30/بهمن/1404
|
10:31

مخدوم کم‌عنایت

ای که شرح حال بیماران به دکتر می‌دهی
سیتریزین را در دهان، یک قاشقِ پر می‌دهی
می‌شوی از خستگی پخش زمین و بی‌درنگ 
پاسخ ان‌قلت‌ها را فورس‌ماژور می‌دهی
تا مریضی گفت: دکتر جان به داد من برس
«آیم‌ نرس» را در جوابش بی‌تفاخر می‌دهی 
گرچه داغانی ولی تا کار، اورژانسی شود
خدمتی ارزنده و فوق تصور می‌دهی 
سر در اینستا، که البته یکی در صدهزار!
سوزن و قیچی و نخ را دست دکتر می‌دهی
گاه هم از خستگی هنگام جراحی مخ
دست دکتر جای تیغ و پنس، پیکور می‌دهی
تا که بعد از شخم دست و پا رگی پیدا نشد 
میلِ آویز سرُم را ناگهان سر می‌دهی
الغرض، قربان ایثار تو و مزد کمت
که همان مقدار را پول ماساژور می‌دهی
تو که عشقی، برگه ترخیص حالم را گرفت
کاش بیمارت بمانم چون که تب‌بر می‌دهی

ارسال نظر