محمد رشوند: هنوز سوت آغاز لیگ بیستوپنجم به صدا در نیامده اما حاشیههایش پیشدستی کردهاند. استقلال که در هفته نخست باید به تبریز برود و به فاصله کوتاهی دوباره مقابل تراکتور (مدافع عنوان قهرمانی) بایستد، این روزها با زخمی تازه پا به میدان میگذارد؛ زخمی که اسمش جلالالدین ماشاریپوف است. هافبک ازبک که قرار بود امسال یکی از مهرههای کلیدی ساپینتو باشد، فعلاً روی نیمکت فیزیوتراپی نشسته و داستان مصدومیتش شبیه یک پرونده جنایی پر از روایتهای متناقض شده است.
* اردویی که روی کاغذ خوب بود
برنامه استقلال برای آمادهسازی، ابتدا سفر به هلند بود اما شعلهور شدن جنگی کوتاه و غافلگیرکننده، همه چیز را بر هم زد. مقصد بعد، ترکیه شد؛ جایی که قرار بود همه چیز آرام و طبق برنامه پیش برود اما در همان روزهای نخست، اردوی آبیها طعم تلخی گرفت؛ رستم آشورماتف و ماشاریپوف، هر دو در تمرینات مصدوم شدند. درباره آشورماتف، گزارشها یکصدا بود اما وقتی نوبت به ماشاریپوف رسید، روایتها به ۳ شاخه مختلف انشعاب یافت.
* ابهامی که هر روز پررنگتر شد
ابتدا خبر رسید رباط صلیبی او آسیب دیده و احتمالاً ماهها از میادین دور خواهد بود. کمی بعد باشگاه این خبر را رد کرد و گفت موضوع نیاز به بررسی بیشتر دارد. خود بازیکن هم تلاش کرد از برچسب «پارگی رباط» فاصله بگیرد و بیشتر روی «مصدومیت جدی اما نه آنقدرها!» تأکید کرد. آخرین موضع رسمی باشگاه هم این بود که او ظرف ۲ ماه آینده به میادین بازمیگردد اما شواهد و شنیدهها خبر از داستان دیگری میدهد.
* نسخه آشنا؛ اینبار با طعم ازبکستانی
آنهایی که حافظه فوتبالیشان قوی است، به یاد ماجرای عیسی آلکثیر در پرسپولیس میافتند؛ همان سناریویی که پزشک تیم تشخیص پارگی رباط داد اما بازیکن با مراجعه به چند پزشک دیگر – و گرفتن جوابهای امیدوارکننده – جراحی را عقب انداخت. نتیجه چه شد؟ چند ماه وقتکشی، تشدید آسیب و در نهایت بازگشت به نقطه اول: اتاق عمل. حالا ماشاریپوف هم در همان پیچ تاریخی ایستاده است. بخشی از تیم پزشکی به او گفتهاند جراحی اجتنابناپذیر است اما او با تکیه بر نظر یکی دو پزشک – که اتفاقا هموطنش هستند – ترجیح داده فعلاً قید تیغ جراح را بزند.
* دیوار سکوت در استقلال
ساپینتو به نظم و کنترل شدید در تیمش اعتقاد دارد. همین باعث شده پزشک باشگاه در این پرونده لب به شفافسازی باز نکند. هر چه هست، یا از رسانههای غیررسمی شنیده میشود یا از دهان دوستان نزدیک بازیکن. این فضای مبهم، نهتنها به بهبود شرایط کمک نمیکند، بلکه خطر تکرار سناریوی آلکثیر را جدیتر میکند. اگر واقعاً رباط آسیب دیده باشد، هر روز تأخیر یعنی یک قدم بیشتر به سمت پیچیدگی درمان.
* بازی بزرگ، غایب بزرگ
استقلال باید در هفته اول به مصاف تراکتور برود؛ تیمی که همین چند روز پیش در سوپرجام، آبیها را زمینگیر کرد. ساپینتو بخوبی میداند غیبت ماشاریپوف در چنین مسابقهای یعنی از دست دادن بخشی از خلاقیت خط میانی. این خلأ، فشار بیشتری روی سایر هافبکهای هجومی میگذارد. با این حال، سرمربی پرتغالی ترجیح میدهد به جای جنجال، سکوت کند و منتظر بماند تا تکلیف مصدومیت بازیکنش روشن شود.
* چرا کسی مسؤولیت نمیپذیرد؟
پرسش بزرگ این است: چرا در چنین پروندههایی هیچکس مسؤولیت نهایی را برعهده نمیگیرد؟ باشگاه از اعلام دقیق وضعیت طفره میرود، بازیکن به دنبال نظرهای متفاوت است، کادر پزشکی هم در هالهای از احتیاط و سکوت عمل میکند. نتیجه این میشود که هوادار – که سرمایه اصلی باشگاه است – در تاریکی مطلق باقی بماند و شایعه، جای واقعیت را بگیرد.
* خطر تکرار اشتباه
تجربههای مشابه در فوتبال ایران نشان داده انکار واقعیت مصدومیتهای جدی، تنها باعث طولانیتر شدن دوران غیبت میشود. آلکثیر یک نمونه واضح است؛ بازیکنی که میتوانست بعد از یک جراحی به موقع، زودتر برگردد اما با تأخیر در تصمیمگیری، یک سال کامل را از دست داد. اگر ماشاریپوف هم همین مسیر را برود، استقلال نهتنها در شروع لیگ، بلکه در بخش مهمی از فصل باید بدون یکی از مهرههای فنیاش ادامه دهد.
* بازی با زمان، بازی با فصل
در فوتبال حرفهای، گاهی تصمیمگیری سریع بین «حضور کوتاهمدت با ریسک بالا» و «دوران نقاهت طولانی اما تضمینی» سرنوشت تیم را تعیین میکند. امروز، پرونده ماشاریپوف به نقطهای رسیده که هر روز تعلل، شانس بازگشت مؤثر او را کمتر میکند. اگر واقعاً رباطش پاره شده، این وقتکشی فقط به نفع رقبای استقلال تمام میشود.
تکرار یک قصه قدیمی؛ از عیسی تا ماشا
رباط یا توهم؟
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها