههای اجتماعی شکل گرفت که پایگاههای نظامی یا هر تاسیساتی متعلق به سوریه و از سرمایههای مردم این کشور است و چیزی به عنوان دارایی نظام قبل وجود ندارد و دولت دمشق موظف است از حقوق مردم خود دفاع کند. علاوه بر این، گمانهزنیها درباره پررنگ شدن نقشه کلان صهیونیستها در اجراییسازی طرح شوم «اسرائیل بزرگ» افزایش یافته است. بخش اصلی این طرح ذیل کریدوری موسوم به «داوود» عملیاتی میشود که اسرائیل با اشغال جنوب سوریه و فعال شدن منطقه التنف (تحت اشغال آمریکا) در مرز سوریه و اردن به عنوان پل ارتباطی به مناطق شرق فرات و تحت تسلط گروهای کردی متصل میشود؛ محوری که از غرب عراق تا شرق مدیترانه را تحت نفوذ رژیم قرار میدهد و منطقه را در بحران تنش، تجزیهطلبی و جنگهای داخلی پیدرپی فرو خواهد برد، در حالی که تا زمان فعال بودن خط مقاومت از تهران تا مدیترانه سایه تهدیدش از منطقه به دور بود.
* مخالفان در جنوب و غرب
شکلگیری هستههای مخالفت با دولت دمشق تقریبا از همان روز استقرار جولانی در دمشق ایجاد شده است اما تشابه در اقدام تقابلی علیه دمشق نباید این خطا را در ذهن ایجاد کند که همگی این مخالفان هدف یکسانی دارند. در واقع معارضه با جولانی شامل طیفی از تجزیهطلبی تا نیروهای خواستار مقاومت در برابر تجاوز بر تمامیت ارضی سوریه میشود. به عنوان مثال بخشی از دروزیهای جنوب سوریه به طعمه جدید رژیم اشغالگر تبدیل شدهاند تا با پیوند آنها به دروزهای ساکن جولان اشغالی، مقدمات یک خودمختاری تحت کنترل اسرائیل در جنوب فراهم شود. در همین راستا نتانیاهو طرح تخلیه جنوب سوریه از نیروهای نظامی سوری را مطرح کرده است. واضح است ادامهدار بودن سکوت دمشق در برابر اسرائیل مجوز پیشروی این رژیم به سمت مناطق مرکزی و حتی خود دمشق خواهد بود. ناتوانی جولانی در برابر چنین تهدیدی برای سوریه باعث شده اعتراضات مردمی در برابر اقدامات رژیم از هفته گذشته افزایش یابد.
گروهی از نظامیان دروزی، به رهبری «طارق الشوفی» شورای نظامی سویدا را تشکیل دادند و با اعلام اینکه دولت دمشق مورد پذیرش آنها نیست، به دنبال جدایی سویدا، قنیطره و درعا از سلطه دمشق هستند. به گمان کارشناسان این شورای تجزیهطلب با حمایت و تحریک اسرائیل فعالیت میکند. در حالی که آنها پایگاه اجتماعی خود را دروزیان سوری اعلام کردهاند، شیخ حکمت الهجری از رهبران دروزی سوری با رد این شورا اعلام کرد تجزیهطلبی از برنامههای اسرائیل برای سوریه است و اعتراضات در سویدا با اکثریت دروزی علیه اقدامات رژیم صهیونیستی پررنگ بوده است. از دیگر نگرانیهای جولانی در جنوب سوریه مربوط به نیروهای سپاه پنجم ارتش دوران اسد است. سپاه پنجم ارتش با حمایت روسیه از نیروهای معارضی که تمایل به فعالیت ذیل ارتش رسمی کشور داشتند، تشکیل شده بود.
فرمانده تیپ هشتم آن «احمد هیثم العوده» بود که به دلیل نفوذ شخصی و جلب حمایت از سمت کشورهایی همچون روسیه، امارات و اردن توانست رهبری اتاق عملیات جنوب در بازه زمانی سقوط دمشق را بر عهده بگیرد. او همزمان با عملیات «ردعالعدوان» در شمال سوریه، عملیات «کسر القیود» را از جنوب آغاز کرد. حتی گفته میشود نیروهای تحت امر او زودتر از تحریرالشام به دروازه دمشق رسیدند.
احمد العوده هرچند پس از استقرار جولانی در دمشق، سعی بر رفتار محافظهکارانه گرفته، حتی در قالب دیدار فرماندهان راهی کاخ دمشق شد اما بعید است نفوذ و قدرت خود در جنوب سوریه را به بهای استحکام پایههای قدرت جولانی در دمشق فدا کند. بویژه اینکه در شرایطی که کشورهایی مانند عربستان و ترکیه به دنبال جانمایی خود در آینده سوریه هستند، العوده میتواند به عنوان یک اهرم فشار بیش از پیش حمایت ابوظبی را به سمت خود جذب کند. در خلال کشاکشهای جنوب سوریه، غرب سوریه هم شاهد اعلام موجودیتی در تقابل با دمشق است. «اقلیم اوغاریت» عنوانی است که این روزها در سواحل شرقی مدیترانه بر سر زبانها افتاده است. گروهی در منطقه ساحلی و عمدتا علوینشین سوریه اعلام کردند «اقلیم خودگردان اوغاریت» را که لاذقیه، طرطوس و جزیره ارواد را تحت پوشش دارد، تشکیل میدهند. در بیانیهای که 23 فوریه توسط این گروه منتشر شد، هدف از آن ایجاد ساز و کار حکومتی بر اساس خواست مردم عنوان شد و اعلام کردند سیاستهای امنیتی و اقتصادی مستقلی از دمشق را دنبال خواهند کرد اما آماده همکاری با نهادهای ملی و بینالمللی هستند.
جدا از سر بر آوردن گروههایی که سودای قدرت یا تجزیه خاک سوریه را دارند، اعلام موجودیتهایی هم در خط مقاومت در برابر متجاوزان خارجی و تروریسم داخلی شکل گرفته است. ابتدا گروهی با نام «المقاومه الشعبیه السوریه» با هدف مبارزه علیه نیروهای تحریرالشام، همچنین اشغالگری اسرائیل پس از سقوط نظام اسد اعلام موجودیت کرد. هفته دوم بهمن، همزمان با حمله نظامیان صهیونیست به قنیطره، گروهی با نام «جبهه المقاومه الاسلامیه فی سوریه» (اولیالباس) با انتشار بیانیهای اعلام کرد طی عملیاتی نیروهای ارتش اسرائیل را در قنیطره مورد حمله قرار داده است. به نظر میرسد همزمان با افزایش اعتراضات مردمی در سوریه نسبت به اقدامات رژیم، گروههای مقاومتی با امتداد خط مبارزاتی خود در خلأ دولت عامل در برابر تجاوزات اسرائیل بتوانند پایگاه اجتماعی مناسبی برای خود کسب کنند و در همین راستا شاید بتوان امیدوار بود بذری از محور مقاومت در خاک سوریه جوانه بزند.