29/بهمن/1404
|
10:06

به عبارت دیگران

آمریکا  از نگاه دکتر شریعتی

آمریکا آمریکا! این بلاهت عظیم و توحش متمدن و بدویت مدرن و خشونت با اتیکت و غارت قانونمند و خوشبختی زشت و آزادی لش و دموکراسی احمق و ایندیویدوآلیسم قالب‌ریزی شده و استانداردیزه و بالاخره: همان جاهلیت عرب! با شریف‌های قرشی! و سیاه‌های حبشی! و «کعبه مقدس»ی که اینک «مجسمه آزادی» نام دارد و بازار عکاظی که «وال استریت» و «بنی امیه» و «بنی عبد مناف» و «بنی هاشم»؛ که خانواده «فورد» و خانواده «راکفلر» و «کندی» و همان «خاطره موهوم» و «فخر مجهول» به ابراهیم و اسماعیل که اینجا: «جرج واشنگتن» و «ابراهیم لینکلن» و در اینجا و آنجا و هرجا: طوایف یهود «بنی قریظه» و «بنی نظیر» و «بنی قینقاع» که «پول» و جواهر و بازار و می ‌فروشی‌ها را تیول خود دارند، منتها در ابعاد میلیون‌ها برابر آگراندیسمان‌شده و هر شتر جمازه دوکوهانه، یک جمبوجت 52B هشت‌موتوره بمب‌افکن گشته! و «دارالندوه شیوخ»، «سازمان سیا» شده و هر «ابو لهب»ی، یک «دالس» و «کسینجر» و هر «حمالة‌الحطب» و «هند جگرخواره»‌ای، یک پتیاره دیوی چون خانوم «روزولت» و هر «وحشی» حمزه‌کُشی، یک «چومبه» یا «ژنرال لونول» و «وان تیو»!
علی شریعتی/ با مخاطب‌های آشنا
مجموعه آثار: جلد یک - صفحه ۷۳

***
درس عبرتی برای رهبران مسؤول و ملی

در واقعه کودتای ۱۹۵۳ ایران [۲۸مرداد ۱۳۳۲]، سردبیر نیویورک‌تایمز کودتا را ستود. مطبوعات آمریکایی از مصدق بدگویی کردند و او را «مردی ابله» معرفی کردند که با پیژامه بالا و پایین می‌رود و هورا می‌کشد. او را «عرب دیوانه» نیز نامیدند. احتمالاً بعضی از آنها حتی نمی‌دانستند که ایرانیان عرب نیستند. ویراستاران نشریه تایمز گفتند «این کودتا درس عبرتی است برای دیگر رهبرانی که ناسیونالیسم افراطی، کف بر دهان‌شان آورده» و «درصدد اعمال کنترل بر منابع خویشند»، «این کودتا درسی خواهد شد برای رهبران «مسؤول‌تر»ی که نمی‌خواهند دچار سرنوشتی مشابه این رهبر منحرف شوند و با ملی‌ کردن منابع خود از ما فاصله بگیرند».
نوام چامسکی و آندره ولچک/ درباره تروریسم غرب
مازیار کاکوان
نشر مهراندیش - صفحه ۶۶

***
بازتاب فکری آن روز سیاه

و اما پیشامدی که در طول حیاتم بیش از همه مرا تکان داد و به‌ سوی تحقیق دقیق و مطالعه خلقیات جامعه‌مان کشاند و در حدود 30 ‌سال ذهن مرا مشغول نگه‌ داشت، واقعه‌ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه مصدق بود. بعد از آن‌ روز سیاه، برای من سؤال بسیار بزرگی‌ مطرح شد و آن اینکه چرا توده‌های چند صد هزار نفری مردم که تا چند روز قبل، از توپ‌های چلوار، تومارها می‌ساختند و بعضی واقعاً با خون سرانگشت خود، بر آن می‌نوشتند: «از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا مصدق» و یا اکثریت قریب به‌ اتفاق مردم ایران که در فاصله کوتاهی قبل از کودتا، در رفراندم مصدق برای انحلال مجلس به‌ طرفداری از او رأی مثبت داده بودند، خانه‌کوب شدند، و عده‌ای دیگر هم ۱۸۰درجه چرخیدند و علیه مصدق شعار دادند.
محمدعلی ایزدی/ چرا عقب مانده‌ایم؟
نشر علم- صفحه ۱۸

***
چرا آمریکا اسناد کودتای 28 مرداد را آتش زد؟

حوادث سال‌های۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ ایران سرنوشت عجیبی داشته است. در سال ۱۹۹۳، «جیمز وولزی» رئیس وقت آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا)، انتشار قریب‌الوقوع اسناد مربوط به نقش «سیا» در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایران را وعده داد. طبق این وعده، اسناد فوق باید در سال ۱۹۹۴ انتشار می‌یافت. مدت‌ها گذشت و خبری نشد. 2 سال بعد، در یک گزارش خبری منتشره در نیویورک‌تایمز چنین می‌خوانیم: «مقام‌های سیا، با وجود گذشت بیش از 2 سال، کماکان با عدم اطمینان از زمان‌ دقیق انتشار این اسناد سخن می‌گویند. پریبا، که از سال ۱۹۶۲ تحلیلگر اسناد محرمانه است، همراه با یک تیم کارشناسی ویژه در حال بررسی این اسناد است».
...مع‌هذا، و پس از گذشت 4 سال انتظار، سرانجام خبر حیرت‌انگیز امحای این اسناد منتشر شد. در مه ۱۹۹۷ روزنامه نیویورک‌تایمز خبر داد اسناد سیا درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایران از بین برده شده و هیچ‌گاه در اختیار محققان قرار نخواهد گرفت. نیویورک‌تایمز می‌نویسد: «یک مورخ آمریکایی که برای بررسی 11 مورد عملیات سری سیا، از جمله کودتا در چند کشور، به مقر این سازمان رفته بود، اسناد کودتای ۲۸ مرداد را، که توسط سیا طرح و اجرا شده بود، در جای خود ندید. مقام‌های سیا پریروز تأیید کردند که این اسناد را به این دلیل که قفسه‌ها را پر کرده بود، آتش زده‌اند. این خبر، بهت و حیرت محافل سیاسی و مورخان را برانگیخته است که سال‌ها در انتظار انتشار اسناد مربوط به موفق‌ترین کودتای سیا بودند که در ایران انجام شد».
عبدالله شهبازی/ نظریه توطئه و فقر روش‌شناسی در تاریخ‌نگاری معاصر ایران
انتشارات سوره مهر- صفحات ۹ و ۱۰

گردآورنده، تقی دژاکام

ارسال نظر