گروه اقتصادی: نخستوزیر رژیم صهیونیستی در تازهترین اقدام برای تحریک مردم ایران، موضوع تنش آبی در ایران را دستمایه مسائل سیاسی قرار داده و در پیامی تلویزیونی مدعی شد اسرائیل میتواند تنش آبی را در ایران حل کند به شرطی که مردم ایران علیه جمهوری اسلامی دست به شورش بزنند. نتانیاهو در همین راستا مدعی شد میتوانند با جدیدترین تکنولوژی دنیا، آب فاضلاب را برای مردم ایران تصفیه کنند. این پیام البته بلافاصله مورد تمسخر بسیاری هم در ایران و هم در سرزمین اشغالی قرار گرفت، چراکه این رژیم هماکنون حدود 85 درصد از آب مورد نیاز خود را با تصفیه آب فاضلاب تامین میکند، با این حال همچنان از نظر تنش آبی در وضعیت بسیار بحرانیتری نسبت به ایران قرار دارد.
مهدی عزیزیدستگردی، کارشناس مسائل بینالملل، با اشاره به وضعیت بحرانی منابع آب در سرزمین اشغالی گفت: «آمارهای رسمی و بینالمللی نشان میدهند رژیم اسرائیل خود با بحران جدی آب مواجه است. در هفتههای اخیر، یکی از محورهای اعتراضات شبانه در تلآویو، بویژه از سوی شهرکنشینان، همین مساله کمبود آب بوده است».
وی افزود: «بحران آب در اسرائیل بویژه برای شهرکنشینان چالشبرانگیز شده و یکی از دلایل اصلی تلاش این رژیم برای گسترش جغرافیایی و جذب مهاجران یهودی از کشورهای آفریقایی مانند اتیوپی، همین نیاز به توسعه منابع و زیرساختهاست اما این روند، خود موجب تشدید بحرانهای دیگر از جمله تبعیض نژادی، نابرابری در تأمین نیازهای اولیه و فشار بر منابع طبیعی شده است».
عزیزیدستگردی ادامه داد: «پیش از بازگشت نتانیاهو به قدرت، اعتراضات گستردهای با محوریت مسائل اقتصادی، بحران آب و مواد غذایی برگزار شد؛ موضوعاتی که معمولاً در رسانههای اسرائیلی سانسور میشوند. پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و پاسخ موشکی ایران، موج جدیدی از درخواستهای مهاجرت از اسرائیل شکل گرفت و طبق گزارشها، بیش از یک میلیون نفر از سرزمین اشغالی خارج شدهاند. این روند تا جایی پیش رفت که وزیر مهاجرت اسرائیل اعلام کرد برای جلوگیری از خروج شهروندان، پلیس در فرودگاه بنگوریون مستقر شده است».
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان خاطرنشان کرد: «نکته قابل توجه اینجاست که نتانیاهو در حالی تلاش میکند بحران آب را به ایران نسبت دهد که طبق آمار جهانی، رژیم صهیونیستی در جایگاه نهم از نظر شدت تنش آبی قرار دارد، در حالی که ایران در رتبه چهاردهم است. این آمارها نه در منابع داخلی ایران، بلکه از نهادهای بینالمللی منتشر شده و نشان میدهد رژیم اسرائیل خود درگیر بحرانی جدی و رو به وخامت در زمینه آب است. تلاش برای فرافکنی و استفاده سیاسی از این بحران، بیشتر به یک نمایش تبلیغاتی شباهت دارد تا یک تحلیل واقعگرایانه».
همچنین صابر گلعنبری، پژوهشگر و کارشناس مسائل بینالملل نیز در این باره گفت: «نتانیاهو در پیام خود بر بحران آب در ایران و وعده حل آن متمرکز شد و با شگرد خاصی تلاش کرد روح و روان مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار دهد اما تجربه روابطش با همسایگان، بطلان وعده کمک آبی به دیگران را عیان میکند. با وجود پیمان صلح، اسرائیل از اردن آب میدزدد و به بندهای آب توافق «وادی عربه» بیاعتناست. مصر نیز با وجود اهمیت فوق راهبردیاش برای تلآویو، در برخی مناطق خود با بحران آب روبهرو است؛ بدون اینکه اسرائیل اندک کمکی به آن بکند، چه رسد به ایران! سوریه بماند که اسرائیل در یک سال اخیر سد المنطره آن را به عنوان بزرگترین منبع آبی جنوب این کشور اشغال کرده و همراه ذخایر آبی فراوان جولان، آن را سرقت میکند».
در ۲ دهه اخیر بحران جهانی آب به یکی از دغدغههای اصلی محققان و سیاستگذاران بدل شده است. با وجود گستردگی این بحران در سطح جهان، هیچ منطقهای به اندازه غرب آسیا با پیامدهای سیاسی و امنیتی آن درگیر نبوده است.
رعایت نکردن چارچوبهای حقوقی بینالمللی توسط رژیم صهیونیستی برای مدیریت آبهای مشترک نیز بر شدت این بحران برای کشورهای منطقه افزوده است.
با این حال، شدت بحران در بخشهای مختلف رژیم صهیونیستی همچنان بالاتر از سایر کشورهای خاورمیانه است. در حوزه کشورهای عربی خلیج فارس، کمبود طبیعی منابع آبی با اتکا به درآمدهای نفتی، واردات آب از همسایگان پرآب و توسعه پروژههای شیرینسازی آب دریا تا حدی کنترل شده است. تا زمانی که نفت جریان دارد، این وضعیت برای آنها قابل دوام خواهد بود.
در حوزه رود نیل، مصر به عنوان بزرگترین مصرفکننده پاییندست، نقش تعیینکنندهای دارد. دولتهای بالادست، همچون رژیم صهیونیستی به دلیل نیاز فزاینده سهم بیشتری از آب مطالبه میکنند. این وضعیت موجب شده تا در قبال آب، گرایش به مصالحه و اجتناب از درگیریهای جدی در این حوزه با مصر غالب باشد.
اما در ۲ حوزه بحرانی رود فرات و رود اردن، شرایط کاملاً متفاوت است. در این مناطق ترکیه و رژیم صهیونیستی کنترل کامل منابع آبی را در اختیار دارند و کشورهای پاییندست، با وجود نیاز شدید، نتوانستهاند آنها را به توزیع عادلانه آب وادار کنند. رژیم صهیونیستی نیز با کنار گذاشتن شعارهای صلح در برابر زمین و تداوم حضور در مناطق اشغالی مانند بلندیهای جولان، نشان داده که حتی در صورت توافقات سیاسی، توسعهطلبی آبی این رژیم همچنان تهدیدی جدی برای صلح پایدار در منطقه است. این موضوع حکایت از این دارد که بحران آب در سرزمین اشغالی به قدری جدی است که رژیم صهیونیستی به بهانههای سیاسی جنگطلبی را انتخاب کرده تا در لوای آن توسعه سرزمینی پیدا کند و عملا به دنبال رفع بحران آب با دستیابی به ذخایر آب زیرزمینی مناطقی از سوریه و دستیابی به سفرههای آب زیرزمینی مشترک با اردن و سایر کشورهای همسایه است.
* بحران آب در سرزمین اشغالی عامل مهاجرت معکوس
در حالی که رژیم صهیونیستی مدعی است از نظر فناوریهای مدیریت منابع آبی در زمره کشورهای پیشرو جهان قرار دارد اما شدت تنش آبی در سرزمین اشغالی به حدی است که آن را در میان ۱۰ دولت اول جهان از نظر بحران آب قرار داده است. گزارشهای مؤسسات بینالمللی مانند «World Resources Institute» نشان میدهد میزان تقاضا برای آب در سرزمین اشغالی بهمراتب فراتر از ظرفیت منابع موجود است.
بیش از ۶۰ درصد آب مصرفی شهری سرزمین اشغالی از طریق تأسیسات شیرینسازی آب دریا تأمین میشود. همچنین حدود ۸۵ درصد فاضلاب شهری رژیم تصفیهشده و مورد استفاده قرار میگیرد. بحران آب در سرزمین اشغالی صرفاً یک مساله فنی نیست، بلکه با چالشهای اجتماعی و تبعیض ساختاری نیز گره خورده است. در کرانه باختری، شهرکنشینان صهیونیست به منابع آبی پایدار دسترسی دارند، در حالی که فلسطینیها در برخی مناطق تنها چند ساعت در هفته آب دریافت میکنند. گزارشهای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به این نابرابری هشدار دادهاند.
علاوه بر این، اسرائیل متهم به بهرهبرداری یکجانبه از منابع آبی مشترک با کشورهای همسایه است. استفاده از منابع رود اردن، سدهای سوریه و لبنان بدون توافقات دوجانبه و نقض مکرر توافقنامه «وادی عربه» با اردن که شامل تبادل آب و انرژی بود، از جمله مواردی است که رژیم اقدام به اعمال زور کرده است.
از سوی دیگر همانگونه که اشاره شد، بحران آب در سرزمین اشغالی بتدریج به یک عامل مهاجرت معکوس تبدیل شده است. گزارشهایی از خروج ساکنان سرزمین اشغالی در سالهای اخیر منتشر شده که بخشی از آن به بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی مرتبط است.
دسترسی ایرانیان به آب سالم بالاتر از میانگین جهانی
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب ایران اعلام کرد دسترسی شهروندان به آب شرب سالم در کشور، از میانگین جهانی فراتر است. این موضوع، در کنار سخنان رضا حاجیکریم، رئیس فدراسیون آب که ایران پیشروتر از امارات و رژیم صهیونیستی در فناوری تصفیهخانهها و آبشیرینکنها است، نشاندهنده اعتماد به توان داخلی در طراحی و ساخت تجهیزات پیشرفته با مقیاس بالاست. پروژههایی که با مشارکت شرکتهای دانشبنیان در تهران و دیگر نقاط کشور در حال اجرا هستند، گواهی بر حرکت به سوی فناوریهای نوین و بومیسازی زیرساختهای حیاتیاند.
واقعیت این است که ایران با کاهش چشمگیر بارندگی، افزایش دمای متوسط و افت شدید منابع سطحی و زیرزمینی مواجه است. میانگین بارندگی سالانه از حدود ۲۸۰ میلیمتر به کمتر از ۱۵۰ میلیمتر رسیده و ضعفهای مدیریتی موجود نتوانسته این بحران را برطرف کند. ساخت سدهای متعدد بدون ارزیابی زیستمحیطی، انتقال آب بینحوزهای با هزینههای سنگین و توسعه صنایع آببر در مناطق کمآب، همگی به تخلیه آبخوانها و برهم خوردن تعادل اکولوژیک منجر شدهاند.
در بخش کشاورزی که بیش از 60 درصد آب مصرفی کشور را به خود اختصاص داده، روشهای سنتی آبیاری و زیرساختهای فرسوده باعث اتلاف گسترده منابع شده، در حالی که سهم این بخش در تولید ناخالص داخلی بسیار ناچیز است. پروژههای انتقال آب از دریای عمان به استانهای مرکزی نیز برای کاهش مشکلات آبی در حال اجراست.
با وجود این چالشها، ایران در برخی حوزهها به سطح قابل توجهی از خودکفایی صنعتی رسیده است. بیش از ۳۲۴ تصفیهخانه فاضلاب فعال، ظرفیت تولید روزانه بیش از ۵۵۰ هزار مترمکعب آب شیرین و واگذاری صدها میلیون مترمکعب پساب تصفیهشده به صنایع، نشاندهنده توان فنی و مهندسی کشور در مدیریت منابع ثانویه است.
همچنین بر اساس آخرین گزارشهای رسمی منتشرشده توسط وزارت نیرو و بانک جهانی، وضعیت دسترسی روستاهای ایران به آب شرب سالم به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین جهانی ارزیابی میشود. طبق دادههای موجود، حدود 87 درصد از جمعیت روستایی ایران به آب سالم دسترسی دارند، در حالی که این رقم در سطح جهانی بین 59.6 تا 62 درصد برآورد شده است. در مناطق شهری نیز ایران با نرخ دسترسی 99.9 درصدی عملکردی فراتر از میانگین جهانی 87 درصدی دارد. این آمارها نشاندهنده موفقیت نسبی ایران در توسعه زیرساختهای آبرسانی، بویژه در مناطق روستایی و محروم است.
عوامل متعددی در تحقق این سطح از دسترسی نقش داشتهاند؛ از جمله توسعه شبکههای انتقال آب و احداث تصفیهخانههای جدید، اجرای پروژههای آبرسانی روستایی در استانهای کمبرخوردار، راهاندازی آبشیرینکن فعال بویژه در مناطق ساحلی و همچنین بهرهبرداری از پساب تصفیهشده برای کاهش فشار بر منابع آب خام. این اقدامات در مجموع توانسته شکاف دسترسی میان مناطق شهری و روستایی را کاهش دهد و ایران را در جایگاهی بالاتر از میانگین جهانی قرار دهد.
در مقایسه منطقهای، برخی کشورهای همسایه با چالشهای جدیتری مواجهاند. برای نمونه، در افغانستان میزان دسترسی روستایی به آب سالم کمتر از 30 درصد گزارش شده و در عراق نیز بسیاری از مناطق با کمبود یا آلودگی منابع آب روبهرو هستند. این تفاوتها نشاندهنده اهمیت سرمایهگذاری مستمر در زیرساختهای آبی و مدیریت منابع برای ارتقای شاخصهای رفاه عمومی و سلامت در سطح ملی و منطقهای است.
در مناطق جنوبی کشور بویژه در استانهای هرمزگان و سیستانوبلوچستان، واحدهای آبشیرینکن با ظرفیتهای چندصدهزار مترمکعب در شبانهروز راهاندازی شده که از نظر مقیاس و فناوری، قابل رقابت با نمونههای مشابه در امارات و عربستان هستند. برخی از این واحدها از فناوری اسمز معکوس پیشرفته استفاده میکنند و با بهرهگیری از انرژی تجدیدپذیر، هزینههای عملیاتی را کاهش دادهاند.
بسیاری از این تجهیزات با طراحی داخلی و تجهیزات ساخت ایران اجرا شدهاند. این توان فنی، ایران را در موقعیتی قرار داده که میتواند خدمات طراحی، ساخت، نصب و راهاندازی تصفیهخانهها را به کشورهای همسایه مانند عراق، سوریه، افغانستان و حتی برخی کشورهای آفریقایی صادر کند.
شرکتهای مهندسی ایرانی، بویژه آنهایی که با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی همکاری دارند، اکنون در حال مذاکره برای اجرای پروژههای مشترک در خارج از کشور هستند. این روند اگر با حمایت دیپلماسی اقتصادی و تسهیل صادرات خدمات فنی همراه شود، میتواند به یکی از محورهای نفوذ منطقهای ایران در حوزه زیرساختهای حیاتی بدل شود.