تعاونیها؛ کلید جذب سرمایههای مردمی برای تولید
محسن ردادی: رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای سال تأکید کردند «سرمایهگذاری برای تولید» شعار سال است و سرمایهگذاری نباید تنها به منابع خارجی محدود شود، بلکه سرمایههای مردمی نیز باید به سمت تولید هدایت شود. ایشان بیان داشتند سرمایههای پراکنده مردم اگر به جای ورود به بازارهای غیرمولد مانند ارز، سکه و مسکن، در تولید به کار گرفته شود، کشور پیشرفت چشمگیری خواهد داشت اما پرسش اساسی این است که چگونه میتوان این سرمایهها را بدرستی در مسیر تولید هدایت کرد؟ یکی از پاسخها میتواند این باشد: تعاونیها.
* شرکت تعاونی چیست؟
شرکتهای تعاونی یکی از مهمترین ابزارهای اقتصادی برای مدیریت سرمایههای خرد و تبدیل آنها به محرکهای رشد اقتصادی هستند. شرکت تعاونی شرکتی است که توسط اشخاص حقیقی و از طریق همکاری و تشریک مساعی آنها با هدف رفع نیاز و بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی اعضا تشکیل میشود. در شرکت تعاونی، مردم، سرمایه مشخصی را تأمین میکنند تا مشکل به صورت دستهجمعی حل شود. مهمترین تفاوت شرکت خصوصی و شرکت تعاونی در این است که شرکت خصوصی به دنبال «کسب سود» است اما شرکت تعاونی به دنبال کسب سود نیست و «رفع یک نیاز اقتصادی» را در نظر دارد.
ذهنیت بسیاری از مردم و مسؤولان به اندازهای با اقتصاد سرمایهداری عجین شده که به سختی باور میکنند میتوان شرکتی تأسیس کرد که فعالیت اقتصادی داشته باشد اما هدف آن کسب سود نباشد. در حالی که تعاونیهای موفقی در تمام دنیا هستند که با این نگرش مشغول فعالیت اقتصادی هستند. در ایران، تعاونیهای مسکن موفقترین تعاونیها بودهاند و باعث شدهاند افراد زیادی با کمترین هزینه، خانهدار شوند. تعاونیهای مسکن با جذب سرمایههای خرد افراد، بدون کسب سود، اقدام به خانهسازی و واگذاری آنها به اعضای تعاونی میکنند. در غیاب این تعاونیها صرفا شرکتهای ساختمانسازی و سرمایهگذاری مسکن فعالیت داشتند و این شرکتها تلاش میکنند با بالاترین قیمت و بیشترین سود، خانه را به متقاضیان بفروشند. طبیعی است که افراد کمی قادرند از این طریق خانهدار شوند. این یک مثال است که نشان میدهد چگونه تعاونیها به سرمایهگذاری موفق در تولید منجر شدهاند.
شهید بهشتی توجه ویژهای به بخش تعاونی داشت و بر همین اساس هم روح اقتصادی قانون اساسی، متمایل به گسترش و رشد بخش تعاونی است اما متأسفانه دولتهای جمهوری اسلامی نسبت به بخش تعاونی بیتوجه بودهاند و سرمایهها را به بخش دولتی و بخش خصوصی هدایت کردهاند. این وضعیت باعث شده امروز کمتر از ۶ درصد اقتصاد ایران در اختیار بخش تعاونی باشد.
با توجه به شعار امسال، فرصت مناسبی است که برای احیای بخش تعاونی تلاش شود، زیرا تعاونی یک ابزار مهم و سالم برای سرمایهگذاری مردم در تولید است.
۱- تعاونیها چگونه به رفع انحصارگرایی و سرمایهگذاری مردمی در تولید کمک میکنند؟
یکی از مشکلات امروز اقتصاد ایران، انحصاری شدن بخشهای مختلف اقتصاد در دست اشخاص قدرتمند و ثروتمند است. این موضوع مانع از حضور سرمایههای خرد مردمی در بخش تولید میشود اما تعاونیها میتوانند باعث رفع انحصار شوند. در این زمینه، توجه به تجربه لهستان اهمیت دارد. ساختارهای صنعتی لهستان بعد از گذار از دوره کمونیستی بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹، به علت فقدان آمادگی و توان بخش خصوصی، به انحصارگرایی مبتلا شد اما طرحهای انحصارزدایی متعددی بهسرعت با استقبال بازار و با حضور گسترده بخش تعاونی اجرایی شد. این مشارکت اثرات مثبت بسیاری در اقتصاد خرد، میانی و حتی کلان داشته است. به عنوان مثال، در یک مطالعه، ضریب جینی تغییریافته بعد از ورود تعاونی به برنامه انحصارزدایی و مشارکتی کردن بخش صنعت نشان میدهد ضریب جینی در دوره مذکور از 0.899 به 0.719 کاهش یافته است که در نوع خود موفقیت به شمار میآید. تعاونیها با جمع کردن نیروی کارگران صنعتی، انگیزه بسیاری در آنها به وجود آورد که بنگاهها و حتی کارخانههای صنعتی را به دست گیرند و بدون فساد و اختلاس، چه در بازار داخلی و چه در کسبوکار خارجی حضور یابند.
۲- تعاونیها چگونه مردم را با مسائل ملی همسو میکنند؟
پیشزمینه حضور سرمایههای مردمی در امر تولید، همسو شدن ذهنیت مردم با مسائل ملی اقتصاد است. زمانی که امکان گفتوگوی مسؤولان با گروه ذینفع اهمیت پیدا کند، اندکاندک همفکری و همنشینی بیشتر اجزای جامعه محقق میشود. مردمی که اینگونه با حاکمیت ارتباط برقرار کنند، با تصمیمات دولت و مسائل کشور همدل میشوند. به عنوان مثال در کشور لائوس، دولتها توان مالی لازم برای ایجاد طرحهای آبرسانی را به مدت چند سال نداشتند. در نهایت تصمیم گرفتند با توضیح ضرورت طرح آبرسانی به کشاورزان محلی، از آنها بخواهند به جای نیروی کار به اجرای طرح کمک کنند. برای سهولت ارتباط با کشاورزان، دولت به سوی تعاونیهای کشاورزی رفت و با متقاعدکردن کشاورزان درباره اینکه سود شخصی و گروهی آنها در گرو این طرح آبرسانی است و در نهایت آنها از منافع اجرای طرح بهرهمند خواهند شد، موفق شد نیروی کار رایگان برای اجرای طرح به دست آورد.
در برزیل برای دههها مشکلات مرتبط با سلامت وجود داشت، در نهایت در دهه اول سال ۲۰۰۰، دولت با سازماندهی مردم در قالب تعاونیهای سلامتمحور و سپردن نقش آموزش عمومی مردم و کاستن از هزینههای درمان موفق شد این مشکل ملی را به کمک تعاونیها حل کند.
در ایران مشکلات مرتبط با تغییرات اقلیمی و اثر آن بر بخش کشاورزی، مشکلات مرتبط با تولید و کاستن از هزینههای آن به واسطه تأمین مواد اولیه ارزان و باکیفیت، حل مسائل مرتبط با محیط زیست، توسعه صنعت گردشگری خارجی یعنی جذب گردشگر خارجی و بهبود مکانهای گردشگری به کمک تعاونیهای محلی، تأمین یا ساخت قطعات تحریمی در کشور با کمک تعاونیها، حل مشکلات مرتبط با احتکار و حذف واسطههای بازار، همگی موضوعاتی است که یک سر در اقتصاد و یک سر در اجتماع دارد. تعاونیها در ایران با داشتن انگیزه بالای اجتماعی میتوانند در رفع مشکلات اقتصاد ملی باشند. این کار از طرفی سرمایههای اقتصادی اجتماعی را به صحنه آورده و ارتقا میدهد و از طرف دیگر به حل مسائل در این حوزه یاری میرساند. به علاوه نشاط اجتماعی و ملیگرایی را به وسعت حس مفید بودن در حل مسائل ملی افزایش میدهد. اگر بتوان در یک برنامه ملی، تعاونیها را در نقاط استراتژیک تولید و تجارت ایران، یعنی نقاطی گرد آورد که بر قدرت ملی در جغرافیای اقتصادی و سیاسی در منطقه اثرگذار است، این سودمندی و فواید متعدد چندین برابر خواهد شد.
۳- تعاونیها چگونه به توانمندسازی مردم برای برعهده گرفتن نقشهای اقتصادی کمک میکنند؟
تعاونیها با شیوه مدیریت جمعی خود به رشد آگاهی و مهارتهای مشارکتی جامعه - که یکی از الزامات تحقق سرمایهگذاری در تولید است - کمک میکنند. باید توجه داشت تنها آموزشهای مستقیم نیست که باعث رشد و آمادگی مردم برای بر عهده گرفتن نقشهای اقتصادی یا بروز خلاقیت و کارآفرینی لازم در آنها میشود. بهترین مدرسه میدان عمل است و تعاونیها این فرصت را برای مردمی که آمادگی سهیم شدن در اقتصاد ملی را ندارند فراهم میآورند. برخی محققان این حوزه معتقدند تقویت و آموزش مردم بویژه در اقشاری با درآمد کمتر از طریق تشکیلاتی که به خود آنها متعلق باشد کارآمدترین شیوه است، چرا که این «تجربه عینی پویا و فعال منجر به افزایش درک ذینفعان از منافع، مشکلات و راهحلهای خلاقانه اقتصادی میشود».
۴- تعاونیها چگونه میتوانند سرمایههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم را به صحنه آورند؟
برای مدیران و سیاستگذاران به صحنه آوردن سرمایههای اقتصادی و غیراقتصادی مردم و جلب مشارکتشان بدون تعاونیها دشوار یا ناممکن است. فارغ از مشکل سازماندهی و ارتباطگیری با توده مردم، عواملی مانند اعتماد اجتماعی به نهادها، تقسیم ریسک مشارکت و وجود یک فضای همگون و همجهت در جلب مشارکت بسیار مهم است. تعاونی یک گروه اجتماعی با فعالیت اقتصادی است که میتواند همه این موارد را محقق کند. از سوی دیگر تعاونیها مانند سایر مدلهای کسبوکار نیستند و به واسطه اینکه اهداف اجتماعی برایشان اهمیت دارد، بیشتر میتوانند سرمایههای اجتماعی و فرهنگی را به میدان کنش اقتصادی وارد کنند.
۵- تعاونیها چگونه میتوانند فرصتی برای حضور گسترده عامه مردم باشند؟
در ایران، تعاونیها میتوانند نیروهای حاشیه اجتماع و اقتصاد را به صحنه آورند و سازماندهی کنند. بخش خصوصی به ندرت و به شکلی محدود میتواند چنین نقشی را ایفا کند اما تعاونیها این کار را به واسطه پتانسیلی که به عنوان یکی از تشکلهای بخش مردمی (بخش سوم) اقتصاد دارند انجام میدهند. به عنوان مثال تعاونیهای تولیدی در روستاها، تعاونیهای کشاورزی، تعاونیهای زنان، تعاونیهای فعال در عرصه صنایعدستی و تعاونیهای عمران شهرستان بخشی از این نیروی عظیم اجتماعی - اقتصادی هستند که اگر دولت بخواهد، میتواند با تکیه به آنها طرحهای محلی و ملی را به اجرا درآورد. مردم نیز از اجرای این طرحها منتفع میشوند و با بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود، طعم شیرین سرمایهگذاری در بخش مولد را احساس میکنند.
۶- تعاونیها چگونه میتوانند به ساختن جامعه ارگانیک و خروج از وضعیت تودهوار کمک کنند؟
از دیگر الزامات تحقق اقتصاد مردمی ساختن جامعه ارگانیک و خروج از وضعیت تودهوار است. تعاونیها با سازماندهی مردم نیز با به میدان آوردن حاشیهنشینان اقتصادی تا حدودی این کار را انجام میدهند اما اهمیت طبقه متوسط و اقشار مختلف آن نباید در این مسیر نادیده گرفته شود و نباید صرفا به مردم دهکهای پایین توجه شود. در ایران تعاونیهای دانشبنیان و سایر تعاونیهای اشتغال دانشگاهی که بخش نوپایی از اقتصاد تعاونی هستند، جوانان کارآفرین و تحصیلکرده طبقه متوسط را به صحنه آوردهاند.
تعاونیهای تولید شهری و تعاونیهای تأمین نیاز تولیدکنندگان نیز از دیگر تعاونیهایی هستند که با اقشار مهم تولیدکنندگان و کارآفرینان طبقه متوسط در ارتباط هستند. همچنین تعاونیهای صادراتی فرصت مناسبی برای آن قشری از طبقه متوسط هستند که به تجارت و فروش محصولات تولیدی خود در بیرون از مرزهای جغرافیایی کشور علاقهمندند.
* جمعبندی
تعاونیها یکی از موثرترین ابزارها برای جذب سرمایههای مردمی و هدایت آنها به سمت تولید هستند. این نهادها نه تنها به کاهش انحصار و گسترش عدالت اقتصادی کمک میکنند، بلکه موجب افزایش همبستگی اجتماعی و توانمندسازی اقتصادی جامعه نیز میشوند. در شرایطی که کشور نیاز به سرمایهگذاری در تولید دارد، توسعه و حمایت از تعاونیها میتواند راهکاری عملی و موثر برای دستیابی به این هدف باشد. بنابراین لازم است سیاستگذاران اقتصادی با تدوین قوانین حمایتی، بستر رشد و گسترش تعاونیها را فراهم کنند تا سرمایههای ملی به جای انباشت در بازارهای غیرمولد، به سمت تولید و اشتغال هدایت شوند.
تعاونیها میتوانند به عنوان سکویی برای توسعه اقتصادی محلی عمل کنند. با تمرکز بر تولید داخلی و استفاده از ظرفیتهای بومی، این نهادها میتوانند به افزایش بهرهوری اقتصادی و کاهش وابستگی به واردات کمک کنند. الگوی تعاونیها بویژه در شرایط تورم، تحریم و رکود، انعطافپذیری بیشتری نسبت به شرکتهای خصوصی نشان داده و میتواند به رشد اقتصادی کشور در این وضعیت کمک کند.
در نهایت، برای تحقق نقش تعاونیها در جذب سرمایههای مردمی، نیاز به حمایتهای قانونی، آموزشهای کاربردی و فرهنگسازی گسترده داریم. از رسانهها گرفته تا نهادهای آموزشی و دولتی، همه باید در مسیر ترویج این الگوی موفق اقتصادی گام بردارند. با این رویکرد، میتوان امید داشت تعاونیها به عنوان ابزاری مهم در هدایت سرمایههای مردمی به سمت تولید موثر باشد.
----------------------------------
منبع
این یادداشت، برگرفته از گزارش سیاستی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی به نشانی زیر است:
https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1824955