۰۱/تير/۱۴۰۵
|
۱۳:۱۴

به عبارت دیگران

دست غرب را فقط با تبر می‌شود بُرید نه با وعده!

درست است که فرق میان اسرائیل و اعراب، فرق میان قرن بیستم و ماقبل تاریخ است. اسرائیلیِ از اروپا یا آمریکا مهاجرت‌کرده، مرد تكنيك این ‌قرن است و عرب خاورمیانه‌ای همان مرد اهرام‌ساز «ایدول»‌پرست. و اسرائیلی با درآمد سرانه هزار دلار در سال و اعراب با ۷۵ دلار. و خرج روزانه ‌آوارگان فلسطینی بین ۷ تا ۱۱ سنت یعنی 8- 7 قِران [ریال]. وحشت‌آور نیست؟ ناچار اسرائیلی می‌بَرد.
اما چه کسی مرد عرب را در دوره اهرام‌سازی نگه‌ داشته؟ جز استعمار؟ و جز کمپانی؟ و جز اعوان و انصارش؟ و تجربه کوبا، الجزایر و چین نشان ‌داده که دست استعمار را فقط با تبر می‌توان برید نه با وعده و وعید و قول و قرار و اصولِ‌ بشری و انسان‌دوستی! این است واقعه حتمی که اعرابِ‌ خاورمیانه هم فهمیده‌اند. و خطر اینجاست. پس سر ژاندارم‌های محافظ لوله‌های نفت به سلامت باد! و من از این [جمال عبدال] ناصر چنان کلافه‌ام که نگو. تو که با ملک حسين و امیر سعودی می‌خواهی به‌چنین جنگی بروی آیا نمی‌دانی که کور خوانده‌ای؟
جلال آل‌احمد
سفر به ولایت عزرائیل
انتشارات رواق
صفحه ۱۰۰

***
هشدار یک روز قبل از کودتا

حضرت‌ نخست‌‌وزیر معظم‌ جناب‌ آقای‌ دكتر مصدق‌ دام‌ اقباله‌
عرض می‌شود، اگر چه امكاناتی برای عرایضم نمانده ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است و به‌رغم غرض‌ورزی‌ها و بوق و كرنای تبلیغات شما، خودتان بهتر از هركس می‌دانید كه همِّ و غم در نگهداری دولت جنابعالی است، كه خودتان به بقای آن مایل نیستید. از تجربیات روی كار آمدن قوام و لجبازی‌های اخیر بر من مسلم است كه می‌خواهید مانند سی‌ام تیر كذایی یك‌بار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف اینجانب را درباره اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنیدید و مرا لكه‌ حیض كردید. خانه‌ام را سنگباران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را كه ترس داشتید شما را ببرد، بستید و حالا نه مجلسی است و نه تكیه‌گاهی برای این ملت گذاشته‌اید. زاهدی را كه من با زحمت در مجلس تحت ‌نظر و قابل كنترل نگاه داشته بودم با لطایف‌الحیل خارج كردید و حالا همان‌طور كه واضح بوده درصدد به اصطلاح كودتاست. اگر نقشه شما نیست كه مانند سی‌ام تیر عقب‌نشینی كنید و بظاهر قهرمان زمان بمانید، و اگر حدس و نظر من صحیح نیست كه همان‌طور كه در آخرین ملاقاتم در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسن هم گوشزد كردم كه آمریكا ما را در گرفتن نفت از انگلیسی‌ها كمك كرد و حالا به صورت ملی و دنیاپسندی می‌خواهد به دست جنابعالی این ثروت ما را به چنگ آورد. و اگر واقعاً با دیپلماسی نمی‌خواهید كنار بروید، این نامه من سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود، كه من شما را با وجود همه بدی‌های خصوصی‌تان نسبت به خودم، از وقوع حتمی یك كودتا به وسیله زاهدی كه مطابق با نقشه خود شماست آگاه كردم، كه فردا جای هیچ‌گونه عذر موجهی نباشد. اگر به‌راستی در این فكر اشتباه می‌كنم با اظهار تمایل شما، سیدمصطفی و ناصرخان قشقایی را برای مذاكره خدمت می‌فرستم، خدا به همه رحم بفرماید. ایام به كام باد. 
سیدابوالقاسم‌ كاشانی/ 27 مرداد 1332
پاسخ دکتر مصدق به نامه آیت‌الله کاشانی: مرقومه حضرت آقا وسیله آقا حسن‌آقای سالمی زیارت شد. اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت هستم. والسلام.
دکتر محمد مصدّق
روح‌الله حسینیان/ بازخوانی نهضت ملی ایران
مرکز اسناد انقلاب اسلامی

***
همه زن‌های ایرانی این‌‌جوری‌اند؟!

سال ۱۳۷۰ در معیت مرحوم ابوترابی و جمعی از آزادگان... در کنار بقیع در کنار همسرم ایستاده بودم. یکی از برادران آزاده از همسرم پرسید: آقاسید! می‌توانم یک خواهش از این خواهر آزاده‌مان داشته باشم. همسرم گفت: بفرمایید. گفت: خواهر! لطفاً دست‌تان را زیر چادرتان بگیرید. دولا شد دست‌هایم را از روی چادر بوسید و بر چشمانش مالید. گریه می‌کرد و می‌گفت: خواهر! من نظامی هستم. در دوران اسارت و در زندان‌های مختلف شکنجه ‌شده‌ام، اما هیچ‌وقت عراقی‌ها نتوانستند اشک مرا ببینند. فقط یک‌بار، روزی که شما موشی را کشتید و بیرون انداختید، رئیس زندان بعد از یک سال مرا برای بازجویی احضار کرد. همه سؤالات از باب شماها بود. پرسید: چرا این دخترها خصوصیات زنانه ندارند، چرا موش گرفته‌اند و به یقه سرنگهبان زندان انداخته‌اند و او را مسخره بقیه زندانی‌ها کرده‌اند. چرا کارهای ممنوعه انجام می‌دهند و از چیزی نمی‌ترسند و آخرش پرسید همه زن‌های شما این‌گونه‌اند؟ هق‌هق زدم زیر گریه، قد کشیدم، احساس غرور کردم. گفتم: به خدا همه زن‌های ما، همه دخترهای ما، این‌طوری‌اند. ما زنده نباشیم که ببینیم زن و دخترهای ما اینجا از خود ضعف نشان بدهند.
معصومه آباد
من زنده‌ام
نشر بروج
پاورقی صفحه ۳۱۹

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر
captcha
پربیننده