08/شهريور/1404
|
00:45
بررسی آخرین قسمت از مجموعه فیلم‌های «مأموریت غیرممکن»

شلیک هالیوود به کشتی نوح

مهران زارعیان: شاید کمتر سری فیلمی در تاریخ سینمای اکشن سراغ داشته باشیم که به اندازه «ماموریت غیرممکن» جنبه آیکونیک پیدا کرده و به فرهنگ عامه نفوذ یافته باشد. از این حیث سری «ماموریت غیرممکن» را شاید بتوان با جیمز باند مقایسه کرد که هر 2 شمایلی سمپاتیک، شکست‌ناپذیر و وظیفه‌شناس از ماموران امنیتی سرویس‌های اطلاعاتی غرب بازنمایی می‌کنند؛ جیمز باند به عنوان مامور 007 سرویسMI6 در بریتانیا و ایتان هانت به عنوان مامور فوق سری یک تشکیلات مخفی آمریکایی تحت عنوان IMF.
از 1996 که نخستین فیلم این مجموعه به کارگردانی برایان دی‌پالما آمد، به قدری استقبال از آن بالا بود که تاکنون 8 قسمت در امتداد آن ساخته شده و هیچ‌کدام هم ناامیدکننده ظاهر نشده‌اند. «ماموریت غیرممکن» از جمله معدود سری فیلم‌هایی است که هرگز افت نکرده و جاه‌طلبی ساختن قسمت‌های بعدی‌اش، صرفاً به طمع پول بیشتر نبوده. علاوه بر اهداف سرگرمی‌سازی در بالاترین سطح سینمای روز جهان، رسالت پروپاگاندایی پررنگی نیز برای این مجموعه مشابه بسیاری دیگر از فیلم‌های اکشن یا علمی - تخیلی هالیوودی مطرح است که اصلی‌ترین رمز موفقیت آنها در رسیدن به اهداف تبلیغاتی‌شان، کیفیت بالای ساخت و ارزش‌های سینمایی آنهاست.
در سری «ماموریت غیرممکن»، هر بار یک سری موتیف‌هایی که از همان قسمت اول وجود داشت، در تمام قسمت‌ها ثابت می‌ماند اما داستان و روابط بین طرفین دعوا هر بار تغییر می‌کرد. یک بار ویروس کشنده برای جنگ بیولوژیک، یک بار ماموران امنیتی یاغی سرویس‌های امنیتی جهان، یک بار جنون یک نظامی جنگ‌طلب روس برای آغاز حملات اتمی، یک بار اقدام تروریستی برای انفجار هسته‌ای در مرز هندوستان، پاکستان و چین و خلاصه هر دفعه یک سوژه امنیتی جدید متناسب با کلان‌روایت بلوک غرب که آمریکا در آن منجی بشریت است، مامور ایتان هانت با بازی خیره‌کننده تام کروز را برمی‌انگیخت تا محیرالعقول‌ترین نقشه‌ها و خطرناک‌ترین اقدامات را برای به خاک مالیدن بینی دشمنان نظم آمریکایی در انواعی از لوکیشن‌ها و اقلیم‌های غیرمنتظره به کار ببندد و در انتها به‌سان یک افسر گمنام امنیتی در دل شلوغی جمعیت غیب شود.
سوژه قسمت آخر «ماموریت غیرممکن» با عنوان فرعی «روزشمار نهایی» که با قسمت هفتم پیوستگی داستانی دارد، بسیار تازه است؛ هوش مصنوعی. داستان از این قرار است که یک ابزار هوش مصنوعی توسعه‌یافته توسط نظامیان که آن را «موجودیت» می‌نامند، خودمختار و یاغی شده و به صورت پیشرونده خود را تقویت کرده و به تمام فضای دیجیتالی جهان نفوذ می‌کند تا قدرتی استثنایی به دست بیاورد. «موجودیت» اکنون در تلاش است با نفوذ به سیستم زرادخانه اتمی قدرت‌های هسته‌ای جهان، تمام موشک‌های مجهز به کلاهک اتمی در جهان را در سراسر نقاط عالم بر زمین بکوبد و حیات انسان را در کره خاکی نابود کند. 
ماموریت غیرممکن ایتان هانت این بار این است که با رسیدن به منبع کد اولیه «موجودیت» که در یک زیردریایی غرق شده در دریای برینگ در حوالی قطب شمال قرار دارد، قدرت این هوش مصنوعی را خاموش کند. این در حالی است که هم روس‌ها و هم مقامات آمریکایی علاقه دارند به نوعی کنترل «موجودیت» را بر عهده بگیرند و به یگانه قدرت بلامنازع جهانی تبدیل شوند.

باز هم هالیوود و باز هم آخرالزمان

این فیلم نشان می‌دهد وحشت سوژه‌ غربی از آرماگدون هسته‌ای و رقابت تسلیحاتی با قدرت‌های جهانی که متعلق به فضای ذهنی دوران جنگ سرد است، همچنان زنده است و البته بیشتر از دل گفتمان دموکرات‌های آمریکایی بیرون می‌آید، چرا که رئیس‌جمهور آمریکا در این فیلم یک زن رنگین‌پوست و بسیار تداعی‌کننده کاملا هریس است.
 علاوه بر این، همچنان مهم‌ترین رقیب آمریکا در قسمت هشتم «ماموریت غیرممکن»، روسیه است که نمایندگانش در فیلم نظامیانی بسیار خشک، بی‌ملاحظه و جنگ‌طلب‌اند. این در حالی است که آمریکای ترامپ، دیگر منطق مبتنی بر ارزش‌های لیبرال دموکراسی ندارد و بر رقابت اقتصادی و انزواگرایی به نفع تقویت داخل تاکید دارد و همین عامل نیز باعث اختلاف نظر ایالات متحده با اروپایی‌ها بر سر مناقشه اوکراین شده است که چنین گفتمانی به کلی در فیلم غایب است و همان آمریکای پشتیبان حقوق بین‌الملل و ارزش‌های انسان‌دوستانه در تبلیغات دموکرات‌ها در این فیلم نیز بازنمایی شده است.
چیزی که «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی» نشان می‌دهد در راستای بحث قدیمی استراتژیست‌ها و نظریه‌پردازان امنیتی و نظامی و حتی دانشمندانی مثل انیشتین است که تسلیحات هسته‌ای به موجب ریسک بالایی که برای تهدید بقای بشر دارند و استفاده گسترده از آنها، تبعات ویرانگر غیرقابل وصفی در تمام ابعاد زیست‌محیطی، اقتصادی و سلامتی در کل سیاره دارد، آینده جهان را می‌تواند در خطر وجودی قرار دهد.
 در این فیلم البته ضمن ابراز نگرانی از چنین بحران عظیمی، همچنان ایالات متحده آمریکا به عنوان یک قدرت صلح‌طلب و انسان‌دوست ظاهر می‌شود که رئیس‌جمهور باوجدانش با روحیه مادرانه‌ای که از خود نشان می‌دهد، گویی تنها صاحب قدرتی در جهان است که صلاحیت تصمیم‌گیری درباره استفاده از زرادخانه هسته‌ای و اساساً مسؤولیت‌پذیری در گرفتن هرگونه تصمیم مدبرانه و انسانی را دارد؛ امری که در فیلم‌های استراتژیک دیگر مثل «اپنهایمر» نیز به پررنگی مطرح بوده ولی با حقیقت تاریخ چندان سنخیتی ندارد که از قضا تنها قدرتی در جهان که از این سلاح ویرانگر برای کشتار جمعی استفاده کرد، همین ایالات متحده آمریکاست و هم‌اکنون نیز مساله هسته‌ای را چماقی برای اعمال سلطه و زورگویی به کشورهای دیگر مثل کشور ما قرار داده است. مساله هسته‌ای و نگرانی از استفاده تروریستی از آن در قسمت‌های قبلی «ماموریت غیرممکن» نیز مطرح بود به طوری که در قسمت چهارم، یک چهره امنیتی روس که انگیزه شیطانی برای به راه انداختن یک جنگ جهانی جدید دارد، مترصد پرتاب یک موشک مجهز به کلاهک اتمی به آمریکاست. 
در قسمت ششم نیز تشکیلات مخوفی از نیروهای امنیتی فاسد جهان که در سیا و دیگر سرویس‌های امنیتی مهم غرب نفوذ دارند، به دنبال حمله اتمی به 3 شهر مقدس جهان یعنی مکه، بیت‌المقدس و واتیکان هستند که پس از ناکامی در این نقشه شوم، قصد انفجار اتمی در مرز چین، پاکستان و هندوستان را می‌کنند که علاوه بر کشتار آنی، باعث آلودگی رادیواکتیوی یخچال سیاچن به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع تامین آب شیرین در شرق آسیا می‌شود و کسر مهمی از جمعیت جهان را اینگونه از بین می‌برد.

نگرانی از هیولاهای دست‌ساز هوشمند

2 قسمت آخر «ماموریت غیرممکن» به جمع فیلم‌ها و سریال‌های مهمی می‌پیوندد که نگرانی از قدرت گرفتن کامپیوترها را بازتاب می‌دهد. 
در قرن بیستم، این نگرانی شاید خیلی انتزاعی و متکی بر تخیل به نظر می‌رسید و آنچه استنلی کوبریک در «ادیسه فضایی» و ریدلی اسکات در «بلید رانر» نشان دادند، بیش از حد پیشگویانه و دوراندیشانه بود و حتی «ماتریکس» نیز در زمانی ساخته شد که هنوز مردم جهان به تازگی داشتند با کامپیوترها خو می‌گرفتند. با پیشرفت روزافزون فناوری ارتباطات و اطلاعات و تحول دیجیتال اما بحث‌های قدیمی بر سر نگرانی از انقراض بشر توسط ربات‌ها و مصنوعات انسانی دوباره پررنگ‌تر شد. اندیشمندان و تئوریسین‌های آینده‌پژوهشی و فناوری، مفهومی تحت عنوان «تکینگی فناوری» را در این راستا مطرح می‌کنند. واژه تکینگی در فیزیک درباره تبیین سیاه‌چاله مطرح بوده و نقطه‌ای را وصف می‌کند که جرم در آن به قدری فشرده شده که حجمی را اشغال نمی‌کند و یک جور چگالی بی‌نهایت را به وجود می‌آورد. در تعبیر «تکینگی فناوری»، اوج‌گیری افسارگسیخته و پرشدت فناوری مدنظر است؛ یعنی زمانی که سرعت پیشرفت آنقدر بالا می‌رود که از کنترل انسان‌ها خارج می‌شود. به عنوان یک مصداق محوری، هوش مصنوعی در «تکینگی فناوری» محل نگرانی است و بدین شکل این نگرانی را صورت‌بندی می‌کنند که اگر پیش از آنکه انسان‌ها بر دانش کنترل و محدود کردن هوش مصنوعی تسلط یافته باشند، یک ابرهوش به وجود بیاید که بتواند برترین دانشمندان این حوزه را نیز فریب دهد و تصمیم به حذف انسان‌ها بگیرد، ممکن است انسان‌ها نتوانند ابزار کافی برای مقابله با چنین پدیده‌ای پیدا کنند. 
این موضوع از این جهت نگران‌کنندگی ویژه پیدا می‌کند که در خیلی موارد رفتار هوش مصنوعی قابل پیش‌بینی نیست و ممکن است با سرعتی بسیار بیش از انتظار بشر، دچار تحول در قدرت تحلیل و حل مساله شود و دانشمندان نمی‌توانند تضمین دهند که یک تحول نابهنگام و شدید در قدرت ادراک و پردازش هوش مصنوعی، تا چه میزان این پدیده را امن و کنترل‌پذیر نگه می‌دارد؛ اتفاقی که مورد نگرانی جو بایدن و حتی غول‌های فناوری مثل ایلان ماسک نیز بوده است.
2 قسمت آخر «ماموریت غیرممکن» دقیقاً همین موضوع را سوژه اصلی خود قرار داده‌اند و هوش مصنوعی یاغی شده را در اصل در شمایل نوعی «ضد خدا» به تصویر می‌کشند که قطب شر و خصمانه علیه حیات بشر بر کره زمین است.

ارجاع به ارباب حلقه‌ها

یک نکته جالب در روایت قسمت آخر «ماموریت غیرممکن»، وجه اساطیری و الهیاتی آن است. هوش مصنوعی «موجودیت» در این فیلم، فقط یک نماینده از فناوری خشک و بی‌روح و صرفاً موجودی دارای قوه منطق استثنایی و پردازشگر تحلیلی قدرتمند نیست، بلکه قطبی از شرارت است که جوهره‌اش ضدیت با خداست و فیلم به طرز جذابی از شاهکار «ارباب حلقه‌ها» برای بازنمایی این هوش مصنوعی وام می‌گیرد. 
در ابتدا که فیلم آغاز می‌شود صداهای مختلفی این موجود را به عنوان یک شیطان مرموز و خطرناک توصیف می‌کنند و یک صدای زنانه اذعان می‌کند که «جهان در حال تغییر است؛ جنگ در راه است» و این آغاز با همین جمله دقیقاً در «ارباب حلقه‌ها» و درباره قطب شر آن فیلم که یک موجود اهریمنی خطرناک با آرزوی سلطه بر جهان انسان‌ها بود، مشابهت دارد. تصویر و شمایل گرافیکی ارائه شده از این هوش مصنوعی نیز به عنوان موجودی که همه چیز را می‌بیند و می‌شنود، با یک صدای مخوف و المان بصری شبیه به چشم آبی، باز با تک چشم آتشین ارباب سائورون، اهریمن «ارباب حلقه‌ها» مشابه است. خط روایی فیلم نیز شباهت جالبی به «ارباب حلقه‌ها» دارد. در حالی که تمام نیروهای قطب خیر ماجرا وسوسه می‌شوند از قدرت این موجود (که آنجا یک حلقه بود) به نفع خود استفاده کنند، تنها راه فائق آمدن بر خاصیت تباه‌کننده و فسادزای «موجودیت»، دسترسی به منبع اولیه کد آن و نابودی در مبدأ است، چیزی که دقیقاً مشابه داستان «ارباب حلقه‌ها» است که نقشه قطب خیر ماجرا برای نابودی حلقه در آن شاهکار نیز پرتاب کردن حلقه در کوه آتشفشانی ترسیم می‌شد که نخستین بار حلقه در آنجا ساخته شده بود. سفر قهرمان برای نابودی موجود اهریمنی در هر 2 اثر بسیار دشوار و پر دردسر است و جان همه انسان‌ها به انجام آن وابسته است. 
همچنین در جایی از فیلم، ایتان هانت در توصیف «موجودیت» از لفظ «ارباب دروغ‌ها» استفاده می‌کند. مجموعه این تاثیرپذیری از «ارباب حلقه‌ها» جالب است که چگونه یک فیلم با زمینه مدرن و روایتگر واقعی‌ترین مسائل مبتلابه بشر مثل هوش مصنوعی و رقابت تسلیحاتی اتمی می‌تواند یک زیرمتن و باطن اساطیری در حد و اندازه «ارباب حلقه‌ها» پیدا کند و وجه نمادین آن شاهکار درباره بغرنجی جوهره قدرت را به یک مصداق امروزی و رئال که هوش مصنوعی است پیوند بزند.

شلیک به کشتی حضرت نوح!

ارجاعاتی به داستان کشتی حضرت نوح نیز در این قسمت از «ماموریت غیرممکن» وجود دارد، به این نحو که هوش مصنوعی «موجودیت»، گروهی از انسان‌ها را فریب می‌دهد که مشابه با داستان نوح، تمدن شرارت‌بار انسانی باید در یک عذاب جمعی نابود شود و فقط عده کمی که به این هوش مصنوعی اعتماد کرده‌اند نجات یابند تا نسل انسان را بعد از فاجعه ادامه دهند. در «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی» بعضی موتیف‌های همیشگی کمرنگ‌تر از قبل درآمده است؛ از آن ماسک‌های شبیه‌ساز چهره تا پیغام‌های خودتخریب‌شونده که ماموریت جدید را با مطلع «عصر بخیر آقای هانت» به قهرمان فیلم ابلاغ می‌کنند و حتی موزیک محوری و مشهور مجموعه که امضای اصلی آن است، در این فیلم خفیف‌تر و کم‌مایه‌تر است. در حالی که جدیت و سطح سیاسی امنیتی سوژه بالاتر از تمام قسمت‌های قبل است که این بار مستقیماً رئیس‌جمهور آمریکا، تمام قدرت‌های اتمی جهان، ارتش آمریکا و روسیه را وارد داستان می‌کند و مرگ و زندگی تمام بشریت را به موفقیت ایتان هانت و تیمش گره می‌زند. طبیعتاً استاندارد فیلم از جهت قدرت ترشح آدرنالین در امتداد قسمت‌های قبلی است و با برترین آثار اکشن سینمای جهان قابل قیاس است. درباره مجموعه «ماموریت غیرممکن» به طور کلی یک نکته کنجکاوی‌برانگیز و جذاب این است که تام کروز همواره اصرار داشته ایده‌های دشوار فیلمنامه را تا حد امکان بدون بدلکار و با توانایی بدنی واقعی خودش پیاده کند و این موضوع در کنار تلاش‌های کریستوفر نولان برای استفاده نکردن از جلوه‌های ویژه رایانه‌ای در ساختن سکانس‌های چالشی فیلم‌هایش، جزو مصادیق کنجکاوی‌برانگیزی و زنده بودن اصیل سینمای آمریکاست که تلاش می‌کند مخاطب را با سالن‌های سینما آشتی دهد. در اینجا چند سکانس مهیج سطح بالا در حد سکانس‌های جذاب سری «ماموریت غیرممکن» وجود دارد که یکی زیر اقیانوس در زیردریایی و دیگری در آسمان موقع پرواز هواپیمای ملخی نفس مخاطب را در سینه حبس می‌کند و همگی بسیار میخکوب‌کننده هستند. با این حال شاید عدم باورپذیری بعضی رویدادها و خرده‌داستان‌های این قسمت و همچنین شلختگی روایی آن از جهت نوعی آشکار بودن تصنعی نقشه راه برای کل تیم IMF، پایین‌تر از سطح انتظار ما از چنین اثر مهمی است که داعیه پایان‌بندی برای کل مجموعه را دارد. یادآوری این نکته حسرت‌بار است که لااقل تا این لحظه ادعا شده دیگر «ماموریت غیرممکن» جدیدی ساخته نخواهد شد و برای علاقه‌مندان این مجموعه، راهی جز مرور خاطرات خوش این 8 قسمت باقی نمی‌ماند.

ارسال نظر
پربیننده