
محسن پورحسین: روز جمعه رئیس دفتر رئیسجمهور روایت جدیدی را از ماجرای حمله موشکی رژیم صهیونیستی به جلسه شورای عالی امنیت ملی در خلال جنگ 12 روزه مطرح کرد. حاجیمیرزایی نسبت به دیگر راویان ماجرا، ابعاد جدیدتری از ماجرا را گفت.
ماجرای حمله موشکی رژیم صهیونیستی به جلسه شورای عالی امنیت ملی را که با حضور روسای قوا، فرماندهان نظامی و برخی مقامات مربوط برگزار شده بود، اولینبار وحید جلیلی، قائممقام صداوسیما مطرح کرد. او گفت چند دقیقه یا ساعت قبل از حمله رژیم صهیونی به صداوسیما، جلسه شورای عالی امنیت ملی نیز مورد هدف قرار گرفت.
پس از افشای این خبر توسط قائممقام صداوسیما، مسابقهای به راه افتاد و افراد و رسانههای مختلف دست به کار شدند تا ابعاد این ماجرا را افشا کنند. گویی آنها به این ماجرا به چشم یک سوژه جذاب خبری نگاه میکردند و افشای ابعاد جدیدتری از این ماجرا را در دستور کار قرار دادند. در این بین متاسفانه رئیسجمهور نیز خودش راغب است هرازگاه در جلسات مختلف این ماجرا را یادآوری و جزئیاتی از آن را بازگو کند.
در تمام روزهایی که هر بار یک نفر با یک رسانه اقدام به روایت جدید از ماجرای حمله به جلسه شعام کرد، همواره این سوال را از خودم میپرسیدم: «یعنی اینها متوجه نیستند دارند درباره چه حرف میزنند؟» خب! این کاملا طبیعی است که سوژه حمله به جلسه سران سیاسی و نظامی ایران، سوژهای خلاف اقتدار و امنیت ملی است. اینکه گفته شود یک سوراخ کوچک جان سران قوا و فرماندهان نظامی را نجات داد؛ خب! یعنی چه؟ چه پیامی به مردم میدهید؟!
با افتخار میگویند پزشکیان یک سوراخی پیدا کرد و بقیه از آنجا خارج شدند!
آدم حقیقا تاسف میخورد از این گستره نافهمی!
و بدتر؛ حقیقتا نگران میشود از اینکه در جنگ ترکیبی دشمن صهیونیست علیه ایران، آقایان و برخی رسانهها، تا چه اندازه دور از بدیهیات و الزامات جنگ هستند.
در سرزمین اشغالی هنوز رژیم صهیونیستی اجازه نداده کوچکترین اطلاعاتی درباره حملات موشکی ایران و خسارات واردشده منتشر شود. یک سانسور شدید و کامل اعمال شده است؛ اقدامی در راستای تامین امنیت و همینطور جلوگیری از دسترسی ایران به اطلاعات.
در بیش از ۵۰ روزی که از توقف جنگ میگذرد، هنوز رسانههای صهیونیستی حتی یک خط خبر هم درباره حملات مهم موشکی ایران به برخی مراکز مهم نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی منتشر نکردهاند. در واقع این شاباک است که بعضا ترجیح میدهد یکسری اطلاعات محدود و مدیریتشده درباره برخی حملات منتشر شود؛ یعنی کنترل اخبار و اطلاعات مربوط به جنگ کاملا در اختیار رژیم قرار دارد. دلیل این کار هم مشخص است. در شرایط جنگی میان ۲ طرف، قطعا حفاظت از اطلاعات و مراقبت نسبت به عدم دسترسی طرف مقابل به اخبار و اطلاعات مهم جنگی، یک اقدام در راستای امنیت است.
در ایران اما متاسفانه قائممقام رسانه ملی یکی از مهمترین و محرمانهترین اخبار را که بشدت روی امنیت ملی و امنیت روانی جامعه موثر است، لو میدهد. رسانهها بر سر انتشار جزئیات جدید از ماجرا به رقابت میپردازند و در این میان رئیس دفتر رئیسجمهور هم فارغالبال و خیلی راحت، بدون اینکه اساسا مراقب یا نگران چیزی باشد، روی دست همه بلند میشود و جزئیات جدیدی از ماجرایی را فاش میکند که نزدیک بود کشور را در بیسابقهترین بحران امنیتی ملی ۴۷ سال گذشته قرار دهد.
موضوع حمله به جلسه شورای عالی امنیت ملی آنقدر مهم است که ترامپ اجلاس G7 را در کانادا ترک کرد. او پس از اینکه رژیم صهیونیستی اطمینان خاطر داد سران قوا و فرماندهان نظامی را به شهادت رسانده، در شبکه تروث نوشت: «تهران باید تخلیه شود!» ببینید! موضوع آنقدر مهم است که ترامپ آن را زمینه و سرآغاز تجزیه ایران میدانست و خدا میداند قرار بود چه اتفاقات و جنایاتی در تهران رخ دهد.
اما متاسفانه نه اهالی برخی رسانهها و نه برخی آقایان گویا درکی از اهمیت و حساسیت اتفاق ندارند و همین موضوع باعث میشود بدون هرگونه ملاحظه، هم حرفهایی بزنند که خلاف اقتدار نظام و نیروهای مسلح است و هم ناخواسته اطلاعاتی مهم را درباره موقعیت و وضعیت رفت و آمدها و دیدارهای مقامات در خلال جنگ افشا کند.
اما جدا از رفتار نادرست برخی مقامات و رسانهها، تدوین و اعمال قوانینی درباره حفظ اسرار و اطلاعات جنگی ضروری به نظر میرسد. ما در یک شرایط جنگی با آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داریم اما متاسفانه برخی افراد و رسانهها، گویا درک و فهمی از ماجرا ندارند. در چنین شرایطی لازم است قوانین و قواعد سختگیرانهای برای جلوگیری از این قبیل اقدامات خلاف امنیت ملی اعمال شود.