۳۰/خرداد/۱۴۰۵
|
۱۹:۲۴

به عبارت دیگران

بهترین رمان‌های ماندگار

گردآورنده، تقی دژاکام: هنـــوز بهترين رمان‌هاي امروز ما، ‌رمان‌هاي قرن نوزدهم است. در قرن نوزدهم رمان‌هايي نوشته شد كه نظير آنها ديگر نيامده است. در فرانسه، ‌در روسيه، حتي در انگليس، ‌رمان‌هايي نوشته شده كه هنوز تا امروز نظير آنها نيامده است. پس رمان، مي‌ماند و گسترش هم دارد و تبيين و توصيف فوق‌العاده و ريز هم دارد. شما اين خصوصيات را در كدام هنر ديگر مي‌توانيد پيدا كنيد؟ اين خصوصيت نه در موسيقي است،‌ نه در سينماست، ‌نه در تئاتر است، ‌نه در شعر است و اصلا نمي‌شود شبيه رمان چيزي پيدا كرد؛ ‌هم ترجمه مي‌شود، هم همه‌ جا مي‌رود، هم مي‌ماند، هم كهنه نمي‌شود.
سیدعلی حسینی خامنه‌ای/ من و کتاب
انتشارات سوره مهر- صفحه 66

***
وقتی مزاج شاهنشاه خوب کار نمی‌کرد!

اعلی‌حضرت انگشت‌های چسبناک‌شان را به شلوارشان مالیدند و گفتند: «مرحوم پدرمان، رضاشاه فقید، از همان روزگار بچگی ما چند تا پیر و پاتال نفله دنبال ما روانه کرده بود، تا عطسه می‌زدیم می‌پریدند بستری‌مان می‌کردند که بله، ولیعهد سرما خورده‌اند، تا یبوست می‌گرفتیم رنگ از روی همه‌شان می‌پرید که بله، مزاج مبارک ولیعهد امروز کار نکرده است، تا... اما البته از وقتی که خودمان را شناخته‌ایم دیگر بچه‌ننه نبوده‌ایم و نیستیم. اگر بحرین از کف‌مان رفت، مال آن‌وقت‌هایی بود که هنوز بچه بودیم و شب‌ها می‌ترسیدیم تنهایی برویم دست‌شویی... بیا ببین حالا چه آتشی توی ظفار می‌سوزانیم! در این دوروبرها کسی حریف‌مان نیست. برای همین است که می‌فرماییم اگر رای مبارک‌مان تعلق بگیرد، می‌توانیم مثل شاه‌عباس کبیر، مثل شخص شاه بشویم... بله! ما با شعبان بی‌مخ رفیق گرمابه و گلستانیم، با اسمال یک‌دست و ابرام‌سیاه و... اینها را البته پنهان نگه می‌داریم ولی خب... تو قزلباش داشتی و ما هم داریم». اعلی‌حضرت ساکت شدند و با شیفتگی به شاه‌عباس کبیر نگاه کردند و با لحنی ملایم گفتند: «ولی خب... خیلی دل‌مان می‌خواهد که اسم ما هم مثل اسم شخص شما برود در کتاب‌های تاریخ و داستان، تا آیندگان بدانند ما چه شخص پر دل و جرأتی بودیم».
محمدعلی علومی/ شاهنشاه در کوچه دلگشا
وقایع‌نگاری (و ایضاً سیاه‌بازی)
انتشارات سوره مهر- صفحات ۵۶ و ۵۷

***
روده‌فروشی که به استادان حوزه و دانشگاه مثنوی درس می‌داد!

الان ما هی می‌گوییم وحدت حوزه و دانشگاه. ۲۷ سال هم از انقلاب‌مان گذشته است. از این‌طرف نماینده فرستادیم توی دانشگاه. از آن‌ طرف هیچ‌کس را پیش خودمان راه ندادیم ولی آقای دکتر [حسابی]، مرحوم مطهری و مرحوم علامه جعفری را اینجا، روی صندلی بغلی‌شان می‌نشاندند و این بزرگواران را به محفل خود دعوت می‌کردند تا آنها هم ایشان را به محفل خود ببرند. ایشان می‌فرمودند که این انقلاب اسلامی، استثنایی است و دیگر در دنیا تکرار نمی‌شود؛ مثل جواهر است، باید آن را برق انداخت. راه برق انداختن آن، این نیست که دیگران را جدا کنی، خودت را کنار بکشی؛ راهش این است که به دیگران نزدیک شوی. از دریچه علم جلو بروی.
 برای همین بود که مرحوم حسابی با مرحوم مطهری، مرحوم جعفری، دکتر پارسا، دکتر خادمی و دکتر قریب، پدر زمین‌شناسی ایران، پیوسته معاشر بودند. اینجا در اتاق دکتر حسابی، مرحوم مطهری کنار دست ایشان می‌نشستند، مرحوم علامه جعفری آن ‌طرف و دکتر قریب آن ‌طرف‌تر. به این می‌گویند وحدت حوزه و دانشگاه. گاهی هم مرحوم ابوالقاسم حالت، طنزپرداز و شاعر و مرحوم فریدون مشیری هم می‌آمدند. من می‌خواهم ریشه عظمت فرهنگ در ایران و درک این بزرگواران را عرض کنم. از همه جالب‌تر، حضور مرحوم شهبازی در این جلسات است. ایشان روده‌فروش بود. ۴۰ ‌سال تمام در روزهای جمعه، روزی یک ساعت مثنوی را تفسیر می‌کرد. تصورش را بکنید! آقای مطهری یک ‌طرف، آقای جعفری طرف دیگر و آقای دکتر (حسابی)در طرف دیگر نشسته باشند و یک روده‌فروش، تفسیر مثنوی بگوید. به این می‌گویند ایران! آقای دکتر می‌گفتند: این چیزی است که شمع فروزان تمدن ۱۰ ‌هزارساله ایران است. این همان تمدن در خانواده‌های ایرانی است که مرحوم مطهری را مطهری کرد. همین‌ها نشان می‌دهد که ایران جای علم است و خانواده‌هایش عالم بودند و این بچه‌ها از آن خانواده‌ها بیرون می‌آمدند.
حسن ابراهیم‌زاده به نقل از ایرج حسابی
شهید مطهری و تعامل با علوم جدید
مجله شاهد یاران، شماره ۵ و ۶- صفحه ۶۶

***
نیکی و بدی را از دلت بپرس!

مردى به نام وابصه بن معبد خدمت رسول اكرم(ص) آمد و گفت: سوالى دارم. پيامبر فرمود: آمده‌اى از من معناى نيكى و بدى را سوال كنى.
جواب داد: آرى، پرسش من همين است. پيامبر دست بر سينه نهاد و فرمود: «اى وابصه! نيكى آن است كه سينه تو بدان آرام گيرد و بدى آنكه در سينه‌ات اضطراب پديد آرد. [از قلبت بپرس] اگرچه مردم به خلافش نظر دهند».
محمد عالم‌زاده‌نوری/ درآمدی بر زی طلبگی
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى- صفحه ٦٣

ارسال نظر
captcha