علی داراییمنش: از بیرون که به داستان استقلال نگاه میکنیم، انگار نه انگار با یک باشگاه بزرگ و پرهوادار طرفیم؛ بیشتر شبیه یک ساختمان اداری است که هر چند ماه یک بار تابلو روی در ورودیاش عوض میشود. هنوز لیگ بیستوپنجم سوت نخورده اما همان قصه قدیمی دوباره سر باز کرده؛ تغییرات مدیریتی در همان هفتههای پیش از شروع مسابقات.
این بار، رفتن علی نظریجویباری و نشستن علی تاجرنیا روی صندلی ریاست هیات مدیره و سرپرستی مدیرعاملی، بار دیگر یادمان انداخت آبیها به جای ساختن یک مسیر باثبات، سالهاست در چرخهای تکراری از آمد و شد غرق شدهاند؛ چرخهای که از جدایی پرحاشیه آندرهآ استراماچونی در فصل ۹۸ شروع شد و تا امروز، نفسگیر ادامه دارد.
* فصل پرالتهاب بعد از استرا
وقتی مربی ایتالیایی نیمکت را ترک کرد، کسی تصور نمیکرد بحران فقط در خط فنی نماند و به اتاق مدیرعامل هم سرایت کند اما واقعیت این بود که از همان پاییز ۹۸ تا پایان فصل، ۴ نفر مختلف سکان مدیریت را به دست گرفتند؛ اول امیرحسین فتحی که خیلی زود کنار رفت، بعد اسماعیل خلیلزاده که به عنوان سرپرست موقت آمد، پس از او علی فتحاللهزاده برای مدت کوتاهی روی صندلی نشست و نهایتاً احمد سعادتمند فصل را پایان برد.
این جابهجاییهای سریع فقط محدود به همان سال نبود. فصل بعد هم اوضاع بهتر نشد. سعادتمند ابتدای کار بود اما نیمفصل نرسیده، جای خود را به احمد مددی داد. این یعنی در کمتر از ۲ سال، استقلالیها 6 بار مهر «مدیرعامل» را روی اسامی مختلف کوبیدند.
* یک سال آرام، بقیه توفانی
میان این آشفتگیها، فقط یک استثنا وجود داشت: مصطفی آجرلو. با حضور او در رأس باشگاه، استقلال بعد از سالها توانست بدون شکست قهرمان لیگ برتر شود. هواداران امیدوار بودند این آرامش ادامه پیدا کند اما دوران آجرلو هم تنها یک فصل دوام داشت.
فصل ۰۲-۱۴۰۱ دوباره همه چیز از نو شروع شد. آجرلو مهرماه کنار رفت، علی فتحاللهزاده برگشت اما فروردین سال بعد، جایش را به سیدحجت کریمی داد. ریکاردو ساپینتو که در این فصل سرمربی تیم بود، ناچار شد با ۵ مدیرعامل مختلف کار کند! چنین شرایطی برای هر مربی یک کابوس تمامعیار است؛ چه برسد به تیمی که برای قهرمانی میجنگد.
* شروع بیامان تغییرات در فصل نکونام
۲ سال پیش، جواد نکونام به عنوان سرمربی جدید معرفی شد اما قبل از آنکه مسابقات، پایان یابد، علی خطیر کنار رفت و جای خود را به هاشم سمیعی داد. اختلافات و تصمیمات عجیب، صدرنشینی استقلال را بر باد داد و یک جام دیگر هم پر زد.
سمیعی فصل را آغاز کرد ولی نیمهراه جای خود را به نظریجویباری داد. نظریجویباری هم نتوانست بیش از ۷ ماه دوام بیاورد و حالا نوبت به تاجرنیا رسیده است؛ مردی که معلوم نیست تا کی در این پست ماندگار خواهد بود.
* سؤال اصلی: چرا این چرخه تمام نمیشود؟!
وقتی به کارنامه ۶ سال اخیر نگاه میکنیم، بیش از یک تیم 11 نفره فقط در بخش مدیران نفر داشتهایم! پرسش این است: آیا واقعاً این تغییرات نتیجه اختلافات شخصی و سیاسی است یا ساختار باشگاه به قدری فرسوده شده که هیچ مدیری توان ماندن ندارد؟
تاجرنیا، به عنوان رئیس هیات مدیره و سرپرست فعلی، هنوز نتوانسته یک تغییر بنیادی را عملی کند. برخی میگویند دامنه اختیاراتش محدود است و تصمیمهای کلان جای دیگری گرفته میشود. بعضی هم معتقدند مساله ریشهایتر از این حرفهاست؛ بحرانهای مالی، فشار هواداران، بیاعتمادی به مدیران و فقدان برنامهریزی بلندمدت، همه دست به دست هم داده تا استقلال در یک تله دائم گرفتار شود.
* تأثیر مستقیم بر نتایج
شاید عدهای این رفتوآمدها را بیاهمیت بدانند اما در فوتبال حرفهای، ثبات مدیریت یکی از ارکان موفقیت است. تیمی که هر چند ماه یک نفر جدید را بالای سر خود میبیند، نمیتواند نقشه بلندمدت بکشد. قراردادها نیمهکاره میماند، مذاکرات طولانی میشود و حتی اعتماد بازیکنان به آینده تیم سست میشود.
نمونهاش در همین سالها بارها دیده شده؛ از دست رفتن مربیان تا سوختن فرصتهای نقلوانتقالاتی، یا حتی عدم توان در حفظ ستارهها. استقلال نهتنها در داخل زمین، بلکه در اتاق مدیریت هم حریفانش را جلوتر از خود میبیند.
* هوادار خسته، تیم بیتمرکز
برای هواداری که هر روز اخبار باشگاه را دنبال میکند، این حجم از تغییرات مثل یک سریال بیپایان است؛ با این تفاوت که هر قسمت نه اوج دارد و نه فرود، فقط آدمهایش عوض میشوند. همین بیثباتی باعث شده استقلال، حتی وقتی داخل زمین خوب کار میکند، در نهایت جام را از دست بدهد.
مشکل آنجاست که مدیریت یک باشگاه فوتبال مثل تعویض پیراهن نیست که با هر بار تغییر، همه چیز تازه شود.
برعکس، هر جابهجایی یعنی از دست رفتن زمان، انرژی و سرمایه.
* چه باید کرد؟
راهحل روشن است اما اجرای آن آسان نیست: باید مدیرانی با اختیار کامل و برنامه بلندمدت سر کار بیایند. تا وقتی مدیرعامل مثل مسافر کوتاهمدتی است که فقط برای چند ایستگاه سوار قطار شده، همین آش است و همین کاسه.
استقلال باید به جای واکنشهای لحظهای، به ساختار مدیریتیاش یک بازنگری کامل بدهد. این یعنی تعریف دقیق وظایف، جلوگیری از دخالتهای بیرونی و مهمتر از همه، دادن زمان کافی به مدیر برای پیاده کردن برنامههایش.
* پایان یک چرخه؟
حالا همه نگاهها به تاجرنیاست. او یا میتواند نامش را به عنوان مدیری ثبت کند که این چرخه را میشکند یا به فهرست بلندبالای پیشینیان اضافه میشود. تجربه سالهای اخیر نشان داده ماندگاری در این صندلی کار هر کسی نیست. اگر او هم نتواند اعتماد هواداران و حمایت تصمیمگیران را همزمان جلب کند، خیلی زود شاهد یک اسم تازه در دفتر باشگاه خواهیم بود.
استقلال بیش از هر زمان دیگری نیاز به آرامش دارد؛ آرامشی که از دفتر مدیرعامل شروع میشود و به رختکن میرسد. بدون آن، حتی بهترین مربیان و ستارهها هم نمیتوانند کاری از پیش ببرند.
فهرست شلوغ صندلینشینهای آبی
برای اینکه عمق ماجرا را درک کنیم، کافی است به اسامی نگاه کنیم؛ فهرستی که بیشتر به یک پرونده دادگاه شلوغ شبیه است تا تاریخچه یک باشگاه!
امیرحسین فتحی – خرداد تا آذر ۹۸
اسماعیل خلیلزاده – آذر تا اسفند ۹۸
علی فتحاللهزاده – اسفند ۹۸ تا فروردین ۹۹
احمد سعادتمند – فروردین تا مهر ۹۹
احمد مددی – مهر ۹۹ تا خرداد ۱۴۰۰
مصطفی آجرلو – خرداد ۱۴۰۰ تا مهر ۱۴۰۱
علی فتحاللهزاده – مهر ۱۴۰۱ تا فروردین ۱۴۰۲
سیدحجت کریمی – فروردین تا تیر ۱۴۰۲
علی خطیر – تیر ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۳
هاشم سمیعی – اردیبهشت تا دی ۱۴۰۳
علی نظریجویباری – دی ۱۴۰۳ تا مرداد ۱۴۰۴
علی تاجرنیا – از مرداد ۱۴۰۴ تا؟!
تأملبرانگیزتر این است که بعضی نامها چند بار تکرار شدهاند و هر بار هم با سبک و رویکردی متفاوت از دفعه قبل برگشتهاند. این یعنی نه تنها تداوم در مدیریت وجود ندارد، بلکه سیاستها هم مرتب زیر و رو میشود.